خبرآنلاین - ترجمه از تیآرتی - محمد عارف معزی: جهان وارد عصری از جنگ اطلاعاتی لحظهای شده است؛ عصری که در آن کشورها تلاش میکنند خود را در دادگاه افکار عمومی جهانی، طرف حق نشان دهند و توانایی تولید و انتشار اطلاعات به یکی از مهمترین سلاحهای آنان تبدیل شده است.
اسرائیل که از نخستین دولتهایی بود که این واقعیت را درک کرد، مفهوم قدیمی «هسبارا» (Hasbara) را با زیرساختهای دیجیتال قرن بیستویکم تلفیق کرد و آن را به یک ماشین سازمانیافته جنگ اطلاعاتی تبدیل ساخت.
واژه «هسبارا» در زبان عبری به معنای «توضیح دادن» است و دولت اسرائیل آن را فعالیتی برای توضیح سیاستها و اقدامات خود به افکار عمومی بینالمللی توصیف میکند. اما در عمل، این تعریف برای بسیاری از منتقدان نوعی تعبیر ملایم از یک سیستم گسترده تبلیغاتی به شمار میرود.
امروزه این ساختار دامنه وسیعی را در بر میگیرد؛ از بیانیههای رسمی دولتی گرفته تا کمپینهای فراگیر در شبکههای اجتماعی، از روایتسازی در رسانههای جریان اصلی تا شبکههای اینفلوئنسری که به صورت هماهنگ فعالیت میکنند.
در ادبیات دانشگاهی میان «دیپلماسی عمومی» و «تبلیغات سیاسی» تفاوت نظری وجود دارد، اما منتقدان معتقدند که عملیات هسبارا بیش از آنکه در پی انتقال حقیقت باشد، در جهت ساخت و تثبیت یک روایت خاص عمل میکند؛ روایتی که گاه به جای بازتاب واقعیت، به بازتولید واقعیت مطلوب اسرائیل میپردازد.
از جنگ لبنان تا تولد ارتش دیجیتال
در عصر شبکههای اجتماعی دیگر نمیتوان بدون پرسش از اینکه «چه کسی این محتوا را تولید کرده، با چه هدفی و با چه منبع مالی»، به اطلاعات منتشرشده اعتماد کردزیرساخت جنگ اطلاعاتی اسرائیل یکشبه شکل نگرفت. جنگ ۳۳ روزه لبنان در سال ۲۰۰۶ نقطه عطف مهمی در این روند بود.
در آن جنگ، اسرائیل مشاهده کرد که تصاویر و ویدئوهایی که مستقیماً از میدان نبرد توسط حزبالله منتشر میشد، تأثیر قابلتوجهی بر افکار عمومی جهان گذاشت. همین تجربه باعث شد اهمیت راهبردی ارتباطات دیجیتال برای تلآویو بیش از پیش آشکار شود.
حمله به غزه در سالهای ۲۰۰۸ و ۲۰۰۹ نیز آغاز دورهای جدید در تبلیغات دیجیتال دولتی بود. پس از آن، وزارت خارجه اسرائیل رسماً از تشکیل واحدی ویژه برای رصد و فعالیت در شبکههای اجتماعی به زبانهای مختلف خبر داد.
تا سال ۲۰۱۲ شبکههای اجتماعی به میدان اصلی جنگ اطلاعاتی تبدیل شده بودند و در جریان جنگ غزه در سال ۲۰۱۴، کمپینهای هماهنگ رسانهای با هدف نمایش اسرائیل در جایگاه «قربانی» به اوج خود رسید.
در همین دوره، اپلیکیشن Act.IL نیز راهاندازی شد؛ ابزاری برای بسیج گسترده فعالان داوطلب که میتوانستند محتوای مورد نظر را بهصورت هماهنگ بازنشر کنند یا برای حذف محتواهای مخالف گزارش دهند.
اسرائیل حتی در مقطعی به دانشجویان دانشگاهها در ازای مشارکت در فعالیتهای آنلاین هسبارا، بورسیه تحصیلی ارائه میکرد.
جهش بزرگ پس از هفتم اکتبر
نسخه دیجیتالی هسبارا، یکی از کاملترین نمونههای شناختهشده از نحوه استفاده دولتها از اطلاعات به عنوان سلاح استپس از رویدادهای هفتم اکتبر ۲۰۲۳، زیرساخت تبلیغات دیجیتال اسرائیل از نظر حجم و پیچیدگی وارد مرحلهای تازه شد.
بودجه اختصاصیافته به عملیات هسبارا و تأثیرگذاری بر افکار عمومی نسبت به قبل از سال ۲۰۲۳ حدود ۲۰ برابر افزایش یافت و برای سال ۲۰۲۵ به حدود ۱۵۰ میلیون دلار رسید.
اسرائیل همچنین اعلام کرد که در سال ۲۰۲۶ حدود ۷۳۰ میلیون دلار دیگر برای تقویت دستگاه تبلیغات دیجیتال خود اختصاص خواهد داد.
در همین راستا، واحدهای هماهنگی ویژهای در وزارت خارجه و وزارت امور دیاسپورای اسرائیل ایجاد شد.
آژانس تبلیغات دولتی اسرائیل موسوم به «لاپام» در طول سال ۲۰۲۴ حدود دو هزار آگهی منتشر کرد، اما تنها در هشت ماه و نیم نخست سال ۲۰۲۵ این رقم از چهار هزار مورد فراتر رفت که نیمی از آنها مخاطبان بینالمللی را هدف قرار داده بودند.
همزمان با انتشار این اطلاعات، بنیامین نتانیاهو در دیدار با گروهی از اینفلوئنسرهای یهودی-آمریکایی در نیویورک تأکید کرد: «ما باید در این میدان دیجیتال و در شبکههای اجتماعی مقابله کنیم.»
ترکیه؛ نمونهای از عملیات چندزبانه
یکی از ابعاد قابل توجه راهبرد رسانهای اسرائیل، ارتباطگیری با مخاطبان کشورهای مختلف به زبان خود آنهاست؛ حتی کشورهایی که روابط پرتنشی با تلآویو دارند.
در مارس ۲۰۲۵، ارتش اسرائیل حسابهای رسمی خود به زبان ترکی را در شبکههای ایکس و تلگرام راهاندازی کرد.
تصویر اصلی این حسابها، سربازان اسرائیلی را در کنار پرچمهای اسرائیل و ترکیه نشان میداد.
این اقدام در شرایطی صورت گرفت که روابط آنکارا و تلآویو پس از جنگ غزه به پایینترین سطح خود رسیده بود و رجب طیب اردوغان به یکی از منتقدان جدی اسرائیل در سطح بینالمللی تبدیل شده بود.
کارشناسان این اقدام را نه یک حرکت دوستانه، بلکه بخشی از پروژه مدیریت افکار عمومی ارزیابی میکنند.
اسرائیل در حال حاضر به دهها زبان مختلف در شبکههای اجتماعی فعالیت میکند؛ موضوعی که از وجود یک راهبرد متمرکز و گسترده برای هدفگیری مخاطبان جهانی حکایت دارد.
غزه و محدودیتهای ماشین تبلیغاتی اسرائیل
با وجود منابع مالی گسترده و فناوریهای پیشرفته، دستگاه تبلیغاتی اسرائیل با موانع مهمی نیز روبهرو شده است.
نخستین مانع، خود واقعیت است.
گزارش تأکید میکند که ابعاد گسترده ویرانیها و تلفات انسانی در غزه، واقعیتی را خلق کرد که روایتهای رسمی اسرائیل نتوانستند بهطور کامل آن را پنهان کنند.
فلسطینیهایی که تنها با تلفن همراه خود از صحنههای جنگ فیلمبرداری میکردند، توانستند تصاویر واقعی میدان را به میلیونها نفر در سراسر جهان منتقل کنند؛ اتفاقی که کنترل روایت را برای اسرائیل دشوارتر کرد.
دومین چالش، کاهش اعتماد عمومی بود.
با زیر سؤال رفتن برخی ادعاها و انتشار اطلاعات متناقض، اعتبار برخی منابع خبری که به روایتهای اسرائیل استناد میکردند نیز آسیب دید و مخاطبان با نگاه انتقادیتری به این روایتها نگریستند.
سومین مانع نیز در عرصه حقوقی شکل گرفت.
بررسیهای دیوان بینالمللی دادگستری و دیوان کیفری بینالمللی نشان داد که عملیات رسانهای نمیتواند واقعیتهای حقوقی را تغییر دهد. حتی برخی محتوای دیجیتال منتشرشده در فضای مجازی به عنوان مستندات و شواهد در پروندههای حقوقی مورد استفاده قرار گرفت.
سلاح جدید دولتها
نسخه دیجیتالی هسبارا، یکی از کاملترین نمونههای شناختهشده از نحوه استفاده دولتها از اطلاعات به عنوان سلاح است.
این مدل نسبت به تبلیغات دوران جنگ سرد، شخصیسازیشدهتر، گستردهتر و در عین حال کمتر شفاف است و به یکی از چالشهای اصلی فضای ارتباطات جهانی تبدیل شده است.
فارغ از مواضع سیاسی و اخلاقی درباره این پدیده، یک واقعیت روشن وجود دارد: در عصر شبکههای اجتماعی دیگر نمیتوان بدون پرسش از اینکه «چه کسی این محتوا را تولید کرده، با چه هدفی و با چه منبع مالی»، به اطلاعات منتشرشده اعتماد کرد.
۲۱۹




نظر شما