خبرآنلاین - داود غرایاق زندی، استاد علوم سیاسی دانشگاه شهید بهشتی در گفتگو با خبرگزاری خبرآنلاین اظهار داشت: «باید به این نکته اشاره کرد که بر مبنای نظر مخالفان مذاکره، ایران وارد جنگ شده و آن را ادامه دهد آیا این اطمینان وجود دارد که در جنگ پیروزی به دست خواهد آمد؟ سن تزو استراتژیست چینی عصر باستان در کتاب «هنر جنگ» که همچنان یکی از متون مورد مطالعه در مطالعات استراتژیک دنیا است، بر این باور است که «در جنگی وارد شو که میدانی برنده خواهی شد» و همچنین اشاره دارد که «جنگیدن همیشه بهترین راه پیروزی نیست».»
در ادامه بخشی از مصاحبه داود غرایاق زندی با خبرآنلاین را میخوانید؛
چرا پس از این حجم از خسارت، همچنان بر تداوم جنگ اصرار میشود؟ / جنگیدن همیشه بهترین راه پیروزی نیست
باید به این نکته اشاره کرد که بر مبنای نظر مخالفان مذاکره، ایران وارد جنگ شده و آن را ادامه دهد آیا این اطمینان وجود دارد که در جنگ پیروزی به دست خواهد آمد؟ سن تزو استراتژیست چینی عصر باستان در کتاب «هنر جنگ» که همچنان یکی از متون مورد مطالعه در مطالعات استراتژیک دنیا است، بر این باور است که «در جنگی وارد شو که میدانی برنده خواهی شد» و همچنین اشاره دارد که «جنگیدن همیشه بهترین راه پیروزی نیست».
پس بر اساس این دو منطق استراتژیک، برنده شدن و پیروزی با توجه به شرایط و ملزومات جنگی چندان دستیافتنی نیست. پس چرا مخالفان دیپلماسی و صداوسیما پس از این سطح از تخریب نظامی و هستهای، شهدای غیر نظامی، ترور بالاترین مقامات سیاسی و نظامی، تخریب زیرساختها و تبعات بسیار مخرب اقتصادی، اجتماعی و روانی همچنان بر تداوم درگیری و جنگ اصرار میکنند؟ پاسخ به این پرسش را باید در ادراک متفاوت از پیروزی و برنده شدن جستجو کرد.
اگر منظور جنگی مبتنی بر موعودگرایی است باید هزینه و فایده آن را نظام سیاسی محاسبه کند. این موضوع همواره در مباحث مختلف مطرح میگردید: محمدجواد اردشیر لاریجانی در کتاب «مقولاتی در استراتژی ملی» در مورد پایان جنگ ایران و عراق اشاره میکند «برخی از آقایان صریحاً میگویند در انقلاب صحبت از عقلگرایی نباید کرد... برای این آقایان، ثبت در تاریخ اصالت دارد؛ نه ساختن تاریخ».
حال اگر جنگ موعودگرایانه مطرح نیست و تفاهمنامه اسلامآباد امضا شده است، چرا سازوکار مشخص و مبتنی بر عقلانیت بر روند امور جاری نیست؟ درهمریختگی این دو موقعیت و چرخه و دور باطل «مذاکره، جنگ و آتشبس» روان جامعه را تا مرز فروپاشی خواهد برد و راه بیبازگشتی را برای جامعه رقم خواهد زد.
تکرار بستن تنگه میتواند متحدان ایران را مقابل تهران قرار دهد
پیش از پاسخ به این پرسش اشاره به یک نکته محوری در اینجا بسیار ضروری است و آن اینکه دنیای کنونی تفاوت جدی با دنیای زمان جنگ سرد دارد اما نظام تصمیمگیری همچنان در فضای جنگ سرد به سر میبرد. سرمایهگذاری کلان کشور در پس از جنگ ایران و عراق در حوزه هستهای، موشکی و نیروهای مقاومت انجام گرفت که بازدارندگی در برابر حمله و تجاوز ایجاد نکرد؛ در حالی که بستن تنگه هرمز باعث دستیابی به تفاهمنامه شد.
پس سیاست خارجی ایران باید با ادراک اقتضائات دنیای کنونی، به دنبال بهرهگیری از ژئوپلیتیک و انرژی در کنار تدابیر دفاعی برای ایجاد بازدارندگی باشد و مهمتر از آن از مجموعه زنجیره ارزشی خود برای خلق فرصت و سازندگی و خلاقیت بهره گیرد.
اهرم تنگه هرمز اگر بیمحابا استفاده شود، علیه ایران عمل خواهد کرد
لذا در مورد تنگه هرمز باید گفت که این تنگه ابزاری مؤثر در کنار توانمندی دفاعی برای بازدارندگی حمله آمریکا محسوب میشود و به زودی هم قابل جایگزین نیست. اگر از این حربه بدون دلیل و بی محابا استفاده گردد چند اتفاق رخ خواهد داد:
- نخست وابستگی به تنگه از طریق راههای جایگزین تضعیف خواهد شد؛
- دو، بستن تنگه هرمز تهدید جدی برای ایران در محاصره است که بیش از ۸۵ درصد صادرات و واردات از خلیج فارس دارد؛
- سه، تکرار بستن تنگه هرمز فراتر از تلاش برای بازدارندگی و جلوگیری از حمله، توجیهی خواهد بود تا متحدان ایران همانند چین را در مقابل ایران قرار دهد؛
- چهار، تداوم این وضعیت باعث بینالمللی شدن موضوع تنگه هرمز به عنوان یک آبراه بینالمللی بر اساس توافق مونترو (Montreux Convention) سال ۱۹۳۶ خواهد شد و وضعیت ایران را در خلیج فارس بدتر خواهد کرد.
دیگر نمیتوان فرصتهای دیپلماسی را با سعی و خطا از دست داد
بله با این جمله عباس عراقچی در مصاحبه اخیر با آقای موگویی موافقم که تصور از ایران همانند ونزوئلا نیست. اگر از فرصتها بهره نگیریم بدل به تهدید خواهند شد. شاید دیگر مجالی برای سعی و خطا و زورآزمایی فراهم نشود. زیرا به تعبیر حضرت امیر(ع) فرصتها همانند ابر در گذران هستند.
۲۱۹







نظر شما