تشییع باشکوه رهبر نشانه زنده شدن دلاوری افسانه‌ای ایرانیان است

از همین ابتدا و دیدن مقدمات و شور و شوق مردم برای مراسم تشییع پیکر رهبر شهید ایران پیداست که این مراسم برای مردم نمادین و بزرگ است؛ حتی مهمانان خارجی نیز متفاوت است و هیئت های بزرگ و کوچکی آمده اند که کسی تصورش را نمی کرد. برای نمونه آمدن پیشوایان هندو به ایران برای تشییع شهیدی مسلمان به ندرت اتفاق می افتد. چه چیزی در شهادت رهبر وجود دارد که برای مردم ایران و جهان چنین جلب توجه می کند؟ رشادت شهادت رهبر آن چیزی است که نمادین شده است. دلاوری افسانه ای ملتی بعد از قرن ها زنده شده است.

شاید فکر کنید اینکه بگوییم دلاوری بعد از قرن ها زنده شده است مبالغه شاعرانه ای بیش نباشد؛ اما چنین نیست. این یک واقعیت تاریخی است. آیت الله سید علی خامنه ای تنها رهبری نیست که در چند قرن اخیر به مرگ طبیعی نمرده است اما قرن هاست که هیچ رهبر ایرانی در میدان جنگ با دشمن شهید نشده است. نیای رهبر شهید ایران تنها کسانی مانند نادرشاه افشار و جلال الدین خوارزمشاه، مشهور به جلال الدین مِنکُبِرنی، است که در سال ۶۲۸ هجری قمری در رویارویی با مغولان با رشادت و دلاوری شهید شد. زندگی نادر و سیرت جلال الدین سیرتی آبرومند، مردانه و دلاورانه است همانند سیرت خامنه ای شهید. حتی نادره دوران نادرشاه افشار که در چند قرن اخیر ایران همتا ندارد به دست نزدیکان خود کشته شد نه لزوما دشمنانش. اما نادر دست کم توانست شکوه و عظمت را به ایران برگرداند. کاری که جلال الدین و خامنه ای نیز کردند.

دیگران هیچ کس در میدان نبرد توسط دشمن کشته نشده اند، بلکه همه یا به دست خائنان نزدیک کشته شده اند یا با خواری و خفت مرده اند. ناصرالدین شاه را «شاه شهید» لقب داده بودند اما او را میرزا رضای کرمانی کشت که نماد شورش طبقات فرودست بر ظلم و جور زمان بود؛ نه ناصرالدین شاه را می توان نماد رشادت دانست نه میرزا رضا را. شاه سلطان حسین صفوی را محمود افغان کشت اما نه در میدان جنگ و نه دلاورانه؛ سلطان حسین با خواری و خفت بعد از تسلیم شدن کشته شد. اگر او کاردان بود شورش افغان ها هم نبود. سلطان حسین پس از مدتی که از محاصره اصفهان گذشت تسلیم شد بدون نبرد و در اسارت کشته شد. نمی دانم در بارگاه خدا شهید حساب می شود یا نه اما می دانم که هیچ دلاوری و رشادتی نداشت.

اما جلال الدین خوارزمشاه انسان شجاعی بود؛ نترس، دلاور، عادل و باغیرت بود. او وارث بی مبالاتی های پدرش در مقابل مغول بود. پدرش پس از چند شکست از رویارویی با مغولان دوری می کرد اما او در پی مغولان می رفت. او چندان باغیرت بود که در نبرد سند وقتی که مجبور به عقب نشینی شد زنان و دختران از او خواستند که آنها را بکشد تا به دست مغول اسیر نشوند و او هم دستور داد آنها را در آب غرق کنند. مرگ او در ابهام زیادی است اما تا وقتی زنده بود هیچ گاه از مغول نترسید و با آنها جنگید. او از جوانی تا زمانی که کشته شد با رشادت و دلاوری زندگی کرد.

اکنون رهبری در ایران در میدان نبرد با دشمن بیگانه شهید شده است؛ او نه ترسید و نه فرار کرد و نه مخفی شد. او در عین آرامش و صلابت با شهامت و شجاعت در دفتر کار خود به فرماندهی کل قوا و رهبری سیاسی کشور مشغول بود. کسی نتوانست او را در اسارت ببیند، مثل چیزی که برای مادورو اتفاق افتاد؛ کسی نتوانست او را مخفی گاه ببیند چنانکه در لیبی و سوریه و افغانستان و بسیاری جاها دیده شد. او استوار و راست قامت در نبرد شهید شد. او مانند مردمش و نیروهایش بود و مانند آنها شهید شد؛ مانند آنها خانواده خود را نیز فدا کرد و آنها را به مکان امن نفرستاد بلکه در خطرناک ترین جای کشور گذاشته بود و حتی نوه کوچکش شهید شد.

اگر می بینید که مردم ایران با شور و شوق به مراسم تشییع او می روند و خارجی ها با اشتیاق می آیند به این دلیل است که او مردی افسانه ای شد و مرگش نمونه ای افسانه ای از رشادت و جوانمردی.

کد مطلب 2241736

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
9 + 4 =