به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، در این گزارش بررسی میکنیم که اصلاً دعواها چرا شکل میگیرند؟ چه عاملی باعث میشود بین زن و شوهر، خواهر و برادر، دو دوست یا هر دو نفر دیگری، چالش و بگومگو ایجاد شود؟ حتی وقتی که بحث «دعوا» به معنای رایج آن نیست، باز هم ممکن است ما با فردی به چالش بخوریم. میخواهیم ببینیم تحقیقات علمی در این باره چه میگویند.
بنابر روایت فارس، مرضیه کشوری، کارشناس ارشد روانشناسی و مشاور و مدرس حوزه خانواده، معتقد است که طبق پژوهشها، دعواها سه علت اصلی دارند.
مغز جالبی داریم!
دلیل اول: سیستم دفاعی مغزوقتی احساس میکنیم حقم نادیده گرفته شده، حرفم درست شنیده نشده، آنطور که میخواهم دیده نشدهام، یا هر برداشتی که باعث آزارم شود؛ مغز من وارد حالت «تقابل» یا «فرار» میشود. در این وضعیت، معمولاً سه واکنش اتفاق میافتد:
۱. حمله (تقابل): شروع به غر زدن، سرزنش کردن، مسخره کردن یا تهدید طرف مقابل میکنم (مثلاً: «این چه وضعی است؟»، «دفعه آخرت باشد که با من اینطور صحبت میکنی!»).
۲. عقبنشینی (فرار): اگر شخصیتم بهگونهای باشد که نخواهم وارد بحث شوم یا بخواهم احترام را حفظ کنم، در آن لحظه سکوت میکنم تا بعداً تلافی کنم.
۳. فلج شدن (فریز): گاهی آنقدر شوکه میشوم که اصلاً نمیدانم چه بگویم و کاملاً بیحس میشوم.
دشمن کجاست؟!
نکته مهم این است که این واکنشها ناخودآگاه هستند. ما قصد دشمنی نداریم و از قبل برنامهریزی نکردهایم؛ اما در زندگی روزمره، مغز ما بهاشتباه تشخیص میدهد که طرف مقابل «دشمن» است و امنیت ما در خطر است. به همین دلیل است که گاهی با کسی که او را عمیقاً دوست داریم و تا چند دقیقه پیش عاشقانه با او برخورد میکردیم، ناگهان وارد تنش میشویم. مغز ما در آن لحظه بهصورت اتوماتیک این ساختار را فعال کرده است.
نیازهایی که قایم شدهاند
دلیل دوم: نیازهای عاطفی و دلبستگیهای ارضانشده
این موضوع را خیلی ساده بیان میکنم:
وقتی دعوا میکنیم (چه با غر زدن، چه سکوت یا قهر)، معمولاً ریشهاش به سه نیاز اصلی برمیگردد که در روابط به دنبال آنها هستیم:
۱. دیده شدن: اینکه من برای طرف مقابلم مهم باشم و مرا ببیند.
۲. اولویت داشتن: اینکه برای او در اولویت باشم.
۳. امنیت عاطفی: اینکه خیالم راحت باشد که همسری دارم که دوستم دارد، مرا همانطور که هستم پذیرفته است و نگرانم میشود.
بسیاری از دعواهای ما ریشه در همین سه مورد دارد.




نظر شما