در پیشگاه اهل خرد نیست محترم هرکس که فکر جامعه را محترم نداشت
در برنامه جریان شبکه یک صدا و سیما، روایتی هدفمند و از قبل آماده (توسط کارشناس و مجری) علیه محمود سریع القلم مطرح شد که بلافاصله نادرست بودن این ادعای عجیب در شبکه های اجتماعی و جامعه دانشگاهی مورد هدف این برنامه منتشر گردید.
هدف این جریان سازی رسانه ای چه بود؟ این روایت در جامعه هدف، یعنی دانشجویان و دانشگاهیان، نه تنها مورد پذیرش قرار نگرفت بلکه منجر به واکنش های متفاوت و حمایت گرانه از این استاد محترم شد.
نوشتار پیش رو سعی دارد به برخی از ابعاد این موضوع به عنوان مطالعه موردی بپردازد تا سه نکته را روشن سازد:
• نخست این جریان ضد دانشگاهی در صدا و سیما نه تنها نمی تواند جامعه هدف را قانع کند بلکه به رویکرد عکس خود بدل می شود
• دو، صدا و سیما نشان داد که در فضای رسانه ای بسیار پیچیده، تنها به بازی های کودکانه در اتاق فکر خود مشغول شده است
• و در نهایت این کار تا چه میزان همبستگی ملی و سرمایه اجتماعی جامعه را هدف قرار می دهد.
یک، فرض کنید در زندگی شخصی فردی ناگفته هایی وجود دارد، چرا باید برای سرکوب مخالفان، از این اطلاعات احتمالی استفاده کرد؟ اگر این اطلاعات به هر طریقی به دست آمده است، چرا قبل از راستی آزمایی پخش شده است؟ اگر بر فرض محال اطلاعات داده شده درست است، چه ارتباطی به برادران و منسوبان دارد؟ اگر این اطلاعات در رسانه رسمی منتشر می شود، چرا بر اساس قانون، اجازه پاسخگویی به طرف مقابل در همان برنامه داده نمی شود؟ اگر موضوع به غلط طرح شده، چرا کاری برای اصلاح آن صورت نمی گیرد؟
دو، روایتی از اتاق های فکر صدا و سیما بیرون آمد و دو نام یعنی فرید و وحید در کنار محمود و مسعود (با شباهت هایی در نامگذاری) طرح گردید تا این روایت باورپذیر به نظر برسد. اگر این تصور درست باشد، پس موضوع اشاره شده در بند نخست بلاطرح است زیرا این طرح موضوع یک اشتباه نبوده که قرار باشد اصلاح شود بلکه یک رویکرد هدفمند برای تخریب یک شخصیت محترم دانشگاهی است تا هدف یا اهدافی که برای بسیاری روشن نیست به دست آید. تصور بر این بود که روایتی همگون در سطح ملی پخش شود، شاید نتیجه داد؛ اما اگر نداد چه باید کرد؟ یعنی آیا صدا و سیما حاضر است اعتبار خود را برای یک بازی کودکانه به چوب یغما بزند؟
سه، این حرکت نادرست و غیرحرفه ای صدا و سیما توسط فردی که خود را از جامعه دانشگاهی می داند نشانه دو نکته کلیدی است: نخست این که چه پروژه ای بوده که در چند سال اخیر افرادی از گروه های سیاسی را وارد دانشگاه کنند که حاضر به انجام هر کار اخلاقی و غیراخلاقی با رویکرد سیاسی جناحی باشند؟ و نکته دوم بسیار مهمتر است زیرا قرار دادن یک بخش دانشگاهی در مقابل بخش دیگر دانشگاه یا طرح موضوعات وجود کماندوهای غربی در دانشگاه ها آیا به نفع همبستگی اجتماعی و ملی است؟ بر این اساس، بهتر است قدری درباره دو نام مجعولی که در برنامه جریان طرح شده بیشتر توجه گردد زیرا کدهای جالبی در آن نهفته است.







نظر شما