از انتقام تا مقابله متناسب/ ، تعبیر «مثل» نباید به معنای تکرار عینی رفتار غیرقانونی دشمن باشد

در روزهای اخیر، «انتقام» از یک تعبیر حاشیه‌ای به یکی از عناصر اصلی گفتمان رسمی و آیین‌های جمعی تبدیل شده است: در پیام ۲۰ تیر رهبر انقلاب، انتقام «خواست ملت» و امری حتمی معرفی شد؛ دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی نیز شعار اجتماعات را مطالبه انتقام توصیف کرد.

صورت مسئله

حسام الدین آشنا: در روزهای اخیر، «انتقام» از یک تعبیر حاشیه‌ای به یکی از عناصر اصلی گفتمان رسمی و آیین‌های جمعی تبدیل شده است: در پیام ۲۰ تیر رهبر انقلاب، انتقام «خواست ملت» و امری حتمی معرفی شد؛ دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی نیز شعار اجتماعات را مطالبه انتقام توصیف کرد. در سطح عمومی نیز شعارهای «انتقام، انتقام»، پرچم‌های سرخ، نوحه‌ها و شعرهای خون‌خواهانه در مراسم و تجمعات تکرار شده‌اند.

تمایز چهار گفتمان

 در این نوشتار کوتاه به ظرفیت‌ها و چالش‌های چهار گفتمان رایج در تبلیغات دفاعی( انتقام، مقاومت، دفاع و مقابله به مثل) می‌پردازم و یک گفتمان چتری( مقابله متناسب) را معرفی می‌کنم.

۱. گفتمان انتقام

هسته معنایی آن چنین است: «جنایتی رخ داده، نظم اخلاقی شکسته شده و آرامش فقط با مجازات عاملان بازمی‌گردد.»

انتقام مستقیماً با خون، فقدان، خشم، غیرت، وفاداری و عدالت کیفری ارتباط برقرار می‌کند. بنابراین به‌ویژه پس از ترور یا شهادت یک شخصیت نمادین، توان بالایی در تبدیل سوگ منفعل به اراده جمعی دارد. پژوهش‌های روان‌شناختی نیز نشان می‌دهند خشم، به‌ویژه «خشم عادلانه»، از مهم‌ترین محرک‌های گرایش به انتقام است. (annualreviews.org)

اما انتقام یک گفتمان نتیجه‌محور و تعهدآور است. مخاطب منتظر می‌ماند:

  • چه کسی مجازات شد؟
  • چه زمانی؟
  • آیا مجازات متناسب بود؟
  • آیا بازدارندگی ایجاد شد؟

اگر تحقق آن طول بکشد، مبهم بماند یا نتیجه قابل‌نمایشی نداشته باشد، انرژی اولیه ممکن است به سرخوردگی، اتهام تعلل یا رقابت در تندروی تبدیل شود.

۲. گفتمان مقاومت

هسته معنایی آن چنین است: «دشمن می‌خواهد اراده ما را بشکند؛ پیروزی یعنی نشکستن و ادامه‌دادن.»

مقاومت بیش از آنکه وعده یک اقدام مشخص باشد، هویت، مسیر و سبک ماندگاری می‌سازد. در پیام اخیر رهبر انقلاب نیز انتقام در کنار «پاسداری از مکتب»، «استقامت» و ادامه مسیر قرار گرفته است؛ یعنی خود گفتمان رسمی نیز انتقام را درون یک روایت بزرگ‌تر از مقاومت جای داده است. (leader.ir)

مزیت مقاومت، دوام بلندمدت آن است. می‌تواند:

  • تحمل هزینه را معنادار کند؛
  • شکست‌های مقطعی را در روایت تاریخی بزرگ‌تری جذب کند؛
  • نسل‌ها، نهادها و نیروهای فراملی را به یک هویت مشترک متصل سازد.

ضعف آن این است که اگر دائماً با تحمل رنج، فداکاری و محرومیت تعریف شود، ممکن است به عادی‌سازی هزینه‌ها و کاهش حساسیت نسبت به کارآمدی، رفاه و کیفیت حکمرانی منجر شود. مقاومت به‌تنهایی معمولاً پاسخ روشنی به این پرسش نمی‌دهد که «در پایان، چه نتیجه ملموسی حاصل شد؟»

۳. گفتمان دفاع

هسته معنایی آن چنین است: «ما آغازگر نیستیم؛ وظیفه ما حفاظت از مردم، کشور، سرزمین و زندگی است.»

دفاع از نظر اجتماعی فراگیرترین گفتمان است، زیرا برای پذیرش آن لازم نیست مخاطب با همه مبانی ایدئولوژیک حکومت موافق باشد. حتی منتقدان سیاسی نیز معمولاً می‌توانند حول حفاظت از:

  • جان مردم،
  • تمامیت سرزمینی،
  • زیرساخت‌ها،
  • استقلال کشور،
  • و حق تعیین سرنوشت

همراه شوند.

در سطح بین‌المللی نیز «دفاع مشروع» زبان شناخته‌شده‌تری دارد. ماده ۵۱ منشور ملل متحد حق دفاع فردی یا جمعی در برابر حمله مسلحانه را به رسمیت می‌شناسد؛ البته اعمال این حق همچنان با قیود ضرورت، تناسب و قواعد مربوط به حفاظت از غیرنظامیان مواجه است. (United Nations Legal Affairs)

ضعف گفتمان دفاع، هیجان عاطفی کمتر آن است. «دفاع» ممکن است برای افکار عمومی صرفاً واکنشی، حداقلی یا حتی منفعلانه به نظر برسد؛ به‌خصوص هنگامی که جامعه احساس می‌کند خسارت سنگینی وارد شده و حفاظت اولیه شکست خورده است.

۴. گفتمان مقابله‌به‌مثل

هسته معنایی آن چنین است: «هر تعرض، هزینه‌ای محاسبه‌شده و متناسب خواهد داشت.»

مقابله‌به‌مثل از انتقام سردتر، فنی‌تر و عملیاتی‌تر است. بر چهار عنصر تکیه دارد:

  1. انتساب مسئولیت؛
  2. تعیین خط قرمز؛
  3. اعمال هزینه؛
  4. بازگرداندن بازدارندگی.

این گفتمان برای نیروهای نظامی، دیپلمات‌ها و تصمیم‌گیران قابل‌کنترل‌تر است، زیرا می‌توان درباره هدف، دامنه، زمان، تناسب و نقطه پایان آن تصمیم گرفت. در ادبیات رسمی و کارشناسی ایران نیز «دفاع مشروع و مقابله‌به‌مثل» معمولاً به‌عنوان پاسخ به عبور دشمن از خطوط قرمز مطرح شده است ) .ایرنا(

بااین‌حال، تعبیر «مثل» نباید به معنای تکرار عینی رفتار غیرقانونی دشمن باشد. حمله دشمن به غیرنظامیان یا زیرساخت‌های حفاظت‌شده، مجوز حمله متقابل به اهداف مشابه ایجاد نمی‌کند. حقوق بشردوستانه بر تفکیک، تناسب و احتیاط تأکید دارد و اقداماتی را که صرفاً با انگیزه مجازات یا انتقام علیه اشخاص حفاظت‌شده انجام شوند، مشروع نمی‌داند. بنابراین اصطلاح دقیق‌تر، «پاسخ متناسب، هدفمند و مشروع» است، نه تقلید کامل از رفتار دشمن. (ICRC IHL Databases)

مقایسه ظرفیت‌ها

شاخص

انتقام

مقاومت

دفاع

مقابله‌به‌مثل

قدرت بسیج فوری

بسیار زیاد

زیاد

متوسط تا زیاد

متوسط

ماندگاری زمانی

کوتاه تا متوسط

بسیار زیاد

وابسته به استمرار تهدید

متوسط

فراگیری ملی

متوسط

متوسط تا زیاد

بسیار زیاد

زیاد

ظرفیت عاطفی و آیینی

بسیار زیاد

زیاد

متوسط

کم

قابلیت تبدیل به برنامه عملیاتی

کم، مگر محدود و تعریف‌شده

متوسط

زیاد

بسیار زیاد

انعطاف تصمیم‌گیری

کم

زیاد

زیاد

متوسط

مشروعیت بین‌المللی

ضعیف در صورت بیان خام

مناقشه‌برانگیز

بسیار بیشتر

مشروط به تناسب و مشروعیت

قدرت بازدارندگی

نمادین و بالقوه

انباشتی و بلندمدت

حفاظتی

مستقیم و قابل سنجش

خطر تشدید نامحدود

بسیار زیاد

متوسط

کم‌تر

متوسط تا زیاد

خطر ایجاد «دام وعده»

بسیار زیاد

کم

کم

متوسط

ظرفیت تقویت تاب‌آوری

کوتاه‌مدت

بلندمدت

بلندمدت و فراگیر

محدود و عملیاتی

چالش اصلی گفتمان جاری

خطر اصلی، پررنگ‌شدن خود واژه «انتقام» نیست؛ خطر، رهاشدن آن بدون تعریف حدود، موضوع، ابزار و نقطه پایان است.

انتقامِ تعریف‌نشده می‌تواند به‌تدریج:

از مجازات عاملان به دشمن‌انگاری جمعی گسترش یابد؛ از عدالت به خشم تبدیل شود؛ از پاسخ هدفمند به انتظار جنگ نامحدود برسد؛ اختیار زمان‌بندی را از تصمیم‌گیر راهبردی بگیرد؛ امکان دیپلماسی، آتش‌بس یا معامله‌ای که منافع کشور را تأمین می‌کند، محدود سازد؛ موفقیت را فقط با تلفات یا تخریب طرف مقابل بسنجد، نه با امنیت و منافع ایران.

ارزیابی راهبردی

انتقام: قوی‌ترین جرقه، نه لزوماً در چارچوب حکمرانی

انتقام می‌تواند در لحظه فقدان، جامعه را از شوک خارج و خشم را به همبستگی تبدیل کند. زبان آن ساده، شخصی، قابل تکرار و بسیار مناسب شعار، نوحه، شعر، تصویر و آیین جمعی است. به همین دلیل، سریع‌تر از «دفاع مشروع» یا «بازدارندگی» وارد فرهنگ عامه می‌شود.

اما این گفتمان نمی‌تواند به‌تنهایی سیاست ملی را اداره کند؛ زیرا: زمان اقدام را به فشار افکار عمومی گره می‌زند؛ امکان صبر راهبردی را کاهش می‌دهد؛ طیف پاسخ‌های غیرنظامی، حقوقی و دیپلماتیک را کم‌اهمیت جلوه می‌دهد؛ میان «مجازات عاملان» و «آسیب‌زدن به دشمن به‌طور کلی» مرز روشنی باقی نمی‌گذارد؛ هر مصالحه یا توقف عملیاتی را مستعد تعبیرشدن به عقب‌نشینی می‌کند.

هرچه تعبیر انتقام شخصی‌تر، خونین‌تر و فوری‌تر باشد، ظرفیت بسیج آن افزایش اما قابلیت کنترل سیاسی آن کاهش می‌یابد.

مقاومت: مناسب‌ترین گفتمان برای استمرار

مقاومت بهترین ظرف برای پاسخ به جنگ فرسایشی، محاصره، فشار اقتصادی و عملیات شناختی است. این گفتمان به جامعه می‌گوید پیروزی فقط نابودی فوری دشمن نیست؛ حفظ انسجام، ادامه زندگی، بازسازی و جلوگیری از تحمیل اراده دشمن نیز پیروزی است.

اما مقاومت برای حفظ مشروعیت باید از «تحمل بی‌پایان هزینه» به «مقاومت نتیجه‌آفرین» تبدیل شود؛ یعنی با حفاظت از معیشت، بازسازی، پاسخ‌گویی، کارآمدی و کاهش آسیب مردم همراه باشد.

دفاع: مناسب‌ترین چتر ملی

دفاع بیشترین ظرفیت را برای پیوند دادن حکومت، نیروهای مسلح و طیف‌های متنوع اجتماعی دارد. این گفتمان می‌تواند مرز میان: دفاع از ایران و دفاع از یک جناح، حفاظت از مردم و حفظ ساختارها، امنیت ملی و انتقام گروهی را روشن کند.

نقطه مرکزی آن باید «زندگی مردم»و  نه صرفاً «افتخار نظامی» باشد. دفاع هنگامی قوی می‌شود که مردم آثار آن را در امنیت شهرها، پایداری خدمات، کاهش تلفات، اطلاع‌رسانی دقیق و توان بازسازی ببینند.

مقابله متناسب به جای مقابله به مثل: مناسب‌ترین قاعده عملیاتی

مقابله متناسب، انتقام را از سطح احساس به سطح راهبرد منتقل می‌کند. می‌توان به‌جای وعده مبهم «ضربه بزرگ»، اعلام کرد:

عامل، آمر، تسهیل‌کننده و زیرساخت عملیاتی تجاوز شناسایی می‌شوند و هرکدام در چارچوبی هدفمند، متناسب و مشروع هزینه خواهند پرداخت.

این صورت‌بندی هم بازدارندگی می‌سازد و هم امکان استفاده از مجموعه‌ای از ابزارها را حفظ می‌کند: نظامی؛ اطلاعاتی و ضدجاسوسی؛ قضایی و کیفری؛ دیپلماتیک؛ اقتصادی؛ سایبری؛ و افشاگرانه.

جمع‌بندی

تعابیر کلیدی در گفتمان تبلیغات دفاعی را باید به ترتیب ظرفیت‌ها بکار برد:

  • برای بسیج فوری: انتقام؛
  • برای تاب‌آوری بلندمدت: مقاومت؛
  • برای اجماع ملی و مشروعیت خارجی: دفاع؛
  • برای بازدارندگی و اقدام قابل‌کنترل: پاسخ متناسب و هدفمند.

بنابراین، انتقام نباید به تنها «گفتمان مسلط و مستقل» تبدیل شود. بلکه صورت مطلوب این است:

انتقام به‌مثابه اجرای عدالت قطعی علیه عاملان مشخص؛ درون راهبرد مقاومت، با هدف دفاع از ایران و از طریق پاسخی هدفمند، متناسب، مشروع و زمان‌سنجی‌شده.

فرمول ارتباطی مناسب نیز می‌تواند چنین باشد:

خون شهیدان فراموش نمی‌شود؛ اما ایران از روی خشم تصمیم نمی‌گیرد. عاملان جنایت شناسایی شده‌اند و پاسخ آنان قطعی، هدفمند و در زمان مقتضی خواهد بود. هدف این پاسخ، انتقام‌جویی کور نیست؛ دفاع از مردم، احیای بازدارندگی و جلوگیری از تکرار تجاوز است.

2323

کد مطلب 2240168

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
7 + 11 =

آخرین اخبار