درک منطق ایرانی / رمزگشایی دیپلمات پیشین انگلیس از تاکتیک‌های نظامی و مذاکراتی تهران: ایرانی‌ها دیوانه نیستند؛ بلکه عاقلانه در حال اهرم‌سازی هستند

متیو گولد، سفیر سابق بریتانیا در اسرائیل و معاون پیشین سفیر بریتانیا در تهران، در یادداشتی تحلیلی تاکید می‌کند که برخلاف تصور غرب از رفتارهای بی‌پروا، اقدامات تهاجمی ایران بر پایه‌ای از یک عقلانیت محاسبه‌شده و دکترین «تنش‌افزایی افقی» استوار است؛ راهبردی که هدف آن نه ورود به یک جنگ وجودی، بلکه ساخت اهرم‌های چانه‌زنی بازگشت‌پذیر برای کسب امتیاز در مذاکرات ناگزیر پیش‌رو است.

به گزارش خبرآنلاین، متیو گولد، دیپلمات سابق بریتانیایی در تهران و تل‌آویو در یادداشتی برای روزنامه نشنال امارات نوشت: کمی پس از ورودم به ایران در سال ۲۰۰۳ به عنوان معاون سفیر بریتانیا، در خطبه‌های نماز جمعه تهران شنیدم که آیت‌الله علی خامنه‌ای با شدیدترین الفاظ به کشورم تاخت. برایم گیج‌کننده بود؛ چرا که دو کشور در حال تلاش برای بهبود روابط بودند. وقتی نزد رئیس یکی از اندیشکده‌های مرتبط با دفتر رهبری در شمال تهران رفتم، او از حماقت من شگفت‌زده شد و گفت نباید روی حرف‌های تندی که زده شده تمرکز کنم، بلکه باید حواسم به حرف‌های به‌مراتب تندتری باشد که زده نشده است! این نخستین درس من درباره روش‌های پیچیده و ظریف ارتباطی و رفتاری در ایران بود.

شاید اقدامات موشکی و پهپادی ایران برای همسایگانش در خلیج فارس مانند یک تشدید تنش بی‌پروا و خشم کور به نظر برسد؛ اما در پس این رفتارهای ظاهرًا تهاجمی، یک «روش و منطق» وجود دارد که فهم آن برای واکنش درست ضروری است.

دکترین «تنش‌افزایی افقی»: جایگزین جنگ تمام‌عیار

در قلب استراتژی ایران، «دکترین تنش‌افزایی افقی» (Horizontal Escalation) قرار دارد که دقیقاً نقطه مقابل شتاب به سوی یک جنگ تمام‌عیار است. این راهبرد به ایران اجازه می‌دهد بدون درگیری مستقیم و پیش‌بینی‌نشده با نیروهای آمریکایی:

  • گستره جغرافیایی و دامنه‌های درگیری را وسیع‌تر کند.

  • از نقاط قوت خود در منطقه بهره ببرد.

  • صورت خود و اعتبارش را در برابر دشمنی قدرتمندتر حفظ کند.

  • و از همه مهم‌تر، اهرم‌های فشاری ایجاد کند که در مذاکرات ناگزیر بعدی قابل معامله باشند.

اگر ایران درگیری را صرفاً به یک نبرد مستقیم رویاروی با آمریکا و اسرائیل محدود می‌کرد، باید با حریفی قوی‌تر و طبق قواعد او می‌جنگید که نتیجه آن شکستی روزافزون بود. در آن صورت، تهران هیچ اهرم قابل تنظیم یا معامله‌ای نداشت و مذاکرات به چند موضوع صفر و صدی (مانند برچیدن سانتریفیوژها) محدود می‌شد که پایان آن تحقیر محض بود.

در عوض، ایران با مسدود کردن کشتیرانی در تنگه هرمز، همراه کردن حوثی‌ها در باب‌المندب و پهن کردن چتر درگیری، موقعیت چانه‌زنی خود را به شدت ارتقا داده است. این اقدامات که در ظاهر تنش‌زا هستند، اهرم‌های «قابل بازگشت» و «قابل معامله» ایجاد کرده‌اند؛ اهرم‌هایی که فشار را به طرف‌های ثالث منتقل می‌کنند و به تهران اجازه می‌دهند در قبال آزادسازی دارایی‌ها یا معافیت‌های نفتی، تنش را کاهش دهد و پایان مذاکرات را در داخل کشور به عنوان یک پیروزی تحت فشار فروشد.

ریشه‌های تاریخی و نشانه‌های عقلانیت در رفتار کنونی

این رفتار برای کسانی که تاریخ ایران را می‌دانند غافلگیرکننده نیست. در دهه ۱۹۸۰ و در جریان جنگ ایران و عراق، ایران در پاسخ به حملات عراق به تاسیسات نفتی‌اش، آب‌های بین‌المللی را مین‌گذاری کرد و به نفتکش‌ها در تنگه هرمز تاخت. در جریان ماجرای ایران-کنترا، از گروگان‌ها برای دریافت سلاح استفاده کرد و امروز نیز از بازداشت اتباع خارجی به عنوان برگه معامله برای آزادسازی دارایی‌های بلوکه‌شده یا تبادل زندانیان بهره می‌برد.

برای تحلیلگران، پرسش کلیدی این است که آیا ایران این کار را تاکتیکی (برای کسب اهرم در مذاکره) انجام می‌دهد یا استراتژیک (چون معتقد است در یک جنگ وجودی می‌جنگد)؟ نشانه‌های رفتار فعلی تهران گزینه اول را تایید می‌کند:

  • کانال‌های پشتی و محرمانه دیپلماتیک را باز نگه داشته‌اند.

  • بر آمادگی خود برای بازگرداندن اقدامات به حالت قبل (در صورت برآورده شدن شروط) تاکید می‌کنند، نه بر اعلام وضعیتی غیرقابل مذاکره.

  • بخش اعظم اقدامات را از طریق گروه‌های نیابتی یا در «منطقه خاکستری» انجام می‌دهند، نه اقدامات مستقیم و افراطی کشوری که توازن قوا را به طور دائمی برهم بزند.

  • رفتارهایشان کنترل‌شده و گام‌به‌گام است تا آستانه تحمل طرف مقابل را بسنجند.

ساختار سیاسی ایران به دنبال بردن یک جنگ وجودی نیست؛ بلکه می‌خواهد دست خود را برای حل‌وفصل نهایی و ناگزیر از طریق مذاکره پر کند تا دیپلمات‌هایش بتوانند توافقی آبرومندانه امضا کنند.

در پایان، خاطره دیگری از نماز جمعه تهران دارم؛ زمانی که روی فرش در میان ده‌ها هزار نفر نشسته بودم که شعار «مرگ بر انگلیس» سر می‌دادند. بعد از تمام شدن شعارها، همسایگانم در صف نماز برگشتند و از من پرسیدند اهل کجا هستم. وقتی گفتم «انگلیس»، چهره‌شان درخشان شد و مرا برای خوردن قهوه به خانه‌شان دعوت کردند! این درس بزرگی برای من بود که فارغ از رفتار خشمگینانه و پیچیده ساختار سیاسی، مردم ایران به فرهنگ مهمان‌نوازی و گرمی خود وفادارند و شایسته شرایطی بسیار بهتر هستند.

۴۲/۴۲

کد مطلب 2257428

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
4 + 1 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین