۰ نفر
۱۴ مرداد ۱۴۰۵ - ۰۰:۰۰
از شجره نامه رهبر شهید چه می‌دانیم؟

یکی دیگر از شخصیت‌های سلسله عمودِ این نسب از اجداد دودمان بیت میرداماد، علامه بزرگوار سید احمد بن زین‌العابدین علوی آملی از علمای تراز اول است. فرزند دیگرش، مرحوم علامه میر سید عبدالحسیب ابن سید احمد زین‌العابدین، از علمای دوره صفویه است .

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین،  داوود نعیمی، استاد حوزه و دانشگاه، در خصوص تبارنامه رهبر شهید انقلاب اسلامی، آیت‌الله سیدعلی حسینی خامنه‌ای با پایگاه خبری جماران گفت و گویی داشته است. مشروح این گفت و گو را در ادامه می خوانید:

رهبر شهید انقلاب اسلامی از فرزندان بزرگوار امام حسین(ع) بودند که مانند جدّ بزرگوارشان تشنه به شهادت رسیدند. از شما می‌خواهیم که  شجره‌نامه پدری و مادری ایشان - که هر دو از سلسله جلیله سادات هستند - را برای ما مرور بفرمایید.

سخن از تبار نورانی است که در این زنجیره مشاهیر بزرگی در سلسله جلیله سادات حسینی خامنه‌ای وجود دارد؛ از امام‌زادگان بزرگوار و معصوم‌زادگان سعادت شعار و سالار عالیقدری است که وجودشان منشأ رویش گل‌های معطر گلستان انسانی گردید و یکی از این گل‌ها، مهر سپهر سروری مقام معظم رهبری است.

سرسلسله خاندان حسینی خامنه‌ای با ۳۴ واسطه به امام زین‌العابدین، سیدالساجدین و تاج‌البکائینِ عالم می‌پیوندد. در ردیف بالا و حلقات عمود خیمه نسب ایشان، اول امام زین‌العابدین علیه‌السلام است. دوم، وجود نورانی آخرین فرزند امام زین‌العابدین، وجود مقدس و نورانی آقا علی‌اصغرِ بن امام زین‌العابدین است که در سن ۳۳ سالگی در مدینه وفات یافتند و بقیع محل دفن و آرامگاه ایشان است. در کنار حضرت علی‌اصغر، شخصیت ارزنده دیگری به نام فرزندش «شاهزاده حسن افطس» وجود دارد.

شاهزاده حسن افطس از شخصیت‌های مورد توجه و امام‌زادگان با کرامتی است که در سلسله تبار امام شهیدمان قرار دارد؛ و نیز جزء چهار بارگاه نورانی از نسل چهارمین امام بافضیلت شیعه در استان مرکزی، در کنار دیگر شخصیت‌های سلسله اجدادی ایشان هستند. شاهزاده حسن افطس اولین درگهِ نور است که در اسفین فراهان، در ۱۸ کیلومتری شهر فرمهین و در قرب روستاهای کازران، شتریه و حسین‌آباد واقع شده است.

از نظر سلسله تبار سادات بزرگوار حسینی خامنه‌ای، سادات با عظمت افطسی، سادات با عظمت سجادی هزاوه، سادات با عظمت خورزن اراک، سادات با عظمت ذی‌جوین، سادات قائم مقامی حوزه فراهان، سادات ماهان کرمان، سادات سبزوار، سادات عربشاهی سبزوار، سادات حسینی هاشمی، سادات حسینی همدانی، سادات عابدینی حسینی در مشهد میقان، و سادات میرمحمدی و میرمحمودی، از نسل ایشان هستند و حلقه اتصالشان سطان سید احمدهزاوه و شاهزاده حسن افطس است.

چرا به ایشان حسن افطس می‌گویند؟

به‌خاطر اینکه سر و بینی این امامزاده عریض بوده، ایشان معروف به افطس می‌شوند. ایشان پرچم‌دار و نیزه‌دارِ حرکت نهضت سادات است که در کنار محمد نفس زکیه و ابراهیم بن عبدالله بن امام حسن مجتبی(ع)، در مبارزه با عباسیان نقش بسیار ارزنده‌ای را در تاریخ اسلام دارند.

پس اولین نیای نسبیِ خاندان مقام عظمای ولایت، بعد از امام زین‌العابدین و بعد از حضرت علی‌اصغر که کوچک‌ترین و یازدهمین فرزند امام سجاد است، شاهزاده حسن افطس است که پیوند و حلقه وصل بین ساداتی است که نام بردم. ولی اینجا باید اشاره کنم، در کنار این شخصیت، اگر ما تبارنامه مقام عظمای امام شهیدمان را بخواهیم نام ببریم، ایشان هم افطسی و هم حسین اصغری هستند؛ از ناحیه مادر از طریق ابی محمد الحسن و از طریق خاندان میردامادی که پدرِ مادرِ آقا باشند از نسل سید هاشم نجف‌آبادی میردامادی، ایشان دیباجی از طریق ابی الحسین محمد دیباج هم هستند.

در کنار شاهزاده حسن افطس، نیای دیگر آقا، وجود مقدس و نورانی امام‌زاده محمدِ فَم تفرش است که یکی از امام‌زادگانِ باعزت، باعظمت و باجلالت است که در منطقه تفرش، نگین انگشترِ ارادت مردم به این امام‌زاده جلیل‌القدر و بافضیلت است. شخصیت دیگر در نسب‌نامه آقا و سومین درگه از نور در استان مرکزی، امام‌زاده محمدبن حسن بن حسین بن حسن افطس واقع در مسجد ششناو است؛ در کنار ایوان مقصوره، امامزاده محمد در مسجد ششناو تفرش. این دو بزرگوار امام‌زاده محمد فَم و امامزاده محمد مسجد ششناو در تفرش واقع‌اند. شاهزاده حسن افطس در اسفین فراهان است، و چهارمین درگه نور از خاندان باعظمتِ نیای سادات حسینی خامنه‌ای، شاهزاده سلطان سید احمد هزاوه است که معروف به سلطان‌العلماست؛ یکی از چهره‌های برتر تاریخ، یکی از خون‌خواهان قیام ابی‌عبدالله و یکی از چهره‌های ارزنده‌ای که برای ترویج فرهنگ ناب و متعالی دین به سرزمین زیبای فراهان آمدند و در آنجا به درجه رفیع شهادت نائل شدند.

پس مقام عظمای ولایت، حضرت آیت‌الله سید علی حسینی خامنه‌ای، ابن سید جواد، ابن سید حسین، ابن سید محمد، ابن سید محمدتقی، ابن سید علی‌اکبر تفرشی، ابن سید فخرالدین معروف به «میرفخرا» است. میرفخرالدین معروف به میرفخرا یکی از بزرگان منطقه تفرش است که مورد ارادت و توجه قاطبه علما و مردم تفرش بودند و حلقه اتصال و استمرار شجره ساداتِ مقام عظمای ولایت و سادات حسینی خامنه‌ای از ناحیه میرفخرا به سید ظهرالدین بن سید روح‌الله بن قطب‌الدین است.

جناب میرفخرا فرزندی دارد که باز او هم از نیای باعظمتِ شجره رهبر عظیم‌الشأنمان هست به نام سید علی‌اکبر تفرشی. سید علی‌اکبر تفرشی از شاگردان شیخ مرتضی انصاری است؛ از علمای بزرگوار در زمان مسأله تحریم تنباکو و ساکن در دارالخلافه تهران. این شخصیت عظیم و بزرگوار سید علی‌اکبر تفرشی انسانی است دارای مراتب علمی و عملی و مقام اجتهاد و رتبه رفیع در دین و فقاهت بودند و نقش‌برجسته‌ای در نهضت تحریم تنباکوی مرحوم میرزای شیرازی دارند.

یک ظرافتی در مقام و منزلت ایشان وجود دارد که مرحوم آیت‌الله سید ابوالحسن جلوه یکی از علمای نامی و سامی و عرفای بسیار باعظمت می‌گفت: «من سالیان سال داشتم در نحوه خلقت آیت‌الله سید علی‌اکبر تفرشی تفحص می‌کردم که خلقت این فرزند فاطمه اطهر(س) و امیرالمؤمنین(ع) برای چیست؟ تا اینکه یک روز آقای میرزاعلی اصغرخان امین‌السلطان، جلسه‌ای را ترتیب داده بود در موقع مسأله تحریم تنباکو برای استفسار و تبادل نظر با علمای دارالخلافه تهران. همین که نوبت به آیت‌الله حاج سید علی‌اکبر تفرشی رسید، دیدم ایشان با یک عظمت، صلابت، روحیه مجاهدت و انقلابی به میرزاعلی اصغرخان امین‌السلطان فرمود: شما وزرا کشور را می‌فروشید و پول می‌گیرید از بیگانگان، و مملکت و کشور را به بیگانگان می‌فروشید! وقتی که این نهیب آقای سید علی‌اکبر تفرشی را من در مقابل امین‌السلطان دیدم، گفتم خلقت ایشان برای این زمان است؛ برای دفاع از کیان اسلام و برای ایستادگی در مقابل ناهنجاری‌ها و متجاوزان و ستمگرانِ خائن به این مُلک و مملکت. ایشان در سال ۱۳۲۲ قمری در سن ۸۰ سالگی در تهران وفات کردند. آیت‌الله سید علی‌اکبر تفرشی فرزندی دارد به نام آیت‌الله سید محمدتقی تفرشی که در تفرش به تدریس، ترویج و تبلیغ دین و توجه خاص به حوزه‌های علمیه شیعه مشغول و دارای زندگی عالمانه و مورد ارادت مردم بوده است.

