به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، پیش از آنکه زنی بتواند به عنوان مهماندار هواپیما پا به یک هواپیما بگذارد، باید مجموعهای از شرایط را میگذراند که هیچ شباهتی به مسائل مربوط به هوانوردی نداشت. نه گواهی ایمنی، نه دانش ناوبری و نه آموزشهای اضطراری. فهرستی که صلاحیت او را تعیین میکرد کاملاً بر پایه ظاهر فیزیکیاش، طنین صدایش، عطری که استفاده میکرد و جزئیات زندگی عاشقانهاش تنظیم شده بود.
در دهه ۱۹۵۰ شرکتهای هواپیمایی براساس شایستگی استخدام نمیکردند؛ آنها براساس تصویر ظاهری استخدام میکردند و این تصویر را با دقتی چشمگیر اجرا و کنترل میکردند.

مهماندار ایدهآل باید جوان، مجرد، باریکاندام و به شکلی بسیار مشخص آراسته میبود. این انتظارات نه فشارهای فرهنگیِ نانوشته بودند و نه سلیقههای مبهم مدیریتی؛ بلکه سیاستهایی رسمی و مکتوب بودند که به طور مداوم و بیهیچ ملاحظهای اجرا میشدند.
آنچه در ادامه میآید، نگاهی است به اینکه این سیاستها دقیقاً چه چیزهایی را الزامی میدانستند؛ و نیز یادآوری این واقعیت که زمانی ارزش حرفهای یک زن تا چه اندازه بر پایه معیارهایی سنجیده میشد که هیچ ارتباطی با توانایی او در انجام کار نداشتند.

۱. مدل مویی که نشانگر زنانگی باشد
در دهه ۱۹۵۰، مدل مو برای خدمه پرواز یک انتخاب شخصی نبود. مهمانداران زن ملزم بودند موهایشان را کوتاه، مرتب و به طور غیرقابلانکاری زنانه نگه دارند.
هدف، دستیابی به ظاهری آراسته و متین بود که با تصویری که شرکتهای هواپیمایی برای ارائه آن سخت تلاش میکردند، همخوانی داشته باشد: زنانی باوقار که در عصر طلایی و باوقارِ سفر، به مسافرانی باوقار خدمترسانی میکنند.

۲. آرایشی که زیبایی را دوچندان کند، اما توی چشم نزند
از مهمانداران زن انتظار میرفت در هر پرواز آرایش داشته باشند، اما مقررات مربوط به آن دقیق و مشخص بود. ظاهر آنها باید طبیعی و آراسته میبود؛ به اندازهای که مرتب و خوشظاهر به نظر برسند، اما هرگز تند، اغراقآمیز یا نمایشی نباشد.
معیار اصلی، که هرچند هرگز به طور کامل نوشته نشده بود اما بهخوبی درک میشد، جذابیتی بود که بیش از حد توجه را به خود جلب نکند.

۳. ناخنهایی با مانیکور بینقص
دستها بخشی از یونیفرم به شمار میرفتند. شرکتهای هواپیمایی از مهمانداران زن انتظار داشتند همیشه دستهایی نرم با ناخنهایی با مانیکوری ملایم و آراسته داشته باشند؛ با ظاهری آنقدر طبیعی که بیتکلف به نظر برسد.
از آنجا که هنگام ارائه خدمات، دستها آشکارترین بخش بدن مهماندار بودند، آنها را بازتابی از استانداردهای کلی شرکت هواپیمایی میدانستند.

۴. جواهرات در حداقلِ ممکن و با دقت انتخاب میشدند
استفاده از زیورآلات در چارچوب محدودیتهای سختگیرانه مجاز بود. یک رشته مروارید، یک آویز کوچک و یک جفت گوشواره میخی، نهایتِ مرزِ قابلقبول برای زیورآلات به شمار میرفت.
هر چیزی فراتر از این، افراطی تلقی میشد و با تصویر متین و حرفهایای که شرکتهای هواپیمایی میخواستند مهمانداران زن خود ارائه دهند، سازگار نبود.

۵. محدودیت وزن ۱۳۵ پوند، که پیش از هر شیفت اعمال میشد
این شاید بر اساس معیارهای امروزی، تکاندهندهترین قانون باشد. مهمانداران زن پیش از حضور برای انجام وظیفه در هر پرواز، وزن میشدند.
حداکثر وزن مجاز ۱۳۵ پوند [حدود ۶۱ کیلوگرم] بود و حتی اندکی بیشتر از این مقدار هم به معنی فرستاده شدن به خانه، بدون دریافت دستمزد، بود.
این سیاست سرانجام لغو شد، اما نه پیش از آنکه شرایط کاری یک نسل کامل از زنان شاغل در صنعت هوانوردی را شکل دهد.

۶. گن بخشی از یونیفرم بود
حفظ وزن تعیینشده بهتنهایی کافی تلقی نمیشد.
مهمانداران زن همچنین موظف بودند زیر یونیفرم خود یک گنِ قالبدار بپوشند تا فرم اندامشان در همه حال با استانداردهای سختگیرانه شرکت هواپیمایی مطابقت داشته باشد! ظاهر، از هر جهت، یک وظیفه حرفهای به شمار میرفت.

۷. قد بین ۵ فوت و ۲ اینچ تا ۵ فوت و ۶ اینچ
استانداردهای قد بهدقت مشخص شده بودند. زنان برای واجد شرایط شدن باید قدی بین ۵ فوت و ۲ اینچ تا ۵ فوت و ۶ اینچ [حدود یک متر و نیم] میداشتند؛ محدودهای که با در نظر گرفتن کفشهای پاشنهبلند (که خود بخشی از یونیفرم اجباری بود) تعیین شده بود.
هدف از این ترکیب، ایجاد خدمه پروازی با ظاهری یکدست و از نظر بصری هماهنگ بود. امروزه، این نوع محدودیتهای قدی در اکثر کشورها غیرقانونی است.

۸. قدِ دامن باید دقیقاً در اندازهای مناسب قرار میگرفت
قدِ لبه دامن، یکی دیگر از مواردی بود که مشمول دستورالعملهای رسمی قرار میگرفت. دامنها نباید بیش از حد بلند یا بیش از حد کوتاه میبودند.
لبه قابلقبول دامن در نقطه مشخص و متین (پوشیدهای) قرار میگرفت که شرکتهای هواپیمایی آن را برای ارائه خدمات حرفهای مناسب میدانستند؛ و معروف بود که سرپرستان آن را بازرسی میکردند.

۹. پاهای آراسته و رسیدگیشده
از آنجا که مهمانداران کفشهای پاشنهبلندِ مدل بازی میپوشیدند که بخشهایی از پا را نمایان میکرد، رسیدگی به پاها نیز در فهرست الزامات رسمی گنجانده شده بود.
پاهایی تمیز، مرتب و با دقت نگهداری شده، بخشی از استاندارد کلی ظاهر به شمار میرفت؛ جزئیاتی که بهخوبی نشان میدهد این مقررات تا چه حد دقیق و همهجانبه بودهاند.

۱۰. صدایی ملایم و سنجیده
مهمانداران آموزش میدیدند که در تمام اوقات با لحنی آرام و موزون صحبت کنند. بلند کردن صدا، تحت هر شرایطی، دلیلی برای تذکر و اصلاح رفتار بود.
برخی از شرکتهای هواپیمایی حتی فراتر رفته و به عنوان بخشی از فرآیند آموزش بدو خدمت، دستورالعملهای خاصی را برای نحوه بیان ارائه میدادند و لحن و طنین صدا را به عنوان مهارتهایی حرفهای و همتراز با فنون پذیرایی در نظر میگرفتند.

۱۱. عطری دلپذیر و ملایم
استفاده از عطر مورد انتظار بود، اما میزان و نوع آن بهدقت کنترل میشد.
رایحه عطر باید آنقدر ملایم میبود که برای اکثر مسافران جلب توجه نکند، اما در عین حال به حس کلی طراوت و ظرافت بیفزاید.
استفاده بیش از حد، باعث حواسپرتی میشد و استفاده خیلی کم، مطابق با استاندارد نبود. ظاهراً شرکتهای هواپیمایی حتی در این مورد هم نظرات خاص خود را داشتند.
۱۲. مجرد و بدون تعهد، با انتظارِ ماندن در این وضعیت
ازدواج باعث سلب صلاحیت یک مهماندار از جایگاه شغلیاش میشد. در بسیاری از موارد، داشتن یک رابطه عاطفی جدی نیز پیامد مشابهی داشت.
خطوط هوایی با این باور فعالیت میکردند که تمامِ تمرکز و هویت شخصی یک مهماندار باید در راستای نقش حرفهایاش باقی بماند: مجرد و بدون قید و بند [خانوادگی]. زنی که در دوران اشتغال خود ازدواج میکرد، معمولاً ملزم بود بلافاصله استعفا دهد.
این سیاست که از جنجالیترین موضوعات آن دوران به شمار میرفت، تا پیش از دهه ۱۹۷۰ میلادی در ایالات متحده به طور کامل برچیده نشد؛ این امر تنها پس از چالشهای قانونی مداوم از سوی مهماندارانی محقق شد که از پذیرش این قانون سر باز زدند.
منبع: rarehistoricalphotos.com
۲۵۹
نظر شما