به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، وقتی دستتان زخم میشود، آن را رها میکنید تا عفونت کند؟ حداقل کار این است که یک پانسمان روی آن بگذارید و مراقب باشید دوباره آسیب نبیند. دعواهای زنوشوهری هم همینطور هستند. اگر ترمیم نشوند، آن «آغوشِ امن» تبدیل به «آغوشِ ناامن» میشود.
آیا رابطه شما در حال عفونت است؟
وقتی آدمها وارد رابطهای میشوند (چه رابطهٔ زنوشوهری باشد، چه هر رابطه دیگری)، در اصل دنبال این هستند که دوست داشته شوند، دیده شوند و برای طرف مقابل مهم باشند.
«واقعاً جز این است؟ ما در زندگیمان دوست داریم از همهکس و همه چیز برای همسرمان مهمتر باشیم. دوست داریم در مسائل مختلف نظرمان شنیده شود و به ما اهمیت بدهند. دوست داریم خیالمان راحت باشد که کسی هست که ما را دوست دارد، نگرانمان است و ما را با تمام وجود میپذیرد.»
بنابر روایت فارس، مرضیه کشوری، روانشناس و مشاور خانواده در این گزارش از پشت پرده دعواهای زنوشوهری میگوید.
زخمها از کجا می آیند!؟
کشوری ادامه میدهد: «وقتی ما در مقابل حرفها یا نیازهایمان، واکنشی دریافت نمیکنیم (به اصطلاح دیده نمیشویم)، این احساس در ما ایجاد میشود که: «ببین! برایش مهم نیستم، حرفم را نمیشنود، به من توجه نمیکند، مادرش یا کارش برای او مهمتر از من است.» این موضوع زن و مرد هم ندارد؛ هر آدمی که این احساس ناامنی به او دست بدهد، «سیستم دلبستگیاش» فعال میشود و واکنشهای دفاعی نشان میدهد.» شاید بپرسید واکنشها چیست؟ گیردادن، قهرکردن، حساس شدن، واکنشهای هیجانیِ شدید، مدام غرزدن و انگشت اتهام گرفتن که «چرا این کار را کردی؟ چرا آن کار را نکردی؟».
راه حل دعواها در این یک کلمه است
«خیلی از این دعواها (مثلاً اینکه چرا به مادرت زنگ زدی ولی به من نه؟ یا چرا فلان حرف را به خانوادهات گفتی؟)، در واقع ریشه در این دارد که آن فرد احساس امنیتش را ازدستداده و میخواسته بداند که برای طرف مقابلش اولویت است. وقتی این احساس برآورده نمیشود، فرد پرخاشگر میشود. میگویم زن و مرد ندارد؛ دعوا یکرویهٔ سطحی است و موضوعش میتواند هر چیزی باشد: مادرشوهر، مادرزن، مسائل مالی، خریدکردن یا خریدنکردن. این دعوا میتواند سر هر موضوعی باشد، اما وقتی به پشت پرده نگاه میکنیم، اصل ماجرا همان نیازِ پنهانِ دیدهشدن و مهم بودن است.»
سه برابر محبت عینی یعنی چه؟!
«گاهی اوقات وقتی دعواها خیلی کهنه و تکراری میشوند، شاید دیگر این نیاز دیده نشود، چون برای فرد ثابت شده است که: «او مرا دوست ندارد و مادرش یا (کارش) برایش مهمتر است.» از آن طرف هم همسرش فکر میکند: «او فقط دارد غر میزند و دعوا راه میاندازد.» در این میانحرفهایی ردوبدل میشود که طرف مقابل را سرد میکند؛ جملاتی مثل «دیگر نمیخواهمت»، «طلاق میگیرم» یا «کاش هیچوقت بله نمیگفتم».
«ما در این مسیر، هم آن بیتوجهی را دیدهایم و هم این کلمات سرد را شنیدهایم، و این باعث فاصلهگرفتن بیشتر میشود. طبق مقالات علمی، حداقل بعد از هر دعوا، قهر یا چالشی که باعث ناراحتی میشود، زوجین باید سه برابرِ آن، محبت عینی به یکدیگر ابراز کنند؛ آن هم جدا از بحثِ «ترمیمِ رابطه».
آغوش امن را ناامن نکنید!
«وقتی دستتان زخم میشود، آن را رها میکنید تا عفونت کند؟ حداقل کار این است که یک پانسمان روی آن بگذارید و مراقب باشید دوباره آسیب نبیند. دعواهای زن و شوهری هم همینطور هستند. اگر ترمیم نشوند، آن «آغوشِ امن» تبدیل به «آغوشِ ناامن» میشود، جای خوابها جدا میشود، از هم فاصله میگیرید و خدای ناکرده پای اتفاقات ناخوشایند به زندگی باز میشود.»






نظر شما