به گزارش خبرآنلاین حجت الاسلام والمسلمین مرتضی جوادی آملی، مدرس حوزه علمیه در گفتوگو با «ایران» اظهار داشت:این اعتماد در موضوعات مهمی همچون سیاست خارجی و مذاکرات نیز نمود یافت.
جوادی آملی در عین حال با اشاره به اینکه رهبر شهید، آمریکا را کشوری غیرقابل اعتماد میدانست، تأکید میکند این نگاه به معنای نفی مذاکره نبود، بلکه گفتوگو را در کنار مقاومت، ابزاری برای تأمین منافع ملی میدانست.
وی ادامه داد:
*ایشان به رئیسجمهوری، آقای دکتر پزشکیان نیز این اختیار و اعتماد را داده بودند که در چارچوب مصالح نظام، مسیر مذاکره را دنبال کنند، اما همواره این اصل را مدنظر داشته باشند که آمریکا نه کشوری قابل اعتماد است و نه امضای آن بهتنهایی، تضمینکننده اجرای تعهدات خواهد بود. از اینرو، مذاکره باید همراه با مقاومت، ایستادگی و مطالبه اجرای تعهدات طرف مقابل باشد تا بتوان او را به پایبندی نسبت به امضای خود وادار کرد.
*همچنین، بر اساس آموزههای قرآنی، تا زمانی که طرف مقابل بر عهد و پیمان خود استوار باشد، جمهوری اسلامی نیز بر همان عهد پایبند خواهد ماند؛ اما هرگاه آن طرف پیمانشکنی کند و تعهدات خود را زیر پا بگذارد، طبیعی است که جمهوری اسلامی نیز متناسب با همان رفتار، پاسخ مقتضی خود را خواهد داد.
* اعتماد رهبر شهید به رئیسجمهوری و سپردن مسئولیت پیگیری مذاکرات به ایشان، از یک سو و تأکید مستمر بر غیرقابل اعتماد بودن آمریکا، از سوی دیگر، نشاندهنده جمع میان دو اصل اساسی در اندیشه و عملکرد ایشان بود؛ اصلی که از یکسو بر بیاعتمادی نسبت به آمریکا تأکید دارد و از سوی دیگر، ضرورت بهرهگیری از مذاکره را در چارچوب حفظ منافع و مصالح کشور، بهعنوان یک واقعیت اجتنابناپذیر در عرصه اداره نظام جمهوری اسلامی مورد توجه قرار میدهد.
*یکی از مهمترین مسئولیتهای رئیسجمهوری در کنار تبعیت از مقام رهبری، حفظ جایگاه ملت ایران در عرصههای مختلف است؛ جایگاهی که شایسته تاریخ، فرهنگ، توان علمی و ظرفیتهای انسانی این کشور باشد. تحقق این هدف، نیازمند مدیریتی کارآمد، برنامهریزی دقیق و دولتی توانمند است که بتواند ضمن پایبندی به چارچوبهای نظام، از حقوق، منافع و مطالبات مردم نیز دفاع کند.
هنر یک رئیسجمهوری آن است که بتواند میان این دو مسئولیت، یعنی تبعیت از رهبری و نمایندگی مطالبات مردم، توازن برقرار کند. رئیسجمهوری به عنوان نماینده و وکیل ملت، وظیفه دارد از مصالح عمومی دفاع کند، بسترهای رشد و توسعه را فراهم آورد و زمینه ارتقای جایگاه کشور را در عرصههای مختلف مهیا سازد. این دو وظیفه باید در کنار یکدیگر تحقق پیدا کنند و هیچیک نباید مانع ایفای دیگری شود.
*در طول سالهای گذشته نیز همواره میتوان چالش میان این دو مسئولیت را مشاهده کرد. از یکسو، مردم از رئیسجمهوری انتظار دارند وعدهها و برنامههایی را که در دوران انتخابات مطرح کرده است، عملی سازد و از سوی دیگر، رئیسجمهوری خود را موظف به حرکت در چارچوب سیاستهای کلان نظام میداند.
برای نمونه، موضوع اینترنت و محدودیتهای فضای مجازی یکی از مهمترین شعارهای انتخاباتی رئیسجمهوری بود. مردم نیز انتظار داشتند در این زمینه تغییرات ملموسی ایجاد شود، اما تاکنون، با وجود تلاشهایی که از سوی دولت صورت گرفته، این هدف به طور کامل محقق نشده است. جامعه ایران مایل است در فضای جهانی حضور فعالتری داشته باشد و بتواند در تعاملات علمی، فرهنگی، اجتماعی و ارتباطات بینالمللی، بدون محدودیتهای گسترده، نقشآفرینی کند. بسیاری از مردم احساس میکنند که محدودیتهای موجود، امکان حضور مؤثر آنان را در عرصه جهانی کاهش داده و این مسأله با ظرفیتهای واقعی ملت ایران همخوانی ندارد.
* تمامی دورههایی که مذاکرات مستقیم یا غیرمستقیم میان ایران و آمریکا انجام میشد، تحت اشراف و نظارت رهبر شهید صورت میگرفت. نمونه روشن این مسأله، توافق برجام است. هیچ تردیدی وجود ندارد که بدون موافقت و تأیید ایشان، چنین توافقی هرگز به امضا نمیرسید. هرچند نهادهایی همچون شورای عالی امنیت ملی، مجلس شورای اسلامی و سایر دستگاههای مسئول در این فرآیند نقش داشتند، اما تصمیم نهایی درباره این موضوع کلان، تحت اشراف رهبری شهید اتخاذ میشد.
برجام، حاصل مذاکراتی طولانی، پیچیده و گسترده بود که با بهرهگیری از ظرفیت بالای دستگاه دیپلماسی جمهوری اسلامی ایران شکل گرفت و در نهایت، با موافقت و تأیید رهبر شهید به امضا رسید. اگرچه طرف مقابل به تعهدات خود پایبند نماند و پیمان را نقض کرد، اما اصل مذاکره، از منظر ایشان، در چارچوب تأمین منافع کشور، اقدامی قابل قبول بود.
23302







نظر شما