خبرآنلاین- فاطمه غریبی: پس از امضای تفاهمنامه میان ایران و آمریکا، اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه، با اشاره به این یادداشت تفاهم اعلام کرد که در این سند سه بار از لبنان نام برده شده و بر پایان جنگ در همه جبههها، از جمله لبنان، و همچنین بر احترام به حاکمیت و تمامیت ارضی این کشور تأکید شده است.
محمد خواجویی، تحلیلگر مسائل لبنان و رئیس گروه مطالعات لبنان در مرکز مطالعات خاورمیانه، در گفتوگو با خبرآنلاین درباره چرایی اتخاذ این رویکرد از سوی ایران و اصرار بر گنجاندن لبنان در این تفاهمنامه توضیح میدهد: اصرار ایران ناشی از این ادراک است که جنگ با ایران را نمیتوان از سایر تحولات منطقه جدا کرد؛ بهویژه با توجه به جایگاه حزبالله لبنان که در میان گروههای مقاومت، نزدیکترین پیوند را با ایران دارد.
به گفته او از نگاه ایران اضلاع مختلف این محور در وضعیت همسرنوشتی قرار دارند و هرگونه تغییر در یکی از بخشها، بر سایر بخشها نیز اثرگذار است.
او همچنین درباره میزان پایبندی اسرائیل به این بند تأکید میکند که اساساً نسبت به اجرای آن از سوی تلآویو خوشبین نیست و معتقد است اظهارات مقامات اسرائیلی نیز نشان میدهد که این رژیم نهتنها خود را متعهد به چنین بندی نمیداند، بلکه قصد پایبندی به آن را نیز ندارد.
خواجویی میگوید مسئله اصلی این است که اسرائیل هنوز به اهداف راهبردی کلان خود در منطقه، یعنی تغییر در نظم امنیتی و تعیین تکلیف محور مقاومت و ایران، نرسیده است. از این رو، به باور این کارشناس مسائل لبنان، نفع راهبردی اسرائیل در تداوم وضعیت تنش و حفظ فضای جنگی در منطقه است و برای بازگشت دوباره آمریکا به درگیریهای منطقهای تلاش میکند. او در پایان تأکید میکند که حتی اگر اسرائیل تحت فشار آمریکا در مقطع پیش رو از شدت حملات خود بکاهد، از مناطق اشغالی جنوب لبنان خارج نخواهد شد.
در ادامه متن کامل گفتوگوی خبرآنلاین را با محمد خواجویی، تحلیلگر مسائل لبنان و رئیس گروه مطالعات لبنان در مرکز مطالعات خاورمیانه، مطالعه میکنید.
سرنوشت ایران از سرنوشت لبنان جدا نیست
*** چرا ایران اصرار داشت که پایان جنگ در لبنان حتماً بخشی از توافق باشد و تأکید میکرد که جنگ باید در همه جبههها به پایان برسد؟
اسرائیل هنوز به اهداف راهبردی کلان خود در منطقه نرسیده است؛ یعنی تغییر در نظم امنیتی منطقه و تعیین تکلیف محور مقاومت و ایران. نفع کلان اسرائیل در این است که اولاً وضعیت جنگی در منطقه حفظ شود و شرایط مجدداً به سمتی برود که آمریکا دوباره وارد فضای جنگی شوداصرار ایران روی این موضوع ناشی از ادراکی است که در تهران وجود دارد؛ اینکه تمامی این تحولات، یعنی دو جنگ اخیر آمریکا و اسرائیل با ایران، همینطور جنگ اسرائیل در غزه، جنگ آن در لبنان، فشاری که روی گروههای مقاومت عراقی وجود دارد و تقابل آمریکا و اسرائیل با یمن، همه با هم مرتبط هستند و جدای از هم نیستند.
همه اینها در چارچوب تلاش اسرائیل برای تغییر در چهره امنیتی منطقه و تغییر در ترتیبات امنیتی منطقه رخ دادهاند. آن چیزی که تحت عنوان محور مقاومت شناخته میشود و ایران در رأس این محور قرار دارد، به همراه اضلاع آن، همگی در یک وضعیت همسرنوشتی قرار دارند و تغییر در هر یک از بخشهای این محور، بر بخشهای دیگر نیز اثر میگذارد.
سرنوشت ایران نیز جدای از سرنوشت حزبالله نیست. کما اینکه تجربه دو یا سه سال اخیر هم ثابت کرده است که تأثیری که این تحولات بر هر کدام از بخشهای محور مقاومت گذاشته، بر بخشهای دیگر نیز اثرگذار بوده است. بهعنوان نمونه، جنگی که سال گذشته آمریکا و اسرائیل علیه ایران ترتیب دادند و چند ماه بعد نیز مجدداً تکرار شد، حاصل ضرباتی بود که بخشهای دیگر محور مقاومت خورده بودند.
در اسرائیل این تحلیل وجود داشت که باید این مسیر، یعنی تغییر در نظم امنیتی منطقه و تعیین تکلیف با ایران و محور مقاومت، ادامه پیدا کند. بنابراین، اصراری که ایران دارد ناشی از این ادراک است که جنگ با ایران جدای از تحولات دیگر منطقه نیست؛ بهویژه در مورد حزبالله لبنان که در میان همه گروههای مقاومت، نزدیکترین پیوند را با ایران دارد و مهمترین بخش برای ایران محسوب میشود؛ با توجه به نسبتی که با اسرائیل دارد و نیز توان و اهمیتی که از نظر تاریخی و راهبردی برای ایران داراست.
*** آیا اسرائیل حاضر میشود مفاد این توافق را رعایت کند؟ همچنین چرا به نظر شما نتانیاهو تا این اندازه اصرار داشت که پرونده لبنان را از پرونده جنگ با ایران تفکیک کند؟
ببینید، من نسبت به اینکه اسرائیل به بند مربوط به لبنان در توافق بین ایران و آمریکا پایبند باشد، اساساً خوشبین نیستم. اظهارات مقامات اسرائیلی نیز نشان میدهد که اسرائیل پایبند به این بند نیست و نخواهد بود.
نتانیاهو از این موضوع صحبت کرده است که اسرائیل از جنوب لبنان عقبنشینی نخواهد کرد. همچنین اسرائیل کاتز، وزیر جنگ اسرائیل، اعلام کرد که اسرائیل از هیچیک از مناطقی که تحت عنوان «منطقه امنیتی» در غزه، لبنان و سوریه-یعنی همان مناطق اشغالشده در این کشورها-نام میبرد، خارج نخواهد شد. او تصریح کرد که اسرائیل خود را ملزم به تعهداتی که در توافق ایران و آمریکا مطرح شده نمیداند و دلیلی هم برای پایبندی به آن نمیبیند. همچنین شخصیتهای دیگری از جمله بنگویر، وزیر امنیت ملی اسرائیل، اظهارات تندی حتی علیه آمریکا مطرح کردند و گفتند که ما در این ارتباط از آمریکا دستور نمیگیریم.
اسرائیل هنوز به اهداف راهبردی کلان خود در منطقه نرسیده است
اسرائیل به دنبال نوعی تغییر جغرافیا در این مناطق نیز هست؛ به این معنا که بخشهایی از کشورهای پیرامونی خود را تحت عنوان «منطقه حائل» یا «منطقه امنیتی» در اختیار بگیرد. توجیه آن نیز این است که این مناطق برای تأمین امنیت اسرائیل ضروری هستند، در حالی که در عمل بهانهای برای اشغالگری استببینید، مسئله این است که اسرائیل هنوز به اهداف راهبردی کلان خود در منطقه نرسیده است؛ یعنی تغییر در نظم امنیتی منطقه و تعیین تکلیف محور مقاومت و ایران. نفع کلان اسرائیل در این است که اولاً وضعیت جنگی در منطقه حفظ شود و شرایط مجدداً به سمتی برود که آمریکا دوباره وارد فضای جنگی شود. اسرائیل حتی امیدوار است که این توافق میان ایران و آمریکا پایدار نباشد و اختلافات دو طرف، بهویژه در مذاکرات پیش رو، دوباره سر باز کند تا اسرائیل بتواند از این فرصت برای پیشبرد تحرکات خود استفاده کند.
جدای از این هدف کلان و تمایل اسرائیل به ادامه تقابل با ایران تا رسیدن به اهداف حداکثری خود، این رژیم حساسیت ویژهای نسبت به تغییر ترتیبات امنیتی حوزه پیرامونی خود دارد و به نظر من در این زمینه حتی با آمریکاییها نیز تعارف چندانی ندارد؛ بهویژه در غزه، لبنان و سوریه. اسرائیل در سه سال اخیر تلاش بسیار زیادی کرده تا معادلات امنیتی این مناطق را بهطور کامل تغییر دهد.

اسرائیل و آمریکا دو متحد راهبردی هستند و اگر هم اختلافی به وجود میآید، ذیل همین اتحاد راهبردی تعریف میشودهدف آن این است که در حوزه پیرامونی خود دست برتر را داشته باشد و آزادی عمل لازم برای مقابله با هرگونه تهدید را حفظ کند؛ چیزی که اکنون در لبنان و سوریه شاهد آن هستیم و هر از چند گاهی اسرائیل اهداف مختلفی را در این مناطق مورد حمله قرار میدهد یا افراد متعددی را ترور میکند. این آزادی عمل همان چیزی است که اسرائیل در پی تثبیت آن است.
از سوی دیگر، اسرائیل به دنبال نوعی تغییر جغرافیا در این مناطق نیز هست؛ به این معنا که بخشهایی از کشورهای پیرامونی خود را تحت عنوان «منطقه حائل» یا «منطقه امنیتی» در اختیار بگیرد. توجیه آن نیز این است که این مناطق برای تأمین امنیت اسرائیل ضروری هستند، در حالی که در عمل بهانهای برای اشغالگری است.
تجربه رفتار اسرائیل در طول هشت دهه اخیر نیز نشان میدهد که این رژیم معمولاً مناطقی را با توجیهات امنیتی اشغال میکند و سپس تلاش میکند حضور خود را در آن مناطق تثبیت کند و در بلندمدت، اگر شرایط فراهم باشد، حتی آن مناطق را به سرزمینهای تحت کنترل خود الحاق کند. تجربه رفتار اسرائیل در بلندیهای جولان سوریه نیز نشان داد که پس از مدتی این مناطق را به قلمرو تحت کنترل خود ملحق کرد.
در مورد لبنان نیز وضعیت به همین شکل است. حزبالله تا سالها بزرگترین، مهمترین و نزدیکترین تهدید برای اسرائیل محسوب میشد. پس از تحولات سال ۲۰۲۴، اسرائیل تلاش کرده است با ایجاد ترتیبات جدید امنیتی و حفظ آزادی عمل خود، حزبالله را تا حد امکان تضعیف کند و آن را به حاشیه براند تا دیگر هیچ تهدیدی از سوی این گروه متوجه اسرائیل نباشد.
با توجه به اینکه اسرائیل تا این مرحله ضربات سنگینی به حزبالله وارد کرده است، طبیعتاً در چنین شرایطی نمیخواهد پرونده لبنان از دستش خارج شود و ذیل توافق ایران و آمریکا قرار بگیرد؛ زیرا در آن صورت آزادی عمل اسرائیل محدود خواهد شد.
بنابراین، در مجموع من خوشبین نیستم. معتقدم حتی اگر اسرائیل به دلیل فشار آمریکا در مقطع پیش رو از شدت حملات خود بکاهد، از مناطق اشغالی جنوب لبنان خارج نخواهد شد.
اسرائیل از مناطق اشغالی جنوب لبنان خارج نخواهد شد
*** در این معادلات، ترامپ تا چه اندازه میتواند نتانیاهو را در لبنان مهار کند؟ آیا ممکن است این دو متحد دچار نوعی واگرایی شوند و اختلافات میان آنها شدت پیدا کند؟
من معتقدم نباید درباره اختلافات میان اسرائیل و آمریکا چندان اغراق کرد. نه اینکه اختلافی وجود نداشته باشد؛ به هر حال اختلاف وجود دارد، اما جنس این اختلاف، اختلاف میان دو متحد است. این نکته بسیار مهمی است که باید به آن توجه کنیم؛ اسرائیل و آمریکا دو متحد راهبردی هستند و اگر هم اختلافی به وجود میآید، ذیل همین اتحاد راهبردی تعریف میشود.
ببینید، آمریکاییها در یک وضعیت دوگانه قرار دارند. از یک طرف، اصل اتحاد راهبردی با اسرائیل ایجاب میکند که اجازه دهند اسرائیل در برابر آنچه برای خود تهدید میداند، دست برتر را داشته باشد-از جمله در لبنان، سوریه، فلسطین و حتی در مورد ایران-و نگذارد اسرائیل در معادلات منطقهای در برابر دشمنانش تضعیف شود.

اما از طرف دیگر، آمریکا بهعنوان یک قدرت بزرگ نیازهای خاص خود را نیز دارد. از جمله اینکه آمریکا نیاز داشت جنگ کنونی با ایران به نوعی پایان یابد تا این کشور از وضعیت فرسایشی موجود خارج شود. این موضوع مستلزم آن است که تا حدی، با توجه به حساسیت ایران نسبت به لبنان، تنشها در این کشور کاهش پیدا کند. اهداف راهبردی آمریکا و اسرائیل در تقابل با حزبالله و محدودکردن قدرت منطقهای ایران، به نظر من مشترک است. آنچه باقی میماند، مجموعهای از تفاوتهای تاکتیکی است که چندان تغییری در مسیر کلی ایجاد نمیکند.
به همین دلیل بود که ترامپ بر نتانیاهو فشار آورد تا از شدت حملات خود بکاهند و توافق با ایران آسیب نبیند. اما باید به یک نکته توجه کنیم؛ این فشارها بیشتر در حد تعدیل رفتار اسرائیل است، یعنی کاهش ابعاد عملیات اسرائیل در لبنان.
آمریکاییها هیچگاه صحبت از این نکردهاند که اسرائیل باید از خاک لبنان خارج شود. تنها فشاری که اکنون وارد میکنند این است که حملات کمتر، محدودتر و با ابعاد کوچکتری انجام شود. به عبارت دیگر، اگر اسرائیل قصد انجام حمله یا تروری را دارد، به شکلی نباشد که مثلاً یک ساختمان را در بیروت بهطور کامل نابود کند.
آمریکاییها همچنان مایل هستند که اسرائیل دست برتر را در لبنان حفظ کند.
بنابراین، آمریکاییها از اسرائیل نمیخواهند که از لبنان خارج شود یا حتی در برابر آنچه خودشان تهدید توصیف میکنند، واکنشی نشان ندهد. آنها از اسرائیل نمیخواهند تقابل خود با حزبالله را متوقف کند؛ بحث صرفاً بر سر کاهش شدت عملیات است تا روند توافق آسیب نبیند.
در غیر این صورت، به نظر من آمریکاییها همچنان مایل هستند که اسرائیل دست برتر را در لبنان حفظ کند. به هر حال، حزبالله دشمن مشترک اسرائیل و ایالات متحده است. فراموش نکنیم که طرح خلع سلاح حزبالله را تابستان سال گذشته آقای تام باراک، فرستاده ویژه آقای ترامپ، به دولت لبنان ارائه کرد تا به تصویب برسد.
بنابراین، اهداف راهبردی آمریکا و اسرائیل در تقابل با حزبالله و محدودکردن قدرت منطقهای ایران، به نظر من مشترک است. آنچه باقی میماند، مجموعهای از تفاوتهای تاکتیکی است که چندان تغییری در مسیر کلی ایجاد نمیکند.
*** پیش از امضای توافق، مسئولان دولت فعلی لبنان میگفتند تهران مسئول وضعیت جنگی در لبنان است. اگر این تفاهمنامه بتواند آتشبسی را در لبنان برقرار کند، چه تأثیری بر مواضع دولت لبنان و نیز جایگاه حزبالله در این کشور خواهد داشت؟
ببینید، اگر این آتشبسی که محصول توافق ایران و آمریکا است در لبنان پایدار بماند-که البته من با توجه به تحرکات اسرائیل نسبت به آن خوشبین نیستم-طبیعتاً میتواند یک دستاورد برای حزبالله باشد. حزبالله میتواند در فضای داخلی لبنان این موضوع را مطرح کند که ایران حامی لبنان است و حتی در مذاکراتی که با آمریکاییها داشته، لبنان را فراموش نکرده و صرفاً به منافع خود فکر نکرده است. از این منظر، این مسئله میتواند به نفع حزبالله تمام شود.
اما اگر شرایط به گونهای باشد که آتشبس پایدار نباشد یا حملات ادامه پیدا کند، با توجه به اینکه حزبالله نیز ناگزیر خواهد بود به این حملات پاسخ دهد، طبیعتاً شرایط متفاوت خواهد شد.
در مورد وضعیت دولت لبنان باید توجه داشت که رئیسجمهور کنونی لبنان، آقای جوزف عون، نخستوزیر، آقای نواف سلام، و مجموعه نظم سیاسی فعلی لبنان، عمدتاً رویکردهای ضدحزبالله دارند و در بلوک مقابل حزبالله قرار میگیرند. اینها جریانی هستند که سالهای سال به نوعی بلوک ضعیفتر در لبنان محسوب میشدند، اما با توجه به تحولاتی که در لبنان رخ داده، بهویژه پس از جنگ سال ۲۰۲۴، وزن سیاسی آنها به واسطه حمایت آمریکاییها و نیز تضعیف حزبالله افزایش پیدا کرده است.
طبیعتاً آنها به دنبال این هستند که روند تضعیف حزبالله ادامه پیدا کند. یکی از الگوهایی که دنبال میکردند این بود که همزمان با مذاکرات ایران و آمریکا، لبنان و اسرائیل نیز با میانجیگری آمریکا وارد مذاکرات مستقیم شوند. این موضوع خود نشان میداد که آمریکا، اسرائیل و دولت لبنان به دنبال آن هستند که پرونده لبنان را از پرونده مذاکرات ایران و آمریکا جدا کنند.
دولت لبنان امیدوار بود که این مذاکرات به نتیجه برسد تا از این طریق بتواند اعتبار سیاسی خود را افزایش دهد. اما واقعیت این است که چهار دور مذاکرهای که میان لبنان و اسرائیل برگزار شد، نتوانست هیچگونه آتشبسی را در لبنان برقرار کند و حتی مانع از پیشروی نیروهای اسرائیلی در جنوب لبنان شود.
موقعیت دولت لبنان نیز در برابر حزبالله ضعیفتر خواهد شد
بنابراین، هرچه زمان گذشت، موضع دولت کنونی لبنان ضعیفتر شد؛ زیرا با وجود مخالفت با حزبالله، نتوانست الگوی مورد نظر خود، یعنی برقراری ثبات در لبنان از طریق مذاکره با اسرائیل را محقق کند.
طبیعتاً اگر این شرایط ادامه پیدا کند و اسرائیل اقدامات خود را در لبنان تداوم ببخشد، به باور من موقعیت دولت لبنان نیز در برابر حزبالله ضعیفتر خواهد شد.دولت لبنان امیدوار بود که این مذاکرات به نتیجه برسد تا از این طریق بتواند اعتبار سیاسی خود را افزایش دهد. اما واقعیت این است که چهار دور مذاکرهای که میان لبنان و اسرائیل برگزار شد، نتوانست هیچگونه آتشبسی را در لبنان برقرار کند و حتی مانع از پیشروی نیروهای اسرائیلی در جنوب لبنان شود.
با وجود این، به نظر من آنها همچنان این الگو و این روند را ادامه خواهند داد؛ زیرا میخواهند از این طریق نوعی اعتبار سیاسی کسب کنند و مانع از آن شوند که حزبالله در کنار ایران، برنده این صحنه تلقی شود و بتواند بار دیگر تصویری از محور مقاومت به عنوان یک جریان پیروز در لبنان ارائه کند.

*** به نظر شما تحولات جنوب لبنان در نهایت میتواند باعث فروپاشی کامل تلاشهای ایران و آمریکا برای پایان دادن به جنگ شود؟
به تنهایی چنین اتفاقی نخواهد افتاد. یعنی اگر صرفاً تحولات لبنان مؤلفه باشد، به نظر من نمیتواند باعث فروپاشی این روند شود.
اگر تنشها در لبنان افزایش پیدا کند، اسرائیل بخواهد اقدامات خود را تشدید کند و این موضوع همزمان شود با عدم پیشرفت مذاکرات ایران و آمریکا در مورد برنامه هستهای و رفع تحریمها، در مجموع میتواند به این روند آسیب بزند. این دقیقاً همان چیزی است که اسرائیلیها به دنبال آن هستند.
اما اگر روند مذاکرات ایران و آمریکا درباره موضوع هستهای و رفع تحریمها پیش برود و وضعیت بازگشایی تنگه و رفع محاصره دریایی بهصورت عادی طی شود و مسیر مذاکرات ادامه پیدا کند، بعید میدانم که صرفاً تحولات لبنان بتواند تأثیر تعیینکنندهای بر این پرونده داشته باشد.
با وجود این، تحلیل من این است که شرایط لبنان، با توجه به تحرکات اسرائیل، همچنان پرتنش خواهد بود و بعید است اسرائیل حتی در قالب توافق یا مذاکراتی که با لبنان دارد، تعهدی برای خروج از لبنان بدهد. مگر اینکه شرایط به سمتی برود که حزبالله ناگزیر شود تعهداتی ارائه کند یا وارد فرآیند خلع سلاح شود که من آن را بسیار بعید میدانم.
به نظر میرسد مؤلفههای متعددی در این شرایط مؤثر هستند؛ از جمله روند مذاکرات ایران و آمریکا، تحولات داخلی اسرائیل و انتخابات پیش روی این کشور در ماههای آینده. همه این مؤلفهها به نظر من در آینده بسیار تأثیرگذار خواهند بود.
۳۱۲/۴۲







نظر شما