کارت قرمز وال‌استریت به کارخانه رویاسازی؛ هالیوود چگونه در «انقباض بزرگ» مچاله شد؟

هالیوود پس از طوفان اعتصابات ۲۰۲۳، با واقعیتی تلخ روبه‌رو شده است؛ دوران بودجه‌های بی‌پایان و بلندپروازی‌های هنری به پایان رسیده و جای خود را به «انقباض بزرگ» داده است. بررسی آمارهای رسمی نشان می‌دهد که غول‌های رسانه‌ای تحت فشار وال‌استریت، با اخراج‌های گسترده، فرار تولید از آمریکا و پناه بردن به فرمول‌های تکراری، در حال مچاله کردن کارخانه رویاسازی هستند؛ تا جایی که برندگان توافق‌نامه‌های کارگری، اکنون در بازاری به مراتب کوچک‌تر و بی‌رحم‌تر، به دنبال شغل می‌گردند.

ریحانه اسکندری: صنعت سینما و تلویزیون هالیوود پس از پشت سر گذاشتن طوفان اعتصابات تاریخی نویسندگان و بازیگران در سال ۲۰۲۳، دیگر آن ویترین پر زرق‌وبرق، بی‌پروا و مجهز به بودجه‌های بی‌پایان سابق نیست. در شرایطی که بسیاری از فعالان صنف سرگرمی تصور می‌کردند پایان این اعتصابات منادی فصلی نوین از شکوفایی، خلاقیت بیشتر و توزیع عادلانه‌تر ثروت خواهد بود، هالیوود وارد دورانی شده که تحلیل‌گران از آن با عنوان «انقباض بزرگ» یاد می‌کنند.

حباب معروف به «پیک تی‌وی» یا همان عصر طلایی تلویزیون که با ولخرجی بی‌سابقه پلتفرم‌های استریمینگ شناخته می‌شد، به شکلی ناگهانی و دردناک ترکیده است. امروز، استودیوهای بزرگ فیلم‌سازی و غول‌های رسانه‌ای تحت فشار شدید وال‌استریت برای رسیدن به سودآوری سریع، سیاست‌های ریاضت اقتصادی سختی را در پیش گرفته‌اند. نتیجه این دگرگونی ساختاری عمیق، سقوط آزاد آمار تولید، موج گسترده و بی‌سابقه تعدیل نیرو، کاهش دستمزد عوامل فنی و از همه مهم‌تر، پناه بردن تصمیم‌گیران هالیوود به فرمول‌های تکراری، دنباله‌ها، فرنچایزها و اقتباس‌های ادبی بی‌خطر است.   

شواهد نشان می‌دهد که برندگان واقعی توافق‌نامه‌های پس از اعتصاب، در عمل با بازار کاری روبه‌رو شده‌اند که نسبت به گذشته بسیار کوچک‌تر، بسته‌تر و بی‌رحم‌تر است. استودیوها با استفاده از ترفندهای حقوقی مانند بندهای «فورس ماژور» بسیاری از قراردادهای گران‌قیمت خود را فسخ کرده و با انتقال تولیدات به کشورهای دیگر، بدنه کارگری هالیوود را در بحرانی بی‌سابقه رها کرده‌اند.

در این گزارش، ابعاد مختلف این کوچک‌سازی ساختاری، پیامدهای فرهنگی محافظه‌کاری خلاقانه هالیوود و تحولات کلان اقتصادی این صنعت را بر اساس معتبرترین آمارهای بین‌المللی کالبدشکافی می‌کنیم.   

ترکیدن حباب پیک تی‌وی و آغاز عصر ریاضت اقتصادی

اصطلاح «پیک تی‌وی» که اولین بار توسط جان لندگراف، مدیر ارشد شبکه اف‌ایکس، برای توصیف دوران رشد انفجاری و بی‌سابقه تولید محتوای داستانی در تلویزیون ابداع شد، برای بیش از یک دهه شالوده اصلی هالیوود را شکل می‌داد. در طول این سال‌ها، غول‌های رسانه‌ای در قالب نبردی همه‌جانبه موسوم به «جنگ‌های استریمینگ»، میلیاردها دلار پول ارزان و وام‌های کم‌بهره را روانه چرخه تولید می‌کردند تا بتوانند با افزایش آرشیو خود، مشترکان بیشتری را جذب کنند. با این حال، شواهد نشان می‌دهد که سال‌های ۲۰۲۱ و ۲۰۲۲ با ثبت رکورد تولید سالانه ۶۳۳ سریال داستانی در ایالات متحده، نقطه اوج و لبه تیز این حباب بوده است.   

