سیگنال آذربایجان به تهران: کاربر ایرانی تشنه جریان جهانی است / با تغییر واژه‌ها رویه تغییر نمی‌کند

عبور بی‌سابقه حجم عظیمی از ترافیک اینترنت ایران از خطوط آذربایجان و جهش رتبه ترافیکی این کشور از ۴۴ به ۳، پرده از اشتیاق و هجوم خیره‌کننده کاربران ایرانی به دنیای هوش مصنوعی برداشت؛ جریانی جهانی که در گفت‌وگو با ستاره بنیادی ریشه‌های اجتماعی، بن‌بست‌های فیلترینگ و پیامدهای بایکوت آن را بررسی کرده‌ایم.

نگار علی- بر اساس قرارداد شرکت ارتباطات زیرساخت با کشور آذربایجان، مشخص شد که حجم عظیمی از ترافیک ایران از خطوط این کشور عبور کرده است؛ رویدادی که رتبه ترافیکی آذربایجان را از ۴۴ به ۳ ارتقا داد. این موضوع نشان داد که کاربران ایرانی تا چه میزان از ابزارهای هوش مصنوعی و چت‌بات‌ها استقبال می‌کنند؛ در گفت‌وگو با ستاره بنیادی، دکتری ارتباطات علم و فناوری، در «کافه خبر» به این موضوع پرداختیم که این داده‌ها و این حجم از استقبال چه سیگنالی را به سیاست‌گذاران مخابره می‌کنند.

کاربر ایرانی تشنه جریان جهانی است

ستاره بنیادی با اشاره به اینکه مهم‌ترین سیگنال، آمار بالای کاربرانی است که در ایران از این ابزارها استفاده می‌کنند و این امر به‌وضوح نمایشگر محبوبیت چشمگیر هوش مصنوعی در میان جامعه ایران است، گفت:« البته این اتفاق هم‌زمان با تحولات داخلی، اعمال محدودیت‌های اینترنتی، سپس رها شدن و تغییر این محدودیت‌ها رخ داد؛ بنابراین اشتیاق کاربران برای بازگشت دوباره به این جریان جهانی نیز حتماً در این آمار بازتاب یافته است. با این حال، شاید کلیدی‌ترین نکته همان محبوبیت بالای هوش مصنوعی نزد کاربر ایرانی باشد.»

محدودیت، ولع استفاده را بیشتر می‌کند

ما امروز می‌دانیم که ۸۴ درصد از جمعیت کره زمین حتی یک بار هم از هوش مصنوعی استفاده نکرده‌اند؛ این دکتری ارتباطات علم و فناوری در پاسخ به این پرسش که با توجه به اینکه میزان استقبال در جامعه ایرانی تا این حد بالاست، سیاست‌گذار باید چه رویکردی را در پیش بگیرد و برخورد صفر و صدی، یعنی مسدودسازی اینترنت و چت‌بات‌ها، راهبرد درستی است، گفت:«واقعیت این است که من در وهله اول در زمره کسانی هستم که با هرگونه انسداد، محدودیت و مانع‌تراشی در تمامی حوزه‌های مرتبط با زیست‌بوم هوش مصنوعی مخالفت دارم؛ چراکه این نوع محدودسازی، انگیزه و ولع افراد را برای استفاده از این ابزارها مضاعف می‌کند. اما در عین حال، از مدافعان این ایده هستم که هر بوم زیستی، به‌ویژه بوم کشور خودمان، باید به سمتی حرکت کند که مدل‌های هوش مصنوعی اختصاصی خود را توسعه دهد تا داده‌هایی که این سیستم‌ها به آن‌ها دسترسی دارند و بر اساس آن به کاربران پاسخ می‌دهند، داده‌های بومی باشند.»

او در ادامه افزود:«البته تمایل ندارم از اصطلاح رایج «بومی‌سازی هوش مصنوعی» استفاده کنم، زیرا پیرامون این واژه حواشی زیادی شکل گرفته است. اما اگر بخواهیم فارغ از این واژه‌ها صحبت کنیم، من کاملاً با اصل این رویکرد موافقم. این مسئله صرفاً به ایران محدود نمی‌شود؛ حتی در غرب جهان و در اتحادیه اروپا نیز این دغدغه وجود دارد. در اندیشکده‌ها و مجمع‌های فکری آن‌ها نیز این نتیجه حاصل شده است که باید به سمت توسعه هوش مصنوعی حرکت کرد که داده‌های آن متناسب با ارزش‌های بوم خودشان باشد؛ داده‌هایی که اصطلاحاً سوگیرانه (Biased) نبوده و داده‌های خالص (Pure) باشند. با این حال، این مسیر نیز ریسک‌ها و مزایای خاص خود را دارد (Risk-Benefit).»

بنیادی در ادامه افزود:«اگر بخواهم درباره کاربر ایرانی صحبت کنم و موضوع را روی دو موتور هوش مصنوعی بسیار پرطرفدار در دنیا یعنی «چت‌جی‌پی‌تی» (ChatGPT) و «دیپ‌سیک» (DeepSeek) که کاربران بیشتری دارند ملموس کنم، استدلال‌های زیادی وجود دارد. برای ساده‌سازی موضوع، که متناسب با فضای امروز جامعه ما نیز باشد، فرض کنید دستوری حاکمیتی به یک هوش مصنوعی صادر شود که از این پس اجازه ندارد نام «خلیج فارس» را به کار ببرد و مجبور باشد آن را صرفاً «خلیج» بنامد. اتفاقی که برای کاربر ایرانی رخ می‌دهد چیست؟ همه ما به لحاظ احساسی با این موضوع درگیر می‌شویم، چرا که تحریف تاریخ در حال وقوع است و دستمان نیز به جایی بند نیست. در این حالت، تمام کاربرانی که در سراسر جهان به این ابزار دسترسی دارند، به‌ویژه نسل جدید و کودکان، اصلاً با اصطلاح خلیج فارس آشنا نمی‌شوند و آن را صرفاً خلیج می‌شنوند. این یکی از استدلال‌های کمک‌کننده است که من نمونه‌ای جهان‌شمول و ملی آن را ذکر کردم، وگرنه استدلال‌های بیشتری وجود دارد. در مجموع، من با انسداد مخالفم و هم‌زمان موافق پرورش، توسعه و ارتقای محصولات هوش مصنوعی متناسب با بوم خودمان و ایرانیزه شده هستم.»

سیگنال آذربایجان به تهران: کاربر ایرانی تشنه جریان جهانی است / با تغییر واژه‌ها رویه تغییر نمی‌کند
ستاره بنیادی، دکتری ارتباطات علم و فناوری

سرریز شدن حس ناکامی سانسورهای گذشته، مانع اعتماد به ابزارهای جدید است

او در ادامه و در پاسخ به این پرسش که چرا بسترهای بومی از سوی کاربران ایرانی پذیرفته نمی‌شوند و چرا وقتی واژه «بومی» شنیده می‌شود، جامعه در برابر آن موضع تدافعی می‌گیرد، گفت:«مهم‌ترین عاملی که می‌توان در این باره به آن اشاره کرد، تجربه‌های تلخ گذشته از مسدودسازی‌هایی است که همواره به بهانه ایجاد یک فضای کاربری بومی اعمال شده‌اند. کاربران ایرانی در این تجارب با محدودیت‌ها و سانسورهای متعددی مواجه شده‌اند. گاهی در این رویکردها با کاربر مانند یک کودک رفتار شده است؛ یعنی ابزارها را آن‌قدر محدود کرده‌اند که فرصت تحلیل، بررسی و انتخاب از او سلب شده و به وی گفته شده است: «تو متوجه نمی‌شوی، من صلاح تو را بهتر می‌دانم».»

بنیادی در ادامه افزود:«یکی از مهم‌ترین پدیده‌های اجتماعی، سرریز شدن و اعمال همین حس‌های ناکامی ناشی از سانسورها و اتفاقات تلخ گذشته بر مسائل جدید است؛ جامعه پیش‌بینی می‌کند که همان اتفاقات تلخ مجدداً تکرار خواهد شد و این یکی از دلایل اصلی عدم ایجاد حس مثبت است. شاید لازم باشد این مسیر را اصلاح کنیم. گاهی اوقات این واژه‌ها آن‌قدر تکرار می‌شوند و بار منفی در جامعه، به‌ویژه در میان جامعه متخصصان، ایجاد می‌کنند که اولین راهکار به ذهن رسیده، تغییر نام آن واژه‌هاست. برای مثال، همان‌طور که به یاد دارید در مقطعی ماجرای «طرح صیانت» مطرح بود و در ادامه واژه‌ها تغییر کردند، اما با تغییر واژه، اصل رویداد عوض نمی‌شود؛ این رویه و رویکرد است که باید دگرگون شود. محدود کردن هیچ‌گاه به ما کمک نخواهد کرد؛ تجربه‌های تاریخی چه در کشور خودمان و چه در سایر نقاط جهان این موضوع را اثبات کرده است و استدلال‌های ضعیفی در پشت ایده ایجاد محدودیت وجود دارد.»

در آخر باید گفت که فیلترینگ و برخورد صفر و صدی نه تنها مانع هجوم جامعه ایرانی به سمت هوش مصنوعی نشده، بلکه با روانه کردن ترافیک کشور به خطوط بین‌المللی، ضرورت تغییر رویکرد سیاست‌گذار از «انسداد» به «توسعه مدل‌های بومی اعتمادساز» را بیش از هر زمان دیگری آشکار کرده است.

۲۲۷۲۲۷

کد مطلب 2233241

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 14 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین