به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، ویدئویی از حضور شهید محمد باقری رئیس اسبق ستاد کل نیروهای مسلح در یک برنامه تلویزیونی در فضای مجازی بازانتشار شده که درباره پذیرش قطعنامه ۵۹۸ صحبت میکند.
سردار باقری در این مصاحبه میگوید: قطعنامه ۵۹۸ به نظر من در تیرماه ۶۷ پذیرفته نشد و سابقهاش برمیگردد به حداقل ۲-۳ سال قبل از آن. هنگامی که پشتیبانی لازم از رزمندهها در جبهه صورت نگیرد یا بایستی نشست و شاهد انهدام کشور بود یا بایستی برای خاتمه جنگ تصمیم گرفت. این خیلی به نظر من قشری نگری است که بگوییم فلان شخص دو خط نامه نوشت به امام و در آن گفت که اگر فلان کارها را نکنید نمیشود جنگید و حضرت امام هم فرمودند حالا که اینطوری است، پس هیچی! این چیزی است که به نظر من اصلاً شدنی نیست و با عقل جور در نمیآید.
شهید باقری افزوده بود: از حدود سه سال قبلش یعنی ۶۴-۶۵ ضعفهای ساختاری، زیرساختی و اساسیمان در جنگ هویدا شد؛ قبل از آن هم بود ولی دیگر عراق به جایی رسید که به شدت قوی شد؛ یعنی وقتی فتح فاو اتفاق افتاد و خطر را به جدیت احساس کردند، همه پشت صدام آمدند. از میزان تسلیحات و کمکهایی که به عراقیها در سالهای ۶۵-۶۶ شد، با گذشتهاش قابل قیاس نیست.
او ادامه داد: ببینید عراقیها با ۴۰۰ هواپیما و ۱۲ لشکر زمینی جنگ را شروع کردند که این ۴۰۰ هواپیما در طول جنگ ساقط و ۱۲ لشکر منهدم شدند. با عدد و آمار و ارقام میگویم چون مسئول شمارش این مسائل بودم. خب کل اینا منهدم شدند ولی روزی که قطعنامه را پذیرفتیم، عراق ۷۰۰ هواپیمای روز دنیا و ۵۶ لشکر داشت؛ ۵۶ لشکر هم یک میلیون رزمنده داشت. یعنی ما با یک چنین ارتش قدرتمندی مواجه بودیم. بعد در مقابل، ما وضعمان اصلا خوب بود و امام میفرمودند جنگ جنگ تا پیروزی یا جنگ جنگ تا رفع فتنه از عالم. اما آیا بدنه کشور به این نحو از جبهه پشتیبانی میکردند و آیا به این نحو جنگ ادامهپذیر بود یا خیر؟
شهید باقری میگوید: حوادثی در بهار ۶۷ اتفاق افتاد که طی آن بسیاری از سرزمینهایی که در طول دفاع مقدس ما تصرف کرده بودیم، دشمن موفق شد پس بگیرد. دشمن تا نزدیکی اهواز هم آمده بود؛ باید برای آن وضعیت تصمیم گرفته میشد. ما برای مقابله با سلاحهای پیشرفته شیمیایی عراقیها حتی ماسک به درد بخور نداشتیم. این ماسکی که در فیلمها هست، از بین ۱۵ عامل شیمیایی، شاید برای دو سه تای آنها جوابگو بود و به درد گاز اشکآور میخورد. وقتی گاز اعصاب میزدند اصلاً این ماسک عمل نمیکرد و بچههایمان عین برگ خزان میریختند. باید کسی برای اینها تصمیم میگرفت.
رئیس وقت ستاد کل نیروهای مسلح افزوده بود: اگر میخواهیم که روزی مجبور به قطعنامهای نشویم، بایستی قدرتمند شویم؛ ما در منطقهای از جهان زندگی میکنیم و در بین قدرتهایی زندگی میکنیم که اگر قوی نباشیم حتماً پایمال میشویم. ما باید قوی باشیم این قوی بودن هم در طول زمان باید اتفاق بیفتد یک بعدش البته در دفاع و امنیت است. وحدت ملی، انسجام ملی، پیوستگی مردم و حکومت و خیلی چیزهای دیگر که میدانید و میدانند، بایستی در جریان زندگی ملت ایران جاری باشد تا این ملت قدرتمند سرپا باشد و روز به روز بالندهتر شود و پذیرش قطعنامه هم چنین داستانی است؛ نمیشود کسی را متهم کرد یعنی اینجور نیست که بگوییم یک مقطع خاص، یک نامه خاص، یک تصمیم خاص، یک جمله خاص باعث شد؛ چنین چیزی نیست.
او ادامه داده بود: در دفاع مقدس بدنه دولت و بدنه کشور از جنگ بهتر از این حمایت و دفاع میکرد تا به آن روز نرسیم. خب به آن روز رسیدیم و بسیار برای ما تلخ بود؛ یعنی خیلی از ماها آرزو میکردیم که کاش زنده نمیماندیم و آن روز و روزهای بعدش را نمیدیدیم. اما حداقل برای سطح راهبردی جنگ روشن بود که تصمیمی غیر از آن نمیشد گرفت و تصمیم، تصمیم عاقلانهای بود و بایستی این تصمیم گرفته میشد. در آن روز از تیرماه ۶۷ کاری غیر از آن نمیشد کرد ولی باید چاره را قبل از آن میکردیم.
۲۹۲۹






نظر شما