کارت قرمز وال‌استریت به کارخانه رویاسازی؛ هالیوود چگونه در «انقباض بزرگ» مچاله شد؟
اعتصاب و تجمع نویسندگان هالیوود - ۲۰۲۳

بر اساس داده‌های آماری مؤسسه معتبر آمپر آنالیز، تعداد سریال‌های داستانی منتشر شده در آمریکا در سال ۲۰۲۳ به ۴۸۱ اثر و در سال ۲۰۲۴ به تنها ۴۳۳ اثر سقوط کرد که نشان‌دهنده کاهش چشمگیر تولیدات نسبت به دوران اوج این حباب است.

جان لندگراف این تغییر مسیر ناگهانی را به عنوان یک «نقطه عطف» توصیف می‌کند که در آن حباب پیک تی‌وی سرانجام ترکید. این ترکیدن حباب، ناشی از تغییر تمرکز پلتفرم‌هایی مانند نتفلیکس از جذب صرف مشترک به سمت تضمین سودآوری خالص بود. دیگر داشتن سریال‌های هنری کم‌مخاطب افتخاری برای پلتفرم‌ها به شمار نمی‌آمد و ریاضت اقتصادی جایگزین بلندپروازی‌های هنری شد.   

سال انتشار تعداد سریال‌های داستانی منتشرشده در ایالات متحده (منبع: Ampere Analysis) درصد تغییر نسبت به اوج (۲۰۲۲)
۲۰۲۱

۶۳۳

مبنای سنجش
۲۰۲۲

۶۳۳

نقطه اوج حباب (۰٪)
۲۰۲۳

۴۸۱

۲۴٪ کاهش

۲۰۲۴

۴۳۳

۳۱.۶٪ کاهش

  

عامل محرک اصلی این ریزش ساختاری، تحولات کلان اقتصادی در ایالات متحده بود. با بالا رفتن نرخ بهره بانکی توسط فدرال رزرو به محدوده ۵.۲۵ تا ۵.۵ درصد، دوران وام‌های ارزان‌قیمت برای استارت‌آپ‌ها و شرکت‌های فناوری محور فعال در هالیوود به پایان رسید. هزینه بالای استقراض پول باعث شد استودیوها به شدت کمربندهای خود را سفت کنند. در این چشم‌انداز اقتصادی نوین، پلتفرم‌های استریم به جای راه‌اندازی پروژه‌های اورجینال جدید و پرهزینه، به سمت خرید مجوز پخش و استفاده از آرشیوهای قدیمی خود سوق پیدا کردند؛ زیرا این رویکرد بدون تحمیل هزینه‌های سنگین تولید، مخاطب را پای صفحات نمایش نگه می‌داشت.   

بحران اشتغال در لس‌آنجلس؛ آمارهای هولناک سقوط تولید در خانه اصلی سینما

کاهش حجم تولیدات به سرعت تاثیرات ویرانگر خود را بر معیشت و اشتغال هزاران نفر از بدنه صنعت سرگرمی در لس‌آنجلس نشان داد. بر اساس گزارش‌های رسمی سازمان فیلم ال‌ام که وظیفه ثبت و صدور مجوزهای تولیدات رسانه‌ای را در لس‌آنجلس بر عهده دارد، شاخص روزهای فیلم‌برداری در این منطقه برای چهارمین سال متوالی با کاهش شدیدی مواجه شده است.

داده‌های سه‌ماهه سوم سال ۲۰۲۵ نشان می‌دهد که تعداد روزهای فیلم‌برداری با افت ۱۳.۲ درصدی نسبت به سال قبل به تنها ۴,۳۸۰ روز رسیده است، در حالی که این رقم در بازه مشابه سال ۲۰۲۱ بیش از ۱۰,۱۲۷ روز بود. این سقوط آزاد بدین معناست که تولید تلویزیونی در لس‌آنجلس نسبت به میانگین پنج سال گذشته خود، افت ۵۷.۹ درصدی را تجربه می‌کند.   

سال (سه‌ماهه سوم) تعداد روزهای فیلم‌برداری (SD) ثبت‌شده در لس‌آنجلس (منبع: FilmLA) میزان کاهش نسبت به سال ۲۰۲۱
۲۰۲۱

۱۰,۱۲۷ روز

مبنای سنجش
۲۰۲۲

۹,۰۶۶ روز

۱۰.۴٪ کاهش
۲۰۲۳

۵,۳۱۱ روز

۴۷.۵٪ کاهش
۲۰۲۴

۵,۰۴۸ روز

۵۰.۱٪ کاهش
۲۰۲۵

۴,۳۸۰ روز

۵۶.۷٪ کاهش

  

این آمارهای نزولی نشان‌دهنده پدیده‌ای فراتر از یک تغییر فصلی ساده است. گزارش‌های آماری نشان می‌دهند که در سراسر ایالات متحده، تولیدات سینمایی و تلویزیونی در سال ۲۰۲۴ با کاهشی ۲۶ درصدی نسبت به سال ۲۰۲۱ روبه‌رو بوده‌اند.

حتی در حوزه ساخت پایلوت‌ها یا همان قسمت‌های آزمایشی سریال‌ها که زمانی موتور محرک اصلی استخدام بازیگران و نویسندگان بود، بازار به طور کامل خشک شده است. یک دهه قبل، به طور متوسط سالانه ۱۰۰ پایلوت برای شبکه‌های سراسری آمریکا تولید و بازیگردانی می‌شد؛ در حالی که در سال ۲۰۲۴، این رقم برای کل شبکه‌ها به تنها سه پایلوت کاهش یافت که هر سه مورد نیز توسط شبکه ان‌بی‌سی سفارش داده شده بودند. این وضعیت باعث شده تا حتی بازیگران شناخته‌شده و باتجربه نیز ماه‌ها بدون کار بمانند یا به پروژه‌های بسیار کوچک‌تر تن دهند.   

تعدیل‌های گسترده و سقوط زنجیره‌ای کمپانی‌های رسانه‌ای

تصمیم مدیران هالیوود برای کوچک کردن ابعاد صنعت، مستقیما به موج اخراج‌های فاجعه‌بار در تمام بخش‌های رسانه‌ای منجر شده است. آمارهای ثبت‌شده نشان می‌دهند که در سال ۲۰۲۴ نزدیک به ۱۵,۰۰۰ موقعیت شغلی و در سال ۲۰۲۵ بیش از ۱۷,۰۰۰ شغل در بخش‌های مختلف تلویزیون، سینما، اخبار و پخش حذف شدند.

این تعدیل‌های پی‌درپی پس از اعتصابات طولانی‌مدت، معیشت کارگران بخش‌های فنی پشت‌صحنه نظیر دالی‌گریپ‌ها، متخصصان نورپردازی، طراحان لباس و دکوراتورها را که از اعضای اتحادیه‌های صنف خود هستند، به شدت فلج کرده است. بسیاری از این افراد برای تامین هزینه‌های اولیه زندگی خود چاره‌ای جز خروج از این صنعت و رفتن به سراغ مشاغل دیگر نیافته‌اند.   

تعدیل‌های گسترده نیرو، حتی کمپانی‌های بزرگی که به عنوان رهبران بازار شناخته می‌شدند هم در نوردید. برای نمونه، پیکسار انیمیشن استودیوز در ماه مه ۲۰۲۴ دست به اخراج ۱۷۵ کارمند خود معادل ۱۴ درصد از کل نیروی کارش زد. شرکت دیزنی نیز پس از حذف بخش‌های بزرگی از تیم‌های بازاریابی، روابط عمومی و سرمایه‌گذاری‌های ویژه خود، به طور فزاینده‌ای بر افزایش کارایی عملیاتی تمرکز کرد. کمپانی وارنر برادرز دیسکاوری در جولای ۲۰۲۴ نزدیک به ۱,۰۰۰ کارمند خود را عمدتا در بخش‌های مالی اخراج کرد. از سوی دیگر، ادغام‌های بزرگ هالیوود مانند پیوستن پارامونت گلوبال به هلدینگ اسکای‌دنس با هدف دستیابی به بیش از ۲ میلیارد دلار کاهش هزینه، منجر به اخراج ۲۰۰۰ کارمند دیگر و انحلال کامل بخش تولید سریال تلویزیونی این شرکت یعنی «پارامونت تلویزیون استودیوز» شد.   

این روند تعدیل گسترده محدود به بخش‌های فیلم‌سازی نماند و بخش‌های خبری و مکتوب را نیز در بر گرفت. شبکه‌های خبری معتبری مانند سی‌بی‌اس نیوز و ان‌بی‌سی نیوز به ترتیب ۱۰۰ و ۱۵۰ نفر از کارکنان خود را اخراج کردند. هلدینگ رسانه‌ای هرست که عهده‌دار انتشار مجلات معروفی چون اسکوایر و کازموپولیتن است، ۲۰۰ نفر از کارکنان خود را تعدیل کرد و شرکت انتشاراتی کاندی نست نیز دست به اخراج‌های مشابه در زیرمجموعه‌های خود زد.

امپراتوری رسانه‌ای پنسکی مدیا که مالک رسانه‌های معتبر سینمایی نظیر ورایتی، رولینگ استون و بیلبورد است، درست چند هفته پیش از تعطیلات سال نو میلادی، اقدام به اخراج‌های ناگهانی، لغو گزینه‌های کار از خانه و ایجاد ضرب‌الاجل استعفای اجباری برای کسانی کرد که با کار تمام‌وقت حضوری مخالفت کرده بودند.   

کارت قرمز وال‌استریت به کارخانه رویاسازی؛ هالیوود چگونه در «انقباض بزرگ» مچاله شد؟
اعتصاب و تجمع نویسندگان هالیوود - ۲۰۲۳

بحران دستمزد و استفاده هوشمندانه استودیوها از بند «فورس ماژور»

نگرانی‌ها درباره دستمزد عادلانه در عصر استریمینگ سال‌ها بود که زیر پوست هالیوود جریان داشت. شکایت جنجالی اسکارلت جوهانسون از کمپانی دیزنی در سال ۲۰۲۱ بر سر سهم خود از اکران آنلاین فیلم «بیوه سیاه»، به عنوان اولین شلیک در جنگ بزرگ دستمزدهای عصر دیجیتال توصیف شد.

یک سال بعد، سیدنی سوئینی،  ستاره سریال پرمخاطب «سرخوشی» با گفتن این جمله که «آن‌ها دیگر مثل گذشته به بازیگران پول نمی‌دهند» و اینکه او حتی نمی‌تواند یک ماه کار خود را متوقف کند، خشم و نگرانی طبقه متوسط بازیگران را علنی کرد. اعتصابات سال ۲۰۲۳ قرار بود این توازن قوا را بازیابی کند، اما در عمل شرایط را پیچیده‌تر کرد.   

یکی از بزرگ‌ترین شگردهای استودیوهای هالیوود برای نجات مالی خود در خلال اعتصابات سال ۲۰۲۳، استفاده از بند حقوقی «فورس ماژور» یا همان قوانین مربوط به شرایط قهری و ناخواسته بود. بر اساس بندهای استاندارد در قراردادهای انحصاری هالیوود، چنانچه فعالیتی به دلیل بلایای طبیعی، جنگ یا اعتصابات کارگری برای مدت ۹۰ تا ۱۰۰ روز متوقف شود، استودیوها این حق قانونی را پیدا می‌کنند که بدون پرداخت هیچ‌گونه خسارتی، توافق‌نامه‌های بلندمدت خود را فسخ یا به طور کامل بازنویسی کنند. استودیوها که در دوران حباب استریمینگ قراردادهای نجومی و بی‌شمار چندصد میلیون دلاری را با خالقان مشهوری نظیر فیبی والر-بریج در آمازون یا جی. جی. آبرامز در وارنر برادرز امضا کرده بودند و در عمل بازدهی اقتصادی خاصی دریافت نمی‌کردند، از اعتصاب طولانی‌مدت به عنوان فرصتی طلایی برای خلاص شدن از شر این تعهدات سنگین استفاده کردند.   

با گذشتن از مرز ۹۰ روز از اعتصاب نویسندگان، استودیوها با استناد به این بند حقوقی، قراردادهای انحصاری بسیاری از فیلم‌نامه‌نویسان جوان و شورانرهای باسابقه را لغو کردند. این تصمیم گرچه ضربه‌ای مهلک به معیشت هنرمندان و روابط بلندمدت در هالیوود وارد کرد، اما به استودیوها اجازه داد تا ضمن پاک‌سازی بخش‌های عظیمی از بودجه‌های راکد خود، تراز مالی مثبت و انضباط سخت‌گیرانه خود را به وال‌استریت ارائه دهند.   

محافظه‌کاری خلاقانه؛ سقوط سناریوهای اورجینال و رونق بی‌سابقه اقتباس‌های ادبی

محافظه‌کاری شدید اقتصادی بلافاصله به محافظه‌کاری خلاقانه و هنری در هالیوود منجر شد. استودیوهای بزرگ که اکنون با هزینه‌های کمرشکن بازاریابی مواجه هستند، که در برخی موارد مانند فیلم «پنج شب با کسی» هزینه تبلیغات آن سه برابر بودجه کل ساخت فیلم برآورد شده است،  دیگر به هیچ وجه مایل به سرمایه‌گذاری روی ایده‌های اورجینال و نویسنده‌محور نیستند. بازار خرید فیلم‌نامه‌های اورجینال غیراقتباسی در سال ۲۰۲۳ به بدترین رکورد تاریخی خود یعنی تنها ۱۱ معامله تنزل یافت که نشان‌دهنده بن‌بست کامل خلاقیت در نظام استودیویی است. سهم سناریوهای کاملا اورجینال در ساخت فیلم‌های بزرگ سال‌های اخیر به کمتر از ۱۵ درصد سقوط کرده است.   

در مقابل، هالیوود به شکلی بی‌سابقه به سراغ اقتباس از کتاب‌های پرفروش، دنباله‌ها و فرانچایزهایی رفته است که از قبل آزمایش خود را در بازار پس داده‌اند. تحلیل‌های اقتصادی سایت‌هایی مانند ددلاین، گاردین و ورایتی نشان می‌دهند که اقتباس‌های کتابی به طور متوسط ۴۴ درصد در گیشه بریتانیا و ۵۳ درصد در گیشه جهانی موفق‌تر و پرفروش‌تر از فیلم‌نامه‌های غیراقتباسی عمل می‌کنند. به همین دلیل، مدیران ارشد استودیوها صراحتا اعلام کرده‌اند که اقتباس‌های ادبی بهترین ابزار برای به حداقل رساندن ریسک سرمایه‌گذاری هستند. سهم بازار آثار اقتباسی از ۲۵ درصد در سال ۱۹۸۴ به بیش از ۷۰ درصد در سال‌های اخیر افزایش یافته است که این چرخش بزرگ را به خوبی به تصویر می‌کشد.   

کارت قرمز وال‌استریت به کارخانه رویاسازی؛ هالیوود چگونه در «انقباض بزرگ» مچاله شد؟
اقتصاد هالیوود
شاخص‌های بازار فیلم‌سازی سهم در سال ۱۹۸۴ سهم در سال‌های اخیر (۲۰۲۴/۲۰۲۵)
سهم سناریوهای کاملا اورجینال از فیلم‌های پرفروش

۷۵٪

۱۵٪

سهم بازار آثار اقتباسی ادبی

۲۵٪

۷۰٪

نرخ موفقیت تجاری فیلم‌های اقتباسی -

۷۷٪

نرخ موفقیت تجاری فیلم‌های اورجینال غیراقتباسی -

۴۶٪

  

در این میان، باب آیگر، مدیرعامل دیزنی، در بیانیه‌های رسمی خود به سرمایه‌گذاران اعلام کرد که این کمپانی تمرکز خود را به طور کامل روی دنباله‌ها و فرانچایزهای شناخته‌شده متمرکز خواهد کرد. او معتقد است که تکیه بر اسامی آشنا و محبوب مانند «داستان اسباب‌بازی»، «یخ‌زده»، «درون و بیرون ۲» و «موانا ۲» به شدت هزینه‌های بازاریابی را کاهش می‌دهد و تضمینی برای خروج خانواده‌ها از خانه و خرید بلیت سینماست. دیزنی همچنین حجم تولیدات استودیو مارول را به شدت کاهش داد و سقف تولید آن را به حداکثر سه فیلم در سال و دو سریال برای دیزنی‌پلاس محدود کرد تا با پدیده «خستگی مخاطب از آثار ابرقهرمانی» مقابله کند.   

یکی از قربانیان اصلی این رویکرد محافظه‌کارانه، سریال‌های نوآورانه، متنوع و تجربی بودند. آثاری تحسین‌شده اما با مخاطب خاص نظیر «آمریکایی متولد چین»  و «پریمو» علی‌رغم دریافت بازخوردهای مثبت، به دلیل عدم توانایی در جذب مخاطب انبوه، به سرعت توسط استودیوها لغو شدند. این روند به معنای پایان دورانی است که در آن سازندگان آثار مستقل شانس دریافت بودجه‌های کلان را از پلتفرم‌های استریمینگ داشتند.   

جزئیات توافق‌نامه‌های چهارساله ۲۰۲۶؛ پیروزی حقوقی یا تله اقتصادی؟

پس از پایان اعتصابات فرسایشی سال ۲۰۲۳، صنف نویسندگان (WGA) و اتحادیه بازیگران (SAG-AFTRA) پس از مذاکراتی طولانی‌مدت، سرانجام در می و ژوئن سال ۲۰۲۶ بر سر تمدید قراردادهای کاری خود به توافقات جدیدی دست یافتند. این قراردادها که برخلاف دوره‌های معمول سه ساله، برای یک بازه چهارساله امضا شدند، پایداری و ثبات کارگری بیشتری را به صنعت دیکته می‌کنند. شان آستین، که از سپتامبر ۲۰۲۵ ریاست اتحادیه بازیگران را بر عهده داشت، این توافقات را تاریخی خواند و اعلام کرد که این ساختار جدید توانسته است واقعیت‌های نوین اقتصاد استریمینگ و خطرات تکنولوژیکی هوش مصنوعی را مهار کند.   

نویسندگان و بازیگران در این دور از توافقات به دستاوردهای ملموسی دست یافتند:   

افزایش درآمدهای پس‌ماند استریمینگ: افزایش سهم نویسندگان و بازیگران از بازپخش آثار در پلتفرم‌های آنلاین از ۵۰ درصد به ۷۰ درصد یکی از کلیدی‌ترین تغییرات بود.   

تسهیلات درمانی و بازنشستگی: تخصیص بیش از ۳۲۰ میلیون دلار بودجه برای بخش بهداشت و درمان نویسندگان از سوی استودیوها و افزایش سقف برخورداری درمانی به ۴۰۰,۰۰۰ دلار تا سال ۲۰۲۸. همچنین، ادغام جنجالی صندوق بازنشستگی بازیگران (SAG) و صندوق بازنشستگی صوتی-تصویری (AFTRA) تا سال ۲۰۲۸ که با اضافه شدن ۱ درصد به نرخ سهم استودیوها همراه بود.   

سهم از صندوق توزیع بونوس موفقیت: بر اساس بندهای جدید، هرگاه یک فیلم یا سریال توسط بیش از ۲۰ درصد از کاربران یک پلتفرم استریم دیده شود، استودیو موظف است معادل ۳۵ درصد از کل حق بازپخش اثر را به عنوان بونوس به صندوق توزیع عوامل واریز کند؛ رقمی که در قراردادهای قبلی ۲۵ درصد تعیین شده بود.   

محدودیت‌های استفاده از هوش مصنوعی: وضع قوانین بسیار سخت‌گیرانه که استفاده از بازیگران شبیه‌سازی‌شده یا کاملاً مصنوعی را ممنوع می‌کند، مگر آنکه این کار ارزش افزوده فوق‌العاده متمایزی برای پروژه داشته باشد. همچنین، اسکن دیجیتالی افراد مستلزم داشتن دلایل تجاری کاملاً موجه و توافق از پیش تعیین شده است.   

اما واقعیت جاری در هالیوود نشان می‌دهد که این توافقات سنگین، باری مضاعف بر دوش استودیوها گذاشته است. مدیران استودیوها در واکنش به افزایش هزینه‌های ناشی از این امتیازات کارگری، به سادگی تصمیم به کاهش حجم تولیدات خود در داخل خاک ایالات متحده گرفتند. به این ترتیب، دستمزدهای حداقلی بر روی کاغذ افزایش یافت، اما شانس به دست آوردن شغل برای بازیگران و نویسندگان معمولی به شدت کاهش پیدا کرد.   

کارت قرمز وال‌استریت به کارخانه رویاسازی؛ هالیوود چگونه در «انقباض بزرگ» مچاله شد؟
اقتصاد هالیوود

مهاجرت جغرافیایی تولید و سایه سنگین جنگ تعرفه‌ای کاخ سفید

یکی از پیامدهای مستقیم افزایش هزینه‌های کارگری و مالیاتی در کالیفرنیا، شتاب گرفتن روند فرار تولیدات به خارج از ایالات متحده بود. استودیوهای هالیوودی به شکلی فزاینده در حال انتقال فیلم‌برداری پروژه‌های بزرگ خود به کشورهایی مانند بریتانیا، استرالیا و کانادا هستند که بسته‌های حمایتی مالیاتی بسیار جذابی را ارائه می‌دهند.

حتی در بازارهای منطقه‌ای، ایالت‌هایی مانند نیومکزیکو با ارائه اعتبارات مالیاتی تهاجمی موفق شدند حجم چشمگیری از سرمایه‌ها را جذب کنند؛ به طوری که مجموع مخارج تولید در نیومکزیکو از سال ۲۰۲۱ تا ۲۰۲۵ به رقم ۳.۳۵ میلیارد دلار رسید، هرچند این رقم نیز تحت تأثیر اعتصابات از اوج ۸۵۵ میلیون دلاری خود در سال ۲۰۲۲ به ۳۲۳ میلیون دلار در سال ۲۰۲۵ سقوط کرد.   

این خروج گسترده سرمایه‌ها و تضعیف بازار کار بومی سرانجام با واکنش‌های سیاسی بسیار شدیدی در کاخ سفید مواجه شد. در ماه مه سال ۲۰۲۵، دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور وقت ایالات متحده، با انتشار بیانیه‌ای جنجالی در فضای مجازی اعلام کرد که صنعت سینمای آمریکا در حال مرگی سریع است و علت آن را سرقت سیستماتیک مشوق‌های فیلم‌سازی توسط کشورهای خارجی دانست. ترامپ این مسئله را یک «تهدید علیه امنیت ملی» خواند و اعلام کرد که وزارت بازرگانی و دفتر نماینده تجاری ایالات متحده را مأمور کرده تا تعرفه‌ای ۱۰۰ درصدی بر روی تمامی فیلم‌هایی که در خارج از خاک آمریکا تولید شده و قصد ورود به این کشور را دارند، اعمال کنند.   

این تهدیدات تعرفه‌ای شوکی بزرگ به ساختار تولید فرامرزی هالیوود وارد کرد. از آنجا که بخش بزرگی از درآمد سالانه هالیوود به صادرات وابسته است (به عنوان نمونه، صادرات محصولات سینمایی آمریکا در سال ۲۰۲۳ بالغ بر ۲۲.۶ میلیارد دلار بوده است)، هرگونه اختلال تعرفه‌ای دوطرفه می‌تواند زنجیره تأمین مالی استودیوها را به طور کامل نابود کند.

ترامپ صراحتا اعلام کرد: «اگر آن‌ها مایل نیستند فیلم‌های خود را در داخل ایالات متحده بسازند، ما باید بر روی فیلم‌های وارداتی آن‌ها تعرفه سنگین وضع کنیم». این رویکرد انقباضی سیاسی، عدم قطعیت‌های حاکم بر کارخانه رویاسازی را دوچندان کرده است.   

رقبای دیجیتال نسل جدید و تغییر بنیادین عادات مخاطبان

تغییر عادات رسانه‌ای جامعه، عامل دیگری است که هالیوود سنتی را به شدت تحت فشار قرار داده است. در حالی که استودیوها مشغول حل‌وفصل بحران‌های ناشی از اعتصابات بودند، پلتفرم‌های رایگان و کاربرمحور مانند یوتیوب و تیک‌تاک بخش بزرگی از سهم توجه تماشاگران را از آن خود کردند. آمارهای رسمی نیلسن نشان می‌دهند که یوتیوب به طور مستمر پربیننده‌ترین پلتفرم ویدئویی روی صفحات تلویزیون خانگی در سراسر ایالات متحده است و حتی بالاتر از غول‌هایی چون نتفلیکس و آمازون پرایم قرار می‌گیرد. در شرایطی که اشتغال در صنایع فیلم‌سازی سنتی لس‌آنجلس از سال ۲۰۲۲ تا ۲۰۲۴ با افت شدید ۲۷ درصدی مواجه شده، استخدام در اقتصاد آفرینندگان دیجیتال و پلتفرم‌های آنلاین ۵ درصد رشد داشته است.   

یک نمونه آشکار از این دگرگونی، محبوبیت انفجاری «مینی‌درام‌های عمودی» در بستر تیک‌تاک و اپلیکیشن‌های مشابه است. این درام‌های کوتاه که در قالب قسمت‌های دو تا سه دقیقه‌ای و با بودجه‌های بسیار ناچیز ساخته می‌شوند، تنها در سال ۲۰۲۵ در ایالات متحده بیش از ۱.۳ میلیارد دلار درآمد مستقیم از طریق پرداخت‌های مستقیم کاربران ایجاد کرده‌اند. این الگوهای جدید تولید ثابت می‌کنند که مخاطبان نسل جدید لزوماً نیازی به تماشای پروژه‌های عظیم ۱۰۰ میلیون دلاری ندارند و مایلند زمان خود را با محتوایی سریع، ارزان و تعاملی پر کنند. این پدیده، شالوده مدل تجاری توزیع سینمایی و تلویزیونی هالیوود را برای همیشه تغییر داده است.   

 هالیوود منضبط و مچاله در مسیر آینده

تحلیل همه‌جانبه روندهای اقتصادی و اجتماعی نشان می‌دهد که «انقباض بزرگ» هالیوود، یک نوسان گذرا یا رکود موقت نیست، بلکه نشان‌دهنده یک تغییر پارادایم عمیق و غیرقابل بازگشت در ساختار سرگرمی‌سازی جهان است. کارخانه رویاسازی هالیوود که روزگاری با اتکا به مدل‌های سنتی اکران گیشه و درآمدهای نجومی استریمینگ، رویاهایی بی‌پایان تولید می‌کرد، اکنون ناگزیر به پذیرش واقعیت‌های سخت اقتصادی شده است.   

تلفیق نرخ بالای بهره بانکی، افزایش شدید هزینه‌های حقوقی و کارگری ناشی از اعتصابات، کوچ تولیدات به خارج از آمریکا، تهدیدات تعرفه‌ای دولتی و رقبای سرسخت و نوین در حوزه دیجیتال، فضایی را ایجاد کرده که در آن بقا تنها از طریق انضباط مالی شدید، به حداقل رساندن ریسک‌های خلاقانه و کاهش ابعاد تولید میسر خواهد بود.

هالیوودِ فردا بدون شک بسیار کوچک‌تر، محافظه‌کارتر و فاقد آن جسارت هنری سابق خواهد بود؛ صنعتی که برای راضی نگه داشتن وال‌استریت، ترجیح می‌دهد به جای ساخت شاهکارهای غافلگیرکننده، فرمول‌های تکراری و خاطره‌انگیز قدیمی را بازتولید کند.   

۵۹۲۴۴

کد مطلب 2231573

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 9 =

آخرین اخبار