امریکا از تغییر رژیم در ایران عقب نشست اما بدنبال آن است که در ایران تغییر راهبرد ایجاد کند

سناتورهای حراف امریکا ساکت شده‌اند، سکوتی مرگبار. خبرگزاری‌ها گزارش دادند دو شبانه‌روز اول پس از اعلام توافق با سکوت سناتورهای جمهوری‌خواه و انتقاد چهره‌های حامی ترامپ که به اسراییل نزدیک‌اند گذشت. از دیشب که متن ابتدایی تفاهم دست به دست می‌شود صدای اعتراض تعدادی از آنها بلندتر شده و می‌گویند توافق شدیداً به نفع ایران است.

به گزارش خبرآنلاین روزنامه جوان نوشت: خود ترامپ علاوه‌بر یاوه‌های همیشگی گفته «جایگزین این توافق رکود جهانی خواهد بود» که نگرانی‌های اصلی و عمیق او را از شکستی که خورد و از این پس «جنگ با ایران یعنی رکود جهانی» نشان می‌دهد!

بردگان موساد در اینترنشنال آیینه‌ی تمام‌نمای عصبانیت صهیونیست‌ها شدند، وقتی گفتند «ترامپ مجبور شد امتیازات زیادی به جمهوری اسلامی بدهد و این یعنی کمپین فشار حداکثری، تحریم و باقی چیزها کشک!» بولتن نوشت که «ایرانی‌ها ترامپ را مثل ویولون نواختند»!

ونس معاون ترامپ پرده‌ی دیگری از شکست را به نمایش گذاشت و مدعی شد «ترامپ هیچ‌وقت نگفت که ما می‌خواهیم رضا پهلوی را به‌عنوان رهبر جدید ایران منصوب کنیم». او نکته دیگری را هم اعتراف کرد که نشان می‌دهد هم خروج ترامپ از برجام و هم جنگ اخیر با فشار لابی شیوخ عرب بوده است: «اگر آن‌طور که اوباما می‌گوید این توافق چیزی بیشتر از برجام نیست، چرا متحدان عرب ما از برجام متنفر بودند و از این توافق استقبال می‌کنند»!

 اگرچه هنوز جزئیات و مفاد توافق احتمالی میان ایران و امریکا به‌صورت رسمی منتشر نشده و بخش عمده اخبار موجود بر پایه گمانه‌زنی‌های رسانه‌ای است، اما همان اطلاعات محدودی که تاکنون به بیرون درز کرده، موجی از واکنش‌ها و انتقادها را در فضای سیاسی امریکا به دنبال داشته است.

در حالی که دونالد ترامپ و اعضای دولت او تلاش می‌کنند این‌گونه القا کنند که روند مذاکرات و توافق نهایی کاملاً در راستای منافع و خواسته‌های واشینگتن پیش رفته است، منتقدان داخلی، به‌ویژه دموکرات‌ها، ارزیابی متفاوتی دارند و معتقدند نتیجه به‌دست‌آمده نه تنها دستاورد قابل‌توجهی برای امریکا نداشته، بلکه نشانه‌ای از عقب‌نشینی کاخ سفید از اهداف اولیه‌اش به شمار می‌رود. 

در همین چارچوب، چاک شومر، رهبر اقلیت دموکرات در سنای امریکا، با انتقاد از رویکرد دولت ترامپ خواستار شفاف‌سازی فوری درباره محتوای توافق شد. او تأکید کرد: «از ترامپ می‌خواهم فوراً درباره جزئیات این توافق ادعایی به مردم امریکا توضیح دهد. پس از بیش از ۱۰۰ روز خون‌ریزی، زمان پایان پنهانکاری فرا رسیده است.» شومر همچنین خواستار ارائه گزارش کامل به رهبران ارشد کنگره موسوم به «گروه هشت» و آگاه‌سازی سایر اعضای کنگره از مفاد توافق شد؛ درخواستی که نشان‌دهنده نگرانی بخشی از نخبگان سیاسی امریکا نسبت به پیامدهای این توافق است. 

همزمان، کریس مورفی، سناتور دموکرات، نیز با انتقاد شدید از سیاست‌های دولت ترامپ در قبال ایران، جنگ و تنش‌های اخیر را «فاجعه‌ای تمام‌عیار» توصیف کرد و گفت: «رئیس‌جمهور نمی‌خواهد مردم این توافق را ببینند، زیرا این سند در واقع نشان‌دهنده میزان شکست و هزینه‌های سنگین این جنگ است.» چنین مواضعی بیانگر آن است که حتی پیش از انتشار رسمی متن توافق نیز شکاف سیاسی قابل توجهی درباره نتایج آن در واشینگتن شکل گرفته است. 

رسانه‌های مخالف جمهوری اسلامی از جمله ایران اینترنشنال نیز از زاویه‌ای دیگر به توافق نگاه می‌کنند. این رسانه‌ها معتقدند دولت ترامپ در روند مذاکرات امتیازهای قابل‌توجهی به ایران داده و از برخی مواضع پیشین خود عقب‌نشینی کرده است؛ موضوعی که به باور آنان، شکست عملی سیاست «فشار حداکثری» علیه تهران را نشان می‌دهد. از این منظر، توافق احتمالی نه محصول موفقیت راهبرد فشار، بلکه نتیجه ناتوانی واشینگتن در تحقق اهداف اعلامی‌اش ارزیابی می‌شود.

مجموعه این واکنش‌ها، در کنار اظهارات اخیر ترامپ مبنی بر ناکامی پروژه تغییر نظام در ایران، نشان‌دهنده آن است که راهبردهای واشینگتن در قبال تهران نتوانسته به اهداف اعلامی خود دست یابد. چیزی که نشریه اکونومیست در توصیف پیامدهای پایان درگیری‌ها، این وضعیت را با جمله‌ای معنادار جمع‌بندی کرده است: «پایان جنگ ایران، اسرائیل را با چیزی شبیه به یک شکست باشکوه مواجه می‌کند.»

 پیشنهاد تغییر حکمرانی در ایران 
با وجود اینکه مقامات امریکایی به‌صورت رسمی تأکید می‌کنند که به دنبال تغییر رژیم در ایران نیستند و این رویکرد را به دلیل تجربه‌های ناموفق گذشته ناکارآمد می‌دانند، اما در عمل می‌کوشند سیاست‌ها و شیوه اداره کشور را در جهتی منطبق با منافع و خواسته‌های خود تغییر دهند. در این میان، جی‌دی ونس در ادامه سخنان خود با بیان این ادعا که امریکا طی سال‌های اخیر «تغییرات اساسی در معادلات منطقه ایجاد کرده»، ایران را به تغییر «رفتار بنیادین» خود در قبال مسائل منطقه‌ای فراخواند و ادعا کرد که ایرانی‌ها بدون تغییر اساسی در رفتار خود هیچ چیزی به دست نخواهند آورد. 
ونس همچنین در اظهاراتی مداخله‌جویانه پا را فراتر گذاشت و با اشاره به اینکه عربستان سعودی پس از عبور و گذر از رادیکالیسم اسلامی و تغییر در سیاست‌های داخلی و خارجی تبدیل به متحدی نزدیک برای ایالات متحده شده، همین نسخه را برای جمهوری اسلامی نیز پیشنهاد داد و گفت: «اگر ایران مایل باشد رفتار خود را به همان روشی که سعودی‌ها تغییر دادند تغییر دهد، ایالات متحده ایران را یک کشور موفق خواهد خواست». 
واشینگتن قصد دارد که در ایران نیز حکومتی مشابه شیخ‌نشین‌های عربی خلیج فارس شکل بگیرد که از نظر سیاسی و اقتصادی به‌شدت وابسته باشد و در تصمیم‌گیری‌های کلان منطقه‌ای همسو با منافع ایالات متحده عمل کند. زیرا برای امریکا این امکان را فراهم می‌کند در زمان مناسب بتواند از آنها باج‌گیری کرده یا به تعبیر ترامپ، مانند «گاو شیرده» آنها را بدوشد. 
از سوی دیگر، ونس در ادامه با رد اینکه امریکا در طول جنگ اخیر خواستار سرنگونی نظام ایران و جایگزینی رضا پهلوی بوده، مدعی شد: «ترامپ هرگز نگفت که هدفش روی کار آوردن رضا پهلوی برای رهبری جدید ایران است. چیزی که او گفت این بود که اگر مردم ایران می‌خواهند قیام کنند، عالی است. این به خودشان مربوط است. این بین خودشان و دولتشان است. آنچه ما می‌خواهیم توقف برنامه هسته‌ای آنهاست». اظهارات ونس در شرایطی است که هدف اصلی واشینگتن و رژیم صهیونیستی تغییر جمهوری اسلامی بود، اما، چون در این برنامه شکست خوردند، اکنون ادعا می‌کنند که از اول دنبال این هدف نبودند. بنابراین، اکنون که مجبورند با نظام جمهوری اسلامی تعامل کنند، سعی دارند حداقل سیاست‌های تهران را با منافع خود در منطقه همسو کنند. 
معاون ترامپ در بخش دیگری از سخنان خود به نکته‌ای اشاره کرد که از نگاه برخی ناظران، نقش کشورهای عربی در سیاست‌های امریکا علیه ایران را آشکار می‌کند. او گفت: «اگر همان‌طور که اوباما ادعا می‌کند این توافق تفاوت چندانی با برجام ندارد، پس چرا متحدان عرب ما از برجام ناراضی بودند، اما از این توافق استقبال می‌کنند؟» این اظهارات نشان می‌دهد که در سال‌های اخیر، بخشی از فشارهای واشینگتن علیه جمهوری اسلامی تحت تأثیر مطالبات و خواسته‌های شیوخ عرب منطقه بوده است؛ کشورهایی که در جریان جنگ اخیر نیز با در اختیار گذاشتن امکانات و پایگاه‌های خود به ارتش امریکا، از سیاست‌های ضدایرانی واشینگتن حمایت کردند. 
در آستانه امضای توافق، نفتکش‌های ایرانی نیز یکی پس از دیگری از خلیج فارس عبور کرده و راهی بازار انرژی می‌شوند. پایگاه تانکر ترکرز دیروز گزارش داد سومین نفتکش ایرانی از محدوده محاصره دریایی امریکا عبور کرد. این نفتکش حامل یک میلیون بشکه نفت خام بوده است. این پایگاه پیش‌تر گزارش داده بود، طبق داده‌های سامانه شناسایی خودکار (AIS) دست‌کم دو ابرنفتکش ایران به نام‌های دیونا و هیرو۲ با مجموعاً ۸/۳ میلیون بشکه نفت از حیطه محاصره دریایی امریکا خارج شدند. پایگاه مذکور افزود: کشتی استریم شرکت ملی نفتکش ایران از منطقه اختصاصی اقتصادی پاکستان به سمت خط محاصره نزدیک شده است. این در حالی است که طبق توافقات انجام‌شده، محاصره دریایی باید لغو شود و ایران نیز متعهد می‌شود با چارچوب و ضوابط جدید خود، روند عبور و مرور کشتی‌ها در تنگه هرمز را تسهیل کند. تا رسانه‌های فارسی‌زبان وابسته به موساد تا اروپاییان و تحلیلگران منصف غربی و رسانه‌های خود امریکا یک صدا بیشتر ندارند: امریکا و اسرائیل «شکست باشکوهی» خوردند

کد مطلب 2234924

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
6 + 2 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین