در این دوره، با همراهی اعضای شورای شهر، امنای محلات بهصورت قانونی تشکیل شدند. در دل این ساختار نیز دو گروه شامل سمنها و گروههای جهادی حضور دارند و فعالیتها، مشارکتها و حضور آنان در جلسات و فرآیندهای تصمیمگیری بهطور مستمر رصد میشود.
مشارکت مردم، شرط اداره صحیح پایتخت
یکی از مهمترین چالشهای امروز کلانشهر تهران، نه کمبود برنامه و نه فقدان نهادهای اجرایی، بلکه ضعف در جلب مشارکت واقعی مردم در فرآیند حکمرانی اجتماعی است. طی دهههای گذشته، بسیاری از مسائل فرهنگی و اجتماعی با رویکردی عمدتاً دولتمحور مدیریت شدهاند؛ رویکردی که اگرچه در برخی حوزهها دستاوردهایی داشته، اما نتوانسته است بهصورت پایدار پاسخگوی پیچیدگیهای روزافزون جامعه باشد.
واقعیت آن است که جامعه را نمیتوان صرفاً از پشت میزهای اداری و با صدور بخشنامه اداره کرد. مسائل اجتماعی زمانی حل میشوند که مردم خود را بخشی از راهحل بدانند، نه صرفاً مخاطب تصمیمات دستگاههای رسمی.
در سالهای اخیر، تجربههای متعددی نشان داده است که هرجا میدان بیشتری به نهادهای مردمی داده شده، نتایج اثربخشتری حاصل شده است. بهویژه در عبور از بحرانهایی همچون کرونا و دوران جنگ تحمیلی، شاهد مشارکت واقعی و مؤثر مردم بودهایم.
فرهنگ ایرانی ـ اسلامی ما مردم را به مشارکت و همدلی فرامیخواند، اما تجربه نشان داده است که مردم زمانی پای کار میآیند که احساس کنند حضورشان مؤثر و مفید است، نه صرفاً تشریفاتی و فرمایشی. تشکلهای مردمی شناخت دقیقتری از مسائل دارند و از سرمایه اجتماعی ارزشمندی برخوردارند.
در مقابل، یکی از چالشهای حکمرانی اجتماعی در تهران، تمرکز بیش از حد مسئولیتها در ساختارهای رسمی است. نتیجه چنین وضعیتی، کاهش مشارکت اجتماعی و در بسیاری موارد، گم شدن پاسخگویی است. در مواجهه با بسیاری از آسیبهای اجتماعی، شهروندان بهدرستی نمیدانند کدام نهاد مسئول اصلی است و همین پراکندگی مسئولیتها، کارآمدی نظام تصمیمگیری را تضعیف کرده است.
از همین رو، تشکلهای اجتماعی نباید صرفاً مجری برنامههای از پیش تعیینشده باشند؛ بلکه باید در فرآیندهای نیازسنجی، تصمیمسازی، نظارت و ارزیابی نیز نقشآفرینی کنند.
مفهوم «سمنها» نیز دقیقاً ناظر بر همین ظرفیت است؛ ظرفیت گروههای مردمی که میان جامعه و حاکمیت قرار میگیرند و میتوانند مطالبات مردم را به سیاستهای عمومی تبدیل کنند. ویژگی مهم این مجموعهها، پایداری و استقلال نسبی آنهاست. برخلاف بسیاری از ساختارهای رسمی که با تغییر دولتها و مدیران دچار تغییر رویکرد میشوند، نهادهای مردمی معمولاً بر اساس دغدغه و مسئولیت اجتماعی به فعالیت خود ادامه میدهند.
لزوم بازنگری در شیوه حکمرانی اجتماعی
امروز بیش از هر زمان دیگری به تقویت اعتماد عمومی نیاز داریم. تحقق این هدف نیز بدون مشارکت واقعی مردم ممکن نخواهد بود. حکمرانی اجتماعی کارآمد از جایی آغاز میشود که مردم نه در حاشیه تصمیمات، بلکه در متن آنها قرار گیرند. هر اندازه این مشارکت گستردهتر، آگاهانهتر و سازمانیافتهتر باشد، امکان حل مسائل اجتماعی و دستیابی به توسعه پایدار نیز بیشتر خواهد شد.
هرقدر بتوانیم بستر مشارکت آگاهانه، مسئولانه و مؤثر شهروندان را فراهم کنیم، به همان میزان سرمایه اجتماعی افزایش یافته و حل مسائل پیچیده اجتماعی امکانپذیرتر خواهد شد. توسعه پایدار، عدالت اجتماعی و ارتقای کیفیت زندگی شهروندان، بدون حضور فعال مردم و نهادهای مدنی، دستیافتنی نخواهد بود.
تهران بیش از هر زمان دیگری نیازمند بازنگری در شیوه حکمرانی اجتماعی است. این بازنگری باید بر چند اصل استوار باشد: تقویت مشارکت واقعی مردم، توسعه اختیارات مدیریتهای محلی، حمایت از سازمانهای مردمنهاد، افزایش شفافیت و پاسخگویی، و حرکت از دولتمحوری به سمت مردمپایه شدن مدیریت اجتماعی.
انقلاب اسلامی، نظام اسلامی، دولت اسلامی، جامعه اسلامی و در نهایت تمدن نوین اسلامی، زنجیرهای است که زمانی به ثمر مینشیند که نقشها بهدرستی ایفا شوند. تا زمانی که دولت اسلامی شکل نگیرد، جامعه اسلامی محقق نخواهد شد و بدون جامعه اسلامی، دستیابی به تمدن نوین اسلامی نیز امکانپذیر نیست.
راهبرد ما باید بر این اصل استوار باشد که تحقق تمدن نوین اسلامی تنها از مسیر حکومت و حاکمیت ممکن نیست. حلقههای میانی، یعنی جریانهای مردمی مؤمن، متخصص، مستقل از دولت و در عین حال همجهت با آرمانهای نظام، نقش اصلی را در این مسیر ایفا میکنند. این گروهها حتی در غیاب حمایت مستقیم دولت نیز با انگیزه و باور قلبی در میدان باقی میمانند.
*عضو شورای اسلامی شهر تهران و رئیس ستاد سمنهای تهران
۴۷۴۷




نظر شما