۰ نفر
۳۰ خرداد ۱۴۰۵ - ۰۶:۳۰
فرصتی از دل توافق؛ بازگشت اعتماد و در آغوش ملت

مهران امیرحسینی، مدرس دانشگاه در یادداشتی برای خبرآنلاین می‌نویسد: «دیپلماسی موفق به معنای کنار گذاشتن اصول و منافع کشور نیست؛ بلکه به معنای استفاده درست از ظرفیت‌های موجود برای دستیابی به اهداف ملی است. میدان و دیپلماسی دو مسیر مقابل هم نیستند؛ بلکه دو ضلع قدرت ملی هستند.»

خبرآنلاین - ارزش واقعی یک توافق زمانی مشخص می‌شود که بتواند در مسیر حرکت یک کشور اثر بگذارد و نتیجه آن در زندگی مردم دیده شود. توافق میان ایران و آمریکا نیز نباید صرفاً در چارچوب یک اتفاق سیاسی یا رقابت میان جریان‌های داخلی تحلیل شود. این توافق را باید یک فرصت ملی دید؛ فرصتی برای کاهش هزینه‌های تنش، ایجاد فضای تازه برای توسعه اقتصادی و مهم‌تر از همه، بازسازی اعتماد عمومی و تقویت پیوند میان مردم و تصمیم‌گیران کشور.

تجربه سال‌های گذشته نشان داده است که قدرت ملی زمانی بیشترین اثرگذاری را دارد که همه ظرفیت‌های کشور در کنار یکدیگر قرار گیرند. امنیت و منافع ملی نه فقط با قدرت دفاعی حفظ می‌شود و نه فقط با مذاکره و دیپلماسی؛ بلکه حاصل ترکیب توان بازدارندگی، مدیریت سیاسی، دیپلماسی فعال و همراهی مردم است.

در بحران و جنگ اخیر، توان دفاعی کشور و عملکرد نهادهای مسئول در حوزه امنیت و میدان، نقش مهمی در حفظ ثبات و جلوگیری از تحمیل اراده دیگران داشت. این واقعیتی است که در جهان امروز نمی‌توان نادیده گرفت؛ کشوری که از قدرت بازدارندگی برخوردار نباشد، نمی‌تواند با اطمینان از منافع خود دفاع کند. اما در کنار این واقعیت، یک تجربه مهم دیگر نیز به دست آمد؛ اینکه قدرت زمانی می‌تواند به نتیجه پایدار تبدیل شود که با دیپلماسی هوشمند همراه شود.

دولت در شرایطی دشوار و پیچیده، توانست در عرصه دیپلماسی مدیریت بحران کند، مسیر گفت‌وگو را فعال نگه دارد و اجازه ندهد آینده کشور تنها در فضای تقابل و تنش تعریف شود. نقش دولت در این مرحله صرفاً حضور در یک فرآیند مذاکره نبود؛ بلکه تلاش برای تبدیل یک وضعیت پرهزینه به فرصتی برای تأمین منافع ملی و کاهش فشار بر جامعه بود.

دیپلماسی موفق به معنای کنار گذاشتن اصول و منافع کشور نیست؛ بلکه به معنای استفاده درست از ظرفیت‌های موجود برای دستیابی به اهداف ملی است. میدان و دیپلماسی دو مسیر مقابل هم نیستند؛ بلکه دو ضلع قدرت ملی هستند. همان‌گونه که توان دفاعی بدون تبدیل شدن به دستاورد سیاسی و اقتصادی نمی‌تواند همه ظرفیت خود را نشان دهد، دیپلماسی نیز بدون پشتوانه قدرت ملی امکان موفقیت نخواهد داشت. مسیر درست، ایجاد توازن میان این دو است.

در تجربه معاصر ایران نیز هر زمان که عقلانیت و گفت‌وگو جایگزین تنش‌های فرسایشی شده، فرصت‌هایی برای کشور ایجاد شده است. دولت سیدمحمد خاتمی با رویکرد گفت‌وگوی تمدن‌ها تلاش کرد فضای تازه‌ای در روابط خارجی ایجاد کند. دولت حسن روحانی نیز با مذاکرات هسته‌ای بر این باور بود که کاهش تنش می‌تواند زمینه‌ای برای گشایش اقتصادی فراهم کند. امروز نیز دولت مسعود پزشکیان با تأکید بر دیپلماسی در چارچوب منافع ملی تلاش دارد از ظرفیت تعامل برای کاهش فشارها و ایجاد فرصت‌های جدید استفاده کند.

این نگاه با رویکرد جریان سازندگی نیز همخوان است؛ نگاهی که سیاست خارجی را ابزاری برای توسعه، رشد اقتصادی و ارتقای کیفیت زندگی مردم می‌داند. با این حال، مهم‌ترین بخش این ماجرا مردم هستند. مردمی که در سال‌های سخت گذشته، با وجود فشارهای اقتصادی، مشکلات معیشتی و برخی نارضایتی‌های اجتماعی، در بزنگاه‌های مهم کنار کشور ایستادند. این همراهی سرمایه‌ای بزرگ است که نباید آن را بدیهی فرض کرد.

امروز باید از این سرمایه اجتماعی استفاده کرد و پاسخ شایسته‌ای به صبوری مردم داد. اگر توافق بتواند بخشی از فشارهای بیرونی را کاهش دهد، این فرصت باید همزمان با اصلاحات داخلی همراه شود. مردم بیش از هر چیز نیازمند دیدن تغییرات واقعی در زندگی خود هستند و پاسخ به این همراهی، نه با وعده‌های جدید، بلکه با تصمیم‌های درست و اقدامات فوری امکان‌پذیر است.

در این مسیر باید بدون فوت وقت چند اولویت دنبال شود؛

  • نخست، ترجیح عقلانیت و دیپلماسی بر تنش و تقابل. کشور نیازمند سیاستی است که هم امنیت ملی را حفظ کند و هم زمینه توسعه را فراهم آورد.
  • دوم، کاهش فشارهای اقتصادی بر مردم؛ زیرا هیچ توافقی زمانی موفق نخواهد بود که آثار آن در سفره خانواده‌ها، اشتغال جوانان و آینده اقتصادی جامعه دیده نشود.
  • سوم، حمایت از منافع ملی و معیشت مردم به‌عنوان معیار اصلی تصمیم‌گیری‌ها.

همچنین باید از تخریب هر توافق یا فرصت ملی به دلایل جناحی پرهیز کرد. اختلاف نظر سیاسی طبیعی است، اما تبدیل مسائل ملی به میدان رقابت‌های جناحی، هزینه آن را برای جامعه افزایش خواهد داد. تعامل سازنده با جهان نیز باید به‌عنوان ابزاری برای تقویت اقتصاد و جایگاه ایران دیده شود؛ تعاملی که به معنای وابستگی نیست، بلکه استفاده هوشمندانه از ظرفیت‌های جهانی برای پیشرفت کشور است.

ایران امروز بیش از هر زمان دیگری به همبستگی و آشتی ملی نیاز دارد. عبور از چالش‌های بزرگ آینده با افزایش شکاف‌ها ممکن نیست؛ بلکه نیازمند مشارکت همه ظرفیت‌های کشور است. همچنین باید از افراط‌گرایی و شعارزدگی فاصله گرفت و جای آن را به عقلانیت، تخصص و تصمیم‌های مسئولانه داد. اکنون سؤال اصلی این نیست که چه جریان سیاسی از توافق سود بیشتری می‌برد؛ سؤال اصلی این است که آیا می‌توان این فرصت را به آرامش، توسعه و امید برای مردم تبدیل کرد یا نه. توافق، اگر درست مدیریت شود، می‌تواند فرصتی باشد برای بازگشت اعتماد؛ اعتمادی که پایه هر توسعه پایدار است. شاید مهم‌ترین دستاورد این مسیر، نه فقط کاهش یک تنش خارجی، بلکه بازسازی پیوند میان دولت و مردم باشد؛ پیوندی که سرمایه اصلی آینده ایران خواهد بود.

کد مطلب 2235387

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 4 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین