به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، بازار سهام یا شبه بازار بورس در ایران، برخلاف آنچه از سوی ارکان رسمی مطرح میشود؛ هیچوقت مبتنی بر عرضه و تقاضای واقعی نبوده . دخل و تصرفهای ممتد سیاستگذار در بازار در هر دورهای به نوعی تکرار شده. در هر فصلی نرخ بهره یا خوراک و ... به شکل دستوری بالا و پایین رفته است.
به گزارش اعتماد، در مورد نحوه شکلگیری عرضههای اولیه و اوراق هم همیشه دستِ سیاستگذار باز بوده. حال خوش بازار در بحبوحه تنشهای ایران و امریکا این موضوع را تایید میکند. اما دخالت حدود 80 درصدی دولت در معاملات، نگرانی سهامداران خرد و متوسط را کاهش نداده. آنها فراموش نکردند؛ در سالهای گذشته سیاستگذار، به یکبار دستش را از پشت بازار برداشت و سقوط آزاد کرد. سقوطی که از نگاه برخی تحلیلگران بازار، دور از انتظار است، زیرا نسبت قیمت به سود هر سهم امروز نسبت به سال 1399 بسیار متفاوت است؛ تفاوتی که نشان از ارزندگی سهام دارد. «اعتماد» در گفتوگو با تحلیلگران بازار از این روزهای بازار و آینده احتمالی آن نوشت.
فردین آقابزرگی، کارشناس بازار سرمایه در آغاز مروری میکند به بازگشایی بورس پس از آغاز جنگ و میگوید: پس از یک دوره ۸۰روزه توقف معاملات در بورس به دنبال مشوقهایی که از سوی ارکان بورس و مقام ناظر در راستای حمایت و پیشبینی شرایط نامناسب اندیشیده شد؛ بازار از بازگشایی نمادها استقبال کرد و به دنبال آن رکوردهای شاخص پیدرپی شکسته شد.
او در واکنش به موضوع میزان مداخلات دولت در بازار کنونی میگوید: مهمتر از آن اینکه بدانیم دولت چگونه در بازار دخل و تصرف میکند یا نمیکند، این است که بدانیم چند درصد از مالکیت این بازار، بهصورت انحصاری در اختیار دولت است. فرقی هم نمیکند که این انحصار مستقیم باشد یا غیرمستقیم. بر اساس اطلاعات، آمار و ارقام، بیش از ۸۰ درصد شرکتهای موجود در بازار سرمایه، بهطور مستقیم یا غیرمستقیم، متعلق به دولت یا تحت مدیریت آن است. بنابراین یک نابازار داریم؛ اسمش بازار نیست.
آقابزرگی ادامه میدهد: در چنین شرایطی، لزومی به دستکاری قیمت، شاخص و این مسائل نیست، چون دولت وقتی تصمیم میگیرد به شورای عالی بورس تکلیف کند که معاملات متوقف شود؛ به دنبال آن معاملات متوقف میشود. اگر تشخیص دهد که باید از بازار حمایت شود؛ از آن حمایت میشود. تشخیص دهد که باید عرضههای اولیه افزایش پیدا کند؛ این اتفاق میافتد. این رفتارها در حقیقت نوعی دخالت غیرمستقیم در نحوه کنترل و اداره بازار سرمایه است.
حالا اینکه این موضوع دستکاری تلقی میشود یا خیر، بحث دیگری است، چون اکثریت شرکتها و صنایع، بهطور غیرمستقیم متعلق به دولت هستند، این امکان و قابلیت برای دولت وجود دارد که چنین کاری انجام دهد. با یک مصوبه مثلا نرخ خوراک را افزایش یا کاهش میدهد، درباره نرخ بهره، اوراق، عرضههای اولیه و نحوه عرضه اوراق تصمیمگیری میکند. به عبارت ساده، این دخالت در بازار است. بازار در کشور ما صرفا مبتنی بر عرضه و تقاضا اداره نمیشود.
او در مورد میزان دستاندازی دولت به بازار نیز توضیح میدهد: هرچه قدرت و بنیه مالی دولت کوچکتر و ضعیفتر شود، بهطور اجتنابناپذیر به سود شرکتها و صنایع دستاندازی میکند؛ این کار را هم از طریق اعمال قانون، وضع تعرفه، تعیین نرخ خوراک و امثال آن انجام میدهد. اداره امور اقتصادی کشور در اختیار دولت است و همه صنایع و شرکتها ناچارند از این شرایط تبعیت کنند. در این وضعیت که من از آن با عنوان «نابازاری» در بورس یاد میکنم، این امکان را در اختیار دولت قرار میدهد. بنابراین چنانچه ارادهای برای بهبود وضعیت بورس نداشته باشد، میتوان گفت بورس به حال خود رها شده است.
با این حال، سطح ارزندگی بورس بهخودیخود در جایگاهی قرار دارد که حتی اگر مورد بیمهری دولت هم قرار بگیرد، باز هم از نظر جذب و ورود نقدینگی برای سرمایهگذاری، نسبت به سایر بازارها در بالاترین رتبه قرار دارد.
آقابزرگی سپس به تحلیل عملکرد بازار سهام در مقایسه با سایر بازارها میپردازد: در دوره پس از بازگشایی، بازار سرمایه از حیث بازدهی، جهش ۸۰درصدی داشته؛ اما این رقم در مقایسه با جهشی که در یکسال گذشته بازار مسکن و خودرو داشتند، کمتر است. البته در بلندمدت یعنی بیش از یک سال برآیند بازدهیها به یک سو خواهد رفت . در این دوره معدل بورس بالاتر خواهد شد؛ به عبارتی بازار سهام در بازههای بلندمدت، پیشروترین و در حقیقت چابکترین بازار محسوب میشود. آمار 32ساله گذشته به وضوح نشان میدهد که مثلا شاخص کل بورس در 32 سال گذشته تاکنون 6 هزارو 900 برابر شده؛ در مقابل نزدیکترین رقیبش که طلا و سکه باشد، حدود ۴۹۰۰ یا ۵۰۰۰ برابر شده. بنابراین مقایسه از حیث بازدهی و درکنار آن قابلیت نقدشوندگی و قابل تفکیک شدن منابع قابل سرمایهگذاری، بورس را خاصتر کرده .
این کارشناس بازارسرمایه در ادامه با اشاره به تنشهای موجود بین ایران و امریکا میگوید: وضعیت فعلی و ابهاماتی که درباره توافق، تفاهم و اینگونه مسائل وجود دارد، بهتدریج برطرف و کمرنگ میشود. با فرض ثابت ماندن شرایط اقتصادی و سیاسی کنونی، شاخص کل بورس تا پایان سال جاری حداقل به بالای ۶ میلیون واحد خواهد رسید.
آقابزرگی توضیح میدهد: آنچه اکنون دیده میشود، این است که عدهای که شاید طی یکی، دو ماه گذشته بالغ بر ۵۰ درصد سود کسب کردهاند، بر مبنای اصل شناسایی سود، از بازار خارج شوند. به نظر میرسد اصرار این دسته از فعالان بازار برای فروش، بهطور موقت باعث شده بازار چنین حالوروزی را تجربه کند، چون شاخص کل در حال حاضر در بالاترین رکورد خود قرار دارد. اما با این حال میبینیم که گاهی کل بازار به صفحه فروش تبدیل میشود یا فشار فروش بیش از اندازه افزایش مییابد. این موضوع به معنای پایان روند افزایش قیمتها و رشد شاخص بورس نیست.
جای پای بورس قرص است؟
سهیلا نقیپور، تحلیلگر بازار سرمایه با اشاره به وضعیت بورس در یک ماه اخیر میگوید: بازار سرمایه در یک ماه گذشته شاهد رشد قابل توجهی بوده است. شاخص کل بورس که در پی وقفه ۸۰ روزه معاملات با وضعیتی متعادل بازگشایی شد، طی هفتههای گذشته روند صعودی قدرتمندی را تجربه کرد و توانست از سطوح قبلی فاصله بگیرد. ارزش معاملات خرد در روزهای اخیر به ارقام قابل توجهی بالغ شده و ورود نقدینگی حقیقی، نشاندهنده اقبال نسبی سرمایهگذاران به این بازار بوده، اما پس از این رشد، پرسشهای اساسی درباره آینده بازار و احتمال تکرار تجربه تلخ سال ۱۳۹۹ مطرح شده است.
او میافزاید: شاخص کل بورس در روزهای اخیر با رشد پرشتاب خود، به محدوده مقاومت مهم ۵ میلیون و ۲۰۰ تا ۵ میلیون و ۳۰۰ واحدی رسیده و دادههای آماری نشان میدهد که با عبور از مرز ۵ میلیون واحد، در مسیر رسیدن به این محدوده قرار گرفته است. بررسی الگوی معاملاتی حکایت از آن دارد که در ساعات ابتدایی معاملات، شاخص تا سقفهای روزانه پیشروی کرده، اما با افزایش عرضهها، بخشی از رشد خود را تعدیل کرده است که این رفتار، بیانگر برخورد بازار با یک مقاومت روانی و تکنیکال مهم محسوب میشود و بر اساس تحلیل ساختار بازار، انتظار میرود در کوتاهمدت، شاخص کل نتواند از این محدوده عبور کند و احتمالا بازار وارد فاز استراحت و تثبیت شود؛ سناریویی که با توجه به رشد سریع اخیر و نیاز به جذب سود و تنفس در روند صعودی، کاملا منطقی به نظر میرسد.
نقیپور درباره نگرانیها در مورد تکرار خالی شدن پشت بورس از حمایتهای دولت میگوید: در چنین شرایطی، نگرانی از تکرار سقوط تاریخی سال ۱۳۹۹ در میان فعالان بازار کاملا طبیعی است؛ رویدادی که در آن شاخص کل پس از رشد حبابی، با ریزش سنگینی مواجه شد و سرمایه بسیاری از سهامداران از بین رفت، اما بررسی علل آن ریزش نشان میدهد که مهمترین عامل، شکلگیری حباب قیمتی عظیم در اکثر سهام بود بهگونهای که نسبت قیمت به سود بازار به بیش از ۳۰ واحد رسیده بود، در حالی که در شرایط کنونی، وضعیت بنیادی بازار تفاوت زیادی با آن دوره دارد و نسبت P/E بازار سهام هماکنون در محدوده معقول ۷.۱۳ قرار گرفته که نشاندهنده ارزندگی نسبی سهام و عدم وجود حباب قیمتی گسترده است و این موضوع یکی از مهمترین عوامل کاهش خطر تکرار ریزش ۹۹ محسوب میشود، بنابراین اگرچه احتمال اصلاح موقت و کاهش قیمتها در کوتاهمدت وجود دارد، اما وقوع ریزشی به وسعت سال ۱۳۹۹ با توجه به تفاوت در سطح P/E و نبود حباب سنگین قیمتی، دور از انتظار است و بازار به جای سقوط ناگهانی، با یک اصلاح منطقی و نفسگیری مواجه خواهد شد. او میافزاید: در کنار این مسائل، مساله حمایت دولت از بازار سهام نیز همواره یکی از متغیرهای اثرگذار بر روند بازار بوده و بررسی لایحه بودجه سال ۱۴۰۵ نشان میدهد که اصلاحات ارزی انجامشده و پذیرش نرخهای بالاتر تسعیر میتواند به افزایش درآمد ریالی شرکتهای صادراتمحور کمک و بهطور غیرمستقیم از بازار حمایت کند، سیاستی که از سوی تحلیلگران به عنوان تلاشی برای کاهش شکاف میان متغیرهای اسمی بودجه و واقعیتهای اقتصادی ارزیابی شده و میتواند زمینهساز شکلگیری انتظارات مثبت در بازار شود. این تحلیلگر بازار سرمایه با این حال تاکید میکند: نباید از ریسکهای نهفته غافل شد، چراکه اتکای بودجه به منابع ناپایدار و افزایش حجم تعهدات دولت، احتمال تشدید مداخلات در سودآوری بنگاهها را افزایش میدهد و ابزارهایی همچون افزایش نرخ خوراک صنایع، عوارض صادراتی یا الزام به تقسیم سود بالاتر، در صورت عدم تحقق کامل منابع بودجه میتوانند به سرعت فعال شوند، ضمن آنکه احتمال انتشار گسترده اوراق بدهی و بالا ماندن نرخ بهره میتواند بخشی از نقدینگی را از بورس به سمت بازار بدهی سوق دهد و از ورود پول پایدار به بازار سهام بکاهد، بنابراین حمایت دولت از بازار بیشتر بهصورت غیرمستقیم و از طریق اصلاحات ارزی و بهبود سودآوری شرکتهای بزرگ اعمال میشود، اما ریسک مداخلات آتی و رقابت با بازار بدهی به عنوان متغیرهای کلیدی، نیازمند رصد مستمر است. در نهایت از نگاه نقیپور بهنظر میرسد، بازار سهام پس از رشد یکماهه، به محدوده مقاومت مهمی رسیده و احتمالا در کوتاهمدت از این سطح بالاتر نخواهد رفت، بلکه مدتی را در فاز استراحت و تثبیت سپری خواهد کرد و حتی با اصلاح قیمتی مواجه میشود، اما تفاوتهای بنیادی بهویژه در نسبت P/E معقول بازار، احتمال وقوع ریزشی تاریخی مانند سال ۱۳۹۹ را کاهش میدهد و چشمانداز میانمدت بازار را با وجود تمام ریسکها، همچنان قابل اعتنا نشان میدهد.
دو سناریو برای بورس
بازار سرمایه ایران در هفتههای اخیر یکی از متفاوتترین دورههای خود را پشت سر گذاشته است. امیر عباس باقری، کارشناس بازار بورس در این باره به «اعتماد» میگوید: رشد قابل توجه شاخصها طی حدود یک تا یکونیم ماه گذشته، باعث شده بورس عملکردی بهتر از بسیاری از بازارهای موازی از جمله ارز، طلا، مسکن و خودرو به ثبت برساند. بسیاری از نمادها در این مدت بازدهی ۴۰ تا ۵۰ درصدی یا بیشتر را تجربه کردهاند و همین موضوع نگاه سرمایهگذاران را بیش از گذشته به سمت بازار سهام معطوف کرده است. با این حال، اکنون بازار به نقطهای حساس و تعیینکننده رسیده است؛ نقطهای که ادامه مسیر آن بیش از هر زمان دیگری به اخبار و تحولات سیاسی و اقتصادی وابسته خواهد بود. او میافزاید: در شرایط فعلی، دو سناریوی اصلی پیش روی بورس قرار دارد. نخست آنکه بازار بتواند پس از یک دوره استراحت کوتاه، با ورود نقدینگی جدید و انتشار اخبار مثبت، مسیر صعودی خود را از سر بگیرد و به سمت سطوح بالاتر حرکت کند. سناریوی دوم نیز وقوع یک اصلاح یا نوسان کوتاهمدت است؛ اصلاحی که میتواند ناشی از شناسایی سود توسط معاملهگران یا افزایش ابهامات سیاسی باشد. در صورت تشدید ریسکهای سیاسی نیز نمیتوان احتمال یک اصلاح عمیقتر و طولانیتر را نادیده گرفت.
او تاکید میکند: نکته مهم اینجاست که از منظر بنیادی، همچنان نشانههای مثبتی در بازار مشاهده میشود. گزارشهای عملکرد شرکتها در بسیاری از صنایع قابل قبول بوده و ارزشگذاری بخش قابل توجهی از سهام همچنان جذاب به نظر میرسد. بنابراین، تردیدی درباره ارزندگی کلی بازار وجود ندارد. اما آنچه در روزهای اخیر بیش از هر چیز به چشم میآید، افزایش تردید و احتیاط میان فعالان بازار است. این فضای ابهام از هفته گذشته به تدریج شکل گرفته و اکنون نیز ادامه دارد؛ فضایی که باعث شده سرمایهگذاران در مورد ادامه روند صعودی یا آغاز یک دوره اصلاح، با احتیاط بیشتری تصمیمگیری کنند.
از نگاه امیرعباس باقری، واقعیت این است که در مقطع کنونی، جهت حرکت بازار بیش از هر عامل دیگری به تحولات سیاسی گره خورده است. موضوعاتی مانند روند مذاکرات، احتمال آزادسازی منابع ارزی کشور، شکلگیری یا عدم شکلگیری تفاهمهای سیاسی، کاهش یا افزایش تنشهای منطقهای و همچنین اخبار مربوط به امنیت مسیرهای تجاری از جمله تنگههرمز، همگی میتوانند بر انتظارات سرمایهگذاران اثرگذار باشند. اگر فضای سیاسی به سمت ثبات و کاهش تنش حرکت کند، بورس میتواند بار دیگر با قدرت به روند صعودی خود ادامه دهد؛ اما انتشار اخبار منفی یا افزایش نااطمینانی، طبیعتا فشار عرضه را در بازار افزایش خواهد داد. او از سوی دیگر میگوید: تقویم معاملاتی نیز در کوتاهمدت اهمیت دارد. با توجه به تعطیلات پیشرو و کاهش تعداد روزهای معاملاتی در ابتدای هفته آینده، انتظار شکلگیری یک روند پرقدرت صعودی چندان منطقی به نظر نمیرسد. احتمالا بازار تا حدود 10 روز آینده بیشتر در یک محدوده متعادل و نوسانی حرکت خواهد کرد و وارد فاز استراحت یا اصطلاحا رِنج خواهد شد. این دوره میتواند فرصتی برای هضم رشد اخیر و همچنین روشنتر شدن فضای خبری کشور باشد.
این کارشناس بازار بورس تاکید میکند: اگر در ادامه اخبار مثبت سیاسی و اقتصادی منتشر شود، میتوان انتظار داشت که بورس بار دیگر مسیر رشد خود را از سر بگیرد. بر همین اساس، دستیابی شاخص کل به محدوده شش میلیون واحد تا پایان تابستان، سناریویی دور از ذهن نیست؛ البته تحقق این هدف به ثبات شرایط سیاسی و تداوم ورود نقدینگی به بازار بستگی خواهد داشت.
او ادامه میدهد: البته نباید از چالشهای پیش روی صنایع نیز غافل شد. یکی از مهمترین دغدغههای فصل تابستان، محدودیتهای ناشی از قطعی برق است که میتواند بر عملکرد بسیاری از شرکتهای تولیدی، بهویژه صنایع انرژیبر، تاثیر منفی بگذارد. در مقابل، صنایعی مانند بانکها و شرکتهایی که وابستگی کمتری به مصرف برق دارند، احتمالا شرایط بهتری را در ماههای آینده تجربه خواهند کرد و میتوانند عملکرد مناسبتری نسبت به سایر گروهها داشته باشند. در مجموع، هرچند بازار سرمایه پس از رشد چشمگیر هفتههای اخیر وارد مرحلهای حساس شده است، اما همچنان چشمانداز میانمدت آن مثبت ارزیابی میشود. آنچه در ادامه مسیر اهمیت خواهد داشت، نه صرفا گزارشهای مالی شرکتها، بلکه کیفیت و جهت اخبار سیاسی و اقتصادی است.
۲۲۳۲۲۵







نظر شما