ریحانه اسکندری: در روزهای آغازین خردادماه جاری، صدور یک فرمان رسمی از سوی دوشنبه، موجی از امیدواری و تحرک را در میان اهالی فرهنگ و رسانه جهان فارسیزبان به راه انداخت؛ «امامعلی رحمان»، رئیسجمهور تاجیکستان، در نشست رسمی دولت دستور داد که کیفیت و سطح آموزش «الفبای نیاکان» (رسمخط فارسی) در تمامی نهادهای آموزشی این کشور بهطور جدی ارتقا یابد و ساعتهای تدریس آن در مدارس افزایش یابد.
این تصمیم راهبردی که درست در ادامه سیاستهای کلان دوشنبه برای احیای هویت تاریخی و تشکیل «کانون تمدن آریایی» اتخاذ شده، گام بلند دیگری برای رهایی از سایه سنگین ساختارهای بازمانده از دوران شوروی و بازگشت به گنجینه مکتوب هزارساله تمدن ایرانی است.
با این حال، بازتاب این خبر در رسانههای داخلی با سوءبرداشتهایی درباره پیشینه این آموزش همراه بود. برای تبیین ابعاد واقعی، دستاوردها، موانع زیرساختی و چالشهای تاریخی این اقدام در رقابت با زبانهای روسی و انگلیسی در آسیای مرکزی، به سراغ حسینعلی رحیمی، رئیس پژوهشگاه فرهنگ فارسی-تاجیکی و نماینده بنیاد سعدی در تاجیکستان رفتیم تا تحلیل دستاول و میدانی ایشان را از فضای فرهنگی دوشنبه جویا شویم.
در ادامه متن این گفتگو را مطالعه میکنید.
بازآفرینی هویت ملی بر پوستههای فرهنگی هزارساله
حسینعلی رحیمی در پاسخ به سوال اول درباره اینکه دستور اخیر رئیسجمهور تاجیکستان برای تقویت آموزش خط فارسی را کلا چگونه ارزیابی میکند و آیا این اقدام میتواند یک نقطه عطف در احیای خط تاجیکستان در کنار مجموعهای از اتفاقات رخداده باشد، گفت: «این اقدام را باید در کنار یک مجموعه از اتفاقاتی که در آنجا رخ داده، یعنی در کنار کل تصمیمات جناب رئیسجمهور تحلیل کرد و نباید آن را یک اقدام منفرد دانست. در اکثر کشورهای منطقه، طی این سالها تعریف هویت ملی یک مسئله اساسی و ملی بوده است. این هویت ملی نیز با شاخصههایی تعریف میشود که زبان، خط و عناصر شخصیتی نظیر شاعران و نویسندگان را در بر میگیرد؛ یعنی همان مؤلفههایی که مرزهای فرهنگی و هویت فرهنگی-اجتماعی را تبیین میکنند و در اکثر کشورهای منطقه موضوعیت دارند.»
او ادامه داد: «تاجیکستان به هر حال کشوری است که بر پوستههای فرهنگی هزارساله خود که با ما مشترک است، تکیه میکند؛ در واقع تاجیکستان در این بخش تفاوتی با ما ندارد و در بازآفرینی هویتش سراغ عناصر ملی میآید. در دستوری که اخیرا رئیسجمهور تاجیکستان صادر کرده، به یک نکته نیز اشاره شده و آن، حرکت در راستای تقویت ریشههای ژرف فرهنگی است؛ یعنی این تصمیم در راستای همان سیاستهای کلان خودشان در حوزه احیای هویت آریایی تعریف میشود. در روزهای پایانی سال ۲۰۲۵ نیز دستوری برای تأسیس کانون آریاییها در آنجا صادر شد و اگر همه این موارد را در یک مجموعه واحد ببینید، متوجه میشوید که این اقدام، بسیار مهم و راهبردی بود.»
تصحیح یک خبر رسانهای؛ ماجرای آموزش خط نیاکان در مدارس تاجیکستان چیست؟
نماینده بنیاد سعدی در تاجیکستان در بخش دیگری از صحبتهای خود به بازتابهای رسانهای این دستور اشاره کرد و افزود: «البته من احساس میکنم بازتاب خبری این رویداد در ایران، دستکم در برخی از خبرگزاریها، دقیق نبود. در خبرها دیدم که بازتابها به این صورت شکل گرفته بود که با دستور رئیسجمهور، آموزش الفبای فارسی یا به قول خودشان الفبا و متن نیاکان در تاجیکستان آغاز شده است. این خبر دقیق و صحیح نیست؛ چرا که این درس از سالها پیش در مدارس تاجیکستان وجود داشته و آموزش این الفبا در مدارس دولتی پابرجا بوده است. دانشآموزان در پایههای هفتم و هشتم، یعنی کلاسهای هفت و هشت، این درس را میگذرانند. عنوان درس نیز "الفبا و متن نیاکان" است و ظاهرا یک زنگ یا دو ساعت در هفته به این کلاس اختصاص دارد که در این دو سال، یک آشنایی اولیه ایجاد میکند. دستور اخیر رئیسجمهور ناظر بر تقویت این کلاسهاست؛ حال این تقویت را باید منتظر باشیم و ببینیم به چه صورتی پیش خواهد رفت؛ آیا به صورت تسری به پایههای بیشتر خواهد بود یا کیفیت و کمیت آن دگرگون میشود؟ اینها مواردی است که باید در آینده بررسی کنیم تا مشخص شود وزارت معارف تاجیکستان که معادل همان وزارت آموزش و پرورش ماست، چه سیاستی را به صورت عملی اعمال و اعلام خواهد کرد.»
رحیمی در پاسخ به این فرض که آیا این اقدام به معنای بازگشت خط به تاجیکستان است، ضمن اصلاح این پرسش تأکید کرد: «من این پرسش شما را یک بار دیگر اصلاح میکنم؛ فرمودید بازگشت خط، اما من عرض میکنم بهتر است بگوییم تقویت خط نیاکان؛ چون خط مدرسه پیش از این به مدارس تاجیکستان بازگشته بود، منتها با آن کیفیت و کمیتی که مایه رضایتخاطر ما یا خود اهالی آنجا باشد، فاصله داشت. این تقویت کلاسها برای احیای خط در بین تاجیکها صورت میگیرد که دو دستاورد بزرگ برای آنها خواهد داشت؛ دو هدفی که حتما مردم و سیاستگذاران فرهنگی تاجیکستان آن را در نظر داشتهاند.»
دو دستاورد راهبردی تقویت خط فارسی برای جامعه تاجیکستان
او در تشریح ابعاد و اهداف این دستاوردها خاطرنشان کرد: «طبیعتا آشنایی با این خط و تسلط بر آن ـ که البته اکنون نیز بخش اندکی از جامعه آشناییهایی با خط فارسی دارند ـ رشته پیوند جامعه تاجیکستان را با همزبانان خود، و با کمی توسعه در معنا، با هموطنان ایرانی مستحکم میکند. با این اقدام، تفاوت خط و این مسئله که دو ملت به خط یکدیگر آشنایی کافی ندارند، برطرف میشود. در این گام، اگر تاجیکها بتوانند توانایی خواندن و نوشتن زبان فارسی را در خود تقویت کنند، در وهله نخست میتوانند از تمام محتوای فرهنگی تولیدشده اعم از کتاب، مقاله و هر اثر دیگری که در حوزه فرهنگ و ادبیات در ایران و افغانستان منتشر و تولید میشود، بهرهمند شوند. در حوزه علم و فرهنگ، در واقع پنجرهای به روی آنها گشوده میشود تا به هرگونه پیشرفت، توسعه فرهنگی و تولیدات هنری دسترسی داشته باشند و دستشان در این زمینه بسیار بازتر خواهد شد.»
رئیس پژوهشگاه فرهنگ فارسی-تاجیکی دستاورد دوم را در فضای رسانهای ارزیابی کرد و گفت: «حتی در حوزههای خبری، عمده مردم تاجیکستان در حال حاضر دسترسی مستقیمی به منابع خبری، رسانهها و خبرگزاریهای ما ندارند، چون نمیتوانند خط فارسی را بخوانند؛ در نتیجه مجبور میشوند اخبار ایران را بعضا از منابع دیگر، مانند منابع روسی و تا حد کمتری منابع انگلیسی جستجو کنند. با این تحول، آنها میتوانند اطلاعاتشان را به صورت دستاول از خبرگزاریهای رسمی، غیررسمی، دولتی و خصوصی ایران کسب کنند. از طرفی، اکنون تأثیرگذاری آنها روی فضای رسانهای و فضای مجازی ما نیز بسیار کم است؛ یعنی ارتباط بین فعالان رسانهای ایران و تاجیکستان بسیار اندک ارزیابی میشود، چرا که فعالان دو کشور در پیامرسانها یا شبکههای مجازی با خط متفاوتی تولید محتوا میکنند و به همین دلیل در جستجوها عناوین به فارسی نمیخورد و چیزی به دست نمیآید، و بالعکس این موضوع هم از آن طرف صادق است. بنابراین ارتباط بیشتر در این حوزه، دستاوردهای علمی و فرهنگی بزرگی برای آنها به همراه خواهد داشت.»
دسترسی به رشتهکوه پرقله فرهنگ و اندیشه مشترک
او پیوند با گذشته را از دیگر محرکهای این تصمیم دانست و ادامه داد: «یک مسئله بسیار مهم برای تاجیکها این است که تواناییشان در خواندن و نوشتن خط فارسی، رشتههای پیوندشان را با گذشته محکم میکند؛ گذشتهای که در واقع میتوان از آن به عنوان یک رشتهکوه پرقله و مرتفع از فرهنگ و ادبیات مشترک یاد کرد. شخصیتهای بزرگی در حوزه ادبیات و اندیشه در طول تاریخ بودهاند که اکنون به دلیل عدم آشنایی با خط، امکان دسترسی مستقیم به آثارشان برای بخش زیادی از جامعه تاجیکستان فراهم نیست، در حالی که آنها میخواهند به این رشتهها و گنجینههای تاریخی که خود نیز میراثدار آن هستند، دست پیدا کنند. این دغدغه، هم برای مردم، هم برای سیاستگذاران و هم برای فعالان فرهنگی تاجیکستان بسیار جدی است. البته باید توجه داشت که برای همین آموزش خط فارسی، مسائل اقتصادی نیز نقشآفرین است؛ شما باید معلمانی را تربیت کنید و سپس بتوانید آنها را با کیفیت بالا در مدارس مختلف مستقر کنید تا فعالیت کیفی خوبی ارائه دهند. در کنار آن، مسائل اجتماعی و اقتصادی دیگری نیز دخیل هستند. ارتباطاتی که از قبل در آنجا شکل گرفته، وابسته به منابعی است؛ حال اگر میخواهید این منابع را توسعه دهید و به عنوان مثال در کنار منابع انگلیسی و روسی، استفاده از منابع فارسی را هم برای یک دانشآموز یا دانشجوی تاجیکستانی مقدور کنید، نیاز به ظرفیتسازی دارید.»
رحیمی با اشاره به بستر تاریخی این رویداد یادآور شد: «باید توجه داشته باشیم که کشور تاجیکستان بعد از قرنها جدایی از ریشههای خود چه در دوره امپراتوری روسیه و چه در دوره اتحاد جماهیر شوروی اکنون نزدیک به ۳۵ سال است که به استقلال دست یافته است. این ۳۵ سال در واقع زمانی است که آنها دارند زیرساختهای فرهنگی و اجتماعی خودشان را شکل میدهند. ۳۵ سال برای تاریخ یک کشور، کمتر از یک چشم برهم زدن است. به گمان من، با توجه به مشکلات دیگر فرهنگی و اجتماعی که داشتهاند، تلاش خود را برای بازیابی هویت تاریخیشان انجام میدهند. البته برای غلبه بر آن محدودیتها، شاید اگر ما میتوانستیم همکاری و یاریگری مناسبتر و بیشتری از آنچه امروز هست داشته باشیم، طبیعتا این مسیر با شتاب بیشتری طی میشد و میتوانست نتایج درخشانتری را رقم بزند.»
چالشهای تاریخی زبان فارسی در آسیای مرکزی و سایه سنگین اتحاد جماهیر شوروی
رئیس پژوهشگاه فرهنگ فارسی-تاجیکی در پاسخ به سوالی دیگر مبنی بر اینکه زبان فارسی امروز در رقابت با زبانهای روسی و انگلیسی در آسیای مرکزی با چه چالشهایی روبروست، توضیح داد: «اگر بخواهیم دقیق بگوییم، ما در خود تاجیکستان چالشی برای به کارگیری یا تقویت زبان فارسی نداریم، چرا که در تاجیکستان تلاش بر این است که این زبان تقویت و احیا بشود. اما مسائلی در این میانه هست که به تناسب هر کدام از کشورهای آسیای مرکزی متفاوت است. در برخی از کشورهای این منطقه، زبان رسمی چیز دیگری است و حکومتها در تلاشند که آن زبان رسمی خودشان را که مورد حمایت دولت است، بیش از پیش تقویت کنند. در این میان، ممکن است در دورههایی یا در بعضی از کشورها احساس کنند زبان فارسی به خاطر پشتوانه عظیمی که دارد، میتواند یک رقیب جدی باشد و آن زبان رسمی را کمرنگ کند؛ بنابراین سعی میکنند این رقابت را به نفع زبانی که مورد حمایت حکومت است و در آن هویتسازی ابتدایی برایشان اهمیت دارد، پیش ببرند و در مقابل، میدانهای فعالیت زبان فارسی را محدود کنند؛ این چالش وجود دارد.»
او یک چالش مهم دیگر را ریشهدار در تاریخ دانست و گفت: «اما یک چالش بسیار مهم دیگر، چالش تاریخی است. ببینید، در دوره اتحاد جماهیر شوروی یک برنامه زبانی بسیار هدفمند، منسجم، مطالعهشده و کارشده صورت گرفت. آنها هم در آسیای میانه و هم در نقاط دیگر تلاش کردند رشتههایی را که میتواند این ملتها را با سرزمینهای مادریشان که از آن جدا شده بودند پیوند دهد، با یک برنامهریزی دقیق و سیاستگذاریهای کارشناسیشده تضعیف کنند. بخشی از چالشهای امروز، نتیجه سیاستگذاریهای آن دوره است. از جمله همان مسئله دوگانگی که در برخی کشورها بین زبان ملی و رسمی خودشان و زبان فارسی (که در بخشهایی از آن کشورها رواج دارد) ایجاد کردهاند که طبیعتا محدودیتهایی را برای فعالیت کسانی که میخواهند در حوزه زبان فارسی کار کنند به وجود میآورد.»
رحیمی درباره تأثیرات زبانی این چالشها افزود: «در بعضی بخشها، سیاستهایی که در گذشته اعمال شده، سایه سنگینش هنوز بر سر زبان فارسی در این مناطق مشهود است. زبان فارسی در این مناطق در طول این سالها، واژگانی را از نظر دستوری و کلامی، مخصوصا از زبان روسی وام گرفته است که گاهی اوقات حتی مفاهمه و گفتگو را برای فارسیزبانان آن نواحی با ما قدری دشوار میکند. نمیگویم مانع است، اما ما میبینیم فارسیزبانانی که در تاجیکستان، ازبکستان و تا حدودی کمتر در جاهای دیگر صحبت میکنند، زبانشان در برخی جاها ریشههای قدیمی خود را بیشتر از ما حفظ کرده، ولی در بعضی جاها نیز آسیبهای جدی دیده است.»
آغاز فصل جدید پژوهشگاه فرهنگ فارسی-تاجیکی پس از سالها تعطیلی
رحیمی در تشریح فعالیتها، پیشینه و میزان تاثیرگذاری پژوهشگاه فرهنگ فارسی-تاجیکی و بنیاد سعدی در تحولات اخیر گفت: «ببینید، پژوهشگاه فرهنگ فارسی-تاجیکی بیش از ۳۰ سال پیش، یعنی در سال ۱۳۷۴ و در زمانی که آقای مجتهد شبستری اولین سفیر ایران در تاجیکستان بودند، تأسیس شد. به مرور زمان و در دورههای مختلف، به تناسب نیازهایی که در آنجا وجود داشته، فعالیتهای گستردهای انجام داده است. این پژوهشگاه دورههای بسیار پرفروغی داشته، هرچند در دورههایی هم ممکن است شرایط، محدودیتهایی را ایجاد کرده باشد. متأسفانه ما برای یک دوره ۷ الی ۸ ساله دچار تعطیلی شدیم و پژوهشگاه کلا تعطیل و غیرفعال بود. اما از دیماه سال ۱۴۰۳ با سفر رئیسجمهور محترم، جناب آقای پزشکیان، رسما فعالیت دوره جدید پژوهشگاه شروع شد.»
او در مورد کارنامه گذشته این نهاد گفت: «پژوهشگاه فرهنگ فارسی-تاجیکی در دورههای گذشته، بخشی از فعالیت خود را به چاپ و نشر کتابهایی اختصاص داده بود که در حوزه فرهنگ و ادبیات ایران بزرگ تولید میشد اما تاجیکها به آنها دسترسی نداشتند. پژوهشگاه این آثار را در آنجا چاپ کرد و در اختیار مردم فرهنگدوست تاجیک قرار داد. بعضی از کارها را به خط تاجیکی (سیریلیک) برگردان کردند و نشر دادند و تعدادی از کتابها را نیز به صورت دوخطی منتشر کردند. در یک دورهای، نشریهای به نام "نامه پژوهشگاه" داشتیم که مقالات و فعالیتهای علمی، ادبی و فرهنگی تاجیکها عمدتا دانشمندان و نویسندگان تاجیک را با دو خط مختلف منتشر میکرد. همچنین برگزاری کلاسها و کارگاههای آموزشی در آنجا تجربه شد. حتی در دورههایی، بسیاری از شاعرانی که امروز در تاجیکستان شناختهشده هستند، اولین مجموعههای شعری یا برخی از آثارشان را برای بار اول در این پژوهشگاه به چاپ رساندند. در مجموع، پژوهشگاه در حوزههای زبانی و فرهنگی در همین چهارچوبهایی که خدمت شما عرض کردم فعالیت داشته است؛ البته در زمانهای مختلف نیازها تغییر میکند و لازم است متناسب با آن، پویایی ایجاد شود.»
جهش فرهنگی دوشنبه؛ از بزرگداشت ابنسینا و حافظ تا تاسیس مرکز بینالمللی نوروز
رئیس پژوهشگاه درباره شرایط کار در دوره جدید و موانع پیشرو تصریح کرد: «در دوره جدید، ما متأسفانه شرایط خوبی را از نظر امکانات و زیرساختها نداشتیم. از زمانی که تصمیم بازگشایی پژوهشگاه گرفته شد، اواخر دوره رئیسجمهور شهید مرحوم آیتالله رئیسی بود، اما بلافاصله آن اتفاق ناگوار پیش آمد؛ پیش از آنکه اصلا پژوهشگاه افتتاح و بازگشایی بشود. بعد از آن هم اگر دقت بفرمایید، افتتاح رسمی پژوهشگاه اواخر دیماه ۱۴۰۳ بود و ما از اوایل ۱۴۰۴ تا اواخر آن، با دو جنگ تحمیلی و شرایط خاص ناشی از آن روبرو شدیم. در این شرایط، ما داریم تلاش میکنیم که دوباره فعالیتها را به پژوهشگاه برگردانیم؛ فعالیتهایی که طبیعتا متناسب با مقتضیات امروز است و با ۱۰ سال پیش فرق دارد. ما اکنون با یک جهش برای احیای فرهنگ، تمدن و آثار مشترک مواجهیم و قضیه فقط محدود به این مسئله خط نیست، بلکه یک بسته و مجموعه کامل است که امسال شتاب و سرعت بیشتری در تاجیکستان داشته است.»
