درباره سانسور پزشکیان در صداوسیما؛ یک دم نگاه کن که چه بر باد می‌دهی...

داستان اما بر سر این نیست که میزان فرزانگی کی بیشتر است تا به او بسپارند وبه نظر می‌رسد جماعتی که چنین می‌کنند به تعریف ماکس وبر از قدرت باور دارند که قدرت یعنی تحمیل اراده و وقتی می‌توانند تحمیل کنند پس قدرت دارند. با این نگاه مشخص است که صحبت از حکمت و تشخیص نیست،‌بحث قدرت در میان است و آقای رییس جمهوری باید مؤلفه‌های قدرت را برای خود دست و پا کند تا در این بازی جا نماند.

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، هم‌میهن نوشت: یوسف پزشکیان در واکنش به حذف بخش‌هایی از سخنان رییس جمهوری در صدا و سیما این پرسش را درانداخته که چه کسی در صدا و سیما تشخیص می‌دهد چه بخشی از سخنان رؤسای قوا نباید پخش شود؟ اگر چنین انسان حکیمی داریم که تشخیص او بالاتر از سران قواست ادارهٔ کشور را به او بسپاریم. وقتی آب هست تیمم باطل است.

این که به جای اشارهٔ صریح به پدر از رؤسای قوا گفته می‌تواند دو دلیل داشته باشد: نخست این‌که نوع مواجهه با آقای قالیباف را هم یادآور شود. دوم این که باور کرده رییس جمهوری تنها یکی از سران قواست در حالی که مطابق اصل ۱۱۳ قانون اساسی عالی‌ترین مقام رسمی بعد از مقام رهبری است و تنها رییس قوهٔ اجرایی و رییس دولت نیست.

داستان اما بر سر این نیست که میزان فرزانگی کی بیشتر است تا به او بسپارند وبه نظر می‌رسد جماعتی که چنین می‌کنند به تعریف ماکس وبر از قدرت باور دارند که قدرت یعنی تحمیل اراده و وقتی می‌توانند تحمیل کنند پس قدرت دارند. با این نگاه مشخص است که صحبت از حکمت و تشخیص نیست،‌بحث قدرت در میان است و آقای رییس جمهوری باید مؤلفه‌های قدرت را برای خود دست و پا کند تا در این بازی جا نماند.

مواجههٔ پدر و پسر با واقعیت قدرت در ساختار سیاسی باید عمیق‌تر باشد چون کار با گله و شکایت به سامان نمی‌شود و در جبههٔ مقابل می‌دانند که دارند چه می‌کنند. از یک سو به رییس جمهوری نیاز دارند چون برآمدهٔ‌ انتخابات است و از جانب دیگر بی میل نیستند او را در چشم مخاطبْ کوچک کنند و این کاری است که صدا و سیما در آن تبحر دارد و قبلا طی ۱۶ سال با خاتمی و روحانی انجام داده است.

مشکل این است که تا سخنی می‌گوید و با سانسور پالس منفی می‌فرستند پی آن را نمی‌گیرد یا می‌کوشد در نوبت بعد تعدیل کند و همهٔ وزیران نیز همکاری نمی‌کنند. البته آقای عراقچی در مصاحبهٔ پر سر و صدا و پر نکته اخیر ( با جواد موگویی) به شاهکار سانسوری دیگر صدا و سیما اشاره کرده و گفته است: عراقی‌ها مرا قهرمان خطاب کردند ولی صدا و سیما سانسور کرد و برخی شعار مرگ بر سازش‌گر سر می‌دهند در حالی که اگر اینجا نبودم پشت لانچر بودم.

صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران البته باید یک رسانهٔ‌ رسمی باشد و نمی‌تواند تشخیص دهد کدام سخن رییس همین جمهوری اسلامی به صلاح است و کدام نه اما از رسانهٔ جناح رقیب نمی‌توان انتظار داشت چنین نکند و شوربختانه واقعیت این است که صدا و سیما بیش از آن که در خدمت منافع ملی باشد به ترویج خوانش رقیب دولت از منافع ملی بها می‌دهد منتها با صرف بودجه عمومی.

دربارهٔ فیل‌ها می‌گویند حین حرکت هر از گاهی می‌ایستند و به راه طی شده می‌نگرند و قدری تامل می‌کنند. سیاستْ‌مدار خبره اگرچه نگاه رو به جلو دارد اما نباید فراموش کند چه مسیری را فراپشت گذاشته است.

جا دارد رییس جمهوری هم با یادآوری آنچه در دو جمعه در تیر ماه دو سال قبل رخ داد با شعر ابتهاج هشدار و انذار دهد:

یک دم نگاه کن که چه بر باد می‌دهی

چندین هزار امیدِ بنی‌آدم است این

با این همه دردا و دریغا که همین برباد دادن امیدِ نه چندین هزار که چند دَه میلیون بنی‌آدم - رأی داده و رأی ناداده - به حرفه

و کسب و کار برخی بدل شده و تاسف بیشتر که حجم کارهای روزانه چنان بر سر امیددهندگان آوار شود که اصل قصه را فراموش کنند و به امور دیگر مشغول شوند.

بگذارید صریح تر بگوییم. سانسور می‌کنند تا تخفیف (کوچکْ‌شماری) کنند. شأن رییس جمهوری اما هم از حیث حقوقی و هم پشت‌گرمی به آرا بالاتر از آن است که به این دست تخفیف‌ها و در واقع تحقیرها تن دردهد.

۳۱۲۱۶

کد مطلب 2250741

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
6 + 4 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین