کالبدشکافی یک اسطوره؛ ۷ واقعیتی که درباره مریلین مونرو نمی‌دانید

مونرو در مصاحبه‌ای در سال ۱۹۶۰ به یاد آورد که نخستین بار در دوران اقامتش در «خانه یتیمان لس‌آنجلس»، جایی که بین سپتامبر ۱۹۳۵ تا تابستان ۱۹۳۷ در آن زندگی می‌کرد، دچار لکنت شد.

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، مریلین مونرو جایگاهی برجسته در ذهن و خیال عمومی دارد. زیبایی و حضور فریبنده‌اش او را به یکی از مشهورترین بازیگران دوران خود تبدیل کرد. با این حال، ورای آن زرق‌وبرق، داستانی بسیار پیچیده‌تر نهفته است. کودکی دشوار او، تجربه‌های پیچیده‌اش از شهرت و تصویر عمومی، و تلاش و تعهدش برای آن‌که به‌ عنوان یک بازیگر جدی گرفته شود، مدت‌ها پس از مرگ تراژیکش در سال ۱۹۶۲، آن هم در تنها ۳۶ سالگی، همچنان طرفداران را مجذوب خود کرده است.

این هفت نکته، درک عمیق‌تری از زنی که در پسِ آن شمایل افسانه‌ای قرار داشت به دست می‌دهند.

کالبدشکافی یک اسطوره؛ ۷ واقعیتی که درباره مریلین مونرو نمی‌دانید
نورما جین بیکر، ستاره آینده سینما که بعدها با نام مریلین مونرو شناخته شد،
در حال بازی با سگ‌ها در باغی روستایی، حدود سال ۱۹۳۳.
عکس از Silver Screen Collection / Hulton Archive / Getty Images

۱. او در کودکی با لکنت زبان دست‌وپنجه نرم می‌کرد.

مونرو در مصاحبه‌ای در سال ۱۹۶۰ به یاد آورد که نخستین بار در دوران اقامتش در «خانه یتیمان لس‌آنجلس»، جایی که بین سپتامبر ۱۹۳۵ تا تابستان ۱۹۳۷ در آن زندگی می‌کرد، دچار لکنت شد. مونرو که آن زمان با نام نورما جین شناخته می‌شد، بخش زیادی از کودکی‌اش را در رفت‌وآمد میان خانه‌های سرپرستی و مؤسسه‌ها گذراند. مادرش، گلادیس بیکر، با مشکلات شدید سلامت روان دست‌به‌گریبان بود و نمی‌توانست از او مراقبت کند. مونرو گفت که این لکنت در اوایل نوجوانی‌اش دوباره بازگشت، و از دشواری‌اش در خواندن صورت‌جلسه‌ها یاد کرد؛ زمانی که به‌ عنوان منشی یک باشگاه مدرسه انتخاب شده بود.

میشل مورگان، که ازجمله کتاب‌هایش درباره مونرو می‌توان به Marilyn Monroe: Private and Undisclosed و When Marilyn Met the Queen اشاره کرد، می‌گوید این ستاره در بزرگسالی نیز گاه‌به‌گاه همچنان لکنت داشت. مورگان توضیح می‌دهد: «گاهی هنگام کار کردنش بروز می‌کرد، و این موضوع افراد حاضر در صحنه را غافلگیر می‌کرد، چون تا آن لحظه نشنیده بودند که او لکنت داشته باشد.»

در همان مصاحبه سال ۱۹۶۰، مونرو یکی از این موارد را نیز بازگو کرد؛ زمانی که یکی از دستیاران کارگردان به خاطر لکنتش در صحنه بر سر او فریاد زد. او با شوخی گفت: «او گفت: “تو لکنت نداری!” من هم گفتم: “این چیزی است که تو فکر می‌کنی!”»

کالبدشکافی یک اسطوره؛ ۷ واقعیتی که درباره مریلین مونرو نمی‌دانید
مریلین مونرو هنگام ورود به فرودگاه آیدلوایلد (Idlewild)،
در حال امضا دادن به کودکان، ۲ ژوئن ۱۹۵۶ [۱۲ خرداد ۱۳۳۵].

Bettmann Archive

۲. او از نام مستعار «زلدا زانک» استفاده می‌کرد

مونرو وقتی می‌خواست از جلب توجه دوری کند، از یک نام مستعار بامزه استفاده می‌کرد و پروازها و اتاق‌های هتل را با نام «Zelda Zonk» رزرو می‌کرد. اما چون یکی از شناخته‌شده‌ترین ستاره‌های دوران خود بود، مجبور بود یک قدم فراتر هم برود. همان‌طور که مورگان اشاره می‌کند: «او اغلب یک کلاه‌گیس قهوه‌ای تیره می‌گذاشت، روسری سر می‌کرد و لباس‌های کهنه می‌پوشید و هیچ‌کس مزاحمش نمی‌شد.»

به گفته مورگان، این «هویت جایگزین» به مونرو که ذاتاً فردی خجالتی بود، فرصتی بسیار لازم می‌داد تا از نورافکنِ همیشگی فاصله بگیرد. با این حال، گاهی درباره لحظه‌های گمنامی‌اش احساس دوگانگی می‌کرد. مورگان می‌گوید: «مریلین عاشق طرفدارانش بود و از وقت گذراندن با آن‌ها لذت می‌برد. یک بار با لباس مبدل از کنار طرفدارانش رد شد، اما بعد احساس ناراحتی کرد که آن‌ها نتوانسته‌اند او را ببینند. روایت این است که لباس مبدلش را درآورد و برگشت تا طرفدارانش بتوانند او را ببینند.» از نظر مورگان، این لحظه انسانیت مونرو و قدردانی‌ای را نشان می‌دهد که نسبت به کسانی داشت که او را به یک ستاره تبدیل کردند.

کالبدشکافی یک اسطوره؛ ۷ واقعیتی که درباره مریلین مونرو نمی‌دانید
مریلین مونرو هنگام فیلم‌برداری در لوکیشن فیلم The Seven Year Itch در خیابان ۶۱ نیویورک، سال ۱۹۵۴.
Bettmann Archive

۳. او یک شرکت تولید مستقل تأسیس کرد

الیزابت ویندر در کتاب Marilyn in Manhattan می‌نویسد که مرلین مونرو در سال ۱۹۵۴، از نظام استودیویی هالیوود به ستوه آمده بود و لس‌آنجلس را به مقصد نیویورک ترک کرد. در آن‌جا، در ژانویه ۱۹۵۵، همراه با دوست عکاسش، میلتون گرین، شرکت تولید مستقل خودش را به‌ طور مشترک بنیان گذاشت. هدف از این اقدام آن بود که کنترل بیشتری بر مسیر حرفه‌ای‌اش داشته باشد و بتواند آن نوع فیلم‌هایی را بسازد که برای خودش تصور می‌کرد.

ویندر در سال ۲۰۲۲ به Entertainment Weekly گفت: «این راه او برای رسیدن به آزادی خلاقانه بود. این راه او بود تا بتواند همان نوع بازیگری باشد که می‌دانست می‌تواند باشد و همیشه می‌خواست باشد. واقعاً راهی نبود که او بتواند این کار را در مقیاسی کوچک‌تر انجام دهد.»

شرکت Marilyn Monroe Productions فیلم Bus Stop را در سال ۱۹۵۶ و نیز The Prince and the Showgirl را در سال ۱۹۵۷ تولید کرد؛ فیلمی که مونرو در آن در کنار کارگردان، لارنس الیویه، ایفای نقش کرد.

۴. او با ملکه الیزابت دوم دیدار کرد

مونرو هنگام فیلم‌برداری فیلم The Prince and the Showgirl در انگلستان، در اکتبر ۱۹۵۶ در نمایش سلطنتی فیلم The Battle of the River Plate شرکت کرد؛ جایی که با ملکه الیزابت دوم دیدار کرد.

هرچند لباس طلایی لمه با یقه باز مونرو شاید باعث بالا رفتن چند ابرو شده باشد، دیدار کوتاه او با ملکه بدون هیچ مشکلی انجام شد. به نوشته مورگان، وقتی الیزابت دوم در صف استقبال به مونرو نزدیک شد، این بازیگر دست او را گرفت و تعظیم کرد. مونرو بعدها به خبرنگاران گفت که ملکه را «بسیار گرم و مهربان» یافته و این‌که «او از خود شیرینی و ملاطفت ساطع می‌کند.» او گفت که آن دو درباره این موضوع گفت‌وگوی کوتاهی داشتند که مونرو و همسر آن زمانش، آرتور میلر، در عمارتی اجاره‌ای در نزدیکی قلعه ویندزور، اقامتگاه محبوب ملکه، اقامت داشتند.

مورگان می‌نویسد مقاله‌ای در سال ۱۹۶۱ در مجله People استرالیا ادعا کرده بود که پس از این دیدار، ملکه شیفته مونرو شده و همه فیلم‌های او را تماشا کرده است. یک «دوست» بی‌نام به این مجله گفته بود که الیزابت دوم مونرو را «فردی بسیار شیرین» توصیف کرده، اما «برای او احساس تأسف کرده بود، چون آن‌قدر عصبی بود که تمام رژ لبش را خورده بود.»

۵. او شهرت خود را در خدمت دیگران به کار گرفت

مرلین مونرو دوستی عمیقی با «الا فیتزجرالد» داشت و این اسطوره موسیقی جاز را «شخص محبوب» و خواننده موردعلاقه‌اش می‌نامید. گزارش شده است که در اواسط دهه ۱۹۵۰، به فیتزجرالد اجازه اجرا در کلوب شبانه معتبر «موکامبو» در لس‌آنجلس داده نمی‌شد، زیرا مالکان آن تردید داشتند که یک خواننده زن سیاه‌پوست بتواند جمعیت را به آن‌جا بکشاند. مونرو شخصاً مداخله کرد. به گفته فیتزجرالد، مونرو به صاحبان کلوب قول داد که اگر با فیتزجرالد قرارداد ببندند، او هر شب در ردیف اول خواهد نشست. فیتزجرالد بعدها گفت: «من واقعاً به مرلین مونرو مدیونم.»

نوارهای صوتی ضبط‌شده از آخرین مصاحبه مونرو با مجله Life در سال ۱۹۶۲، بیش از پیش اشتیاق او را برای استفاده از شهرتش به عنوان یک تریبون روشن می‌سازد. به گزارش روزنامه The Times، مونرو بارها از مصاحبه‌کننده، ریچارد مریمن، درخواست کرد تا نظرات او را درباره اهمیت همبستگی و خویشاوندی فراتر از نژاد و طبقه اجتماعی در متن بگنجاند؛ اظهاراتی که درنهایت منتشر نشدند.

کالبدشکافی یک اسطوره؛ ۷ واقعیتی که درباره مریلین مونرو نمی‌دانید
مرلین مونرو، ۱۹۵۴.
عکس از بارون / آرشیو هالتون / گتی ایمیجز

۶. «مرلین مونرو» شخصیتی بود که این بازیگر می‌توانست آن را فعال یا غیرفعال کند

تصویری که از مونرو در ذهن عموم مردم باقی مانده است، به شکلی ناگسستنی با شخصیت‌های «زن جذاب بلوند» (Blonde Bombshell) که او در فیلم‌هایی مانند آقایان موطلایی‌ها را ترجیح می‌دهند و چگونه می‌توان با یک میلیونر ازدواج کرد بازی می‌کرد، گره خورده است. اما اسکات فورتنر، مورخ آثار مونرو، می‌گوید یادآوری این نکته مهم است که پرسونای «مرلین مونرو» درواقع شخصیتی بود که این بازیگر بااستعداد برای مردم اجرا می‌کرد. حتی آن شیوه صحبت کردنِ نفس‌زنانه‌ و مشهور او با صدای طبیعی‌اش تفاوت داشت؛ صدایی که به گفته فورتنر می‌توانید در فایل‌های ضبط‌شده مجله Life در سال ۱۹۶۲ بشنوید.

فورتنر با بازگو کردن داستانی از زبان سوزان استراسبرگ (دختر لی استراسبرگ، مربی مشهور بازیگری) می‌گوید: «او روشی داشت که به لحاظ فیزیکی به مرلین تبدیل می‌شد.» استراسبرگ شرح داده است که مونرو روزی از او پرسید: «دوست داری تبدیل شدنم به او را ببینی؟» و سپس با تغییراتی ظریف—خم کردن سر، تغییر در نحوه راه رفتن و نمایان کردن آن لبخند امضای «مرلینی» — ناگهان توسط رهگذرانی که لحظاتی قبل حتی نگاهی به آن دو نینداخته بودند، شناسایی شد.

۷. مونرو به‌هیچ‌وجه یک «بلوندِ کم‌هوش» نبود

مونرو در ۱۵سالگی ترک تحصیل کرد، اما فورتنر می‌گوید نداشتن تحصیلات دبیرستانی مانع از آن نشد که او برای بهتر کردن خودش و گسترش دانشش تلاش کند. در زمان مرگ او، کتابخانه شخصی‌اش بیش از ۴۵۰ کتاب را دربر می‌گرفت؛ برخی از این کتاب‌ها اکنون در مجموعه فورتنر هستند و شامل بخش‌هایی می‌شوند که این ستاره هنگام مطالعه زیر آن‌ها خط کشیده بود.

فورتنر می‌گوید: «زنی که داستایفسکی، تولستوی، چخوف، فروید، جویس و ریلکه می‌خوانْد، فعالانه در حال ساختن زندگی درونی‌ای بود که بسیار غنی‌تر از تصویری بود که استودیوها از او به فروش می‌رساندند.»

فورتنر فراتر از علایق فکری او، مونرو را «تیزهوش و بذله‌گو» توصیف می‌کند؛ کسی که همیشه آماده بود، وقتی خبرنگاری می‌خواست او را به دام بیندازد یا بر او غلبه کند، پاسخی زیرکانه بدهد. او می‌گوید: «او بامزه بود، و در آن لحظه‌ها واقعاً خیلی باهوش عمل می‌کرد. او می‌دانست چگونه خودش را در برابر افکار عمومی و برای مردم جایگاه‌سازی کند.»

منبع: www.history.com

۲۵۹

کد مطلب 2227555

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
6 + 3 =

آخرین اخبار