به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، ازدواج یکی از مهمترین تصمیمهای زندگی است، اما بسیاری از جوانان به دلیل نگرانی از مسئولیتها، مشکلات اقتصادی و آمار طلاق، از آن هراس دارند. به همین دلیل، در برنامه «پرسمان تربیتی»، این سؤال از حجتالاسلام رضا یوسفزاده پرسیده شده است. پاسخ ایشان را در ادامه میخوانید:
سوال:
من پسر سیویکساله ای هستم. از نظر شغلی و اجتماعی موقعیت خوبی دارم، اما بهشدت از ازدواج میترسم. وقتی به مسئولیتهای سنگین زندگی مشترک، مشکلات اقتصادی جامعه و آمار بالای طلاق فکر میکنم، کلاً قید ازدواج را میزنم. احساس میکنم نمیتوانم خوشبخت باشم یا کسی را خوشبخت کنم. آیا این ترس من غیرطبیعی است؟ و چطور میتوانم بر آن غلبه کنم؟
پاسخ حجتالاسلام یوسفزاده:
اولین نکته این است که شما سؤال بسیار شجاعانهای پرسیدهاید. شجاعت شما در این است که بهجای نادیده گرفتن ترس یا توجیه کردن آن یا فرار از آن، آن را به زبان آوردهاید. این اولین و مهمترین گام برای عبور از این مسئله است. احساس شما نه عجیب است و نه غیرمنطقی. شما تنها نیستید. بسیاری از جوانان تحصیلکرده چه آقا و چه دختر چنین تجربهای دارند.
من در میان مراجعان مختلف خود این موضوع را بسیار دیدهام. با همکارانم که صحبت میکنم، آنها نیز گزارش میدهند که افرادی مانند شما را ملاقات کردهاند که از تعهد در ازدواج، ورود به زندگی مشترک و ترس از شکست پس از آن رنج میبرند.
بهطور تخصصی، برای این مسئله اصطلاحی وجود دارد: «گاموفوبیا» به معنای ترس از ازدواج و ترس از متأهل شدن.
دوست گرامی، شما تحت تأثیر بمباران اطلاعاتی از شکستها قرار گرفتهاید؛ چه در فضای مجازی و چه در فیلمها. اما راهکار چیست؟ همان حرفی که اکنون زده شد، میتواند لنز دیدگاه شما را تغییر دهد: به جای آنکه دغدغهتان «پیدا کردن فرد مناسب» باشد، دغدغهتان را به «تبدیل شدن به فرد مناسب» تبدیل کنید.
به جای آنکه دائماً از خود بپرسید «آیا من در این زندگی خوشحالم؟» یا «چرا همسرم مرا خوشبخت نمیکند؟»، گاهی از خود بپرسید: «آیا همسرم در این زندگی خوشحال است؟»، «آیا همسرم از زندگی با من راضی است؟»
باید از آن خودمحورپنداری خارج شویم و جهان را از زاویهای دیگر بنگریم. اگر همهٔ ما جوانان چه مجرد و چه متأهل به جای جستجوی فرد مناسب، بر تبدیل شدن به فرد مناسب تمرکز کنیم، کیفیت ازدواجها و شیرینی زندگیها به طرز چشمگیری افزایش مییابد. تغییر از خود ما آغاز میشود. این زندگی را قرار است من و شما بسازیم.
دوست گرامی، من تحلیل کردم که شما در بمباران اطلاعاتی قرار دارید.
لطفاً رژیم مصرف رسانهای خود را تنظیم کنید. هر فیلمی را نبینید، هر صفحهای را دنبال نکنید، هر کانالی را عضو نشوید، هر گروهی را نپیوندید، هر مطلبی را نخوانید. گاهی فردی به دیگری خیانت میکند یا از او طلاق میگیرد، سپس داستان خود را در فضای مجازی به صفحهای تبدیل میکند. این ماجرا چه دردی را از من دوا میکند؟ به من چه که تو آنگونه شدی؟
گاهی واقعاً باید به خود بگوییم: «بدبختی آن کسی که با نمایش بدبختی خود فالوور جذب میکند. به من چه.»
یادمان نرود روایتی از امام اباعبدالله الحسین (علیهالسلام) که فرمود:
«إِنَّمَا مَعَ الْقَوْمِ مِنْهُم»
یعنی هر کسی دنبالهرو کسی باشد، خودش از همانهاست. به عبارت دیگر، هر صفحهای را دنبال کنی، در مطالب و دنیای آن فرد شریک خواهی بود.
منبع:حوزه




نظر شما