۱ نفر
۷ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۶:۴۱
چه کسی آماده مرگ باشد، آقای زاکانی؟

صبح‌ روزی که برای شیمی درمانی از خانه بیرون می‌آیم، (مثل امروز) دخترم من را از زیر قرآن رد می کند. بارها نام خدا را تکرار می‌کنم تا سخت نگذرد. با ترس و اضطراب و استرس از خانه بیرون می‌روم اما گویا آقای زاکانی و برخی از همکاران او در شهرداری تهران برای من و امثال من تدبیری دیگر اندیشیده‌اند.

روی پل عابر پیاده سر خیابان ما از دو طرف رفت و برگشت، خیابان آیت‌الله کاشانی نبش شقایق تابلویی هست که روی آن نوشته شده: « آماده مرگ باش». این برای من جمله‌ای است که نه تنها در ذهنم رسوخ می‌کند بلکه هر بار که باید از زیر آن رد شوم حالم بد می‌شود.

احتمالا مخاطب، ترامپ است. اگرچه عکسی از او در این تابلو نیست.

آقای زاکانی ما هم قلبمان برای کودکان میناب پاره‌پاره شد. ما هم برای شهدای جنگ و شهدای بیت رهبری خون گریستیم اما روش انتخاب شعار بسیار اشتباه است و تاثیر منفی آن قابل لمس است.

این شعار تاثیر غم انگیزی بر ذهن برخی از شهروندان دارد.

آقای زاکانی از شما سئوال دارم که این شعار را من بیمار مبتلا به سرطان هر روز می‌بینم یا ترامپ؟ اگر ترامپ در خیابان آیت‌الله کاشانی خانه خریده است و ما خبر نداریم بگوئید.

چه کسی آماده مرگ باشد، آقای زاکانی؟

برای این موضوع، با شهردار ناحیه چهار منطقه پنج تماس گرفتم. گفتند مربوط به زیباسازی منطقه است. با زیباسازی منطقه پنج تماس گرفتم، گفتند مربوط به زیباسازی شهرداری تهران است. زیباسازی شهرداری تهران گفت، مربوط به سازمان تبلیغات اسلامی است.

نهایتا سازمان تبلیغات اسلامی مدعی شد این کاری است که از سوی شورای هماهنگی سازمان تبلیغات اسلامی انجام شده است. با شورای هماهنگی ساعت دو روز چهارشنبه تماس گرفتم، گفتند تعطیل است تا شنبه...

این نکته هم شاید جالب باشد که در حین این پرسش و پاسخ‌ها آقایان توصیه کردند، از زیر آن پل رد نشوید و مسیر خود را تغییر دهید!

گرچه برای پیگیری ماجرای بیلبورد از شهرداری ناحیه، کارمان به شورای هماهنگی سازمان تبلیغات اسلامی ارجاع شد اما نهایتا آنچه در این شهر اتفاق می‌افتد از زیر یک چشم و یک دیدگاه حتما عبور می‌کند و آن شهردار تهران است

شاید کسی که این جمله را انتخاب کرده، هرگز صبح شیمی‌درمانی را تجربه نکرده باشد؛ هرگز نگاه مضطرب دخترش را ندیده باشد که مادرش را از زیر قرآن رد می‌کند و دعا می‌خواند تا او دوباره سالم به خانه برگردد.

اگر یک‌بار این مسیر را می‌رفت، شاید می‌فهمید که تبلیغات شهری فقط یک بنر نیست؛ گاهی درست در حساس‌ترین لحظه زندگی یک انسان، میان امید و ترس می‌ایستد.

از مدیریت شهری فقط یک خواهش دارم؛ وقتی برای همه شهر تصمیم می‌گیرید، حال بیماران را هم ببینید. ما بیش از هر چیز، به اندکی امید نیاز داریم، نه جمله‌ای که هر روز مرگ را در گوشمان زمزمه کند.

* روزنامه‌نگار

کد مطلب 2253490

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
3 + 5 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین