خبرآنلاین - رسول صَفرآهنگ - در فضای پیچیده کنونی خاورمیانه، تقابل میان اسرائیل و انصارالله (حوثیها) به یکی از مهمترین متغیرهای امنیتی منطقه تبدیل شده است. این درگیری که ابتدا به عنوان جبههای فرعی در حمایت از فلسطینیان آغاز شد، اکنون به تهدیدی مستقل و بالقوه ویرانگر تبدیل شده که میتواند در صورت ازسرگیری جنگ مستقیم با ایران، جبههای جدید و پرهزینه برای امریکا و اسرائیل ایجاد کند.
چه آنکه حوثیها، گروهی با ریشههای محلی در شمال یمن، با حمایت تسلیحاتی، آموزشی و اطلاعاتی ایران، به بخشی مؤثری از «محور مقاومت» تبدیل شده اند. نقطه عطف فعالیتهای آنها علیه اسرائیل، اکتبر ۲۰۲۳ و پس از عملیات طوفانالاقصی بود. حوثیها ابتدا با پرتاب پهپاد و موشک به سمت اسرائیل وارد میدان شدند که بیشتر جنبه نمادین داشت، اما به تدریج قابلیتهای خود را ارتقا دادند.
در مراحل اولیه، بیشتر حملات رهگیری میشدند، اما حوثیها با بهرهگیری از فناوریهای جدید مانند موشکهای بالستیک مجهز به کلاهک خوشهای و پهپادهای پیشرفته، توان خود را نشان دادند. حمله موفق به تلآویو در ژوئیه ۲۰۲۴ که منجر به تلفات غیرنظامی شد، واکنش اسرائیل را به دنبال داشت. از آن زمان، تقابل وارد فاز جدیدی شد که فراتر از حمایت از غزه، به جنگی مستقل تبدیل گردید. حوثیها در بیانیههای رسمی خود تأکید کردهاند که حتی در صورت برقراری آتشبس در غزه، حملات به اسرائیل ادامه خواهد یافت، مگر آنکه شرایط اساسی تغییر کند.
این در حالی است که اسرائیل ابتدا با احتیاط عمل کرد، اما پس از حملات مؤثرتر حوثیها، حملات هوایی گستردهای به اهداف یمنی آغاز کرد. اهداف اولیه شامل بنادر حدیده، سلف و رأس عیسی، که برای انتقال سلاح استفاده میشدند و تأسیسات انرژی و فرودگاه صنعا بودند. این حملات زیرساختهای حیاتی حوثیها را هدف قرار دادند و فعالیتهای عملیاتی آنها را مختل کردند.
اما در سال ۲۰۲۵، الگوی پاسخ اسرائیل تغییر کرد. علاوه بر اهداف نظامی، به سمت ترور فرماندهان و حتی مقامات سیاسی حرکت کرد. حمله به نشست وزرای دولت تحت کنترل حوثی در صنعا، که منجر به کشته شدن نخستوزیر و چندین وزیر شد، نقطه عطف ایم ماجرا بود. این اقدام قواعد درگیری را شکست و مرحلهای خطرناک را گشود. اسرائیل این عملیات را بر پایه اطلاعات دقیق توجیه کرد، اما از منظر حقوق بینالملل، هدف قرار دادن مقامات غیرنظامی در مناطق مسکونی، خطر نقض اصل تمایز در معنای تمایز میان اهداف نظامی و غیرنظامی، مندرج در پروتکل اول اضافی ژنو ۱۹۷۷ را مطرح میسازد.
در همین راستا حوثیها با حملات تلافیجویانه پاسخ دادند. استفاده از موشکهای خوشهای و هدف قرار دادن کشتیهای تجاری نزدیک بنادر عربستان، دامنه درگیری را گسترش داد. این چرخه انتقام، هر دو طرف را در منطق «چشم در برابر چشم» قرار داد. درمقابل اسرائیل نیز با بهروزرسانی طرحهای عملیاتی خود، آمادگی برای سناریوهای تشدید را نشان داد، اما هزینههای لجستیکی عملیات در فاصله بیش از دو هزار کیلومتر برای اسرائیل قابل توجه بود.
تهدید اقتصادی و دریای سرخ به عنوان شریان حیاتی
یکی از جنبههای مهم این تقابل، تأثیر آن بر تجارت جهانی است. دریای سرخ و تنگه بابالمندب مسیر عبور ۱۲ تا ۱۵ درصد تجارت دریایی جهان، حدود ۳۰ درصد ترافیک کانتینری و میلیونها بشکه نفت روزانه هستند. حملات حوثیها در سالهای گذشته باعث انحراف کشتیها به مسیر طولانی دور آفریقا شد و هزینههای جهانی حملونقل را میلیاردها دلار افزایش داد.
اما در شرایط جنگ با ایران و محدودیتهای تنگه هرمز، اهمیت بابالمندب دوچندان شده است. عربستان سعودی میلیونها بشکه نفت را از بنادر دریای سرخ صادر میکند. اعلام محاصره دریایی عربستان توسط حوثیها در روزهای کنونی، تهدیدی مستقیم برای تأمین انرژی جهانی ایجاد کرد تا آنجا که اختلال همزمان در هرمز و بابالمندب میتواند حدود ۲۴ درصد عرضه نفت جهانی را تحت تأثیر قرار دهد، قیمتها را به سطوح بحرانزا برساند و زنجیره تأمین جهانی را مختل کند.
اگرچه این اقدامات اصل آزادی مندرج در کنوانسیون حقوق دریاها (مواد مرتبط با تنگههای بینالمللی) را نقض میکنند اما شورای امنیت سازمان ملل نیز بارها بر لزوم حفظ امنیت این آبراهها تأکید کرده است و در نهایت، اختلال در این مسیرها نه تنها اقتصاد اسرائیل (بندر ایلات) بلکه اقتصاد اروپا، آسیا و آفریقا را تهدید میکند.
از سوی دیگر، حوثیها به عنوان اهرم فشار ایران عمل میکنند. در صورت ازسرگیری جنگ مستقیم اسرائیل-ایران، جبهه یمن میتواند منابع دفاعی اسرائیل و ایالات متحده را فراهم کند. حوثیها در بیانیههای خود اعلام کردهاند که در هماهنگی با محور مقاومت عمل میکنند و آماده تشدید عملیاتشان علیه منافع امریکا هستند. اسرائیل نیز این تهدید را جدی گرفته و طرحهای خود را بهروزرسانی کرده است.
با وجود این، محدودیتهایی وجود دارد. اسرائیل نمیتواند با قدرت هوایی به تنهایی به پیروزی قاطع برسد و حوثیها با وجود خسارات، تابآوری بالایی نشان دادهاند. ادامه این چرخه، منجر به رنج انسانی بیشتر در یمن، اختلال اقتصادی جهانی و بیثباتی منطقهای خواهد شد.
در مجموع، تقابل اسرائیل و حوثیها نشاندهنده تحول جنگهای مدرن است و نگرانی اصلی، گشودهشدن جبهه جدید در صورت تشدید با ایران است که میتواند منابع نظامی را فرسوده کند و خطر درگیری گستردهتر را ایجاد نماید.
توییتر نویسنده گزارش را اینجا (safarahang@) دنبال کنید
۲۱۳/۴۲







نظر شما