گروه اندیشه: دنیای روانشناسی و روانشناسی اجتماعی این روزها، تجربه بسیار تلخی بر روی دوش خود حس می کند؟ آیا بهترین و گرانبها ترین افکار و اندیشه ها توانایی آن را دارند که نگاهدار ما از گزند روزگار باشند؟ اگر می توانند پس چرا ویکتور یالوم فرزند اروین یالوم معروف این چنین به مرگ خود خواسته تن داد.
در سایت روانشناسی اجتماعی حمیده نامی روانشناس کودک و نوجوان نوشت: «خودکشی پسر اروین یالوم من را به فکر فرو برد که چطور یک اتفاق فردی میتواند در ذهن جمعی، به یک قضاوت کلی درباره یک نظام کل (مثل رواندرمانی) تبدیل شود.از نگاه روانشناسی اجتماعی، این موج چند سازوکار ساده دارد:
اول *نیاز به سادهسازی واقعیت پیچیده است. ذهن به جای پذیرش چندعاملی بودن خودکشی، یک علت ساده میسازد: «پس روانشناسی کار نمیکند».
دوم فروپاشی تصویر متخصصِ همهتوان است. ما ناخودآگاه فکر میکنیم متخصصها باید همیشه “کنترل کامل” داشته باشند؛ وقتی این تصویر میشکند، بعضیها کل تخصص را زیر سؤال میبرند.
سوم مکانیسم دفاعی جمعی است: اگر بپذیریم رواندرمانی میتواند مفید باشد، باید با احتمال نیاز خودمان به کمک هم روبهرو شویم؛ پس انکار آن، اضطراب را کمتر میکند.
در نهایت، شبکههای اجتماعی این روند را تشدید میکنند چون روایتهای ساده و احساسی بیشتر دیده میشوند تا توضیحهای پیچیده.
در ادامه زهره اسکندریون کارشناسی ارشد روانشناسی تربیتی و عضو انجمن روانشناسی اجتماعی ایران نیز به این واقعه مهم پرداخت. او نوشت:
امروز خبری تکاندهنده جامعه رواندرمانی را در شوک فرو برد. در ۶۶ سالگی، ویکتور یالوم، رواندرمانگر شناختهشده و فرزند اروین یالوم، به زندگی خود پایان داد. ویکتور یالوم بیش از سه دهه در سانفرانسیسکو به رواندرمانی مشغول بود؛ از آمریکا و مکزیک تا چین کارگاههای آموزشی برگزار میکرد و بنیانگذار یکی از معتبرترین پلتفرمهای آموزش رواندرمانی برای روانشناسان و مشاوران در جهان بود.
اما هدف از یادآوری این خبر، مرور دستاوردهای علمی او نیست. این اتفاق، بار دیگر حقیقتی مهم را یادآوری میکند: دانش روانشناسی، تخصص درمانگری و سالها تجربه، هیچکدام انسان را در برابر رنجهای روانی مصون نمیکنند.
رواندرمانگران نیز انساناند؛ آنها هم ممکن است خسته شوند، فرسوده شوند، احساس بنبست کنند یا درگیر دردهایی شوند که از بیرون دیده نمیشوند. شاید یکی از مهمترین افسانههای رایج این باشد که «کسی که درمانگر است، خودش نیازی به درمان ندارد.» در حالیکه مراقبت از سلامت روان، یک استثنا برای هیچکس قائل نیست؛ حتی برای کسانی که هر روز به درمان دیگران کمک میکنند.
این خبر، یادآوری مهمی برای همه ماست: همانقدر که حواسمان به سلامت روان دیگران هست، از زخمها، خستگیها و سلامت روان خودمان هم غافل نشویم.
۲۱۶۲۱۶







نظر شما