۰ نفر
۱۷ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۵:۲۷
خورشیدی که از غزنی برخاست و در آسمان نجف درخشید

نگاهی به زندگی پربرکت حضرت آیت‌الله العظمی شیخ محمد اسحاق فیاض (قدّس سرّه) ، او از غزنی برخاست، اما در نجف جاودانه شد؛ خورشیدی که طلوعش از افغانستان بود و درخششش سراسر جهان تشیع را روشن ساخت.

 در سال ۱۳۰۹ هجری شمسی، در روستای آرام و باصفای «صوبه» از توابع ولایت غزنی افغانستان، کودکی چشم به جهان گشود که تقدیر الهی او را برای پیمودن راهی بلند در عرصه دانش، تقوا و خدمت به اسلام برگزیده بود؛ کودکی که سال‌ها بعد نام او در شمار بزرگ‌ترین فقیهان و مراجع جهان تشیع درخشید: حضرت آیت‌الله العظمی شیخ محمد اسحاق فیاض (قدّس سرّه).

او دومین فرزند مرحوم محمدرضا بود و در خانواده‌ای مؤمن، پاک‌سرشت و ساده‌زیست رشد یافت. پدرش که در سال ۱۳۶۸ هجری شمسی دار فانی را وداع گفت، کشاورزی زحمتکش و روزی‌جوی بود که معاش خانواده را از دسترنج خویش فراهم می‌کرد. هرچند از ثروت دنیا بهره چندانی نداشت، اما سرمایه‌ای عظیم از ایمان، محبت، صفا و ارادت به اهل‌بیت علیهم‌السلام در دل داشت.
خورشیدی که از غزنی برخاست و در آسمان نجف درخشید

این پدر مؤمن از همان سال‌های نخست زندگی، در سیمای فرزندش نشانه‌هایی از نبوغ، هوش و آینده‌ای درخشان مشاهده می‌کرد؛ گویی در چهره آن کودک، فقیه وارسته و مرجع بزرگی را می‌دید که روزی عمر خویش را در راه هدایت مؤمنان و خدمت به دین خدا صرف خواهد کرد.


در آن روزگار، در روستای محل زندگی او مدرسه‌ای به شیوه امروز وجود نداشت. از همین رو، پدرش هر روز فرزند خردسال خود را به مکتب‌خانه شیخ روستا می‌فرستاد تا خواندن، نوشتن و قرآن کریم را بیاموزد.

صحنه‌ای که از آن سال‌ها در خاطر تاریخ مانده، تصویری سرشار از عشق پدرانه است؛ زمستان‌های سخت و برف‌گیر غزنی، راه‌های ناهموار و پوشیده از برف، و پدری که کودک پنج‌ساله خود را بر دوش می‌گرفت، او را در میان عبایی گرم می‌پوشاند و از میان سرما و کولاک به مکتب می‌رساند؛ صبح او را می‌برد و شامگاه به خانه بازمی‌گرداند.
خورشیدی که از غزنی برخاست و در آسمان نجف درخشید

آن کودک در دامان چنین پدری، هم از چشمه‌های دانش سیراب شد و هم از سرچشمه‌های محبت و ایمان. قرآن آموخت، با مبانی علوم اسلامی آشنا شد و عشق اهل‌بیت علیهم‌السلام در جانش ریشه دواند.

او نزد شیخ روستا، قرآن و مقدمات علوم دینی را فراگرفت و سپس به مطالعه کتاب «جامع المقدمات» پرداخت؛ مجموعه‌ای از متون مقدماتی نحو، صرف، منطق و اخلاق که نخستین گام جدی طلاب علوم دینی به شمار می‌آمد.

در پانزده‌سالگی، برای ادامه تحصیل راهی روستای «حوت‌قل» شد و در مدرسه دینی‌ای که به همت مرحوم شیخ قربانعلی وحیدی ـ از فارغ‌التحصیلان حوزه نجف اشرف ـ تأسیس شده بود، به تحصیل پرداخت.

او در آن مدرسه، «جامع المقدمات» و سپس کتاب مشهور «البهجة المرضیة فی شرح الألفیة» معروف به «سیوطی» را طی چهار سال فراگرفت.

خورشیدی که از غزنی برخاست و در آسمان نجف درخشید

زندگی طلاب در آن مدرسه بسیار ساده بود. مدرسه اتاقی کوچک برای اقامت آنان فراهم می‌کرد و طلاب باید هزینه خوراک و پوشاک خود را تأمین می‌کردند. معمولاً آرد را از خانه‌های خود می‌آوردند و زنان نیکوکار روستا بدون هیچ چشم‌داشتی برای آنان نان می‌پختند.

در همین سال‌ها، مادر مهربانش را از دست داد؛ مصیبتی سنگین که قلب نوجوانی جویای علم را به درد آورد. او با فقدان مادر، از نعمت بی‌بدیل مهر مادری محروم شد، اما این اندوه بزرگ نه‌تنها او را از مسیر علم بازنداشت، بلکه اراده‌اش را استوارتر ساخت.


از مشهد تا رؤیای نجف

شوق رسیدن به حوزه کهن نجف اشرف، سال‌ها در جان او شعله می‌کشید. از دوران کودکی، بارها از زبان استادان خود درباره عظمت نجف، جایگاه علمی آن و هزاران عالمی که از سراسر جهان اسلام به آنجا روی می‌آوردند، شنیده بود.

برای رسیدن به این آرزو، نخست راهی شهر مقدس مشهد شد و یک سال در مدرسه «حاج حسن» در جوار بارگاه ملکوتی حضرت امام رضا علیه‌السلام اقامت گزید.

در آنجا کتاب «حاشیه ملا عبدالله» بر «تهذیب المنطق» و بخشی از کتاب «مطول» سعدالدین تفتازانی را نزد استاد برجسته، مرحوم شیخ محمدحسین نیشابوری، فراگرفت.

اما دل او جای دیگری بود؛ در شهری که نامش سال‌ها ذهن و جان او را به خود مشغول کرده بود: نجف اشرف.
 

نجف؛ سرزمین بلوغ علمی

نجف در آن روزگار، کانون بزرگ اندیشه اسلامی و قبله‌گاه طالبان دانش اهل‌بیت علیهم‌السلام بود. حضور بارگاه نورانی امیرالمؤمنین علیه‌السلام، شکوه حوزه علمی آن و شخصیت‌های بزرگی همچون مرحوم آیت‌الله العظمی سید ابوالقاسم خوئی، بر عظمت این شهر افزوده بود.

شیخ محمد اسحاق فیاض در حدود هجده‌سالگی وارد نجف شد؛ جوانی که از سرزمین غزنی آمده بود اما در دل، آرزوهای بزرگی برای خدمت به دین داشت.

ورود به نجف آسان نبود. گرمای طاقت‌فرسای تابستان، سرمای زمستان، دشواری‌های معیشت، ضرورت فراگیری زبان عربی و یافتن استادان مناسب، همگی آزمون‌هایی دشوار برای یک طلبه جوان به شمار می‌رفت.

خورشیدی که از غزنی برخاست و در آسمان نجف درخشید

خود ایشان بعدها از آن روزها چنین یاد می‌کرد:

«در آن روزگار، شهریه طلبگی برای افراد متأهل دو دینار و برای طلاب مجرد یک دینار بود. بیشتر اوقات نان و پیاز می‌خوردیم و تصور خوردن میوه برای بسیاری از ما امری دور از دسترس بود.»

اما سختی‌ها نتوانستند عزم او را سست کنند.
 

شکوفایی علمی

پس از استقرار در نجف، با جدیت و پشتکار به تکمیل تحصیلات خویش پرداخت. کتاب‌های مهم فقهی و اصولی حوزه را نزد استادان برجسته فراگرفت و سپس وارد مرحله عالی «سطوح» شد.

او «کفایه الاصول» آخوند خراسانی، «رسائل» و «مکاسب» شیخ انصاری و دیگر متون مهم را نزد استادان بزرگ حوزه خواند و در کنار تحصیل، خود نیز به تدریس طلاب جوان‌تر پرداخت.

استعداد درخشان، پشتکار کم‌نظیر و روحیه علمی او باعث شد در مدتی کمتر از حد معمول این مراحل را پشت سر بگذارد و به درس خارج فقه و اصول راه یابد.


در محضر استاد بزرگ

در آغاز دهه سوم زندگی، در حلقه درس خارج فقیه بزرگ جهان تشیع، مرحوم آیت‌الله العظمی سید ابوالقاسم خوئی، حاضر شد.

پس از مدتی، این درس به مهم‌ترین مدرسه علمی زندگی او تبدیل گردید؛ درسی که بیش از پانزده سال، بی‌وقفه و با نهایت دقت و اهتمام در آن شرکت کرد.

او از برجسته‌ترین شاگردان مکتب خوئی شد؛ در کنار نام‌هایی چون آیات سید محمد روحانی ، سید علی بهشتی ، سید علی سیستانی ، شهید آیت‌الله سید محمدباقر صدر، و دیگر بزرگان دوران.

نگارش «محاضرات» و آغاز شهرت علمی

از ویژگی‌های ممتاز حوزه نجف، نگارش «تقریرات» درس استادان بود. آیة الله فیاض نیز سال‌ها درس‌های استاد خویش را با دقتی مثال‌زدنی تقریر و تدوین کرد.

خورشیدی که از غزنی برخاست و در آسمان نجف درخشید

ثمره این تلاش علمی، مجموعه ارزشمند «المحاضرات فی اصول الفقه» بود که به عنوان یکی از مهم‌ترین تقریرات درس آیت‌الله خوئی شناخته شد.

مرحوم آیت‌الله خوئی در تقریظ خود بر این اثر نوشت:

«این تقریرات را با بیانی شیوا و احاطه‌ای درخور ستایش و تحسین نگاشته است.»

همین عبارت کوتاه، گواه روشنی بر جایگاه علمی بلند شاگردی جوان بود که استاد بزرگ حوزه، چنین از فضل و توانایی او یاد می‌کرد.

استاد برجسته حوزه نجف

سال‌ها بعد، شیخ محمد اسحاق فیاض خود به یکی از مشهورترین استادان حوزه نجف تبدیل شد.

او در مسجد هندی و دیگر مراکز علمی نجف، به تدریس رسائل، مکاسب و کفایه پرداخت و شاگردان بسیاری در محضر او پرورش یافتند.

از سال ۱۳۵۷ هجری شمسی تدریس درس خارج را آغاز کرد و پس از افتتاح مدرسه «دارالعلم» مرحوم آیة الله خوئی در سال ۱۳۵۹ هجری شمسی، کرسی علمی او به یکی از پررونق‌ترین محافل علمی حوزه نجف بدل شد.


عضویت در کمیته استفتاء امام خوئی

با گسترش مرجعیت آیت‌الله العظمی خوئی و سرازیر شدن هزاران استفتاء از سراسر جهان اسلام، کمیته‌ای از برجسته‌ترین مجتهدان و شاگردان ایشان برای پاسخگویی به مسائل شرعی تشکیل شد.

حضرت آیت‌الله العظمی شیخ محمد اسحاق فیاض، به دلیل دانش گسترده، دقت علمی و اعتماد ویژه استاد خویش، بیش از بیست‌وپنج سال عضو فعال این کمیته بود و تا آخرین روزهای حیات آیت‌الله خوئی در این مسئولیت مهم ایفای نقش کرد.
 

خورشیدی که از غزنی برخاست و در آسمان نجف درخشید

آثار و تألیفات

در کنار تدریس، تربیت شاگردان و حضور در فعالیت‌های علمی و اجتماعی، ایشان آثار ارزشمند فراوانی از خود بر جای گذاشت که از مهم‌ترین آنها می‌توان به این موارد اشاره کرد:

• «المحاضرات فی اصول الفقه» در ده جلد
• «الأراضی»
• «النظرة الخاطفة فی الاجتهاد»
• تعلیقات مبسوط بر «العروة الوثقی»
• «أحکام البنوک»
• «منهاج الصالحین» در سه جلد
• «مناسک الحج»
• «المباحث الأصولیة» در چهارده جلد

این آثار، بخشی از میراث علمی ماندگار او برای نسل‌های آینده به شمار می‌آیند.

اینجانب این توفیق و افتخار را داشتم که از سال‌های نوجوانی، به واسطه پیوندی دیرینه و صمیمانه که میان مرحوم پدر شهیدم، حضرت آیت‌الله حاج شیخ احمد انصاری قمی، و آن عالم ربانی و شخصیت کم‌نظیر برقرار بود، با ایشان آشنا شوم. پدر بزرگوارم از دوستان نزدیک و همراهان دیرین ایشان به شمار می‌رفت؛ دوستی‌ای که ریشه در سال‌ها هم‌نشینی در محضر استادان بزرگ حوزه، هم‌درسی، همفکری و همراهی در مسیر علم و فضیلت داشت. آنان نه تنها در حلقه درس در کنار یکدیگر می‌نشستند، بلکه در میدان خدمت به دین و پاسداری از ارزش‌های الهی نیز یار و یاور یکدیگر بودند.
خورشیدی که از غزنی برخاست و در آسمان نجف درخشید

از همین رو، هرگاه توفیق تشرف به نجف اشرف، این سرزمین مقدس علم، فقاهت و معنویت، نصیبم می‌شد، یکی از بزرگ‌ترین آرزوها و دل‌مشغولی‌هایم حضور در محضر آن بزرگوار بود. گویی در سیمای نورانی و چهره پرصلابت ایشان، خاطرات پدر شهیدم را جست‌وجو می‌کردم و در کلام و رفتارشان عطر حضور آن عزیز سفرکرده را استشمام می‌نمودم. هر دیدار، برایم نه تنها یک ملاقات علمی، بلکه تجدید خاطره‌ای شیرین و معنوی با نسل بزرگان و مردان خدا بود.

در طول سالیان متمادی، بارها این سعادت را یافتم که همراه با شخصیت‌های برجسته علمی و دانشگاهی کشور، اعضا و فرهیختگان فرهنگستان علوم پزشکی ایران، و نیز اندیشمندان، علما و میهمانان شرکت‌کننده در کنگره جهانی عید غدیر از مذاهب، ادیان و ملیت‌های گوناگون، به محضر آن مرجع فرزانه و عالم وارسته شرفیاب شوم. این دیدارها همواره فرصتی مغتنم برای بهره‌مندی از دریای بی‌کران دانش، حکمت، تجربه و معنویت ایشان بود؛ دریایی که هر جوینده‌ای به اندازه ظرف وجود خویش از آن بهره می‌گرفت و سیراب بازمی‌گشت.

در آن نشست‌ها و محافل صمیمی، بیش از هر چیز، عظمت روحی و تواضع شگفت‌انگیز ایشان جلوه‌گر می‌شد. با آنکه قله‌ای رفیع در دانش، فقاهت و معرفت بودند و آوازه علمی‌شان از مرزهای جهان اسلام فراتر رفته بود، اما با فروتنی‌ای مثال‌زدنی، چنان با حاضران سخن می‌گفتند که هر کس خود را در کنار پدری مهربان و دلسوز احساس می‌کرد. نگاه نافذ، لبخند آرام، کلام سنجیده و اندرزهای حکیمانه ایشان، دل‌ها را مجذوب می‌ساخت و تأثیری عمیق و ماندگار بر جان مخاطبان بر جای می‌گذاشت.
خورشیدی که از غزنی برخاست و در آسمان نجف درخشید

بی‌تردید، در همان دیدارها بود که شکوه نجف اشرف و عظمت حوزه کهن و هزار ساله آن، در سیمای این مرد الهی متجلی می‌شد. او به تنهایی آیینه‌ای از تاریخ پرافتخار فقاهت و دانش شیعی بود؛ شخصیتی که با رفتار، منش و گفتار خویش، عظمت مکتب اهل‌بیت علیهم‌السلام و جاذبه معنوی حوزه علمیه نجف را برای هر بیننده‌ای آشکار می‌ساخت. از همین رو، بسیاری از حاضران، فارغ از مذهب، ملیت و پیشینه علمی خویش، تحت تأثیر شخصیت والا و روح بزرگ ایشان قرار می‌گرفتند و با خاطره‌ای فراموش‌نشدنی و احساسی آمیخته به احترام، محبت و تحسین، آن محفل نورانی را ترک می‌کردند.

امروز که آن روزهای پرخاطره را به یاد می‌آورم، همچنان عطر معنویت، صفا و بزرگواری آن عالم وارسته در ذهن و جانم زنده است و خاطره دیدارهای ایشان، همچون گنجینه‌ای ارزشمند، در حافظه زندگی‌ام جاودانه باقی مانده است.
 

عروج ملکوتی

سرانجام این فقیه وارسته، استاد بزرگ حوزه نجف و مرجع عالی‌قدر جهان تشیع، پس از عمری سرشار از تعلیم، تحقیق، تربیت شاگردان، خدمت به دین و پاسداری از مکتب اهل‌بیت علیهم‌السلام، بر اثر بیماری دار فانی را وداع گفت.

روح بلند او، که دهه‌ها در جوار بارگاه امیرالمؤمنین علیه‌السلام زیسته و عمر خویش را وقف هدایت و خدمت به امت اسلامی کرده بود، به سوی پروردگار خویش پر کشید؛ آرام، مطمئن و سرشار از توشه‌ای که از علم، اخلاص و خدمت اندوخته بود.

سرانجام پیکر مطهر آن مرجع عالی‌قدر و فقیه وارسته، پس از تشییعی باشکوه و کم‌نظیر در آستان‌های مقدس کاظمین، کربلای معلی و نجف اشرف، و با حضور گسترده علما، مراجع، فضلای حوزه‌های علمیه، شخصیت‌های علمی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی عراق و دیگر ارادتمندان مکتب اهل‌بیت علیهم‌السلام، در میان اشک‌ها، زمزمه دعاها و بدرقه عاشقانه شاگردان و دوستدارانش، به سوی منزلگاه ابدی خویش رهسپار شد.
خورشیدی که از غزنی برخاست و در آسمان نجف درخشید

آنگاه، بنا بر وصیت آن بزرگ‌مرد علم و تقوا، پیکر پاکش در همان مکانی آرام گرفت که سالیان متمادی کرسی تدریس، تحقیق و تربیت او بود؛ همان جایگاهی که دهه‌ها از آن، انوار دانش، حکمت و معارف ناب اهل‌بیت علیهم‌السلام بر جان طالبان حقیقت تابیده و نسل‌های متعددی از عالمان، پژوهشگران، مبلغان و فرهیختگان حوزه‌های علمیه از سرچشمه زلال دانش او سیراب شده بودند.

چه زیبا و پرمعنا بود که آن مرد الهی، پس از عمری مجاهدت علمی و خدمت خالصانه به دین خدا، در همان سنگر علم و فضیلت، و در همان محراب تعلیم و تربیت، مأوا گیرد؛ گویی خواسته بود حتی پس از رحلت نیز از حوزه علمیه و شاگردانش جدا نگردد و حضور معنوی خویش را در میان آنان تداوم بخشد.
 

خورشیدی که از غزنی برخاست و در آسمان نجف درخشید

آرامگاه ابدی وی عکس لحظاتی پس از بخاک سپرده شدن پیکر ایشان
 

از این پس، آن خانه دیگر تنها محل دفن یک مرجع بزرگ نیست؛ بلکه خود به مدرسه‌ای زنده، کانونی نورانی و مرکزی برای تداوم نشر معارف آل محمد صلی‌الله‌علیه‌وآله تبدیل شده است. مکانی که هر گوشه آن یادآور درس‌های اخلاق، جلسات علمی، رهنمودهای پدرانه و خاطرات سالیان دراز خدمت به اسلام و تشیع است و هر زائر و رهگذری را به تأمل در عظمت راه عالمان ربانی فرا می‌خواند.

بی‌گمان روح بلند و گسترده آن عالم ربانی نیز در جوار صاحب این سرزمین مقدس، مولای متقیان و امیر مؤمنان حضرت علی علیه‌السلام، آرام گرفته است؛ همان امامی که نجف اشرف در طول چهارده قرن از برکات بی‌پایان علمی، معنوی و عرفانی او بهره‌مند بوده و همچنان از چشمه جوشان ولایتش سیراب می‌شود. چه امیدی دل‌انگیزتر از آنکه روح آن فقیه فرزانه نیز در سایه عنایات مولایش، همچنان ناظر بر شکوفایی حوزه‌های علمیه، پرورش ستارگان آسمان فقاهت و گسترش علوم و معارف اهل‌بیت علیهم‌السلام باشد.
خورشیدی که از غزنی برخاست و در آسمان نجف درخشید

آری، او از میان ما رفت، اما نام، آثار، شاگردان، اندیشه‌ها و میراث علمی و معنوی‌اش همچنان زنده است و آن حجره درس، آن مجلس علم و آن آرامگاه نورانی، تا سالیان دراز مأمن دل‌های مشتاق، مقصد جویندگان معرفت و یادگار جاودان یک عمر اخلاص، مجاهدت و خدمت به مکتب اهل‌بیت علیهم‌السلام خواهد بود.

«رحم الله من أحیا أمرنا»؛ و چه نیکو که او سراسر عمر خویش را در احیای امر اهل‌بیت علیهم‌السلام سپری کرد و امروز نیز آرامگاهش چراغی فروزان بر فراز راه جویندگان حقیقت است

امروز اگرچه آن خورشید فروزان از دیدگان ما پنهان شده است، اما نور دانش، تقوا و آثار ماندگارش همچنان بر آسمان حوزه‌های علمیه می‌تابد.

رحمت، مغفرت و رضوان الهی بر روح پاک و مطهرش باد.

او از دامنه‌های خاموش غزنی برخاست؛ از سرزمینی که قرن‌ها عطر ایمان و محبت اهل‌بیت علیهم‌السلام را در سینه خود حفظ کرده بود. اما تقدیر الهی او را به نجف رساند؛ به آستان شهری که قرن‌ها قبله‌گاه عالمان و وارثان علوم آل محمد صلی‌الله‌علیه‌وآله بوده است.

او از غزنی آغاز شد، اما به نجف تعلق یافت؛ در کنار بارگاه امیر مؤمنان علیه‌السلام بالید، در حوزه هزار ساله آن به قله‌های فقاهت رسید و سرانجام نیز در همان سرزمین مقدس آرام گرفت.

امروز اگرچه آن خورشید فروزان در افق دیدگان ما غروب کرده است، اما پرتو دانش، تقوا، اخلاق و آثار ماندگارش همچنان بر گستره جهان تشیع تابیدن دارد. نام او در حافظه حوزه‌های علمیه، در آثار علمی‌اش، در سینه شاگردانش و در خاطره هزاران دلداده علم و فضیلت زنده خواهد ماند.

آری، خورشیدی که از غزنی طلوع کرد، در آسمان نجف به اوج رسید و نور او مرزهای جغرافیا را درنوردید؛ نوری که خاموش نخواهد شد، زیرا از چراغ ولایت و از مدرسه جاودان اهل‌بیت علیهم‌السلام فروغ گرفته بود.

* عضو فرهنگستان علوم پزشکی ایران

کد مطلب 2228346

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 10 =

آخرین اخبار