خبرآنلاین- گزارش گاردین- مترجم مهسا مژدهی: تصاویر جنجالی ورود هزاران مهاجر به منطقه محصور سبته در شمال آفریقا که قلمرو اسپانیا محسوب میشود، موجی از واکنشهای تند را میان جریانهای راست افراطی در فضای مجازی برانگیخت. اما این ادبیات نگرانکننده فقط محدود به جریانات حاشیهای نبود؛ رهبران اتحادیه اروپا هم بلافاصله وارد معرکه شدند و صحنههای پرآشوب مرزی را به سیاستهای لیبرالی و مهاجرپذیر دولت اسپانیا نسبت دادند.
در نامهای که به ابتکار ایتالیا و دانمارک تنظیم شد و به امضای ۲۲ رهبر اروپایی رسید، طرح اخیر دولت پدرو سانچز برای قانونیکردن وضعیت بیش از یک میلیون مهاجر بدون مدرک، عامل اصلی این بحران معرفی شد. امضاکنندگان تاکید کردند که اروپا باید تمامی سیاستهایی را که نقش جاذبه و محرک برای مهاجرت دارند، اصلاح کند.
این موضعگیری نشاندهنده خلاء شدید همبستگی درون اتحادیه اروپا با یکی از اعضای اصلی خود بود. سانچز در پاسخی تند، این بحران سیاسی را حاصل تعصب، اطلاعات نادرست و حملات مغرضانه همتایان اروپایی خود خواند. با این حال، سرسختی او و تلاشهای بعدی بروکسل برای نمایش یکپارچگی، نتوانست انزوای شدید دولت مادرید را در جریان این بحران حاد مرزی پنهان کند.
اگرچه نخستوزیر اسپانیا طی یک سال گذشته به ویژه با مخالفت صریح در برابر مواضع آمریکا در قبال جنگ ایران، نقش پررنگتری در عرصه بینالمللی ایفا کرده، اما بحران سبته نشان داد که حاشیه مانور او برای پیشبرد یک سیاست خارجی پیشرو و مستقل چقدر محدود شده است.
تناقض در دیپلماسی مادرید و ابزار فشار مراکش
در واقعیت، تلاشهای سانچز برای مدارا و سازش با حکومت مراکش، به ویژه در پرونده صحرای غربی با مواضع اصولی و پرطنین او در قبال فلسطین، اوکراین و ایران در تناقض است. منطقه سبته دقیقا در مرکز این باجدهی ارزشی قرار دارد. اگرچه حجم ورود اخیر مهاجران بیسابقه بود، اما این اولین باری نیست که در مرزهای بهشدت نظامیشده مراکش و این منطقه محصور چنین اتفاقی میافتد.
واکنش اتحادیه اروپا به رویداد مشابه سال ۲۰۲۱ کاملا متفاوت بود. در آن زمان، پس از ورود ۱۰ هزار شهروند عمدتا مراکشی طی ۴۸ ساعت، پارلمان اروپا یکپارچه پشت اسپانیا ایستاد و با صدور قطعنامهای مراکش را متهم کرد که با به خطر انداختن جان انسانها، در صدد اعمال فشار سیاسی بر اسپانیا است. هیچ شکی وجود ندارد که حوادث اخیر که به یک تراژدی انسانی با حداقل ۱۴۱ کشته تبدیل شد، همان نشانههای دیپلماسی اجباری را در خود دارد.
گزارشهای منتشرشده مبنی بر اینکه مرزبانان مراکشی در برابر هجوم مهاجران مقاومت چندانی نکردند و حتی آنها را به عبور تشویق کردند، طبق یک سناریوی قدیمی و آشنا پیش رفت. طی یک دهه گذشته، دولت مراکش هرگاه با اسپانیا وارد تنش دیپلماتیک شده، با شل کردن کنترلهای مرزی و ایجاد موجهای مهاجرتی، از این ابزار به عنوان وسیله فشار بهره برده است.
پنج سال پیش، اروپا این ابزارسازی سیاسی را به رسمیت شناخت و محکوم کرد. اما این بار، بخش اعظم بحثهای سیاسی اروپایی به ابزاری برای تسویهحساب با دولت چپمیانه اسپانیا تبدیل شد. برای سانچز، این یک هشدار جدی بود که چرخش اروپا به سمت راست، او را به یک بازیگر تکافتاده و استثنایی تبدیل کرده است. جورجیا ملونی، نخستوزیر ایتالیا، تنها رهبری نبود که از این بحران برای سختتر کردن سیاستهای مهاجرتی سوءاستفاده کرد. کسانی که به شکافهای داخلی اتحادیه اروپا دامن زدند، در واقع ضعف اروپا را به عنوان یک بازیگر ژئوپلیتیک برملا کردند؛ اتحادیهای که هنگام مواجهه با یک حمله ترکیبی علیه یکی از اعضایش، از هماهنگی یک پاسخ دستهجمعی عاجز است.
سایه سنگین واشنگتن؛ انتقام ترامپ از مواضع ضدجنگ مادرید؟
غافلگیر شدن دولت سانچز همچنین نشاندهنده نوعی سادهانگاری در قبال پیامدهای مخالفتش با پایگاههای نظامی آمریکا در جریان جنگ ایران بود. در ماههای پیش از هجوم مرزی، چهرههای برجسته حزب جمهوریخواه از دونالد ترامپ خواسته بودند تا با حمایت از ادعاهای ارضی مراکش بر سبته و ملیله (دیگر منطقه محصور اسپانیا در شمال آفریقا)، دست به تلافی بزند. ترکیب افت شدید روابط واشنگتن-مادرید و افزایش اهمیت مراکش به عنوان شریک منطقهای کاخ سفید، احتمالاً رژیم مراکش را برای هدف قرار دادن مجدد مرزها جسورتر کرده است.

علاوه بر تهدیدهای ترامپ مبنی بر قطع روابط تجاری با اسپانیا، واشنگتن در ماههای اخیر مداخله مستقیمتری نیز در سیاست داخلی اسپانیا داشته است. تنها چند هفته پس از ایستادگی سانچز در پرونده ایران، وزارت امنیت داخلی آمریکا پیامهای استخراجشده از یک گوشی تلفن همراه افشا شده را در اختیار بازرسان فساد مال اسپانیا قرار داد. این اسناد مدعی بودند خوسه لوئیس رودریگز ساپاترو، نخستوزیر سابق سوسیالیست، ممکن است برای دریافت یک وام دوران کرونا به نفع یک شرکت هواپیمایی مرتبط با ونزوئلا لابی کرده باشد. کمتر کسی در مادرید در انگیزه سیاسی این انتقال اطلاعاتی شک دارد؛ طوفان سیاسی حاصل از آن، بخش عمدهای از پرستیژ ضدجنگ سانچز را مستهلک کرد و ساپاترو به عنوان یکی از متحدان کلیدی او تحت بازرسی رسمی قرار گرفت.
این فشارهای هماهنگ از سوی ترامپ و جریان ماگا در آستانه انتخابات سراسری سال آینده اسپانیا، احتمال تلاشهای بیشتر واشنگتن برای ضربه زدن به سانچز را افزایش میدهد. چنین تلاشهایی قطعا با استقبال حزب راستگرای وکس در داخل اسپانیا مواجه خواهد شد؛ حزبی که برخلاف بسیاری از جریانات راست پوپولیست اروپا، حتی در جریان جنگ ایران هم همسویی بیقید و شرط خود را با ترامپ حفظ کرد. واکس سریعترین رشد را میان احزاب اسپانیا داشته و نقشی تعیینکننده در هرگونه جایگزین راستگرا برای دولت سانچز ایفا خواهد کرد.
چالشهای پیشروی سانچز؛ دیپلماسی پیچیده در شمال آفریقا
با وجود این تهدیدها، نخستوزیر اسپانیا باید روابط خود را با مراکش در پی این اقدام مدیریت کند. سانچز به جای تقابل علنی با رباط، اولویت را بر بازگرداندن همکاریها و مهار سریع بحران قرار داده است؛ به طوری که اکثریت قاطع ۷۲ هزار مهاجر واردشده ظرف ۲۴ ساعت به مراکش بازگردانده شدند.
با این حال، این واقعگرایی سیاسی خالی از ریسک نیست. آخرین تقابل بزرگ اسپانیا با مراکش در سالهای ۲۰۲۱ و ۲۰۲۲ به یک عقبنشینی تاریخی ختم شد؛ جایی که سانچز بیطرفی چند دههای اسپانیا در قبال صحرای غربی را کنار گذاشت و از طرح مراکش برای انضمام این مستعمره سابق به عنوان یک منطقه خودمختار حمایت کرد. حوادث اخیر نشان داد که این سیاست مدارا نتوانسته ثبات بلندمدتی را که مادرید به دنبالش بود به ارمغان بیاورد. حزب سومار(شریک ائتلافی چپگرای سانچز) اکنون خواستار اتخاذ موضعی سرسختانهتر است؛ از جمله انصراف اسپانیا از میزبانی مشترک جام جهانی ۲۰۳۰ با مراکش.
انگیزههای دقیق مراکش برای این اقدام همچنان محل بحث است. محتملترین دلیل، سفر ۱۰ روز قبل سانچز به الجزیره برای نهایی کردن بهبود روابط با الجزایر (تأمینکننده اصلی گاز اسپانیا و رقیب اصلی مراکش در پرونده صحرای غربی) است. بحران سبته احتمالاً یادآوری رژیم مراکش بود مبنی بر اینکه هرگونه تلاش مادرید برای بازسازی توازن در شمال آفریقا، تحت تأثیر ابزار فشار مهاجرتی رباط خواهد بود. این رویداد همچنین بازتابدهنده جاهطلبی بلندمدت مراکش برای پیشبرد ادعاهای ارضی خود بر سبته و ملیله است؛ آن هم در زمانی که کنترل تنگههای استراتژیک مانند جبلالطارق اهمیت ژئوپلیتیکی تجدیدیافتهای پیدا کرده است.
در اوج بحران، اسکار پوئنته، وزیر حملونقل اسپانیا، در پیامی نوشت: میخواهم اسپانیا یک کشور مستقل در دنیای متصل باشد، نه یک مستعمره یا تابع ترامپ یا نتانیاهو. در شرایطی که بخش عمدهای از طبقه سیاسی اروپا در برابر ترامپ تسلیم شدهاند، سانچز صریحترین رهبر غربی بوده که نه تنها در پرونده ایران، بلکه با رد هدف ۵ درصدی بودجه نظامی، فشار بر اتحادیه اروپا برای لغو توافقنامه شراکت با اسرائیل و تحکیم روابط با چین و کشورهای جنوب جهانی، واشنگتن را به چالش کشیده است.
این رویکرد بیش از آنکه نشاندهنده رادیکالیسم سانچز باشد، حاصل این محاسبه اوست که اسپانیا از انطباق با جغرافیای جدید قدرت اقتصادی جهان، سود بیشتری میبرد تا تمسک به نظم کهنه اتلانتیک. با این حال، بحران سبته هشداری جدی است که چنین شرطبندی سیاسی و ژئوپلیتیکی، پر از ریسک و مخاطره است.
۳۱۲/۴۲







نظر شما