گروه اندیشه: «تحلیل تطبیقی نرخ پوشش واقعی تحصیلی استانهای کشور طی سالهای ۱۳۹۹ تا ۱۴۰۴»، تحلیل و نگارش لیلا صباغی کارشناس آموزش و پرورش منطقه ۲ شهر تهران، در صدد است تصویری دقیق از روند تغییرات، الگوهای منطقهای و شکافهای آموزشی ارائه دهد. بر اساس دادههای مرکز آمار ایران، اگرچه نرخ پوشش واقعی در مقطع ابتدایی با ثبت رقم ۹۷.۸ درصد در سال تحصیلی ۱۴۰۴-۱۴۰۳ در سطحی مطلوب و نزدیک به همگانی قرار دارد، اما نوسانات معکوس دو سال اخیر نشان از توقف روند بهبود در این مقطع دارد. صباغی براساس تحقیقات خود، تاکید می کند که چالش اصلی نظام آموزشی در مقاطع متوسطه اول و دوم عیان میشود؛ جایی که شاخصها دستخوش افتی مستمر بوده و نرخ پوشش متوسطه اول به ۸۹.۴ درصد و متوسطه دوم به ۷۹.۲ درصد سقوط کرده است. از نظر او یافتههای کلیدی تحقیق اثبات میکند که برخورداری اقتصادی استانها لزوماً تضمینکننده رتبه آموزشی بهتر نیست؛ چنانکه استانهای توسعهیافتهای چون تهران، البرز و اصفهان به دلیل چالشهای ساختاری مانند مهاجرپذیری، حاشیهنشینی و تراکم جمعیتی، عملکردی ضعیفتر از حد انتظار داشتهاند. در مقابل، استانهای کمبرخوردارتری مانند ایلام و چهارمحال و بختیاری در جذب و نگهداشت دانشآموزان موفقتر عمل کردهاند. در این میان، استان زنجان پیشتاز ثبات در مقطع ابتدایی و سیستان و بلوچستان به صورت مزمن در قعر جدول هر سه مقطع قرار دارد. در نهایت، این مطالعه پدیده «موفق در جذب، ناموفق در نگهداشت» را بزرگترین چالش آموزشی کشور معرفی میکند؛ امری که نشان میدهد مسئله اصلی، دیگر دسترسی به آموزش ابتدایی نیست، بلکه مهار چالشهای اقتصادی، اشتغال زودهنگام و ازدواج اجباری است که به ترک تحصیل گسترده در مقاطع بالاتر دامن میزنند. این مقاله پژوهشی را که واکاوی نابرابریهای آموزشی و زنگ خطر افت پوشش تحصیلی در مقاطع متوسطه کشور است، در ادامه می خوانید:
****
مقدمه:
سرمایه انسانی مهمترین پشتوانه توسعه هر کشور محسوب میشود و نظام آموزشی نقش محوری در شکلگیری، ارتقا و بهرهبرداری از این سرمایه ایفا میکند. از این رو، میزان دسترسی کودکان و نوجوانان به آموزش رسمی، یکی از مهمترین شاخصهای سنجش توسعه اجتماعی، عدالت آموزشی و فرصتهای برابر در جوامع امروزی به شمار میرود. در این میان، نرخ پوشش واقعی تحصیلی به عنوان یکی از شاخصهای کلیدی نظام آموزشی، تصویری نسبتاً دقیق از میزان حضور افراد در سن رسمی تحصیل در مدارس ارائه میدهد و امکان ارزیابی عملکرد نظام آموزشی در جذب و نگهداشت دانشآموزان را فراهم میسازد. با وجود گسترش زیرساختهای آموزشی در دهههای اخیر، همچنان تفاوتهای قابل توجهی میان استانهای کشور از نظر شرایط اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، جمعیتی و جغرافیایی وجود دارد.
این تفاوتها میتواند بر میزان دسترسی گروههای مختلف سنی به آموزش اثرگذار باشد و الگوهای متفاوتی از پوشش تحصیلی را در مناطق مختلف کشور رقم بزند. از سوی دیگر، تحولات سالهای اخیر از جمله پیامدهای ناشی از همهگیری کرونا، تغییرات جمعیتی، مهاجرتهای داخلی و تحولات اقتصادی، اهمیت پایش مستمر شاخصهای آموزشی را بیش از پیش نمایان ساخته است. بررسی نرخ پوشش واقعی تحصیلی در مقاطع ابتدایی، متوسطه اول و متوسطه دوم از آن جهت اهمیت دارد که هر یک از این مقاطع با چالشها و شرایط متفاوتی مواجه هستند.
در حالی که در مقطع ابتدایی معمولاً پوشش تحصیلی در سطح بالاتری قرار دارد، در مقاطع بالاتر عواملی نظیر ترک تحصیل، اشتغال زودهنگام، مسائل اقتصادی خانوار، مهاجرت و کاهش انگیزه ادامه تحصیل میتواند بر میزان حضور دانشآموزان در نظام آموزشی تأثیرگذار باشد. از این رو، مقایسه وضعیت استانها در مقاطع مختلف تحصیلی میتواند تصویری روشن از نقاط قوت، چالشها و نابرابریهای آموزشی کشور ارائه دهد.
مطالعه حاضر با هدف تحلیل تطبیقی نرخ پوشش واقعی تحصیلی استانهای کشور طی سالهای ۱۳۹۹ تا ۱۴۰۴ انجام شده است. این پژوهش با بهرهگیری از دادههای ثانویه استخراج شده از نشریه "جایگاه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی استانها طی سالهای ۱۳۹۹ تا ۱۴۰۴" منتشر شده توسط مرکز آمار ایران و با تمرکز بر سه مقطع ابتدایی، متوسطه اول و متوسطه دوم، به بررسی روند تغییرات، الگوهای استانی و شکافهای موجود در پوشش تحصیلی میپردازد.
انتظار میرود یافتههای این مطالعه بتواند ضمن شناسایی استانهای پیشرو و استانهای نیازمند توجه بیشتر، زمینه لازم را برای سیاستگذاری مبتنی بر شواهد، تخصیص هدفمند منابع و تقویت عدالت آموزشی در کشور فراهم آورد و به برنامهریزان کمک کند تا سیاستهای مؤثرتری برای کاهش نابرابریهای آموزشی و افزایش فرصتهای برابر یادگیری در سراسر کشور طراحی و اجرا کنند.
تعاریف و مفاهیم:
تحصیل: منظور از تحصیل، اشتغال به تحصیل طبق برنامههای آموزشی رسمی ایران یا کشورهای خارجی است. بنابراین، آموزش در دورههای آموزشی غیر رسمی (مانند آموزش زبان در آموزشگاههای خصوصی یا نزد معلم خصوصی) تحصیل به حساب نیامده است.
دانشآموز: فردی است که برابر مقررات در یکی از دورههای تحصیلی آموزش و پرورش به تحصیل اشتغال دارد.
دوره ابتدایی: دوره تحصیلی است که دانشآموز از سن ۶ سالگی به آن وارد شده و پس از طی پایههای تحصیلی معین گواهینامه پایان دوره ابتدایی دریافت میکند.
دوره اول متوسطه: دوره تحصیلی که دانشآموز پس از اتمام دوره ابتدایی در آن پذیرش شده و پس از سپری کردن سه پایه تحصیلی گواهینامه پایان دوره دریافت میکند.
دوره دوم متوسطه: دوره تحصیلی است که دانشآموز پس از سپری کردن دوره اول متوسطه، در آن پذیرش شده و به یکی از شاخههای نظری، فنی و حرفهای و کار دانش هدایت میشود و با گذراندن واحدهای درسی تعریف شده در سه پایه تحصیلی، گواهینامه دیپلم متوسطه دریافت مینماید.
پوشش واقعی تحصیلی: عبارت است از نسبت تعداد دانشآموزان در سن متناظر جمعیت لازمالتعلیم در یک دوره تحصیلی به جمعیت لازمالتعلیم متناظر با آن دوره. به عبارت دیگر این شاخص برابر است با نسبت دانش آموزان ثبت نام شدهای که در سن متعارف همان دوره تحصیلی هستند به کل جمعیت آن گروه سنی. این شاخص فقط دانش آموزان هم سن آن مقطع را در نظر میگیرد و معمولا حداکثر برابر ۱۰۰ درصد است.
یافتهها:
آمارها نشان میدهد، نرخ پوشش واقعی تحصیلی در دوره ابتدایی در کل کشور در سال تحصیلی ۱۴۰۴-۱۴۰۳ برابر ۹۷.۸ درصد بودهاست که نشاندهنده حضور بخش عمدهی کودکان در سن رسمی تحصیل در مدارس میباشد. نگاهی به سری زمانی این شاخص حاکی از آنست که در مقطع ابتدایی پس از چند سال رشد تدریجی، در دو سال اخیر عقب نشینی کرده است.
به گونهای که عدد شاخص از ۹۷.۵ درصد در سال تحصیلی ۱۴۰۰-۱۳۹۹ به ۹۸.۰ درصد در سال تحصیلی ۱۴۰۲-۱۴۰۱ رسید، اما پس از ثبت این نقطه اوج، روند آن معکوس شده و در دو سال تحصیلی بعد به ترتیب به ۹۷.۹ درصد و ۹۷.۸ درصد کاهش یافت. هر چند این افت اندک به نظر میرسد، اما نشان میدهد روند بهبود پوشش تحصیلی در سالهای اخیر متوقف شده است.
در حالیکه نرخ پوشش واقعی تحصیلی در دوره ابتدایی نوسانات محدودی را تجربه کرده، آمارها از افت مستمر این شاخص در دوره اول متوسطه و دوره دوم متوسطه حکایت دارد؛ روندی که در تمامی سالهای مورد بررسی ادامه داشته و هیچگاه نتوانسته به مسیر رشد وارد شود.
نرخ پوشش واقعی تحصیلی در دوره اول متوسطه از ۹۴.۲ درصد در سال تحصیلی ۱۴۰۰-۱۳۹۹ به ۸۹.۴ درصد در سال تحصیلی ۱۴۰۴-۱۴۰۳ کاهش یافتهاست. در دوره دوم متوسطه نیز این شاخص از ۸۲.۵ درصد در سال تحصیلی ۱۴۰۰-۱۳۹۹ به ۷۹.۲ درصد در سال تحصیلی ۱۴۰۴-۱۴۰۳ رسیده که بیانگر تداوم روند نزولی در این مقطع است. جزئیات این روند در نمودار شماره ۱ قابل مشاهده است.

تحلیل استانی
مقطع ابتدایی: نزدیک شدن به پوشش همگانی
بررسی نرخ پوشش واقعی تحصیلی در مقطع ابتدایی نشان میدهد در اکثر استانها نرخ پوشش واقعی ابتدایی بسیار بالا و نزدیک به ۱۰۰ درصد است. اختلاف بین استانهای برتر و ضعیفتر معمولاً کم است؛ بنابراین حتی اختلافهای ۱ تا ۲ درصدی نیز از نظر سیاستگذاری مهم تلقی میشود.
در این میان دادهها حاکی از آنست که استان زنجان طی پنج سال تحصیلی اخیر (۱۴۰۰-۱۳۹۹ تا ۱۴۰۴-۱۴۰۳) همواره رتبه نخست کشور را به خود اختصاص داده است. تداوم رتبه نخست استان زنجان در طول دوره مورد مطالعه نشان میدهد که این وضعیت صرفاً یک رخداد مقطعی نبوده، بلکه حاصل ثبات و کارآمدی نظام آموزشی استان در جذب، نگهداشت و پوشش دانشآموزان دوره ابتدایی است.
از سوی دیگر، نزدیک شدن نرخ پوشش واقعی تحصیلی به سطح ۱۰۰ درصد، حاکی از آن است که استان زنجان در تحقق عدالت آموزشی و فراهمکردن فرصتهای برابر دسترسی به آموزش ابتدایی نسبت به سایر استانهای کشور عملکرد موفقتری داشته است. بنابراین، تجربه این استان میتواند به عنوان الگویی برای سایر استانها در جهت افزایش پوشش تحصیلی و کاهش بازماندگی از تحصیل مورد توجه قرار گیرد.
استانهای قزوین، مرکزی، چهارمحال و بختیاری نیز اغلب در جمع استانهای برتر قرار داشتهاند. پایداری رتبههای خوب در این استانها نشاندهنده پوشش تقریباً کامل تحصیلی در دوره ابتدایی است در این میان استانهای همدان با ۱۲ پله، کهگیلویه و بویر احمد با ۱۱ پله و خراسان شمالی با ۱۰ پله بیشترین بهبود رتبه را طی سالهای مورد مطالعه و در مقایسه با سایر استانها داشتهاند. بیشترین افت رتبه نیز مربوط به استانهای سمنان با ۱۶ پله، البرز با ۱۱ پله و مرکزی با ۱۰ پله میباشد.
استان سیستان و بلوچستان در تمامی سالها آخرین رتبه کشور بوده است. استانهای تهران (شهر تهران) و خراسان رضوی نیز در تمام سالها در بین پنج استان آخر قرار داشتهاند.
رتبههای پایین برخی استانهای برخوردار مانند تهران، خراسان رضوی، فارس و اصفهان نشان میدهد که برخورداری اقتصادی لزوماً به معنای پوشش تحصیلی کامل نیست. به عبارت دیگر انتظار نظری این است که استان تهران به دلیل تمرکز امکانات آموزشی، وضعیت اقتصادی بهتر و دسترسی بیشتر به مدارس، در زمره استانهای برتر قرار گیرد.
بنابراین قرار گرفتن این استان در رتبههای پایینتر نشان میدهد که عوامل دیگری همچون مهاجرپذیری گسترده، تراکم جمعیتی بالا، سکونتگاههای غیررسمی و به تبع آن دشواری برآورد جمعیت دانشآموزی، حاشیهنشینی و جابهجاییهای جمعیتی میتواند بر نرخ پوشش واقعی تحصیلی اثر بگذارد. (جدول۱)
مقطع متوسطه اول: نقطه شروع افت پوشش
معمولاً اولین افت محسوس پوشش تحصیلی در این مقطع مشاهده میشود. فاصله استانها نسبت به دوره ابتدایی بیشتر میشود. رتبه برخی استانها به طور قابل توجهی جابهجا میشود؛ یعنی استانی که در ابتدایی عملکرد خوبی داشته، ممکن است در متوسطه اول رتبه خود را از دست بدهد. این مقطع را میتوان «مرحله حساس گذار» از آموزش ابتدایی به آموزش متوسطه دانست.
تحلیل روند پنج ساله نشان میدهد در مقطع متوسطه اول، هیچ استانی نتوانسته جایگاه خود را به صورت مستمر در میان پنج استان برتر حفظ کند؛ موضوعی که نشان دهنده نوسان قابل توجه عملکرد استانها در این مقطع است.
استانهای برتر سال ۱۴۰۳-۱۴۰۴، ایلام، چهارمحال و بختیاری، مازندران، زنجان و آذربایجان شرقی و استانهای ضعیف، سیستان و بلوچستان، خراسان رضوی، آذربایجان غربی، خوزستان و گلستان میباشند. بیشترین بهبود رتبه در استانهای چهارمحال و بختیاری با ۱۴ پله، کردستان با ۱۴ پله و اردبیل با ۱۳ پله و بیشترین افت رتبه در استانهای البرز با ۱۶ پله، سمنان با ۵ پله و اصفهان با ۱۳ پله اتفاق افتاده است.
در این مقطع تحصیلی، استانهای برخوردار مانند البرز، اصفهان و سمنان افت محسوسی داشتهاند؛ در مقابل استانهای کمتر برخوردار مانند کردستان و چهارمحال و بختیاری جهش قابل توجهی داشتهاند. مانند دوره ابتدایی، استان سیستان و بلوچستان در تمامی سالها آخرین رتبه کشور بوده است. (جدول۲)
مقطع متوسطه دوم: بیشترین نابرابری
بیشترین اختلاف بین استانها معمولاً در این مقطع مشاهده میشود. نرخ پوشش در بسیاری از استانها به طور قابل توجهی کمتر از ابتدایی است. شکاف بین استانهای برتر و ضعیفتر بزرگتر میشود. عواملی مانند ورود زودهنگام به بازار کار، مشکلات اقتصادی خانوار، ازدواج زودهنگام در برخی مناطق و کاهش انگیزه ادامه تحصیل میتواند در این وضعیت نقش داشته باشد.
اگر استانی در ابتدایی رتبه عالی و در متوسطه دوم رتبه ضعیف داشته باشد، میتوان نتیجه گرفت که مسئله اصلی آن استان «نگهداشت دانشآموز» است نه «دسترسی به آموزش».
در حالی که بسیاری از استانها طی سالهای مورد مطالعه با نوسان رتبه مواجه بودهاند، استان مازندران تنها استانی است که توانسته جایگاه خود را در جمع پنچ استان برتر دوره دوم متوسطه به طور پیوسته حفظ کند.
استانهای برتر سال ۱۴۰۳-۱۴۰۴، ایلام، تهران (شهر تهران)، مازندران، سمنان، چهارمحال و بختیاری، استانهای ضعیف سیستان و بلوچستان، آذربایجان غربی، گلستان، خراسان رضوی، خراسان شمالی میباشند.
بیشترین بهبود رتبه در استانهای چهارمحال و بختیاری با ۹ پله، ایلام با ۷ پله و لرستان با ۶ پله و بیشترین افت رتبه در استانهای قم با ۹ پله، هرمزگان با ۶ پله و البرز با ۵ پله رخ داده است. (جدول۳)



جمع بندی نهایی
- نتایج حاکی از آن است که در هر سه مقطع تحصیلی استانهای ایلام (جزو استانهای برتر)، چهارمحال و بختیاری (جزو استانهای دارای پایداری و قوی)، استان مرکزی (تقریباً ثابت) و استان لرستان (دارای ثبات مناسب در عملکرد) هستند و متاسفانه استان سیستان و بلوچستان دارای ثبات در پایینترین رتبه کشور میباشد.
- بررسیها نشان میدهد موفقیت در دوره ابتدایی لزوما به معنای تداوم موفقیت در دورههای بالاتر نیست. استانهای زنجان، همدان، اردبیل، کردستان و خراسان شمالی که در دوره ابتدایی جزو استانهای دارای عملکرد مطلوبتری بودند در دوره متوسطه رتبههای به مراتب پایینتری کسب کردند. لذا میتوان گفت که این استانها در جذب کودکان به مدرسه موفقاند اما در نگهداشت دانشآموزان تا پایان متوسطه دوم با چالش مواجه هستند.
- شواهد نشان میدهد که نرخ پوشش تحصیلی بیش از آنکه تابع ثروت استان باشد، به عواملی چون: سیاستهای جذب و نگهداشت دانشآموز، پراکندگی جمعیت، مهاجرت، میزان ترک تحصیل در سنین متوسطه، مدیریت آموزشی استان وابسته است. به همین دلیل برخی استانهای کمبرخوردار غرب کشور مانند ایلام، چهارمحال و بختیاری، زنجان،کردستان (در متوسطه اول)کهگیلویه و بویراحمد عملکرد بهتری نسبت به استانهای صنعتی و برخوردار مانند استانهای تهران، البرز، اصفهان، قم و فارس دارند.
نکات کلیدی
۱-موفق در جذب، ناموفق در نگهداشت. در اغلب استانها پوشش تحصیلی دوره ابتدایی به سطح مطلوبی رسیده و اختلاف استانها نسبتاً محدود است. اما با ورود دانشآموزان به دورههای متوسطه، بهویژه متوسطه دوم، فاصله استانها افزایش یافته و افت پوشش تحصیلی آشکار میشود. بنابراین مسئله اصلی کشور دیگر «ورود به مدرسه» نیست، بلکه «ماندگاری دانشآموز در مسیر تحصیل» است. بنابراین مهمترین اولویت برنامهریزی آموزشی کشور باید شناسایی و حمایت از استانهایی باشد که شکاف قابل توجهی میان عملکرد ابتدایی و متوسطه دارند؛ زیرا این استانها بیشترین ظرفیت را برای بهبود پوشش تحصیلی در سالهای آینده خواهند داشت.
۲-شکاف منطقهای همچنان پابرجاست. استانهای غربی کشور نظیر ایلام، چهارمحال و بختیاری، زنجان و مازندران در بسیاری از سالها عملکردی فراتر از میانگین کشور داشتهاند و توانستهاند پوشش تحصیلی بالایی را حفظ کنند. در مقابل، سیستان و بلوچستان، آذربایجان غربی، خراسان رضوی و برخی استانهای شمال شرق کشور به صورت مزمن در پایینترین رتبهها قرار دارند که نشاندهنده وجود چالشهای ساختاری و پایدار است.
۳-برخورداری اقتصادی تضمینکننده رتبه بهتر نیست. یکی از مهمترین یافتهها این است که رابطه مستقیمی میان توسعه اقتصادی استان و رتبه پوشش تحصیلی مشاهده نمیشود. استانهایی مانند: تهران، البرز، قم، اصفهان در برخی مقاطع رتبههایی پایینتر از انتظار دارند. در مقابل استانهایی مانند: ایلام، چهارمحال و بختیاری، زنجان، با وجود امکانات کمتر، عملکرد آموزشی بهتری نشان دادهاند. این موضوع بیانگر نقش تعیینکننده مدیریت آموزشی در سیاستهای جذب و نگهداشت دانشآموز در استانها است.
۲۱۶۲۱۶







نظر شما