عاشورا سیاست و خطای جابه‌جایی علت با دلیل

حسن انصاری در نقد تحلیل عبدالکریم سروش از واقعه کربلا روایت او را از عاشورا ناقص دانست و تأکید کرد که ترک مدینه از سوی امام حسین علیه السلام تنها واکنشی به خطر جانی نبود بلکه پیامد یک انتخاب آگاهانه و سیاسی در برابر خلافت یزید بود حسن انصاری در یادداشتی که در کانال تلگرامی […]

مبلغ - حسن انصاری در نقد تحلیل عبدالکریم سروش از واقعه کربلا روایت او را از عاشورا ناقص دانست و تأکید کرد که ترک مدینه از سوی امام حسین علیه السلام تنها واکنشی به خطر جانی نبود بلکه پیامد یک انتخاب آگاهانه و سیاسی در برابر خلافت یزید بود

حسن انصاری در یادداشتی که در کانال تلگرامی خود منتشر کرده به سخنان اخیر دکتر عبدالکریم سروش درباره تحلیل عاشورا واکنش نشان داده و نوشته است که در این تحلیل میان علت و دلیل خلط شده است به نوشته او سروش در توضیح حرکت امام حسین علیه السلام از مدینه به مکه و سپس به سوی کوفه بر ناامنی جانی امام در مدینه نامه‌های کوفیان بی‌وفایی آنان و در نهایت قرار گرفتن امام در دو راهی عزت و ذلت تأکید کرده است انصاری این بخش از تحلیل را تا آنجا که به انتخاب عزت و نپذیرفتن ذلت مربوط می‌شود متین می‌داند اما معتقد است که حذف زمینه سیاسی این رخداد تحلیل عاشورا را از نقطه اصلی خود دور می‌کند

محور اصلی نقد انصاری این است که امام حسین علیه السلام از ابتدا تنها در یک مخمصه ناخواسته قرار نگرفته بود او از همان لحظه‌ای که بیعت با یزید را نپذیرفت وارد مهم‌ترین چالش سیاسی با حکومت اموی شد به باور انصاری در فضای سیاسی آن روزگار خودداری از بیعت به‌ویژه از سوی فرزند امیرالمؤمنین علیه السلام و چهره‌ای که در کانون توجه مخالفان خلافت اموی قرار داشت بزرگ‌ترین اقدام ضد حکومتی تلقی می‌شد از این منظر ناامنی مدینه نتیجه آن امتناع بود نه علت اصلی حرکت امام

انصاری در یادداشت خود به صلح امام حسن علیه السلام نیز اشاره می‌کند و یادآور می‌شود که واگذاری خلافت به معاویه در آن صلح محدود و مشروط بود و معاویه طبق همان قرار حق تعیین جانشین پس از خود را نداشت بنابراین بیعت گرفتن برای یزید از نگاه انصاری نقض همان بنیان سیاسی بود و مخالفت امام حسین علیه السلام با آن نه یک واکنش فردی و اضطراری بلکه اقدامی معنادار علیه مشروعیت خلافت اموی به شمار می‌رفت

او همچنین با آن بخش از تحلیل سروش که نامه‌های اهل کوفه را در حاشیه قرار می‌دهد موافق نیست انصاری می‌پذیرد که علت امتناع امام از بیعت با یزید نامه‌های کوفیان نبود اما تأکید می‌کند که مسیر حوادث بدون در نظر گرفتن آن نامه‌ها درست فهمیده نمی‌شود به نوشته او نامه‌های کوفه از نظر انگیزه و مضمون یکسان نبودند اما برای فهم انتخاب‌های بعدی امام و وجه سیاسی حرکت او اهمیت دارند

در بخش مهم دیگری از این یادداشت انصاری تحلیل پیشنهادی خود را از عاشورا چنین صورت‌بندی می‌کند حرکت امام حسین علیه السلام حرکتی برای اصلاح وضع امت پیامبر و احیای دیانتی بود که در ظاهر باقی مانده و معنای اخلاقی معنوی و الهی خود را از دست داده بود به تعبیر او دستگاه خلافت دین را به مسلخ قدرت برده بود خلافت را بر نبوت ترجیح می‌داد و سنت خلیفگان را بر قرآن و پیامبر مقدم می‌نشاند از این منظر عاشورا فقط پایان خونین یک سفر نبود بلکه لحظه‌ای تاریخی برای افشای بحران مشروعیت خلافت اموی بود

انصاری بر این باور است که امام حسین علیه السلام از آغاز می‌دانست امتناع از بیعت با یزید چه پیامدهایی خواهد داشت اما نمی‌توانست مخالفت خود را با یزید و بنیان خلافت او پنهان کند او عاشورا را فرصتی تاریخی می‌داند که در آن مشروعیت دستگاه خلافت برای همیشه به چالش کشیده شد و در برابر مکتب خلفا مکتب اهل بیت علیه السلام جان تازه‌ای گرفت

جمع‌بندی یادداشت انصاری این است که ترک مدینه به سبب خطر جانی درست است اما این خطر سبب اصلی حرکت امام حسین علیه السلام نبود به نظر او خطر جانی نشانه‌ای است که ما را به علت اصلی رهنمون می‌کند علت اصلی همان امتناع آگاهانه از بیعت با یزید اعتراض به مشروعیت خلافت اموی و تلاش برای احیای مصلحانه دین بود از همین رو انصاری نقد خود بر تحلیل سروش را با این گزاره خلاصه می‌کند که در آن گفتار جای علت و دلیل عوض شده است.

کد مطلب 2237656

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 9 =

آخرین اخبار