بخش نخست «إِنَّ الْحُسَیْنَ مِصْبَاحُ الْهُدَی وَسَفِینَةُ النَّجَاةِ»
نهضت عظیم عاشورا، حادثهای نیست که در محدوده یک روز، یک سرزمین یا یک نسل خلاصه شود؛ بلکه حقیقتی جاری در متن تاریخ است که با خون پاک سیدالشهداء علیهالسلام، حیات دوبارهای به اسلام بخشید و مرز میان ایمان و نفاق، عدالت و ظلم، و توحید و دنیاپرستی را تا همیشه روشن ساخت.
اگر عاشورا تنها یک واقعه تاریخی بود، هرگز چنین ماندگاری شگفتی نمییافت؛ اما آنچه این نهضت را در طول چهارده قرن زنده نگاه داشته، افزون بر پیام بلند آن، فرهنگ عزاداری، سوگواری و اشک بر مصیبت حسین بن علی علیهماالسلام است؛ فرهنگی که از خانه وحی آغاز شد، به دست اهلبیت علیهمالسلام استمرار یافت و نسل به نسل، ایمان و محبت را در دل مؤمنان زنده نگه داشت.
در سالهای اخیر، گاه دیدگاههایی مطرح میشود که با استناد به برخی روایات ضعیف یا نقلهای غیرمستند، اصل فضیلت گریه بر امام حسین علیهالسلام یا ثوابهای بزرگ آن را مورد تردید قرار میدهند و میکوشند میان آموزههای قرآن و روایات اهلبیت علیهمالسلام نوعی تعارض ترسیم کنند.
بیتردید، نقد سندیِ روایات، نه تنها مذموم نیست، بلکه از روشهای پذیرفتهشده علم حدیث است و هیچ محدث منصفی همه نقلهای تاریخی و روایی را همرتبه ندانسته است. همانگونه که بزرگانی چون شیخ مفید، سید مرتضی، علامه حلی، شهید ثانی، علامه مجلسی و دیگران، همواره میان روایات صحیح، حسن، موثق و ضعیف تفکیک کردهاند.
اما از این حقیقت نیز نباید غفلت کرد که وجود برخی نقلهای ضعیف، هرگز به معنای بیاعتباری اصل یک آموزه دینی نیست. اگر در باب نماز، روزه، حج یا جهاد نیز روایت ضعیفی یافت شود، هیچ فقیهی اصل آن عبادت را انکار نمیکند. همین قاعده درباره عزاداری و گریه بر سیدالشهداء علیهالسلام نیز صادق است.
از این رو، بحث اصلی نه درباره چند روایت خاص، بلکه درباره جایگاه اشک در هندسه معارف قرآن و سنت است.
آیا اشک بر حسین علیهالسلام صرفاً یک هیجان عاطفی است، یا عبادتی است که ریشه در معرفت، ولایت و محبت الهی دارد؟
آیا ثوابهای بزرگ نقلشده درباره این اشک، با منطق قرآن ناسازگار است، یا جلوهای از فضل بیکران خداوند متعال؟
این نوشتار در پی آن است که با مراجعه به قرآن کریم، سنت قطعی پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله، روایات معتبر اهلبیت علیهمالسلام و سیره عالمان بزرگ شیعه، پاسخی مستند، آرام و استدلالی به این پرسشها ارائه کند.
نخست؛ آیا معیار در قرآن فقط «عمل» است؟
یکی از استدلالهایی که گاه مطرح میشود، استناد به این آیه شریفه است: ﴿وَأَنْ لَیْسَ لِلْإِنْسَانِ إِلَّا مَا سَعَی﴾ «و اینکه برای انسان جز حاصل کوشش او نیست.» (نجم، ۳۹)
در اصل این آیه هیچ تردیدی نیست.
قرآن کریم، انسان را موجودی مسئول معرفی میکند که سعادت و شقاوت او با اختیار و سعی خویش گره خورده است.
اما آیا این آیه نفیکننده فضل الهی و پاداشهای فراتر از ظاهر عمل است؟
هرگز.
قرآن خود در دهها آیه از مضاعف شدن پاداش سخن گفته است.
خداوند میفرماید: ﴿مَنْ جَاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثَالِهَا﴾ «هر کس کار نیکی انجام دهد، ده برابر پاداش خواهد داشت.»
و در آیهای دیگر: ﴿وَاللَّهُ یُضَاعِفُ لِمَنْ یَشَاءُ﴾ «خداوند برای هر که بخواهد، چندین برابر میگرداند.»
و نیز:
﴿إِنَّمَا یُوَفَّی الصَّابِرُونَ أَجْرَهُمْ بِغَیْرِ حِسَابٍ﴾ «صابران، پاداش خود را بیحساب دریافت میکنند.»
اگر بنا باشد همه پاداشها تنها به اندازه ظاهر عمل باشد، تعبیر «بغیر حساب» چه معنایی خواهد داشت؟
پس میان «استحقاق» و «فضل» باید تفاوت نهاد.
سعی و عمل، منشأ استحقاق است؛ اما مقدار پاداش، در اختیار فضل و کرم الهی است.
گریه بر حسین علیهالسلام نیز از همین سنخ است.
اشک، خود یک عمل اختیاری است؛ اما ارزش آن را خداوند بر اساس حقیقت و اثر آن تعیین میکند، نه بر اساس مقدار آب جاریشده از چشم.
دوم؛ اشک در منطق قرآن، نشانه معرفت است
گاه چنین تصور میشود که گریه، صرفاً یک احساس انسانی است و ارزش معرفتی ندارد.
اما قرآن دقیقاً عکس این مطلب را بیان میکند.
خداوند درباره بندگان خاص خود میفرماید: ﴿وَیَخِرُّونَ لِلْأَذْقَانِ یَبْکُونَ وَیَزِیدُهُمْ خُشُوعًا﴾ «بر چهره به خاک میافتند و میگریند و این گریه، بر خشوع آنان میافزاید.» (اسراء، ۱۰۹)
پس گریه، نتیجه خشوع است.
در جایی دیگر میفرماید: ﴿تَرَی أَعْیُنَهُمْ تَفِیضُ مِنَ الدَّمْعِ مِمَّا عَرَفُوا مِنَ الْحَقِّ﴾ «میبینی چشمهایشان از اشک لبریز میشود؛ از آن رو که حقیقت را شناختهاند.» (مائده، ۸۳)
دقت در تعبیر قرآن شگفتآور است. نفرمود: «از احساساتشان.»
بلکه فرمود: «مِمَّا عَرَفُوا مِنَ الْحَقِّ» اشک، محصول معرفت است.
هر چه شناخت عمیقتر شود، تأثر روح نیز بیشتر میشود.
از همین رو، اشک در فرهنگ قرآن، نشانه ضعف نیست؛ نشانه بیداری قلب است.
سوم؛ چرا اشک بر حسین(ع) چنین منزلتی یافته است؟
پاسخ در شناخت شخصیت سیدالشهداء علیهالسلام نهفته است.
حسین علیهالسلام تنها فرزند پیامبر یا امامی مظلوم نیست.او تجسم همه ارزشهای الهی است.او مظهر توحید، نماز، آزادگی، عدالت، ایثار، صبر، اخلاص و جهاد است.ازاینرو، گریه بر او، گریه بر یک فرد نیست.
گریه بر حقیقتی است که در عاشورا مجسم شد.وقتی انسان بر مظلومیت حسین علیهالسلام اشک میریزد، در حقیقت اعلام میکند:
من در صف یزید نیستم.
من با ظلم بیعت نمیکنم.
من عدالت را بر دنیا ترجیح میدهم.
من ولایت را بر هوای نفس مقدم میدارم.
پس این اشک، موضع اعتقادی است، نه صرف واکنشی احساسی.
چهارم؛ سیره پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله
اگر گریه بر حسین علیهالسلام صرفاً یک احساس شخصی بود، نخستین گریهکننده بر او چه کسی بود؟
پاسخ روشن است.
خود رسول خدا صلیاللهعلیهوآله.
در منابع معتبر شیعه و اهل سنت آمده است که جبرئیل خبر شهادت حسین علیهالسلام را به پیامبر رساند و آن حضرت سخت گریست.
امّسلمه، ابنعباس، عایشه و جمعی دیگر این واقعه را نقل کردهاند.
در برخی نقلها آمده است که رسول خدا، حسین خردسال را در آغوش گرفتند، بوسیدند و اشک از چشمان مبارکشان جاری شد.
آیا میتوان گفت پیامبر اکرم از فلسفه دین آگاه نبودند؟
یا آنکه گریه ایشان، خود بزرگترین تفسیر عملی جایگاه این اشک است؟
پنجم؛ اهلبیت علیهمالسلام خود بنیانگذاران فرهنگ عزاداریاند
برخلاف تصور برخی، فرهنگ گریه بر حسین علیهالسلام قرنها بعد پدید نیامد.
این فرهنگ از خانه امامت آغاز شد.
امام سجاد علیهالسلام نزدیک به چهل سال بر پدر بزرگوارشان گریستند.هرگاه آب میآوردند، اشک میریختند.هرگاه غذا میدیدند، مصیبت عطش حسین علیهالسلام را یاد میکردند.
وقتی از علت این گریهها سؤال شد، فرمودند: حضرت یعقوب، تنها در فراق یک فرزند گریست، در حالی که نمیدانست او زنده است یا مرده؛ اما من با چشمان خود شهادت پدر، برادران، عموها و یارانم را دیدم.
آیا این گریه، صرف احساس بود؟
یا مدرسهای برای زنده نگه داشتن پیام عاشورا؟
پس از ایشان نیز امام باقر و امام صادق علیهماالسلام، شاعران را تشویق به مرثیهسرایی میکردند و خود در مجالس ذکر مصیبت حاضر میشدند.
ششم؛ روایات معتبر درباره گریه بر سیدالشهداء علیهالسلام
از مشهورترین روایات این باب، فرمایش امام صادق علیهالسلام است:
کُلُّ الْجَزَعِ وَالْبُکَاءِ مَکْرُوهٌ، إِلَّا الْجَزَعَ وَالْبُکَاءَ عَلَی الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیٍّ عَلَیْهِمَا السَّلَامُ، فَإِنَّهُ فِیهِ مَأْجُورٌ.
ترجمه:
«هر بیتابی و گریهای ناپسند است، مگر بیتابی و گریه بر حسین بن علی علیهماالسلام؛ زیرا انسان بر آن پاداش داده میشود.»
این روایت از مشهورترین روایات کتاب کامل الزیارات ابن قولویه است که از کهنترین و معتبرترین آثار حدیثی شیعه در باب زیارت و عزاداری به شمار میرود.
نیز آن حضرت فرمودند:إِنْ کُنْتَ بَاکِیًا لِشَیْءٍ، فَابْکِ لِلْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیٍّ عَلَیْهِ السَّلَامُ.
ترجمه:«اگر بناست بر چیزی گریه کنی، بر حسین بن علی علیهالسلام گریه کن.»
این تعبیر، نشاندهنده آن است که گریه بر سیدالشهداء علیهالسلام در میان همه مصیبتها، جایگاهی ممتاز دارد؛ زیرا این مصیبت، مصیبت دین، عدالت و انسانیت است.
ادامه دارد…
در بخش دوم به فلسفه عرفانی و تربیتی اشک، آثار دنیوی و اخروی گریه، رابطه آن با شفاعت، قساوت قلب، تحول روح، و پاسخ تفصیلی به شبهه «ثوابهای عظیم» خواهیم پرداخت؛ بخشی که به نظر بسیاری از اندیشمندان، عمیقترین لایه معرفتی این بحث را تشکیل میدهد.
* خادم افتخاری اعتاب مقدسه در عراق
در سالهای اخیر، گاه دیدگاههایی مطرح میشود که با استناد به برخی روایات ضعیف یا نقلهای غیرمستند، اصل فضیلت گریه بر امام حسین علیهالسلام یا ثوابهای بزرگ آن را مورد تردید قرار میدهند و میکوشند میان آموزههای قرآن و روایات اهلبیت علیهمالسلام نوعی تعارض ترسیم کنند.
کد مطلب 2248925








نظر شما