وقتی وارد دفتر شد، نگاهش از همان ابتدا خبر از تصمیمی میداد که مدتها پیش گرفته بود. سلام کرد، نشست و بیآنکه مقدمهای بچیند گفت:
«آمدهام طلاق بگیرم.»
پروندهای روی میز نگذاشت. نه سندی همراه داشت و نه گلایهای نوشته بود. فقط یقین داشت که باید از زندگی مشترکش بیرون بیاید.
پرسیدم: «همسرتان رضایت دارد؟»
سرش را به نشانه نفی تکان داد.
شروع کردم از مسیرهای قانونی گفتن؛ از اینکه طلاق به درخواست زوجه، راهی هموار نیست. از ضرورت اثبات شرایط قانونی، از تشریفات دادگاه، از زمانبر بودن رسیدگی و اینکه صرف نخواستنِ ادامه زندگی، همیشه برای صدور حکم طلاق کافی نیست.
اما انگار هیچکدام از حرفهایم به گوشش نمیرسید.
افسانه آمده بود تا راهی برای طلاق پیدا کند، نه اینکه از تصمیمش منصرف شود.
حدود یک ساعت طول کشید تا بفهمم این اطمینان از کجا آمده است.
با لحنی مطمئن گفت: «خودم قانون را خواندهام. نوشته اگر زن از شوهرش کراهت داشته باشد و مهریهاش را ببخشد، میتواند طلاق بگیرد. من هم مهریهام را میبخشم.»
لبخندی زدم. این نخستین باری نبود که مطالعه بخشی از قانون، تصویری نادرست از واقعیت حقوقی در ذهن کسی ساخته بود.
برایش توضیح دادم که طلاق خلع و مبارات، اگرچه بر پایه کراهت شکل میگیرند، اما کراهت به تنهایی پایان زندگی مشترک را رقم نمیزند.
گفتم: «در طلاق خلع، زن از شوهرش بیزار است و مالی را برای رهایی از زندگی مشترک به او میبخشد. در طلاق مبارات، این بیزاری دوطرفه است؛ اما در هر دو حالت، قانون فقط به اعلام تنفر اکتفا نمیکند. دادگاه باید شرایط را بررسی کند و مقدمات قانونی فراهم باشد.»
چهرهاش در هم رفت.
ادامه دادم: «دادگاه میپرسد این کراهت از کجا آمده، از چه زمانی آغاز شده، آیا اختلافها قابل حل بوده یا نه، آیا ادامه زندگی واقعاً ممکن نیست. بخشیدن مهریه فقط یکی از اجزای این نوع طلاق است، نه همه آن.»
سکوت کوتاهی کرد و بعد با دلخوری گفت: «پس چرا قانون را طوری نوشتهاند که آدم فکر میکند همین که زن مهریهاش را ببخشد، همه چیز تمام است؟»
پرسش بیراهی نبود.
گفتم: «قانون برای زنانی که ادامه زندگی برایشان غیرقابل تحمل شده، راه دیگری هم گذاشته؛ طلاق به دلیل عسر و حرج. اگر زندگی واقعاً با سختی و مشقت همراه باشد، قانون راه را باز گذاشته است.»
هنوز جملهام تمام نشده بود که حرفم را برید و گفت :
چطور از قانون جدید خبر ندارید؟!
گفتم کدام قانون؟
گفت: همین که زن با بخشش مهریه اش بدون هیچ دلیلی حق طلاق دارد!
منظور افسانه ، طرح جدیدی بود که در مجلس مطرح شده و هنوز به قانون تبدیل نشده است ، حالا عوض توضیح راجع به طلاق خلع و مبارات باید تشریفات وضع قانون را شرح میدادم ،اینکه پس از تصویب طرح یا لایحه در مجلس ، نوبت به بررسی و تأیید شورای نگهبان رسیده ، چنانچه شورای نگهبان مصوبهی مجلس را تایید کرد نوبت به انتشار قانون از طریق دولت و رئیس جمهور میرسد ،بنابراین آنچه این روزها در فضای نت راجع به چنین مقررهای منتشر شده صرفا طرحی است که در مجلس مطرح شده و هنوز هیچ تصمیمی راجع به آن گرفته نشده است.
وکیل دادگستری_شیراز







نظر شما