امیرمسعود عابدین: در دنیای ابرخودروها، اشتراک پلتفرم و قلب تپنده اتفاق جدیدی نیست، اما اینکه چگونه دو برند میتوانند با یک نسخه فنی واحد، دو محصول کاملا متفاوت ایجاد کنند، هنر ناب طراحی است. آئودی نوولاری و لامبورگینی تمراریو مصداق بارز این هنرنمایی هستند. هر دو ماشین از ساختار سبکوزن کربنی و پیشرانه پیشرفته هشت سیلندر پلاگین هیبرید بهره میبرند، اما وقتی آنها را کنار هم میگذارید، با دو کهکشان متفاوت از نظر فلسفه زیباییشناسی روبرو میشوید؛ یکی وحشی و بیپروا، و دیگری مغرور، مدرن و اصیل.

تقابل در نگاه اول؛ شکارچی خشمگین در برابر جنتلمن کرواتی
براساس گزارش motor۱، در پیشانی کار، لامبورگینی تمراریو خشم عریان خود را به نمایش میگذارد. زوایای تند و تیز، دماغهای که گویی به زمین چسبیده و آن چراغهای روشنایی در روز ششضلعی معروف، از تمراریو یک گلادیاتور آماده نبرد در پیست ساخته است. در نقطه مقابل، آئودی نوولاری لباسی از جنس وقار و تکنولوژی به تن دارد. جلوپنجره عریض و مشهور «سینگلفریم» در پایینیترین حالت ممکن میان دو چراغ باریک و مینیمالیستی جا خوش کرده است. ورودیهای هوای بزرگ جلو اگرچه با تمام قوا وظیفه تنفس موتور V۸ را انجام میدهند، اما برخلاف گاو خشمگین ایتالیایی، کل چهره ماشین را قربانی خود نکردهاند و در هارمونی کامل با بدنه هستند.

خطوط بدنه؛ خطکشیهای موازی با اصالت R۸
وقتی از پهلو به این دو قلو نگاه میکنید، ساختار موتورِ وسط و تناسبات مشترک کابین خودنمایی میکند، اما جادوی طراحی از همین جا مسیرش را جدا میسازد. لامبورگینی با ایجاد چین و چروکهای عمیق، رکابهای تیز و کانالهای هوای پهن روی بدنه، حتی در حالت سکون هم حس پرواز و تعلیق را القا میکند. در سمت دیگر، آئودی ترجیح داده تاریخ پرشکوه خود را ورق بزند؛ حضور قطعه نمادین و متضاد جانبی، ارجاع مستقیمی به خط و نشان R۸ کلاسیک دارد. نکته شگفتانگیز در نمای جانبی نوولاری، حذف کامل شیشه عقب و جایگزینی آن با ورودیهای هوای فلزی و تراشخورده است که ظاهری به شدت فضایی به خودرو بخشیده است.
سمفونی اگزوزها در نمای عقب
بخش پشتی تمراریو هیچ ابایی از به رخ کشیدن جنون خود ندارد؛ بخشی از لاستیکهای غولپیکر عقب کاملا برهنه و نمایان هستند تا حس یک خودروی خالص مسابقهای تداعی شود. نوولاری اما اتوکشیده و آیندهنگر است؛ یک نوار نوری سراسری و بسیار ظریف، عرض پهن خودرو را برجسته میکند. در این خودرو از باله عقب زمخت و ثابت خبری نیست و جایش را به سیستم آیرودینامیک فعال و پنهان داده است. تنها وجه اشتراک هر دو خودرو، اگزوزهای بالاآمده در مرکز سپر است که البته آنجا هم لامبورگینی فرم ششضلعی سنتی خود را حفظ کرده و آئودی به سراغ یک خروجی بیضیشکل تمیز و شیک رفته است.

کابین؛ اتاق جت جنگنده در برابر آرامش دیجیتال
این تضاد دراماتیک با باز شدن درها به اوج میرسد. کابین تمراریو به وضوح از کاکپیت جتهای جنگنده الهام گرفته شده است؛ دکمه استارت قرمز رنگ موشکی، دوختهای تند و تم ششضلعی، راننده را پیش از روشن شدن موتور غرق در آدرنالین میکند.

اما آئودی فضایی کاملا خویشتندارانه و مینیمال خلق کرده است. ترکیب لوکس چرم، آلکانترا و فیبر کربن مات با دکمههای فیزیکی بسیار کم و نمایشگرهای مخفی در دل داشبورد، اتمسفری به شدت دقیق، مدرن و به طرز عجیبی آرامشبخش را پدید آورده است؛ آرامشی که شاید تصورش در یک خودروی ۱۰۰۱ اسب بخاری غیرممکن به نظر میرسید.

دو شاهکار روی یک فونداسیون؛ انتخاب شما کدام است؟
نوولاری و تمراریو تعریف دقیقی از معماری هوشمندانه در صنعت خودرو هستند. لامبورگینی با این استایل تهاجمی، پایان دوران موتورهای ده سیلندر خود را جشن میگیرد و آئودی با نووولاری، پیوندی مستحکم میان خاطرات R۸ و خودروهای مفهومی آوانگارد خود برقرار میسازد. شجاعت آئودی برای به خط تولید فرستادن این طرح مفهومی بدون کمترین تغییر، ستودنی است؛ حتی اگر سهم دنیا از این دلبر آلمانی تنها ۴۹۹ دستگاه باشد. در نهایت، این دو سوپراسپرت دو روحیه کاملا متفاوت را هدف گرفتهاند: لامبورگینی برای کسانی است که میخواهند فریاد بزنند و برونگرا باشند، و آئودی برای کسانی که قدرت بیرحم را در پوششی از اصالت، سکوت و مهندسی بیزمان میپسندند.
۵۸۳۲۲
نظر شما