خبرآنلاین - محمد عارف معزی: در منظومه فکری رهبر شهید، تحقق «ایران قوی» پیششرط ایفای نقش مؤثر در سیاست خارجی و نظام بینالملل بود. بر اساس این دیدگاه، قدرت ملی باید بر ظرفیتهای داخلی استوار باشد؛ ازاینرو تقویت اقتصاد مقاومتی، توسعه تولید داخلی، ارتقای توان دفاعی و دستیابی به خودکفایی در صنایع راهبردی، از مهمترین الزامات شکلگیری ایران قدرتمند به شمار میرفت. در همین چارچوب، توسعه توان موشکی، گسترش فناوریهای دفاعی و اتکا به دانش بومی، مکمل دیپلماسی و ضامن حفظ استقلال کشور تلقی میشد.
در کنار مؤلفههای سخت قدرت، رهبر شهید بر تقویت سرمایه اجتماعی و فرهنگ ایثار و مقاومت نیز تأکید داشتند و آن را بخشی از بازدارندگی ملی میدانستند. همچنین، حضور فعال منطقهای را نه صرفاً یک رویکرد سیاسی، بلکه بخشی از راهبرد تأمین امنیت ملی و دفاع پیشدستانه از منافع ایران ارزیابی میکردند.
از منظر ایشان، جهان در مسیر گذار از نظم تکقطبی به نظم چندقطبی قرار دارد و ایران میتواند با تکیه بر ظرفیتهای داخلی، به یکی از بازیگران اثرگذار این نظم نوظهور تبدیل شود. در همین راستا، «نگاه به شرق» به معنای وابستگی به یک بلوک خاص نبود، بلکه راهبردی برای بهرهگیری از فرصتهای ناشی از انتقال قدرت به آسیا، توسعه همکاری با قدرتهای نوظهور و افزایش قدرت چانهزنی جمهوری اسلامی در عرصه بینالمللی محسوب میشد. در این چارچوب، تقویت روابط منطقهای، عضویت در سازوکارهای نوظهور بینالمللی و حفظ استقلال در سیاست خارجی، از مهمترین مؤلفههای تحقق جایگاه ایران در نظم آینده جهانی به شمار میرفت.
در همین راستا، خبرگزاری خبرآنلاین در گفتگویی با جعفر قنادباشی، کارشناس مسائل خاورمیانه، به بررسی ابعاد و جزئیات این موارد پرداخته است.
در ادامه مشروح گفتگوی جعفر قنادباشی با خبرآنلاین را میخوانید؛
کمترین خرید سلاح از غرب، بالاترین سطح بازدارندگی را برای ایران ایجاد کرد
*** الزامات «ایران قوی» در چارچوب نظری سیاست خارجیِ مورد نظر رهبر شهید، از نظر شما چه بوده است؟
در واقع، ایشان این موضوع را مطرح کردند و با وجود همه پیچیدگیها و دشواریهایی که در این عصر، با توجه به تسلیحات جدید و شرایط اقتصادی وجود دارد، آن را به اجرا گذاشتند.
این راهبرد چند بُعد و چند رکن دارد. یکی از ارکان آن، توجه به نیروی داخلی است. یعنی یکی از راهبردهای اصلی «ایران قوی» این است که ما به توان داخلی، چه در اقتصاد و چه در حوزه دفاع، اتکا کنیم و به هیچ وجه متکی به خارج نباشیم؛ زیرا تلاطم اقتصادی جهانی که وجود دارد، همه کشورها را در معرض خطر قرار میدهد و آسیبپذیر میکند.
زمانی میتوانیم در برابر این تلاطمهای جهانی، اعم از نوسانات قیمت نفت، بازارهای اقتصادی و تهاجمات خارجی مقاومت کنیم و ایرانِ قوی باشیم که به توان مطمئن داخلی متکی باشیم. این، یک راهبرد اصلی است؛ چراکه هرگونه روابط خارجی که ما به آن متکی شویم و آن را یکی از مبانی قدرت خود قرار دهیم، ممکن است هر لحظه به دلیل تحولات جهانی، تلاطمهای موجود، رقابت میان قدرتها و دشمنیهایی که با ما وجود دارد، در معرض خطر قرار گیرد.
این، یک رکن است؛ رکنی که هم در اقتصاد و هم در دفاع، ایشان آن را عملاً تا آنجا که توانستند اجرا کردند. اگر سالهای متمادی را مرور کنیم، میبینیم که نامگذاریهای مکرر سالها با محورهایی همچون اقتصاد مقاومتی، تولید داخلی، سرمایه ایرانی و سرمایهگذاری، همگی مبتنی بر چنین راهبردی بوده است؛ یعنی برای آنکه آسیبپذیری اقتصادی ما به حداقل برسد.
اما در عرصه دفاعی، ایشان یک دکترین را اجرا کردند و در بخشهای مختلف و در مقاطع گوناگون آن را مطرح نمودند. البته هیچگاه این موضوع را بهصورت یکباره مطرح نکردند؛ زیرا نمیخواستند واکنشهای بینالمللی را تحریک کنند.
موشک و پهپاد، ستونهای دکترین دفاعی رهبر شهید بودند
اگر هر سه رکن این راهبرد را در عرصه دفاع از منافع ملی ایران، دفاع از مرزهای ایران و دفاع از کیان ایران بررسی کنیم، میبینیم که ایشان آنها را به اجرا گذاشتند. یکی از این ارکان، اتکا به تولیدات نهادهای نظامی داخلی بود. همچنین آموزشها، تاکتیکها، شیوههای نظامی، چه در عرصه دفاع، چه در آرایش نظامی و چه در ایجاد پایگاههای نظامی، همگی باید مبتنی بر طرحها و اندیشههای داخلی باشد.
در این چارچوب، ایشان بر مسئله موشکها نیز تأکید داشتند؛ زیرا موشکها نسبت به بسیاری از هواپیماها کمهزینهتر هستند و امروز نیز اصل بر این است که از موشک بتوان به بهترین وجه برای دفاع در برابر دشمن استفاده کرد. در عرصه عمل نیز مشاهده کردیم که این راهبرد نتیجه داد. تکیه بر موشکهای نقطهزن، تولید آنها و حمایتی که از این حوزه صورت گرفت، و همچنین توسعه پهپادها که ایشان از آن حمایت کردند، نمونههای روشن این رویکرد است.
در واقع، ما کمترین میزان خرید سلاح را، نسبت به بسیاری از کشورهای منطقه و حتی جهان، داشتهایم. این موضوع، تغییری اساسی نسبت به راهبرد دوران رژیم پهلوی بود. در آن دوره، راهبرد این بود که نفت خود را بدهیم و سلاح بخریم؛ همان راهبردی که امروز نیز عربستان دنبال میکند. عربستان، کویت و امارات امنیت عاریتی را برگزیدند و دیدیم که از این ناحیه چه ضرباتی متحمل شدند.
از اینرو، ایشان معتقد بودند که اگر به توان داخلی در تولیدات نظامی متکی باشیم، دیگر نیازی به حضور مستشارانی که بتوانند در پوشش مأموریتهای خود بهصورت جاسوس نیز عمل کنند و از توانمندیهای ما آگاه شوند، نخواهیم داشت و در نتیجه، از این جهت مصونیت پیدا خواهیم کرد.
اما مسئله بعدی، فرهنگ عاشورایی است. ایشان سعی کردند شهادت را که بزرگترین رکن دفاعی به شمار میرود، همواره بهصورت گسترده ترویج کنند. اگر توجه کنید، تقریباً همه کتابهایی که ایشان بر آنها تقریظ نوشتهاند، حدود ۹۹ درصد مربوط به دفاع، خاطرات رزمندگان، زندگینامه شهدا و این موضوعات است. همچنین بر دفن شهدای گمنام در سراسر کشور و بزرگداشت شهدا تأکید داشتند. این بدان معناست که یکی از ارکان دفاعی ما، یعنی روحیه ایثارگری برای اسلام و ایران، همواره مورد توجه ایشان بود.
ایشان هرگز اجازه ندادند که پس از پایان جنگ ایران و عراق، این روحیه به فراموشی سپرده شود یا به حالت خفته درآید؛ بلکه تلاش کردند این حس دفاع از وطن و ایثار را همواره زنده نگه دارند. فرهنگ شهادت و عاشورا، تأکید بر اربعین، مراسم عاشورایی، توجه به امام حسین (ع) و رونقبخشیدن به آیینهای محرم و سینهزنی، همگی در چارچوب دفاع از کشور تلقی میشود.
در پرانتز عرض کنم که مائو، با آنکه مارکسیست بود، میگفت زمانی یک ارتش موفق خواهد بود که برای سرباز، شکست و پیروزی یکسان باشد. در اسلام، شهادت حتی بالاتر از پیروزی تلقی میشود. بنابراین، اگر سرباز از شکست نترسد و احساس کند که شهادتش مورد تکریم و بزرگداشت قرار خواهد گرفت، این بزرگترین رکن دفاعی است و از نظر من، اصلی پذیرفتهشده در سراسر جهان به شمار میرود.
اما رکن سوم که بسیار هوشمندانه بود، مسئله حضور منطقهای است. حضور منطقهای یعنی ما امنیت خود را در چارچوب یک پیمان دستهجمعی تعریف کردهایم. امروزه، و در حدود سی سال گذشته، امنیت مرزها دیگر صرفاً در داخل مرزها تعریف نمیشود، بلکه کشورها باید در خارج از مرزهای خود نیز حضور داشته باشند تا بتوانند از مرزهایشان دفاع کنند.
از اینرو، دفاعی که امروز از لبنان انجام میدهیم، صرفاً به دلیل شیعه بودن مردم آن یا نیاز آنان به کمک نیست؛ بلکه در چارچوب یک دفاع دستهجمعی تعریف میشود؛ راهبردی که ایشان با وجود همه موانع رسمی و غیررسمی جهانی، آن را عملاً اجرا کردند. همانگونه که مشاهده شد، هنگام وقوع تهاجم، دستکم شش کشور با ما همراه شدند و همین امر توان دفاعی ما را افزایش داد.
امروز نیز همین وضعیت برقرار است. شیعیان در بسیاری از نقاط جهان، از جمله در هند، پاکستان و حتی در کشور خود ما، در مواردی نیازمند حمایت هستند و در برخی مناطق نیز مورد حمله قرار میگیرند یا کشته میشوند. اما حضور ما در لبنان، سوریه، عراق و یمن، در واقع یکی از ارکان دفاع از منافع ملی ماست؛ راهبردی بسیار هوشمندانه که کمهزینهترین، پیشرفتهترین و اساسیترین نوع دفاع، یعنی دفاع دستهجمعی، محسوب میشود.
ما این راهبرد را در قالب یک پیمان نانوشته عملاً اجرا کردیم و علاقهمند بودیم که این همکاری به پیمانی رسمی میان دولتها تبدیل شود، هرچند موانعی بر سر راه آن وجود داشت. با این حال، در عمل آن را اجرا کردیم و از رخدادهایی مانند ظهور داعش نیز برای تقویت این حضور، کسب تجربه و افزایش آمادگی دفاعی بهره بردیم.
بنابراین، الزامات «ایران قوی» در چارچوب یک دفاع مؤثر، هوشمندانه و کمهزینه تعریف میشود. ما کمترین میزان خرید سلاح را از غرب داشتهایم. در واقع، اگر مجموع هزینههایی را که در این کشورها صرف کردهایم محاسبه کنیم، کمتر از یک درصد هزینهای است که اگر میخواستیم از کشورهای غربی تانک، توپ و هواپیما خریداری کنیم و پایگاههای آمریکایی را، همانند عربستان، در کشور بپذیریم، باید پرداخت میکردیم. محاسبات نیز نشان میدهد که کمتر از یک درصد آن هزینه صرف شده، اما در مقابل، بالاترین سطح دفاع را به دست آوردهایم.
امروز اگر وضعیت ایران را با عربستان، که بزرگترین خریدار سلاح در جهان است، مقایسه کنید، بهخوبی روشن میشود که این تفاوت، نتیجه همان سه راهبردی است که در حوزه دفاع به اجرا گذاشته شد.
ایران باید از یک کشور تحقیرشده به یک قدرت جهانی تبدیل شود
*** از نظر شما، جایگاه ایران در نظم آینده جهانی از دیدگاه رهبر شهید چگونه ترسیم شده بود؟
ایشان بارها در سخنان خود تأکید داشتند که ایران در آینده، دستکم در مجموعه آسیایی، بهترین جایگاه را خواهد داشت و یکی از مؤثرترین کشورهای منطقه و جهان خواهد بود. ایشان تلاش میکردند این تصور که ایران جایگاه بالایی در آینده خواهد داشت، در اذهان عمومی شکل بگیرد؛ زیرا ایرانیها سالها بهعنوان یک کشور جهان سوم و کشوری وابسته به تسلیحات آمریکایی تحقیر شده بودند. در دوران رژیم پهلوی، حدود ۶۰ هزار مستشار آمریکایی در ایران حضور داشتند که بهاصطلاح وظیفه دفاع از کشور را بر عهده داشتند؛ هرچند در واقع برای مقابله با اتحاد جماهیر شوروی در ایران مستقر بودند.
ایشان این احساس تحقیر را به یک نگاه مبتنی بر توانمندیهای داخلی تبدیل کردند تا ایران در مجموعه کشورهای جهان به یک قدرت تبدیل شود. از یک سو، با اطمینان و اعتماد به نفس میفرمودند که ایران در آینده یکی از کشورهای بسیار مؤثر خواهد بود و بارها تأکید میکردند که روزهای پرافتخاری در پیش است و «خرمشهرها»؛ یعنی پیروزیهای بزرگ، در آینده رقم خواهد خورد.
ارتش ایران روزی قدرتهای بزرگ را به چالش خواهد کشید
حتی حدود چهل سال پیش، جمله مشهور ایشان که احتمالاً همه شنیدهاند، در جمع رزمندگان دوران دفاع مقدس بیان شد. ایشان فرمودند: «من روزی را میبینم که ارتش و توان دفاعی ایران به اندازهای قدرتمند خواهد شد که قدرتهای بزرگ هنگام رویارویی با آن با مشکل مواجه شوند.» امروز نیز دقیقاً همان اتفاق رخ داده است. در واقع، نگاه ایشان این بود که ملت ایران میتواند به بالاترین جایگاه خود برسد و حتی معتقد بودند که خداوند اراده کرده است ملت ایران در بالاترین سطح ممکن قرار گیرد.

رهبر شهید معتقد بودند دوران برتری غرب رو به پایان است
*** اهمیت نگاه به شرق و منطقه در سیاست خارجیِ مورد نظر رهبر شهید از نظر شما چه بود؟
ببینید، مقام معظم رهبری همواره تأکید داشتند که غرب رو به زوال است و دوران برتری آن به پایان خود نزدیک میشود. ایشان بارها تعبیر میکردند که آمریکا همانند کشتی تایتانیک در حال غرق شدن است؛ البته ممکن است این روند مدتی به طول بینجامد. اما اینکه غرب در مسیر افول قرار گرفته است، موضوعی بود که ایشان همواره بر آن تأکید داشتند.
در مقابل، بحث آسیا را مطرح میکردند و میفرمودند که قدرت بهتدریج از غرب به آسیا منتقل میشود. ایشان از این روند با عنوان «پیچ تاریخی» یاد میکردند و بارها تأکید داشتند که این پیچ تاریخی، یک هفته یا یک ساله نیست و ممکن است چند دهه به طول انجامد؛ اما جهان اکنون در مسیر انتقال مرکز ثقل قدرت از غرب به شرق قرار گرفته است.
بر همین اساس، هنگامی که ایران در دوران ریاستجمهوری آقای رئیسی به عضویت بریکس و سازمان همکاری شانگهای درآمد و این مجموعهها با آغوش باز از ایران استقبال کردند، این موضوع را در چارچوب همین دیدگاه تحلیل میکردند؛ یعنی تقویت آسیا و کاهش سلطه غرب.
مجموعه بریکس، همانگونه که میدانید، در برابر حاکمیت دلار شکل گرفته و راهبردهای آن، تا حد زیادی با راهبردهایی که جمهوری اسلامی ایران دنبال میکند، همسو است. ما نیز خواهان پایان سلطه غرب بر جهان هستیم و در حوزه اقتصادی نیز سیاست دلارزدایی را دنبال میکنیم.
از همین رو، ایشان به این روند اعتقاد داشتند و همواره آن را تقویت میکردند. تلاش مستمر ایشان این بود که نشان دهند حدود دویست سال زیر سلطه استعمار غربی بودهایم و اکنون این دوره در حال پایان یافتن است. از نگاه ایشان، اگر بخواهیم آینده مطلوبی داشته باشیم، باید سرنوشت خود را با آسیا گره بزنیم و همراه با آسیا حرکت کنیم.
به نظر من، همین دیدگاههای ایشان موجب شد که در دوران ریاستجمهوری آقای رئیسی، که بیش از دیگر رؤسای جمهور مجری دیدگاههای رهبری بود، ایران با استقبال گسترده به عضویت سازمان همکاری شانگهای پذیرفته شود؛ زیرا اعضای این مجموعه احساس کردند که جمهوری اسلامی ایران با همین نگاه و همین راهبرد، آمادگی ایفای نقش در نظم جدید را دارد. به همین دلیل نیز ایران را بهعنوان عضوی مؤثر پذیرفتند.
۲۱۹/۴۲







نظر شما