او نشانههای این تحول را گستردهتر از متن آموزش خواند و افزود: «به عنوان مثال، در سالهای اخیر در تاجیکستان توجه شتابان و ویژهای به مسئله "بلخی" شده است. هر ساله بزرگداشتها و همایشهای فکری مرتبط با "ابنسینا" برگزار میشود. سال گذشته نیز مراسم و فعالیتهای گستردهای در تاجیکستان برای بزرگداشت "حافظ شیرازی" انجام شد هم در خود تاجیکستان و هم در یونسکو که یک طرف اصلی داستان کشور تاجیکستان بود. یعنی این تحرک فرهنگی در چند سال اخیر در تاجیکستان شتاب افزونتری پیدا کرده است. اتفاقاتی که در سالهای اخیر رخ داده را باید در یک بسته واحد تحلیل کرد؛ اهمیت دادن و توجه بیش از پیش به "نوروز" در تاجیکستان و برگزاری مراسمهای آن از این جملهاند. امسال متاسفانه به خاطر شرایط جنگ، ایران نتوانست حضور فعالی را آنچنان که باید در آنجا داشته باشد، ولی برنامهریزی تاجیکستان برای گسترش این مسئله تا جایی پیش رفت که دستور دادند "مرکز بینالمللی نوروز" در تاجیکستان تأسیس بشود. مجموع اینها نشاندهنده یک تحول در نگاه و در حرکت ملت و دولت تاجیکستان برای بازگشت به ریشههای فرهنگی مشترک است که مسئله تقویت آموزش خط نیاکان در مدارس را نیز باید در همان قالب نگاه و ارزیابی کرد.»
لزوم نگاه ملی در ایران به تحولات فرهنگی تاجیکستان
حسینعلی رحیمی در پایان این گفتگو با تأکید بر یک نکته کلیدی خطاب به مسئولان داخل کشور دست به یک جمعبندی زد و گفت: «من یک نکته را در پایان تأکید کنم؛ ما به هر حال میدانیم که در حال حاضر شرایط کشور ما مثل همیشه نیست و دشواریهای خاص خود را دارد، اما این نکتهای است که مردم، مسئولان و سیاستگذار فرهنگی ایران باید حتما به آن توجه داشته باشند: این فعالیتها در تاجیکستان، صرفا یک فعالیت فرهنگی عادی برای یک کشور در حوزه آسیای میانه نیست؛ ما باید به این موضوع به عنوان یک "امر ملی" نگاه کنیم. تاجیکها انتظار دارند که ما در این زمینه یاریگری داشته باشیم؛ یک یاریگری همدلانه و همراهی صمیمانه. البته آنها خودشان میدانند و درک میکنند که ما در شرایط دشواری قرار داریم، ولی این یاریگریها هم از نظر علمی، هم از نظر فرهنگی، از همه جهات و حتی از نظر اقتصادی باید صورت بگیرد. اتفاقی که در آنجا دارد میافتد، یک اتفاق بسیار مثبت برای خود ما هم هست؛ بنابراین علیرغم اینکه میدانیم شرایط کشور عادی و طبیعی نیست، اما باید یک نگاه ویژه به این سیر تحولات در تاجیکستان داشته باشیم و در ایران هم به عنوان یک امر ملی به آن توجه بشود.»
۵۹۲۴۴





نظر شما