۰ نفر
۱۶ خرداد ۱۴۰۵ - ۲۲:۲۰
روزی که یک نوجوان وارد تاریخ شد

بعضی صداها از بیابان عبور می‌کنند و وارد تاریخ می‌شوند. عبدالله آن روز فقط شنونده نبود بلکه شاهد بود و شاهدها وظیفه دارند آنچه دیده‌اند را فراموش نکنند.

به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، عبدالله، پسرکی بود که قدش هنوز به شانه‌های خیلی از مردان هم قبیله‌اش نمی‌رسید. یک پسر نوجوان ۱۴، ۱۵ ساله. فرمانده نبود و از بزرگان مهاجر و انصار هم نبود. کسی برای شنیدن حرف‌هایش دورش حلقه نمی‌زد.

کاروان از حج برمی‌گشت. آفتاب مثل تکه‌ای آتش بود و بی‌امان می‌تابید؛ گرما از زمین بلند می‌شد. ناگهان دستور توقف رسید. به غدیر خم رسیده بودند. همه ایستادند و عبدالله هم ایستاد. خودش هم احتمالاً نمی‌دانست سال‌ها بعد، عالمان و محدثان برای شنیدن روایت همان روز به سراغش خواهند آمد. نمی‌دانست که چشم‌های نوجوانش قرار است امانت‌دار یکی از مهم‌ترین صحنه‌های تاریخ اسلام شوند.

پیامبر خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله بر فراز جایگاهی از جهاز شتران ایستادند. جمعیت موج می‌زد. صدای پیامبر در بیابان پیچید.عبدالله خودش را میان جمعیت جلو کشید. می‌خواست بهتر ببیند. بهتر بشنود.پیامبر دست امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام را بالا بردند و بعد آن جمله‌ای را فرمودند که تاریخ را تا آخر دنیا مشغول خودش کرد:

«مَن کُنتُ مَولاهُ فَعَلِیٌّ مَولاهُ»

«هر که من مولای اویم، علی مولای اوست.»

جمعیت تکبیر گفت. بیابان پر شد از صدا.

اما بعضی صداها از بیابان عبور می‌کنند و وارد تاریخ می‌شوند. عبدالله آن روز فقط شنونده نبود بلکه شاهد بود و شاهدها وظیفه دارند آنچه دیده‌اند را فراموش نکنند.سال‌ها گذشت و پیامبر از دنیا رفتند. نسل‌ها عوض شدند و بعضی‌ها سعی کردند خاطره غدیر را کم‌رنگ کنند؛ بعضی‌ها وانمود کردند چیزی نشنیده‌اند.

عبدالله بن عباس دیگر آن نوجوان کم‌سن‌وسال نبود. مردی شده بود که مردم برای شنیدن حدیث و تفسیر قرآن دورش جمع می‌شدند. او بارها حدیث غدیر را نقل کرد و اجازه نداد گردوغبار فراموشی روی آن بنشیند.

عبدالله بن عباس در سال‌های پایانی عمر پیامبر نوجوان بود و در شمار راویان حدیث غدیر قرار دارد. علامه امینی نیز نام او را در میان راویان حدیث غدیر در کتاب «الغدیر» ذکر کرده است. قرن‌ها بعد، دانشمند بزرگی به نام علامه امینی وقتی کتاب «الغدیر» را نوشت، نام عبدالله بن عباس را هم در میان شاهدان و راویان این واقعه ثبت نمود.

نام نوجوانی که فقط در یک روز داغ تابستانی خوب نگاه کرده بود، خوب شنیده بود و خوب به‌خاطر سپرده بود.گاهی فکر می‌کنم اگر عبدالله آن روز حواسش جای دیگری بود چه؟ اگر به‌جای شنیدن، سرگرم بازی و گفت‌وگو می‌شد چه؟ اگر تصمیم می‌گرفت آنچه دیده را برای خودش نگه دارد چه؟

شاید بخشی از تاریخ، یک شاهد مهم را از دست می‌داد. حتماً نوجوانان دیگری هم در روز اعلام ولایت امیرالمؤمنین حضور داشتند که شاید نامی از آنها در تاریخ نیست.

روزی که یک نوجوان وارد تاریخ شد

روزی که یک نوجوان وارد تاریخ شد

حالا نوبت ماست. ما هم در روزهای معمولی زندگی نمی‌کنیم. ما هم وسط یک برهه مهم تاریخی ایستاده‌ایم. اتفاق‌هایی را می‌بینیم که حتماً سال‌ها بعد در کتاب‌ها نوشته شوند و خوانده شوند.

پیروزی‌ها، سختی‌ها، ایستادگی‌ها، اشک‌ها و لبخندهای این روزها.شاید میان ما هم عبدالله‌بن‌عباس‌های دیگری باشند. نوجوان‌هایی که امروز فقط تماشاگر به نظر می‌رسند؛ اما فردا راویان این تاریخ بزرگ خواهند شد. تاریخ فقط با قهرمانان ساخته نمی‌شود.

با شاهدان و راویان صادق هم ساخته می‌شود. با نوجوان‌هایی که خوب می‌بینند، خوب می‌شنوند و حقیقت را برای نسل‌های بعد روایت می‌کنند.

منابع الغدیر.جلد 1.علامه امینی

بحار النوار. جلد 39. علامه مجلسی.

فارس

کد مطلب 2229067

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
3 + 1 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین