گروه اندیشه: علی زمانیان در یادداشتی تلگرامی، از توافق میان ایران و آمریکا، روایت موفق و شرط و شروط آن را بیان می کند. از نظر او توافق تازه آغاز راه است و ایرانیان باید کمربندها را برای راهی طولانی و دشوار محکم ببندند. این یادداشت را در ادامه می خوانید.
****
پس از کشاکش مرگبار جنگی که بر ایران تحمیل شد، و پس از طی کردن مسیر دشوار ایستادگی و پایمردی، اکنون پرسشی بنیادین پیش روی مردم و بهویژه حکمرانان قرار دارد: آینده چه خواهد شد؟ این پرسش از آن رو اهمیت دارد که توافق، خود پایان راه نیست، بلکه سرآغازی برای مرحلهای تازه است. آینده—که از همین امروز آغاز میشود—نه پدیدهای تصادفی و اتفاقی، بلکه برساختی است که با عاملیت جامعه و دولت شکل میگیرد. «ساختن» در اینجا به معنای کنش خردمندانه، پذیرش اصلاح در ساختارها، بازنگری در سیاستها و بازتعریف برنامههاست.
از این رو، پرسش از آینده، در حقیقت پرسش از شیوهی حکمرانی، ظرفیتهای نهادی، و کاوش در رویکردهایی است که مسیر پیش رو را تعیین خواهند کرد. آیا قرار است سیاستها بر همان پاشنهی پیشین بچرخد، یا با دگرگونی و بازخوانی راهبردی و نوسازی ساختارها روبهرو خواهیم شد؟ آیا "هویت تقابلی"، جای خود را به "کنش تعاملی" خواهد داد؟ آیندهای که اکنون در هالهای از ابهام قرار دارد، مشروط به علل و عواملی چند است؛ عواملی که نیازمند گفتوگو، تحلیل دقیق و تأملات نظریاند.
عوامل تعیینکننده در کیفیت آینده
۱-آمادگی برای پذیرش تغییر و استقبال از دگرگونی
این عامل صرفاً به «خواستن» ختم نمیشود، بلکه به توان روانی و نهادی برای تحمل هزینههای تغییر بازمیگردد. هر دگرگونی، گروههایی را متضرر میکند و مقاومتهایی برمیانگیزد. آمادگی یعنی وجود ارادهی سیاسی برای عبور از این مقاومتها، گفتوگوی صادقانه با منتقدان، و ایجاد «پذیرش اجتماعی» برای مسیرهای تازه. بدون این آمادگی، هر طرح اصلاحی در همان گامهای نخست زمینگیر میشود.
۲-ظرفیت اصلاح ساختارها
منظور از ساختار، نه فقط قوهی مجریه یا قوانین بالادستی، بلکه نظام تأمین مالی، نظام آموزشی، نظام اداری و قضایی و حتی ساختار توزیع قدرت است. اصلاح ساختاری یعنی: کاهش اندازهی دولت، شفافیت در فرایندها، مبارزهی سیستماتیک با فساد، و ایجاد امکان برای ورود نخبگان مستقل به عرصهی مدیریت. این کار نیازمند جراحیهای بلندمدت است، نه تصمیمهای مقطعی.
۳-چشمانداز راهبردی
داشتن چشمانداز یعنی پاسخ به سه پرسش بنیادین:
. ایران در افق ۲۰ ساله چه جایگاهی در منطقه میخواهد؟
· اولویت آن «رفاه داخلی» است یا «نفوذ خارجی»؟
· مدل توسعهی مطلوب، مبتنی بر منابع طبیعی است یا سرمایهی انسانی و دانشبنیان؟
بدون این تصویر روشن، سیاستها دچار نوسان، سلیقهای و واکنشی میشوند.
۴- کیفیت ارتباط با جهان
این عامل فراتر از روابط دیپلماتیک است. بلکه به فرونهادن تقابلهای چندین دهه اشاره دارد که کشور به فروبستگی کشانده است. شامل تعامل سازنده با جهان، جذب سرمایهی خارجی، انتقال فناوری، مشارکت در زنجیرههای ارزش جهانی و همچنین به معنای عبور از دوگانهی «همهی غرب دشمن است» یا «همهی غرب دوست است» و جایگزینی آن با دیپلماسی هوشمندانهی مبتنی بر منافع متقابل است.
۵- جایگاه مردم در قصهی آینده
آیا مردم صرفاً «تماشاگر» یا «طرف قرارداد» هستند، یا «شریک در ساختن»؟ این عامل شامل:
· افزایش مشارکت مدنی و انتخاباتی موثر
· توجه به خواستهای نسلی (بهویژه نسل جوان)
· عدالت منطقهای و کاهش شکاف طبقاتی
· پاسخگویی و نظارت عمومی بر عملکرد حکمرانان
هرچه نقش مردم پررنگتر باشد، هزینهی تحمیل تصمیمات نادرست کاهش مییابد و پایداری سیاستها افزایش مییابد.
۶-مدیریت منابع آب، انرژی و محیط زیست
ایران با بحران کمآبی، فرونشست زمین، آلودگی هوا و ناترازی انرژی روبهروست. آیندهی پایدار، بدون برنامهی جامع زیستمحیطی و گذار به انرژیهای تجدیدپذیر، ناممکن است. این عامل باید در رأس سیاستهای توسعه قرار گیرد، نه در حاشیه.
۷- سرمایهی اجتماعی و اعتماد عمومی
شکاف میان حاکمیت و جامعه، یکی از بزرگترین موانع پیشرفت است. بازسازی اعتماد اجتماعی، نیازمند التیام زخمهای پیشین، پذیرش نقد، عذرخواهی صادقانه در قبال خطاهای گذشته، وفای به عهد، و شفافیت در بودجهریزی است. سرمایهی اجتماعی همچون هوای پاک است؛ وقتی از دست برود، هیچ طرح توسعهای امکان اجرا ندارد.
۸-عدالت بیننسلی و مسئولیت تاریخی
آینده فقط به نسل امروز تعلق ندارد. باید پرسید: چه میراثی برای فرزندان این سرزمین باقی میگذاریم؟ آیا بدهیهای ملی، تخریب محیط زیست، و وابستگی به نفت را به ارث میدهیم، یا آموزش باکیفیت، زیرساختهای مدرن، و آزادیهای مدنی را؟ این عامل، وجدان تاریخی حکمرانان را محک میزند.
۹- انسجام ملی و گفتوگوی درونی
در فضای چندصدایی و چندفرهنگی ایران، آیندهی روشن منوط به رقابتهای سالم سیاسی، احترام به تنوع قومی و مذهبی، و حل منازعات از طریق میز گفتوگو است، نه حذف یا امنیتیکردن مخالفان. انسجام ملی یعنی «ایران برای همهی ایرانیان».
۱۰- توان نظامی و بازدارندگی هوشمند
آیندهی امن ایران، تنها با موشک و پهپاد تأمین نمیشود، بلکه نیازمند بازدارندگی ترکیبی (نظامی، سایبری، دیپلماتیک و اقتصادی) است. مدیریت بحرانهای منطقهای، کاهش تنشهای نیابتی، و افزایش شفافیت در فعالیتهای دفاعی، میتواند هزینههای امنیتی را کاهش دهد و فضای مانور دیپلمات را گسترش دهد.
موارد دهگانه محقق نمیشود مگر این که:
- قدرت، به تمامه، شفاف و پاسخگو شود.
-گسترهی وظایف حکومت باز تعریف گردد و رسالت حکومت، از رستگاری اخروی جامعه، به تنظیم و بهبود امور دنیوی تغییر یابد.
- مسیر اصلاح به منزلهی امکانی خردمندانه باز گردد.
-مشارکت مردم برای ساختن آینده به رسمیت شناخته شود.
- و در نهایت، شیوه حکمرانی به سمت دموکراسی میل پیدا کند.
۲۱۶۲۱۶







نظر شما