مهوش شیخالاسلامی نیز در دهه ۸۰، در مستند «تنگراه» از تصاویر دوربین همراه دو شخصیت اصلی فیلمش که با بیماری سرطان دستوپنجه نرم میکنند، بهره گرفت تا بخشی از زندگی و روند درمان آنها را ثبت کند.
مهرداد اسکویی در «روباه و ماه صورتی» نیز از تصاویر دوربین همراه ثریا، دختر جوان افغانستانی ساکن تهران، استفاده کرده و زندگی او را تا رسیدن به بخشی از رؤیاهایش به تصویر کشیده است. یکی از امتیازهای فیلمهای موفق اسکویی این است که خیلی زود مخاطب را با خود همراه میکنند؛ اتفاقی که هم در «رویاهای دم صبح» رخ میدهد و هم در «روزهای بیتقویم». موضوع، نخستین نقطه اتصال تماشاگر با فیلم است و پس از آن، شیوه روایت فیلمساز به برگ برنده اثر تبدیل میشود.
ثریا، با وجود سن کم، دختری بااستعداد و هنرمند است و همین ویژگی، وضعیت بغرنج او را تلختر میکند. او با ایران و زندگی در ایران مسئلهای ندارد، هرچند فیلم و فیلمساز نیز به این موضوع نمیپردازند. رنجهای ثریا بیش از هر چیز، محصول مردسالاری، فرهنگ و سرنوشت افغانستان است؛ جایی که ازدواج زودهنگام و خشونت خانگی در بسیاری از خانوادهها امری رایج و پذیرفتهشده است. مهاجرت ناخواسته و بحران هویت نیز برای او تجربهای تازه نیست.
اسکویی خلاقیت و هوش ثریا را کشف و بهخوبی ثبت کرده است. قدرت رؤیاپردازی او، نقاشیهایش و فضای انیمیشنی فیلم، ساختار بصری «روباه و ماه صورتی» را جذاب و رنگارنگ کردهاند. در دل سیاهی و تلخی پیرامون ثریا، همین جهان شخصی و رنگارنگ، امید رسیدن به رؤیاها را زنده نگه میدارد.
در سینمای مستند، هرچه فیلمساز بیشتر بکوشد نقش خود را کمرنگ کند یا به جایگاه یک ناظر نزدیک شود، تلاش برای ثبت واقعیت نیز جدیتر میشود. جنس کارگردانی اسکویی در «روباه و ماه صورتی» از همین جنس است. هرچند حضور او بهعنوان فیلمساز قابل انکار نیست، اما اجرای دقیق و هوشمندانه ثریا و قابهایی که او ثبت کرده، مخاطب را به زندگی مهاجران پیوند میزند. تصاویری از زندگی در اتاقهای فرسوده و اقامتگاههای موقت، کوهپیمایی، پیادهرویهای طولانی، سفر زمینی در خودرویی شلوغ، هراس از سوار شدن به قایق، صدای گریه کودکان و... اتمسفری میآفریند که شاید نمونههایی از آن را در سینمای داستانی دیده باشیم، اما در سینمای مستند کمتر با چنین کیفیتی تجربه شده است.
«روباه و ماه صورتی» امتیازهای فراوانی برای جذب مخاطب گسترده دارد. همین عناصر و نشانههاست که فیلم را برای تماشاگران غیرایرانی و غیرافغان نیز دیدنی میکند. تماشای زندگی پررنج یک دختر جوان، خشونت آشکار و پنهانی که بر زندگی او سایه انداخته و فقدان مادر، موضوعاتی هستند که احساس مخاطب را درگیر میکنند. «زنان»، بهویژه زنان خاورمیانه و زنان افغانستانِ تحت سلطه طالبان، همواره برای مخاطب غربی جذاب و مملو از ناگفتهها بودهاند؛ مخاطبی که چنین سطحی از مردسالاری و نادیده گرفتن حقوق انسانی و مدنی زنان را شگفتآور میداند. با این حال، صرف پرداختن به این مضامین، لزوماً به خلق یک فیلم ماندگار منجر نمیشود.
«روباه و ماه صورتی» با ثبت شرایط زندگی ثریا، روایتی از زیست زنانی ارائه میدهد که در بسیاری از کشورهای خاورمیانه یا در جوامع مردسالار با محدودیتهای مشابه روبهرو هستند. اسکویی این مضمون انسانی و روزآمد را با ساختاری هوشمندانه درهم آمیخته و فیلمی تأثیرگذار و بهیادماندنی با یک شخصیت اصلی دوستداشتنی خلق کرده است.
۵۹۵۹








نظر شما