حسام‌الدین آشنا پرده از سه گفتمان مسلط در ایران برداشت؛ چرا نه حداکثری‌ها پیروزند و نه حداقلی‌ها؟ / نه جنگ بی‌پایان، نه توافق بی‌ضمانت؛ راه آشنا چیست؟

حسام‌الدین آشنا، مشاور رئیس‌جمهور در دولت دوازدهم، در سه یادداشت پیاپی در خبرگزاری خبرآنلاین، سه روایت متفاوت از سیاست خارجی ایران را کنار یکدیگر قرار داده است؛ «گفتمان حداکثری» که بر افزایش هزینه برای دشمن تأکید می‌کند، «گفتمان حداقلی» که مذاکره و کاهش تنش را در اولویت قرار می‌دهد و در نهایت «گفتمان اعتدالی» که می‌کوشد میان بازدارندگی، دیپلماسی و مصلحت ملی پیوند برقرار کند. مقایسه این سه رویکرد نشان می‌دهد آشنا در پی ترسیم راهی است که نه به جنگی بی‌پایان منتهی شود و نه به توافقی بدون تضمین.

خبرآنلاین - حسام‌الدین آشنا، مشاور رئیس‌جمهور در دولت دوازدهم، با انتشار سلسله‌یادداشت‌هایی در خبرگزاری خبرآنلاین، به بررسی سه رویکرد متفاوت در سیاست خارجی و دفاعی ایران پرداخته است؛ «گفتمان حداکثری» که بر قدرت و هزینه‌سازی برای دشمن تأکید دارد، «گفتمان حداقلی» که بیش از هر چیز نگران هزینه‌های جنگ و تحریم است و در نهایت، «گفتمان اعتدالی» که آشنا آن را نه نقطه‌ای میان این دو، بلکه چارچوبی مستقل برای اداره قدرت و دفاع بر پایه سه اصل «عزت، حکمت و مصلحت» می‌داند.

مولفه

گفتمان حداکثری

گفتمان حداقلی

گفتمان اعتدالی

آمریکا و تهدید آن

آمریکا دشمنی با اراده مستقل است که با مذاکره و توافق متوقف نمی‌شود؛ باید هزینه حمله را برای آن بالا برد.

با کاهش تنش و مذاکره می‌توان زمینه درگیری را کاهش داد؛ اما گاهی نقش و اراده مستقل مهاجم کم‌رنگ می‌شود.

تهدید آمریکا باید جدی گرفته شود، اما مقابله با آن باید با محاسبه پیامدها و جلوگیری از شکل‌گیری ائتلاف علیه ایران همراه باشد.

مذاکره

مذاکره به‌تنهایی مانع جنگ نیست و حتی ممکن است به دشمن فرصت بازسازی توان بدهد.

مذاکره و گفت‌وگو ابزار اصلی کاهش تنش و جلوگیری از جنگ است.

مذاکره ضروری است، اما باید با اهرم قدرت همراه باشد و در خدمت افزایش امنیت ایران قرار گیرد.

توافق و تضمین

توافق بدون تضمین معتبر قابل اتکا نیست و ممکن است نقض شود.

توافق می‌تواند مسیر کاهش فشار، تحریم و تنش را هموار کند.

توافق باید تضمین اجرایی و پشتوانه قدرت و بازدارندگی داشته باشد.

بازدارندگی

با تحمیل هزینه سنگین و ملموس به دشمن ایجاد می‌شود.

نباید به تشدید تنش و افزایش خطر جنگ منجر شود.

باید معتبر، هدفمند و کنترل‌پذیر باشد؛ بازدارندگی با مجازات حداکثری یکی نیست.

جنگ

برای جلوگیری از تکرار تجاوز باید هزینه جنگ را برای دشمن بالا برد، حتی با پاسخ‌های سنگین.

جنگ هزینه انسانی، اقتصادی و اجتماعی بالایی دارد و باید تا حد امکان از آن جلوگیری کرد.

جنگ ابزار دفاع است، نه هدف؛ باید هدف، حدود و شرایط پایان آن از ابتدا مشخص باشد.

هزینه‌های ایران

در محاسبه فشار بر دشمن، هزینه‌های ایران و پیامدهای اقتصادی و اجتماعی گاهی کم‌رنگ می‌شود.

هزینه انسانی، اقتصادی و اجتماعی جنگ و تحریم در مرکز توجه قرار دارد.

هزینه‌های ایران، معیشت مردم و تاب‌آوری جامعه باید هم‌زمان با هزینه دشمن محاسبه شود.

تنگه هرمز و اهرم‌های فشار

ابزارهایی برای افزایش هزینه آمریکا و اقتصاد جهانی و تقویت بازدارندگی هستند.

استفاده گسترده از آنها می‌تواند هزینه‌های اقتصادی برای ایران و خطر جنگ را افزایش دهد.

باید هدفمند و سنجیده استفاده شوند و پیامدهایشان برای ایران و منطقه محاسبه شود.

کشورهای منطقه

فشار بر زیرساخت‌های منطقه می‌تواند هزینه دشمن را افزایش دهد، حتی با افزایش تنش با کشورهای عربی.

باید از تشدید تنش با همسایگان و گسترش دامنه جنگ جلوگیری کرد.

امنیت ایران در گرو منطقه‌ای قوی‌تر و باثبات‌تر است؛ نباید همسایگان را علیه ایران متحد کرد.

رابطه قدرت و دیپلماسی

قدرت و بازدارندگی مقدم است؛ مذاکره بدون قدرت، اعتبار و تضمین کافی ندارد.

مذاکره و کاهش تنش ابزار اصلی حل بحران‌اند و باید از چرخه جنگ جلوگیری کرد.

قدرت و دیپلماسی مکمل یکدیگرند؛ دیپلماسی با اهرم، توافق با تضمین و بازدارندگی با هدف جلوگیری از جنگ.

مسیر خروج از بحران

تمرکز بر پاسخ و افزایش هزینه دشمن است و شرایط پایان بحران ممکن است کم‌رنگ شود.

مذاکره، توافق و کاهش تنش مهم‌ترین مسیرهای خروج از بحران‌اند.

باید «طرح صلح در دل طرح دفاع» وجود داشته باشد؛ یعنی مسیر خروج و شرایط پایان جنگ از ابتدا مشخص باشد.

حداکثری‌ها؛ بازدارندگی با افزایش هزینه دشمن

در روایت آشنا، گفتمان حداکثری در یک نقطه مهم با واقعیت‌های سیاست خارجی همخوانی دارد: این‌که نمی‌توان صرف مذاکره، توافق یا بیانیه‌های سیاسی را برای جلوگیری از جنگ و تضمین امنیت کافی دانست. این جریان بر اراده مستقل آمریکا و ضرورت ایجاد هزینه برای مهاجم تأکید می‌کند و معتقد است بازدارندگی زمانی شکل می‌گیرد که دشمن بداند حمله به ایران هزینه‌هایی جدی برای او به همراه خواهد داشت.

با این حال، از نگاه آشنا، مشکل زمانی آغاز می‌شود که تشخیص درست تهدید به تجویزهایی منجر شود که هزینه‌های ایران، واکنش کشورهای منطقه و منافع بازیگران ثالث را کم‌رنگ می‌کند. در چنین شرایطی، اقداماتی که قرار است آمریکا را تحت فشار قرار دهد، ممکن است به افزایش قیمت انرژی و سود روسیه، نزدیک‌تر شدن کشورهای عربی به آمریکا و اسرائیل و در نهایت، شکل‌گیری ائتلافی گسترده‌تر علیه ایران منجر شود. بنابراین، از نگاه او، «بازدارندگی» نباید با «مجازات حداکثری» یکی گرفته شود.

حداقلی‌ها؛ مذاکره برای مهار هزینه‌های جنگ

در سوی دیگر، گفتمان حداقلی قرار دارد که بر هزینه‌های انسانی و اقتصادی جنگ، تحریم و انزوا تأکید می‌کند و راه‌حل را در مذاکره، کاهش تنش و توافق می‌بیند. آشنا معتقد است این جریان نیز یک واقعیت مهم را به‌درستی یادآوری می‌کند: هیچ سیاستی نباید هزینه‌های خود را بر دوش مردم نادیده بگیرد. با این حال، نقد او این است که حداقلی‌ها گاه اراده و عاملیت مستقل مهاجم را دست‌کم می‌گیرند و با تمرکز بر خطاهای داخلی، تصمیم آمریکا و اسرائیل برای آغاز جنگ را به واکنشی در برابر رفتار ایران تقلیل می‌دهند. از این منظر، مذاکره نیز به‌تنهایی نمی‌تواند جای بازدارندگی را بگیرد؛ توافق زمانی می‌تواند امنیت‌آفرین باشد که پشتوانه قدرت و تضمین اجرایی داشته باشد.

اعتدال؛ نه جنگ بی‌پایان، نه مذاکره بی‌پشتوانه

آشنا در برابر این دو رویکرد، از «گفتمان اعتدالی» سخن می‌گوید؛ گفتمانی که به تعبیر او صرفاً نقطه وسط میان دو جریان نیست، بلکه به دنبال اداره قدرت دفاعی بر اساس سه اصل «عزت، حکمت و مصلحت» است. در این چارچوب، عزت به معنای دفاع از تمامیت ارضی و استقلال کشور و جلوگیری از تکرار تجاوز است، اما جنگ نباید به هدفی فی‌نفسه تبدیل شود.

حکمت نیز به معنای حفظ تاب‌آوری داخلی، اداره زندگی مردم در شرایط جنگ و طراحی «مسیر خروج» از بحران است؛ یعنی همان‌طور که دفاع باید برای دشمن هزینه ایجاد کند، از ابتدا باید راهی برای پایان جنگ و تبدیل دستاورد نظامی به امنیت پایدار وجود داشته باشد. مصلحت نیز به معنای سنجش زمان، زبان، مخاطب و پیامد اقدامات و جلوگیری از شکل‌گیری یک ائتلاف گسترده علیه ایران است.

نسخه آشنا؛ دیپلماسی با اهرم، بازدارندگی با هدف

بر این اساس، راه‌حل آشنا نه انتخاب میان مذاکره و دفاع، بلکه ترکیب هوشمندانه این دو در یک راهبرد کلان است: ایران به دیپلماسی نیاز دارد، اما دیپلماسی باید با اهرم قدرت همراه باشد؛ به توافق نیاز دارد، اما توافق باید تضمین داشته باشد؛ به بازدارندگی نیاز دارد، اما بازدارندگی باید هدفمند و کنترل‌پذیر باشد و در نهایت، به آمادگی دفاعی نیاز دارد، اما هدف این آمادگی باید جلوگیری از جنگ باشد، نه ادامه بی‌پایان آن.

در نگاه آشنا، سیاست موفق سیاستی است که هم قدرت دشمن را بشناسد، هم هزینه‌های خودی را محاسبه کند و هم از تبدیل دفاع به جنگی بدون پایان جلوگیری کند؛ به بیان دیگر، ایران باید بتواند هم بجنگد و هم بداند برای چه می‌جنگد و چگونه باید به جنگ پایان دهد.

۲۱۹

کد مطلب 2254557

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
6 + 3 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین