ملاحظاتی درباره مسئولیت و محدودیت اطلاع رسانی در روزگار عملیات شناختی/ در روزگار بحران، شجاعت گاه در سخن است و گاه در خاموشی

در شرایطی که جنگ نظامی، عملیات روانی، فشار اقتصادی، رقابت رسانه‌ای و مذاکرات سیاسی به‌طور هم‌زمان جریان دارد، «اطلاعات» خود به بخشی از میدان نبرد تبدیل می‌شود. یک خبر، تصویر، تحلیل یا اظهار نظر ظاهراً ساده می‌تواند موقعیت نیروها، میزان خسارت، اختلافات داخلی، حدود توان کشور یا خطوط قرمز مذاکره را برای دشمن آشکار کند.

حسام‌الدین آشنا : در چنین وضعیتی، سخن‌گفتن صرفاً یک حق فردی یا کنش رسانه‌ای نیست؛ عملی است که می‌تواند پیامد امنیتی، سیاسی و اجتماعی داشته باشد. آموزه‌های شیعه اثناعشری برای مواجهه با این وضعیت، دو مفهوم تعیین‌کننده در اختیار ما قرار می‌دهد: تقیه به‌مثابه راهبرد صیانت از جبهه حق، و اذاعه به‌معنای انتشار نابجای اسرار و اطلاعاتی که افشای آن به دین، جامعه یا اشخاص زیان می‌رساند.
بر این اساس می‌توان گفت: تقیه یک راهبرد است، نه تاکتیک؛ و اذاعه خیانت به امانت عمومی است، نه صرفاً یک خطای رسانه‌ای.

تقیه؛ راهبرد صیانت، نه سکوت منفعلانه

در منطق سیاسی و اجتماعی شیعه، تقیه فقط اقدامی موقت برای نجات یک فرد از خطر نیست؛ بلکه راهبردی برای حفظ اصل دین، صیانت از نیروها، جلوگیری از فروپاشی شبکه مؤمنان و محروم‌کردن دشمن از اطلاعات مورد نیاز اوست.
امام باقر(ع) می‌فرماید: «التَّقِیَّةُ مِنْ دِینِی وَدِینِ آبَائِی، وَلَا إِیمَانَ لِمَنْ لَا تَقِیَّةَ لَهُ.» «تقیه از دین من و دین پدران من است و کسی که تقیه ندارد، ایمان ندارد.» (الکافی، ج ۲، باب التقیة)
تعبیر «از دین من و پدران من» نشان می‌دهد که تقیه صرفاً واکنشی موردی به یک تهدید زودگذر نیست، بلکه قاعده‌ای پایدار در تدبیر، ارتباط و کنش مسئولانه است.
امام صادق(ع) نیز می‌فرماید: «التَّقِیَّةُ تُرْسُ الْمُؤْمِنِ وَالتَّقِیَّةُ حِرْزُ الْمُؤْمِنِ.» تقیه سپر مؤمن و دژ مؤمن است. (الکافی، ج ۲، باب التقیة)
سپر و دژ، ابزارهای دفاعی دائمی‌اند؛ هرچند شیوه استفاده از آن‌ها متناسب با موقعیت تغییر می‌کند. بر همین اساس، تاکتیک‌های تقیه ممکن است سکوت، تأخیر در بیان، محدودکردن مخاطب، اجمال‌گویی، تفکیک سطوح دسترسی یا خودداری از افشای تصمیم باشد؛ اما خود تقیه، یک راهبرد مستمر برای حفظ توان، نیرو و امکان اقدام است.
تقیه به معنای ترک حقیقت، پذیرش باطل یا مشروعیت‌بخشیدن به دروغ نیست؛ بلکه مدیریت راهبردی اظهار حقیقت است یعنی:  چه حقیقتی، در چه زمانی، توسط چه کسی، برای چه مخاطبی و با چه سطحی از جزئیات بیان شود.

اذاعه؛ واگذاری قدرت اطلاعاتی به دشمن

در برابر تقیه، «اذاعه» قرار دارد. اذاعه فقط سخن‌گفتن زیاد یا انتشار یک خبر نادرست نیست؛ بلکه انتشار نابجای خبر، تصمیم، اختلاف، ظرفیت، ضعف یا رازی است که باید در دایره‌ای معین باقی بماند و افشای آن، امکان آسیب‌رسانی را افزایش می‌دهد.
در وصیت منسوب به امام صادق(ع) به مؤمن‌الطاق آمده است: «الْمُذِیعُ عَلَیْنَا سِرَّنَا کَالشَّاهِرِ بِسَیْفِهِ عَلَیْنَا.» کسی که راز ما را علیه ما منتشر کند، مانند کسی است که شمشیر خود را بر روی ما کشیده باشد.
این بیان، رابطه مستقیم میان افشای سرّ و آسیب عملی به جبهه حق را نشان می‌دهد. افشاگر ممکن است شخصاً شمشیری به دست نگیرد، اما اطلاعاتی را فراهم کند که دیگری با استفاده از آن ضربه بزند.
در روایت دیگری از امام صادق(ع) آمده است: «مَا قَتَلَنَا مَنْ أَذَاعَ حَدِیثَنَا قَتْلَ خَطَإٍ، وَلَکِنْ قَتَلَنَا قَتْلَ عَمْدٍ.»کسی که سخن ما را منتشر کرد، ما را نه به خطا؛ بلکه به عمد کشته‌است.
مقصود روایت آن نیست که هر اشتباه رسانه‌ای، بدون بررسی قصد و شرایط، از نظر فقهی یا کیفری قتل عمد محسوب می‌شود. نکته اصلی آن است که وقتی پیامد خطرناک افشای اطلاعات روشن یا قابل پیش‌بینی است، افشاگر نمی‌تواند مسئولیت خود را صرفاً با ادعای بی‌احتیاطی یا ناآگاهی نفی کند.
اذاعه از این منظر، خیانت به امانت اطلاعاتی است؛ زیرا دارنده اطلاعات، مالک مطلق آن نیست. دسترسی سازمانی، سیاسی، نظامی، رسانه‌ای یا شخصی به یک خبر، به‌خودی‌خود مجوز انتشار آن محسوب نمی‌شود.

قواعد عملی انضباط اطلاعاتی

در شرایط جنگ، بحران امنیتی یا مذاکرات حساس، پیش از انتشار هر خبر، تصویر، مصاحبه یا تحلیل باید به پنج پرسش پاسخ داده شود:
آیا دشمن می‌تواند از این اطلاعات استفاده عملیاتی کند؟
اطلاعاتی مانند محل دقیق اصابت، میزان و نوع خسارت، ضعف پدافندی، جابه‌جایی نیروها، وضعیت فرماندهان، ظرفیت مراکز درمانی، مسیرهای جایگزین و آسیب‌پذیری زیرساخت‌ها، حتی اگر به‌صورت پراکنده منتشر شوند، می‌توانند پازل اطلاعاتی دشمن را کامل کنند.
۲. آیا انتشار، قدرت تصمیم‌گیری یا چانه‌زنی کشور را کاهش می‌دهد؟
گزینه‌های در حال بررسی، خطوط قرمز، اختلافات داخلی، پیام‌های واسطه‌ها، پیشنهادهای محرمانه و ارزیابی مسئولان از توان و ضعف کشور نباید به ابزار رقابت سیاسی یا خوراک رسانه‌ای تبدیل شود.
۳. آیا منتشرکننده، مرجع مجاز انتشار است؟
داشتن اطلاعات با داشتن اختیار انتشار متفاوت است. مقام دولتی، نظامی، نماینده سیاسی، کارشناس، خبرنگار یا کارمند سازمانی نمی‌تواند صرف دسترسی به یک خبر، خود را مجاز به انتشار آن بداند.
۴. آیا انتشار در این زمان و با این میزان از جزئیات ضرورت دارد؟
ممکن است اصل یک خبر قابل انتشار باشد، اما زمان یا جزئیات آن نه. گاهی باید خبر با تأخیر منتشر شود؛ گاهی باید به بیان کلیات اکتفا کرد؛ و گاهی تا برطرف‌شدن خطر، باید از انتشار کامل آن خودداری کرد.
۵. هزینه خطای احتمالی را چه کسی می‌پردازد؟
اگر هزینه یک مصاحبه، پست یا افشاگری را سرباز، دیپلمات، شهروند، بیمار، خانواده یا زیرساخت عمومی می‌پردازد، انتشار اطلاعات دیگر حق شخصی گوینده نیست.

مصادیق روشن اذاعه در شرایط فعلی

انتشار فوری هر آنچه واقعیت دارد، الزاماً صداقت نیست؛ صداقت باید با مسئولیت، زمان‌شناسی و رعایت حقوق دیگران همراه باشد.بر اساس این معیارها، باید صریح گفت:
1.    انتشار تصاویر و مختصات مراکز مورد حمله، پیش از ارزیابی و اعلام مرجع مسئول، اذاعه است.
2.    اعلام دقیق خسارت‌ها، ضعف‌ها و اختلال‌های زیرساختی پیش از رفع خطر، اذاعه است.
3.    انتقال مباحث، گزینه‌ها و اختلافات جلسات تصمیم‌گیری به رسانه‌ها، اذاعه است.
4.    انتشار محتوای مذاکرات، پیام‌های واسطه‌ها و خطوط انعطاف یا عقب‌نشینی طرف خودی، اذاعه است.
5.    بازنشر اخبار و ادعاهای دشمن بدون راستی‌آزمایی، حتی با عنوان نقد یا تکذیب، ممکن است مشارکت ناخواسته در عملیات روانی او باشد.
6.    تبدیل اطلاعات سازمانی و محرمانه به ابزار شهرت، رقابت جناحی، تسویه‌حساب یا جلب مخاطب، خیانت به امانت عمومی است.
7.    بیان ارزیابی‌هایی که فقط موجب هراس عمومی و آشکارشدن آسیب‌پذیری‌ها می‌شود، شجاعت و صراحت نیست؛ بی‌انضباطی اطلاعاتی است.
8.    اشاره به زمان، مکان یا کیفیت عملیات آینده، حتی با کنایه، گمانه‌زنی یا نمایش آگاهی شخصی، اقدام علیه امنیت عملیات است.

مسئولیت دستگاه‌ها و مقامات

انضباط اطلاعاتی تنها وظیفه شهروندان یا رسانه‌ها نیست. بیشترین مسئولیت متوجه مقاماتی است که به اطلاعات حساس دسترسی دارند. چندصدایی کنترل‌نشده، مصاحبه‌های متعارض، اعلام خبر پیش از هماهنگی و رقابت مقامات برای ارائه اطلاعات اختصاصی، اعتماد عمومی را کاهش می‌دهد و دشمن را از شکاف‌های تصمیم‌گیری آگاه می‌کند.
در وضعیت بحران باید:
1.    مرجع رسمی و واحد اطلاع‌رسانی برای هر حوزه تعیین شود.
2.    سطح‌بندی اطلاعات و صاحبان مجوز انتشار روشن باشد.
3.    برای انتشار اخبار حساس، قاعده تأیید پیشینی برقرار شود.
4.    اطلاعات عملیاتی از اطلاعات عمومی و خدماتی تفکیک شود.
5.    زمان‌بندی انتشار اخبار با نیازهای امنیتی و دیپلماتیک هماهنگ باشد.
6.    با انتشار نابجای اطلاعات، متناسب با میزان دسترسی و پیامد عمل، برخورد سازمانی و قانونی شود.
7.    مسئولان به‌جای انکار غیرضروری یا ارائه اطلاعات نادرست، از عبارت‌هایی مانند «در زمان مناسب اطلاع‌رسانی خواهد شد» استفاده کنند.
8.    تقیه، مسئولان را مجاز به دروغ‌گویی نمی‌کند؛ بلکه آنان را موظف می‌سازد میان راست‌گویی و افشای بی‌ضابطه تفاوت بگذارند.

مرز حفظ راز با پنهان‌کاری

ممنوعیت اذاعه نباید به ابزاری برای پنهان‌کردن فساد، پوشاندن ناکارآمدی، تضییع حقوق مردم یا تعطیل‌کردن نظارت قانونی تبدیل شود. هر اطلاعات ناخوشایندی «سرّ» نیست و هر انتقادی «اذاعه» محسوب نمی‌شود.
اطلاعات عملیاتی و مذاکراتی باید محفوظ بماند؛ اما خطاهای مدیریتی باید در مجاری قانونی، نظارتی و کارشناسی بررسی شود. نقد تخصصی باید از مسیرهای امن و مسئولانه به تصمیم‌گیران منتقل شود. جلوگیری از افشای اسرار، با جلوگیری از پاسخ‌گویی تفاوت دارد.
معیار تشخیص اذاعه، وجود هم‌زمان سه عنصر است:
1.    اطلاعات واقعاً محدود، محرمانه یا امانت‌سپرده شده باشد؛
2.    منتشرکننده فاقد اختیار یا ضرورت موجه برای انتشار باشد؛
3.    زیان انتشار برای امنیت، مصالح عمومی یا حقوق اشخاص قابل پیش‌بینی باشد.
بدون این معیارها، ممکن است عنوان «حفظ سرّ» به پوششی برای سانسور، تخلف یا مصونیت مسئولان تبدیل شود.

نتیجه‌

آموزه تقیه در مکتب تشیع، دعوت به ترس، انفعال یا پنهان‌کاری دائمی نیست؛ بلکه دعوت به عقلانیت، زمان‌شناسی، مخاطب‌شناسی و حفظ قدرت اقدام است. تقیه یعنی حقیقت و اطلاعات به‌گونه‌ای مدیریت شود که به جای تقویت دشمن، در خدمت حفظ جان مردم، مصالح جامعه و موفقیت جبهه حق قرار گیرد.
در مقابل، اذاعه زمانی رخ می‌دهد که فرد یا دستگاه، دانسته یا بر اثر بی‌انضباطی، اطلاعاتی را منتشر کند که دشمن برای دستیابی به آن هزینه می‌پردازد. در چنین وضعیتی، افشای نابجا صرفاً یک لغزش زبانی یا خطای رسانه‌ای نیست؛ شکستن امانتی است که ممکن است با امنیت کشور، جان انسان‌ها و سرنوشت یک تصمیم ملی پیوند داشته باشد.
در روزگار بحران، شجاعت گاه در سخن است و گاه در خاموشی. هنر آن است که این دو به‌درستی تشخیص داده شوند.

دو چیز طَیره عقل است، دم فرو بستن
به وقتِ گفتن و گفتن به وقتِ خاموشی

2323

کد مطلب 2249391

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
3 + 5 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 1
  • نظرات در صف انتشار: 1
  • نظرات غیرقابل انتشار: 2
  • IR ۱۲:۳۹ - ۱۴۰۵/۰۴/۳۰
    0 0
    سلام ، تقیه در تشیع وجود ندارد زیرا چنانچه تقیه مجاز بود اولین شخصی که نیاز به تقیه داشت امام حسین ع بود لذا اینگونه اظهار فضل و احادیث جعلی موجب تایید تقیه در کنگره آمریکا شد و موضوع هسته ای که با فتوای رهبر شهید پذیرفته شده بود مجددا بدلیل وجود تقیه و امکان تغییر برنامه هسته ای باعث امواج تحریم و مشکلات اقتصاد و معیشت مردم شد. یک کلام مردم میگویند تکلیف 5000 آقازاده ساکن آمریکا را معلوم کنید که آنها میلیونها دلار سرمایه های کشور را خوردند و بردند و سوختند و کشتند و مغول وار همچنان بلیعدند این طیف اگر تکلیف 500 آقازاده را معلوم نکند در وقتی معین مردم تعیین تکلیف خواهند کرد تا ریشه فساد خشکیده شود.

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین