پشت پرده بحران سبته؛ چرا پیمان ابراهیم، مجیزگویی برای ترامپ و میزبانی جام جهانی سفره مردم مراکش را بزرگ نکرد؟

صحنه‌های دراماتیک عبور چندهزار نفری جوانان و خانواده‌های مراکشی از مرزهای باریکه «سبته» (Ceuta) و تن سپردن آن‌ها به امواج پرخطر جبل‌الطارق، بار دیگر توجه ناظران بین‌المللی را به یک تناقض عمیق ژئوپلیتیک جلب کرده است: چطور کشوری که در صحنه دیپلماسی جهانی از حمایت کامل ایالات متحده بهره می‌برد، پیمان عادی‌سازی روابط با اسرائیل (پیمان ابراهیم) را امضا کرده و حمایت غرب از حاکمیت خود را بر صحرای غربی جلب کرده‌است، اکنون با موجی بی‌سابقه از «فرار دسته‌جمعی» شهروندان خود مواجه است؟

به گزارش خبرآنلاین، تحلیل‌های منتشر شده در رسانه‌ها نشان می‌دهد که میان «موفقیت‌های دیپلماتیک حکومت مراکش در عرصه بین‌الملل» و «واقعیت‌های ملموس زندگی روزمره مردم» گسستی ساختاری و عمیق شکل گرفته است؛ گسستی که دیوارهای امنیتی مرز را به آخرین نقطه تماس میان ناامیدی اجتماعی و سرکوب سیاسی بدل می‌کند.

دستاوردهای کلان ژئوپلیتیک در برابر سفره‌های خالی

در طول چند سال گذشته، پادشاهی مراکش موفق شد از طریق پیوند زدن منافع خود با محور واشنگتن-تل‌آویو و الحاق به توافقات ابراهیم، به دستاوردهای دیپلماتیک بی‌سابقه‌ای دست یابد. به رسمیت شناخته شدن حاکمیت رباط بر صحرای غربی توسط آمریکا و سپس اسرائیل، و متعاقباً همراه ساختن گام‌به‌گام موضع اسپانیا، مراکش را در موقعیت قدرتمندی در شمال آفریقا قرار داد.

با این حال، ناظران اقتصادی تأکید می‌کنند که این هم‌پیمانی‌های استراتژیک و خریدهای تسلیحاتی پیشرفته، سود ملموسی برای اقتصاد پایداری که بتواند معیشت طبقه‌های پایین جامعه را تأمین کند، نداشته است. در حالی که حکومت مراکش مانور ویژه‌ای روی موفقیت‌های بین‌المللی، پروژه‌های نمادین و هزینه‌های سنگین آماده‌سازی برای میزبانی جام جهانی ۲۰۳۰ می‌دهد، زیرساخت‌های عمومی، سیستم بهداشت و آموزش کشور با بحران فرسایش مواجهند.

بحران بیکاری و مهاجرت

ریشه اصلی فشار در مرزهای سبته را باید در آمارهای نگران‌کننده جمعیت‌شناختی مراکش جست‌وجو کرد. طبق آمارهای رسمی منتشرشده، نرخ بیکاری میان جوانان ۱۵ تا ۲۴ ساله مراکشی به حدود ۳۷ درصد رسیده است.

سهمگین‌تر از نرخ بیکاری، پدیده موسوم به NEET (جوانانی که نه شاغل‌اند، نه در حال تحصیل و نه مشغول مهارت‌آموزی) است. گزارش‌های کمیسیون عالی برنامه‌ریزی مراکش افشا می‌کند که بیش از ۲۵ درصد از جمعیت شاب این کشور (حدود ۱.۵ میلیون نفر) در این رده قرار می‌گیرند.

الیسا بری (Elisa Brey)، استاد دانشگاه کمپلوتنسه مادرید و پژوهشگر مهاجرت، در این باره به العربی الجدید می‌گوید: «برای این جوانان، فرار و مهاجرت یک انتخاب یا زیاده‌خواهی نیست، بلکه یک استراتژی بقا است که از دل سوزانِ ناامیدیِ نسلِ تحصیل‌کرده اما حاشیه‌رانده‌شده نشأت می‌گیرد؛ نسلی که ساختار اقتصادی توان جذب آن‌ها را ندارد.»

فعالان مدنی محلی نیز تأکید می‌کنند اکثریت مطلق کسانی که مرزها را می‌شکافند، اهداف پیچیده سیاسی ندارند؛ آن‌ها صرفاً در پی تأمین هزینه‌های درمانی والدین، ساختن یک سرپناه حداقل یا فرار از فقری هستند که امکان ازدواج و تشکیل خانواده را از آنان سلب کرده است.

کاتالیزوری به نام «تیک‌تاک» و فروپاشی ابهت مرزها

اگرچه فقر و بیکاری همواره از عوامل اصلی رانش مهاجران بوده‌اند، اما آنچه موج‌های اخیر را متمایز و سازمان‌یافته کرده، تغییر الگوی مهاجرت از طریق شبکه‌های اجتماعی است.

به نوشته اکونومیک تایمز پلتفرم‌هایی نظیر تیک‌تاک به رسانه‌ای برای بومی‌سازی آموزش‌های شنا، راه‌های دور زدن پست‌های نگهبانی مرزی مراکش و زمان‌بندی جزر و مد دریا تبدیل شده‌اند. این «مهاجرت تیک‌تاکی» نیاز به پرداخت هزینه‌های گزاف به شبکه‌های قاچاق انسان را تا حد زیادی از بین برده و به جوانان مراکشی اجازه داده است تا در گروه‌های چندهزارنفری و از طریق فراخوان‌های دیجیتال دست به یورش‌های هم‌زمان بزنند. بازتاب وسیع سبک زندگی مهاجران موفق در شبکه‌های اجتماعی و ترانه‌های رپ محلی که فرار را پدیده‌ای حماسی تصویر می‌کنند، ابهت دیوارهای مرزی را در ذهن این نسل فرو ریخته است.

سرکوب داخلی، نظامی‌سازی مرز و توهم «دست خارجی»

پاسخ حکومت مراکش به این ناآرامی‌های زیرپوستی عمدتاً متکی بر رفتارهای امنیتی بوده است. گزارش‌های نهادهای حقوق بشری مانند انجمن حقوق بشر مراکش (AMDH) از بازداشت‌های خودسرانه، نظامی‌سازی شدید مناطقی مانند فندیدق و نادور و مسدود کردن سواحل روی عموم مردم خبر می‌دهند. انتشار تصاویر تکان‌دهنده از برخورد خشن با جوانان بازداشت‌شده، موجی از خشم را در فضای مجازی ایجاد کرده است.

در حوزه سیاسی نیز، رسانه‌های رسمی رباط طبق سنت دیرینه، انگشت اتهام این موج‌های خودجوش را به سمت «دست‌های خارجی» و کشور رقیب (الجزایر) نشانه رفته‌اند؛ سناریویی که از سوی نهادهای مستقل محلی و بین‌المللی رد شده و صرفاً سرپوشی بر ناکارآمدی‌های داخلی تلقی می‌شود.

واقعیت‌های میدانی سبته اثبات می‌کند که حاکمیت مراکش، علی‌رغم تثبیت موقعیت خود به عنوان ژاندارم مرزی اروپا و جلب حمایت‌های سخت‌افزاری و دیپلماتیک از سوی ایالات متحده و اسرائیل، نتوانسته است مهم‌ترین گره ملی خود یعنی «ناامیدی نسل جوان» را باز کند.

تا زمانی که در ساختار اقتصادی مراکش اصلاحات بنیادین صورت نگیرد، ایجاد شغل ملموس نشود و فضای مانور سیاسی و مدنی بازتر نگردد، اهرم‌های امنیتی و مانورهای ژئوپلیتیک تنها نقش یک سد موقت را ایفا خواهند کرد—سدی که هر لحظه ممکن است زیر فشار سیلاب جوانی که چیزی برای از دست دادن ندارد، فرو بریزد.

۴۲/۴۲

کد مطلب 2254075

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
9 + 1 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 2
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 1
  • IR ۱۱:۲۰ - ۱۴۰۵/۰۵/۰۹
    1 1
    هرشخص، گروه یا کشوری به کمکها وپشتیبانیهای آمریکای جنایتکار و اسرائیل کودککش اشغالگر دل ببندد یعنی دشمن را به خانه آورده خود را تسلیم او میکند.
  • IR ۱۶:۰۴ - ۱۴۰۵/۰۵/۰۹
    0 0
    واقعا نفهمیدید که یک عده دزد مراکشی چرا ریختن تو سپانیا؟

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین