چرا دارودسته شاهزاده و اینترنشنال عصبانی و افسرده و تندخو شده اند؟

علی‌حسین قاضی‌زاده، عضو تحریریه اینترنشنال، هم اویی که با آغاز حملات آمریکا به ایران از ذوق زیاد توییت می‌زد که جهان به کسی چون ترامپ نیاز دارد و حتی خواستار بمباران هسته‌ای ایران شده بود، حالا عصبانی است و در همان صفحه مجازی‌اش می‌نویسد که ترامپ فقط یک رئیس‌جمهور وحشتناک نیست، او ثابت کرده حتی تاجر خوبی هم نیست

به گزارش خبرآنلاین روزنامه فرهیختگان نوشت:  او دیگر آمریکا را دوست براندازان جمهوری اسلامی نمی‌داند و معتقد است باید همه مخالفان جمهوری اسلامی با این واقعیت کنار بیایند که «اسرائیل تنها دوست مردم ایران برای عبور از جمهوری اسلامی است.»

او خشمگین است که چرا آمریکا جنگ نظامی علیه ایران را ادامه نداده است و به آتش‌بس و تفاهم‌نامه رسیده است.

کیوان عباسی، مدیر منوتو اما برای رهایی براندازان از افسردگی پس از تفاهم ایران و آمریکا، سیاست دیگری اتخاذ کرده است؛ او به براندازان به‌عنوان هم‌فکران خود می‌گوید که سیاست‌مداران آمریکایی به فکر منافع آمریکا هستند و نه منافع براندازان و ما باید به جای بدوبیراه گفتن به ترامپ برنامه خودمان را داشته باشیم و منتظر کسی نمانیم.

پهلوی‌چی‌ها البته در کامنت‌ها به یکدیگر غمگینانه یادآوری می‌کنند که برای فهمیدن این موضوع بهای سنگینی پرداخت کرده‌اند! نکته آن است که ترامپ و نتانیاهو ناتوان از رژیم‌چنج در ایران، حالا می‌گویند از ابتدا هم ما قصد تغییر نظام در ایران را نداشتیم! و طبیعی است که بی‌وطن‌هایی که برای موشک‌باران وطن خود هورا می‌کشیدند، حالا افسرده و خشمگین باشند که حتی شرافت خود را در این معامله دادند، اما به خواسته سیاسی خود که براندازی جمهوری اسلامی بود، نرسیدند!

سرخوردگی از ناکامی در میدان نظامی
دارودسته پهلوی که ناتوان از براندازی جمهوری اسلامی به کمک‌های ترامپ و نتانیاهو دل بسته بودند و وقتی موشک‌های آمریکایی و اسرائیلی روی سر شهرهای ایران فرود آمد، کمپین رقص تشکر از ترامپ و نتانیاهو در شهرهای مختلف اروپا و آمریکا راه انداختند؛ اما حالا افسرده و ناامید هستند.

یکی از آن‌ها پس از آتش‌بس خطاب به آمریکا و اسرائیل نوشته بود شما با کشتن رهبر و بسیاری مقامات ایران و 40 روز جنگ و موشک‌باران نتوانستید جمهوری اسلامی را از بین ببرید، چطور ما را تشویق می‌کردید که با دست‌خالی به خیابان‌ها بیاییم و آن‌قدر بمانیم تا جمهوری اسلامی سرنگون شود؟!

اینترنشنال نوشته که «یکی از شهروندان در پیامی گفت ترامپ به مردم ایران «قول کمک» داده بود و اگر با این حکومت مذاکره کند، به معنای رهاکردن مردمی است که به او اعتماد کرده‌اند.» و «دیگر امیدی به کمک‌رسانی ترامپ نیست... مردم ایران خود باید کار را تمام کنند.»

در واقعیت براندازان هم اقلیت حداقلی هستند و هم توان براندازی ندارند؛ برای همین هم التماس کمک از آمریکا و اسرائیل داشتند و حالا هم این شعارها که باید خودمان کاری کنیم، کاری پیش نخواهد برد.

براندازان ابتدا تصور می‌کردند اگر به خیابان‌ها بریزند و سخت‌ترین خشونت‌ها را عملی کنند، کشور دچار فروپاشی می‌شود و آن‌ها به خواسته خود می‌رسند، اما بعد متوجه شدند قدرتش را ندارند و از آمریکا و اسرائیل درخواست کمک کردند. آن‌ها تصور می‌کردند با حمله آمریکا و اسرائیل طی چند روز کار ایران تمام است، اما واقعیتی که الان پیش روی آنهاست و در محتوای واکنش‌های مجازی‌شان هم نمود یافته، نشان می‌دهد که این جریان، سال‌ها خود را با وعده «رژیم‌چنج» قریب‌الوقوع آمریکا سرگرم کرده بودند و امروز، این وعده‌ها را «خیالی» و «متوهمانه» می‌نامند. آن‌ها حتی با مداخله نظامی آمریکا هم به آنچه می‌خواستند، نرسیدند و حالا همه انتظار و امیدشان به یأس و تلخی مبدل شده است.

نشستن آمریکا بر سر میز تفاهم‌نامه با ایران هم فضا را برای آن‌ها غمبارتر کرده و آن‌ها احساس می‌کنند آمریکا با وعده‌های توخالی، آن‌ها را در میدان نبرد تنها گذاشته است.حالا گارد جاویدان! پهلوی در مجازی، دوباره به عزاداری برای تروریست‌های مسلح دی‌ماه برگشته و با خاطره فیک از جاویدنامان تقلبی مشغول تسلای دل خویش است، اما هم‌زمان هم خشمگین است که این احساس و خون و هزینه‌شان در برابر ناتوانی آمریکا بی‌ارزش است.

آن‌ها ناسزا می‌گویند؛ خاطره‌بازی می‌کنند؛ به جدال با همدیگر می‌پردازند و حتی با نام پهلوی نوستالژی بازی می‌کنند تا همه این‌ها، خشم درونشان را کمی آرام کند. واقعیت اما این است، همان‌طور که امنیت عاریتی به درد اعراب نخورد، انقلاب عاریتی هم نصیب پهلوی‌چی‌ها نمی‌شود و کسی برای آن‌ها نمی‌جنگد.

در نهایت، این خشم، زاییده شکاف عمیق بین «قدرت نمادین» آمریکا در شعارها و «ضعف عملی» آن در صحنه واقعی رویارویی با ایران است. هواداران پهلوی، دیگر آمریکا را نه یک ناجی که شریکی می‌بینند که در لحظه حساس، حاضر به پرداخت هزینه این همراهی نبوده و آن‌ها را با خاطره‌ای تلخ از وعده‌هایی که توان عملی‌کردنشان را نداشته، رها کرده است.
 

فوتبال ایران و نیوزیلند را پهلوی‌چی‌ها باختند
درحالی‌که طرفداران سلطنت پهلوی موضوع تفاهم‌نامه ایران و آمریکا را هنوز هضم نکرده‌اند، با خبر دیگری هم مواجه می‌شوند؛ نه‌تنها تیم ملی فوتبال ایران به آمریکا می‌رود، بلکه ورود پرچم شیر و خورشید به ورزشگاه محل بازی‌های ایران در جام‌جهانی ممنوع است!

جام‌جهانی فوتبال در آمریکا میدان دیگری برای شکست و سرخوردگی دارودسته پهلوی شد. آمریکا برای آن‌ها نقطه نهایی آرمان‌هایشان بود و ترامپ را نجات‌بخشی می‌دیدند که قرار است حکومت ایران را تقدیم شاهزاده ناکام پهلوی کند. اما حالا می‌بینند ورزشگاه سوفی لس‌آنجلس، شهری که پرتعدادترین جمعیت ایرانیان خارج از کشور را در خود جای داده، میزبان تیم ملی فوتبال ایران است و پرچم ایران در آغاز بازی نیمی از زمین چمن را برای خود کرده است.

دارودسته پهلوی که خود را آماده کرده‌اند تا برای سیاسی‌کاری و ناسزاگویی به تیمی که آن‌ها آن را تیم جمهوری اسلامی می‌دانند، وارد استادیوم شوند، ناگاه در قلب آمریکا با ایرانیانی مواجه می‌شوند که نه پرچم شیر و خورشید، بلکه پرچم ایران را در دست دارند و برای تشویق بازیکنان تیم ملی خود به استادیوم ‌می‌روند. روی تیشرت چندنفری حتی عکس رهبر شهید دیده می‌شود. همان‌جا دارودسته پهلوی خوی فاشیستی خود را نمایان می‌کنند و با ایرانیان درگیر می‌شوند.

شاید آن‌ها انتظار داشتند ترامپ این تیم را به آمریکا راه ندهد؛ البته کارشکنی زیاد شد، اما ایران روی صلابت خود ایستاد و زمین فوتبالی که براندازان تصور می‌کردند قرار است صحنه سیاسی‌کاری آن‌ها باشد، صحنه وطن‌دوستی ایرانیان واقعی شد. در کنار ایرانیان، مردمی از مکزیک و آرژانتین و برخی دیگر از کشورها هم با پرچم ایران وارد استادیوم شدند و تیم ملی ایران را تشویق کردند. به نظر می‌رسید آن‌ها ایرانی‌تر از پهلوی‌چی‌ها باشد.

یکی از اتفاقات عصبی‌کننده برای اپوزیسیون این بود که جز اندکی با حیله و تقلب، باقی‌شان به‌خاطر قانون فیفا نتوانستند پرچم‌های شیر و خورشید را به ورزشگاه ببرند و اینجا بود که دارودسته پهلوی با همه ادعای اینکه ما وارثان هویت ملی هستیم، روی اصلی خود را نشان دادند و برای نمایش مخالفت، به پرچم اسرائیل پناه بردند و پرچم دشمن متجاوز را بلند کردند. این اقدام، اثر معکوسی داشت و نشان داد آن‌ها در واقع نه نماینده ایران، بلکه پرچم‌داران دشمنی هستند که طی یک سال گذشته هزاران ایرانی را با موشک‌هایش به خاک و خون کشیده است.

هر قدر پهلوی‌چی‌ها در سکوهای ورزشگاه آشفته و ناآرام بودند، سایر ایرانیان از حضور در فضای جام‌جهانی و بازی کشورشان لذت بردند و باقی مردم ایران هم در خانه‌های خود و از هزاران کیلومتر دورتر و در بامدادی که در حالت عادی خواب بودند، همراه تیم ملی‌شان شدند؛ براندازان هنگام پخش سرود ملی تلاش کردند پشت به زمین بایستند، هو کنند، اما آنچه از رسانه‌های جهان پخش شد، احترام اعضای تیم ملی فوتبال به سرود و پرچم کشور و خواندن هماهنگ آن بود که همه با هم تصویری از یکپارچگی ایرانی به نمایش گذاشتند. در میان هواداران ایرانی پرچم فلسطین و نیز نمادهایی برای یادآوری جنایت آمریکا در مدرسه میناب به چشم می‌خورد.

دارودسته شاهزاده خیلی سرخورده هستند، نه خودشان توانسته‌اند کاری کنند، نه عمویشان ترامپ؛ حالا فکر کرده‌اند سکوهای استادیوم جام‌جهانی می‌تواند آن‌ها را از این سرخوردگی و افسردگی نجات دهد، اما خود محملی برای افسردگی بیشتر آن‌ها شد. دیگر حتی آمریکا نیز گزینه‌ای روی میز ندارد و حتی با فرض حماقت مجدد و حمله دیگر، با تدارک ویژه‌تری مورد استقبال قرار می‌گیرد. جنگ؛ آخرین گزینه بی‌وطن‌های آواره هم نتیجه نداد و آن‌ها زین‌پس باید با قرص‌های ضدافسردگی سر کنند؛ قرص‌هایی که قیمتشان در آمریکا بالاست. 

17302

کد مطلب 2234422

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 2 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین