جنگ و بحران تنها غیرنظامیان را قربانی نمیکنند؛ مدافعان سلامت نیز قربانیان پنهان هستند. کار در محیطی با منابع محدود، تهدید دائمی جان، مشاهده رنجهای طاقتفرسا و تضاد نقشهای حرفهای و انسانی، بستری برای اختلال استرس پس از سانحه (PTSD)، فرسودگی شغلی (Burnout) و افسردگی ایجاد میکند. با وجود این، توجه به سلامت روان این قشر اغلب نادیده گرفته میشود.
عوامل استرسزای خاص در بحران و جنگ
۱. تهدید مستقیم زندگی: حملات به مراکز درمانی، بمباران آمبولانسها و هدف قرار گرفتن پرسنل (برخلاف کنوانسیونهای ژنو) از عوامل اصلی استرس هستند.
۲. معضلات اخلاقی و تصمیمگیری تراژیک: تریاژ در شرایط کمبود شدید تجهیزات، انتخاب اینکه چه کسی زنده بماند، و درمان بدون ابزار کافی سبب «آسیب اخلاقی» (Moral Injury) میشود.
۳. بار کاری و خستگی مفرط: شیفتهای کاری ۲۴ ساعته، کمبود نیرو و نیاز به یادگیری مداوم مهارتهای جدید در میدان جنگ.
۴. جدایی از خانواده و نگرانی برای عزیزان: بسیاری از پرسنل در مناطق جنگی نمیتوانند از خانواده خود محافظت کنند یا از سرنوشت آنها باخبر شوند.
۵. انگ و خودسرزنشگری: احساس گناه بازمانده (Survivor’s Guilt) زمانی که یک همکار کشته میشود یا بیماران فوت میکنند.
پیامدهای سلامت روان
· اختلال استرس پس از سانحه (PTSD): علائمی نظیر فلشبک، بیخوابی، برانگیختگی مفرط و اجتناب از یادآوری خاطرات.
· افسردگی و اضطراب: احساس ناامیدی، بیارزشی و درماندگی.
· فرسودگی شغلی: کاهش عملکرد حرفهای، مسخ شخصیت (Depersonalization) و خستگی عاطفی.
· افزایش مصرف مواد و افکار خودکشی: در برخی مطالعات، میزان خودکشی در میان پرسنل اورژانس جنگی بالاتر از جمعیت عمومی است.
· آسیب اخلاقی: شرم، خشم و بیگانگی ناشی از نقض ارزشهای درونی خود.
موانع دریافت کمک روانی
· انگ اجتماعی: ترس از برچسب «ضعیف» یا «نالایق» در محیط نظامی یا بحرانی.
· فرهنگ خودتکفایی: باور اشتباه که «ما پزشکیم و نباید مشکل روانی داشته باشیم.»
· کمبود خدمات تخصصی: در حین بحران، تمام منابع صرف بیماران میشود و برای پرسنل هیچ حمایتی باقی نمیماند.
· ترس از محرومیت از خدمت: نگرانی از کنار گذاشته شدن از مأموریت یا از دست دادن موقعیت شغلی.
راهکارهای ارتقای بهداشت روان کادر درمان در بحران
الف) اقدامات پیشگیرانه قبل از بحران:
· آموزش تابآوری، مدیریت استرس و سواد سلامت روان به تمام پرسنل.
· ایجاد تیمهای واکنش سریع سلامت روان در ساختار بیمارستانهای صحرایی.
· شبیهسازی موقعیتهای اخلاقی دشوار برای کاهش آسیب اخلاقی.
ب) اقدامات حین بحران:
· ارائه «حمایت روانی اولیه» (PFA) بلافاصله بعد از رویدادهای تروماتیک.
· تعیین زمانهای کوتاه استراحت اجباری و چرخش شیفت.
· ایجاد فضاهای امن غیررسمی برای تخلیه هیجانی (به اصطلاح «جلسات اجتماع پرسنل»).
· تأکید بر نیازهای اولیه: خواب کافی (حتی ۲۰ دقیقه)، تغذیه و هیدراتاسیون.
ج) اقدامات پس از بحران:
· غربالگری منظم برای PTSD، افسردگی و فرسودگی.
· ارائه مشاوره تلفنی یا حضوری بدون انگ و بدون هزینه.
· برگزاری جلسات «بازبینی رویداد» با رویکرد درمانی غیر سرزنشگر.
· تسهیل بازگشت به زندگی عادی و بازسازی پیوندهای خانوادگی و اجتماعی.
نقش مدیریت و رهبری
رهبران سلامت باید محیطی ایجاد کنند که در آن صحبت از احساسات و درخواست کمک، نشانه قدرت باشد، نه ضعف. همچنین حمایت از کارکنان از طریق:
· تضمین امنیت فیزیکی (تابوهای ضدحمله به مراکز درمانی در درگیریها).
· ارتباط شفاف و صادقانه درباره شرایط بحرانی.
· به رسمیت شناختن زحمات و تقدیر عمومی از ایثار پرسنل.
نتیجهگیری
پرسنل درمان در جبهههای بحران و جنگ، بیصداترین زخمیها هستند. اگر سلامت روان آنها تأمین نشود، نهتنها توانایی نجات جانها را از دست میدهند، بلکه خود به بیمارانی تبدیل میشوند که جامعه توان درمانشان را ندارد. سرمایهگذاری در برنامههای حمایت روانی از کادر درمان، یک ضرورت انسانی و اخلاقی است، نه یک امتیاز. مدلهای مراقبتی باید تغییر کنند: از «اول بیمار» به «مراقبت از مراقب بهعنوان رکن اصلی مراقبت از بیمار».
حسن امیری، فوق تخصص طب اورژانس
فرشته سادات شجاعی، دکتری تخصصی روان شناسی بالینی
۲۳۳۲۳۳






نظر شما