خبرآنلاین – از ماهها پیش روزی نیست که شاهد بازنشر دهها خبر فوری توسط رسانههای فارسی زبان در شبکههای اجتماعی و سایتهایشان نباشیم. خبرهایی که عمدتا از منابع غربی یا حسابهای کاربری شبکههای اجتماعی با استفاده از ماشین ترجمه شدهاند و به سرعت روی خروجی سایتهای خبری فارسیزبان قرار میگیرند.
مخاطبان هر روز در این رسانهها میخوانند که امروز یا فردا قرار است توافق بشود یا نتانیاهو و ترامپ وارد جنگ شدهاند یا ساعاتی دیگر قرار است تمدن ایران برای همیشه از کتابهای تاریخ محو شود.
پیامهای دونالد ترامپ، رئیس جمهور فاقد ثبات شخصیت آمریکایی در شبکه اجتماعی تروت سوشیال، از لحظهای که به فکر او میرسند، تا زمانی که از طریق پایگاههای خبری ایرانی به خورد مخاطب فارسی زبان دادهشوند، تنها چند ثانیه زمان میبرند.
هر چیزی که رئیس جمهور آمریکا بلغور کند، رسانههای فارسی بدون توضیح و حاشیهای برای مخاطب ایران تکرار میکنند.
مدتهاست که تقریبا برای همه کارشناسان مشخص شده که برخی از رسانههای آمریکایی به صورت مشخص محتوای اخبار و اطلاعات خود را به صورت هدفمند و با سوءنیت از دستگاههای اطلاعاتی و امنیتی دریافت میکنند تا بر بازارها و افکار عمومی اثرگذاری داشتهباشند.
به رغم این آگاهی، روزی نیست که یکی دو خبر راستیآزمایی نشده و اعتبارسنجی نشده از این رسانهها در کانالهای فارسی پیامرسانها و پایگاههای خبری به سرعت بازنشر نشود.
عبارت «اکسیوس نوشت» دیگر به مهمان ثابت تیترهای همه سایتهای فارسیزبان تبدیل شدهاست. مدیران رسانهها به شکلی با اکسیوس برخورد میکنند که انگار نعوذبالله سایت اکسیوس نص قرآن را نشر میدهد و باراک راوید، خبرنگار این رسانه، پناه بر خدا خود جبرائیل است.
هر کجا کوچکترین خبری در مورد مذاکرات ایران و آمریکا وجود داشتهباشد، خبرنگاران سابق و اپراتورهای فعلی هوش مصنوعی، با سرعت برق و باد به دنبال ترجمه کردن آن هستند که خدای نکرده کانالشان از کانالهای رقیب عقب نماند. بگذریم که هر کسی زودتر منتشر کرد، بقیه را تامین کردهاست. ناگهان گاهنمای کانالهای خبری همزمان با یک متن مشترک پر میشود. «اکسیوس نوشت تا ۴۸ ساعت دیگر تفاهمنامه پایان جنگ میان ایران و آمریکا امضا میشود.»
سه هفته از انتشار این خبر توسط اکسیوس و بازنشر گسترده آن توسط رسانههای فارسی بدون ذرهای اعتبارسنجی میگذرد. مدیران رسانهها آیا یک بار از خودشان پرسیدهاند که عواقب انتشار چنین خبری در اعتماد افکار عمومی به رسانههایشان چیست؟
وقتی رسانههای هر روز دهها خبر غلط و تیتر گمراهکننده و اطلاعات جعلی منتشر کند، نه تنها اعتبار خودش را برای همیشه نزد مخاطب از بین میبرد، بلکه اساسا اعتماد افکار عمومی را نیز به نوشتههای رسانههای فارسی خدشهدار میکند.
فرقی نمیکند که جلوی خبر یکخطی جعلی نوشتهباشیم اکسیوس، سیبیاس، انبیسی یا هر کوفت و زهرمار دیگر، از دید مخاطب مسئول انتشار اطلاعاتی که در آن خبر ذکر شدهاست، رسانهای است که آن را بازنشر میکند.
رسانههای فارسی زبان باید تکلیف خودشان را روشن کنند، قرار است صرفا طوطیوار هر چیزی که در رسانههای خارجی منتشر میشود، بدون توضیح، اعتبارسنجی و راستیآزمایی بازنشر کنند یا اینکه قرار است مانند یک رسانه معتبر و قابل اعتماد، اخبار صحیح و گزارههای درست را در اختیار مخاطبشان قرار دهند.
من شخصا نمیدانم این اخبار یکخطی جعلی و گمراهکننده دقیقا چقدر درآمد و بازدید و کلیک برای رسانهها میآورد، اما آنچه میدانم حتی اگر هر یک از این خبرها میلیونها بازدید هم داشتهباشد و میلیاردها تومان درآمد به جیب رسانه بزند، نهایتا در بلند مدت مهمترین دارایی رسانه را از آن سلب میکند. مهمترین دارایی هر رسانهای اعتبار آن نزد مخاطبان و قابل اعتماد بودن اخبار و گزارشهایش است.
معضل دیگر این شیوه اطلاعرسانی این است که خبرنگاران حوزه بینالملل و سیاست خارجی را در بهترین حالت تبدیل به مترجم و در حالت واقعی تبدیل به اپراتور هوش مصنوعی و مسئول کپی-پیست میکند.
کارویژه خبرنگاران، کپی کردن و بازنشر نیست، بلکه اعتبارسنجی و گزارش رویدادها به شکل معتبر و قابل اعتماد است. خبرنگارانی که دست کم در حوزه بینالملل و سیاست خارجی امروز تربیت میشوند تا چه اندازه با کارویژه خودشان آشنا میشوند؟
خبرنگاری که هیچ اطلاعی ندارد در کلمبیا و هلند چه میگذرد، چه تحلیل و برداشت دقیقی از اوضاع و شرایط بینالمللی دارد که بتواند درستی و غلطی و اعتبار اظهارات رسانهای و شبکههای مجازی را محک بزند؟
به اعتقاد من رسانههای فارسی زبان، برای رحم به آینده خودشان هم که شده، باید کمی در دیدگاهشان نسبت به آنچه «خبر» و «گزارش» خوانده میشود، تجدیدنظر کنند. خبر هر چه باشد، بازتاب آینهوار هر آنچیزی که در آمریکا نوشتهمیشود نیست.
۴۲/۴۲
نظر شما