این چند پشتی را که نام بردم، ساکن در تفرش و فراهان و ساکن در استان مرکزی بوده‌اند. از امام‌زادگان و علمای والاتبار منطقه استان مرکزی استان آفتاب، زادگاه امامین انقلاب، نقطه آغاز مهاجرت از تفرش خاندان حسینی خامنه‌ای، آیت‌الله سید محمد تفرشی است.

سید محمد، فرزندِ آقای سید محمدتقی تفرشی است از اجداد آقا که ایشان هم مورد توجه است و نقطه شروع مهاجرت به تبریز و خامنه از این زمان و از چهره سید محمد تفرشی آغاز می‌شود. سید محمد تفرشی فرزند بزرگواری دارند که در سال ۱۲۶۰ قمری در خامنه به دنیا آمده است به نام آیت‌الله سید حسین حسینی خامنه‌ای پدربزرگ امامِ شهیدِ ما که ایشان دوران کودکی را در خامنه سپری کردند.

سپس وارد حوزه علمیه تبریز شدند. بعد از مدت اقامت و تحصیل در تبریز، وارد نجف شدند. ایشان از شاگردان مراجع بسیار کریم‌النفس و بافضیلت نجف، از جمله شاگرد صاحب جواهر مرحوم شیخ محمدحسن نجفی، مرحوم آیت‌الله‌العظمی شیخ مرتضی انصاری، آیت‌الله سید حسین کوه‌کمری و فاضل ایروانی، و در حکمت و علوم معقول از شاگردان آیت‌الله میرزا محمدباقر شکّی بودند. ایشان بعد از اتمام مراحل و تکمیل تحصیل و دریافت درجه فقاهت و اجتهاد در محضر اعلام علما و فحول فقها در نجف، حوزه درسی را تشکیل می‌دهند و عده‌ای از علمای تبریزی و غیر تبریزی در محضر ایشان حاضر می‌شوند. ایشان دارای تألیفاتی است که این تألیفات درخورِ توجه بسیاری از علما واقع شده است که تقریراتی در اصول و فقه از اساتید بزرگوارشان است.

ایشان بعد از نجف، مهاجرت به تبریز می‌کنند و در تبریز در محله و کوچه‌ای ساکن می‌شوند که به کوچه قره‌باغی‌ها معروف است. در محله قره‌باغی‌ها علاوه بر سکونت و امامت جماعت که ایشان در آنجا معروف به «آیت‌الله سید حسین خامنه‌ایِ پیش‌نماز» می‌شوند، در مدرسه طالبیه تبریز هم مشغول تدریس می‌شوند و نقش به سزا و ارزنده‌ای هم در مسأله تاریخ مشروطه و اندیشه‌های شیخ فضل‌الله نوری داشتند.

این مشروطه‌خواهی آیت‌الله سید حسین حسینی خامنه‌ای باعث می‌شود به‌خاطر اندیشه‌های نوینِ شیخ فضل‌الله نوری، ایشان با مجاهدینی همکاری کنند که یکی از نگین‌های دوران طلایی عصر مشروطه، مرحوم آیت‌الله حاج شیخ محمد خیابانی است. آیت‌الله سید حسین خامنه‌ای به‌خاطر ارادت به قضیه مشروطه و به‌خاطر دوستی با آیت‌الله خیابانی، صبیه خود را به ازدواج آیت‌الله خیابانی درمی‌آورند.

آیت‌الله خیابانی خیلی مورد توجه مشروطه‌خواهان و در تبریز و تهران مورد عنایتِ نظر علما بود و در نهضت مشروطه همکاری‌های ویژه‌ای داشت؛ به‌طوری که حتی در تبریز عدالت‌خانه تأسیس می‌کند، مراکز خیریه را تأسیس می‌کند و انجمن ایالتی و ولایتی را تأسیس می‌کند.

ایشان هم یک نقش‌برجسته‌ای را ایفا می‌کند در کنار مسأله مشروطه و پنج شرطی را که برای مسأله اظهارنظر فقها و نظارت بر قوانین گذاشته می‌شود اصل تراز اول، دو نماینده در تبریز مطرح می‌شود که نظارت بر این موضوع داشته باشند: یکی شیخ محمد خیابانی داماد آیت‌الله سید حسین خامنه‌ای و دومین شخصیت تبریزی میرزا اسماعیل نوبری است که ایشان هم همسرِ نوه آیت‌الله سید حسین خامنه‌ای پدربزرگ امام شهیدمان است.

وفات آیت‌الله سید حسین خامنه‌ای در سال ۱۳۲۵ هجری قمری بود که پیکر ایشان حمل می‌شود به وادی‌السلام و مورد توجه و عنایت شیعیان و ارادتمندان قرار می‌گیرد و در وادی‌السلام نجف مدفون است.

آیت‌الله سید حسین حسینی خامنه‌ای دارای سه فرزند پسر بودند که عبارت‌اند از: یک: آیت‌الله سید محمد پیغمبر حسینی تفرشی تبریزی، عموی رهبری است که در نجف به دنیا آمدند. از شاگردان آیت‌الله آخوند خراسانی و شیخ‌الشریعه اصفهانی بودند و ایشان از همراهان مشروطه هم بودند. از طرف دیگر، ایشان امینِ دستگاه مرجعیت و مورد توجه ویژه و محرم اسرار آیت‌الله‌العظمی سید ابوالحسن اصفهانی بودند. این چهره نامی حوزه نجف و تفرش و سلسله سادات خامنه‌ای دارای تألیفات و تقریراتی است که در حسینیه شوشتری‌های نجف نگهداری می‌شود. وفات ایشان هم در سال ۱۳۵۳ قمری بود و در وادی‌السلام مدفون است.

دومین فرزند ایشان، آیت‌الله میرمهدی است که از شاگردان حوزه‌های بسیار ارزنده تفرش، نجف، خامنه و تبریز بود. ایشان بعدها ملقب به آیت‌الله میرمهدی مجتهدزاده می‌شوند و این اشتهار را پیدا می‌کنند. ایشان هم دارای پنج فرزند عالی‌مقام بودند که آنها هم در کسوت روحانیت و مقام علمی و الهی بودند.

سومین فرزند آیت‌الله سید حسین خامنه‌ای، آیت‌الله حاج سید جواد حسینی خامنه‌ای پدرِ آقا است که در سال ۱۳۱۳ هجری قمری در نجف متولد شدند. ایشان دوران نوجوانی را با آغاز رخدادهای مشروطه سپری کردند؛ یعنی با درک نقش بزرگواری‌ها و فضیلت‌ها و شهیدان مشروطه، از جمله جریان اعدام و شهادتِ شوهرخواهر خود، آیت‌الله شیخ محمد خیابانی.

حضرت آیت‌الله سید جواد خامنه‌ای در نجف از شاگردان حوزه درس و بحث سه نفر از فقها و علمای بزرگ بودند: یک مرحوم آیت‌الله آقا ضیاءالدین عراقی مبتکر علم اصول؛ دومین استاد ایشان مرحوم میرزای نائینی که اخیراً هم تقریرات بحث مرحوم نائینی به قلم ایشان چاپ شده؛ و سومین استاد ایشان مرحوم آیت‌الله‌العظمی سید ابوالحسن اصفهانی است.

آیت‌الله سید جواد حسینی خامنه‌ای، در سال ۱۳۳۶ قمری مهاجرت به تبریز می‌کنند. علاوه بر تحصیل در نجف، جلسه تدریس در تبریز را آغاز می‌کنند. بعد از اینکه مدتی در تبریز بودند، از تبریز مجدداً مهاجرت به نجف می‌کنند. در این بازگشت به نجف، همسر مکرمه خود را از دست می‌دهند. هنگامی که همسرشان را از دست دادند، سه بانوی بزرگوار از همسر اول بر جا می‌مانند: سیده علویه حسینی خامنه‌ای، سیده بتول حسینی خامنه‌ای و سیده فاطمه حسینی خامنه‌ای.

دست تقدیرِ روزگار، ایشان را از نجف وارد تبریز، و از تبریز وارد مشهد می‌کند؛ در جوار بارگاه و روضه مقدسه و منوره ثامن‌الحجج علی بن موسی‌الرضا علیه آلاف التحیة و الثناء. هنگامی که در آستان ملک‌پاسبانِ ثامن‌الائمه وارد می‌شوند، با عنایت الهی و برکات و انوار رضوی، ایشان با مرحوم آیت‌الله حاج سید هاشم نجف‌آبادی آشنا می‌شوند و با صبیه ایشان، مرحومه مغفوره سیده عالی‌مقام، خانم سیده خدیجه میردامادی ازدواج می‌کنند.

این ازدواجِ ایشان در مشهد، در کنار پدرِ زوجه‌شان مرحوم آیت‌الله سید هاشم حسینی میردامادی، پایه‌های استحکام و تقویت حوزه علمیه مشهد را در بر می‌گیرد و در آنجا مشغول به تدریس می‌شوند. در تشکیل حوزه علمیه خیلی کوشا بودند و از شاگردان ایشان دو نفر خیلی مورد توجه بودند: شیخ نصرالله شبستری تبریزی و مرحوم میرزا حسین عبایی خراسانی.

علاوه بر تربیت فرزندان خود و شاگردان، ایشان جلسه تدریس، جلسه منبر و برنامه ترویج فرهنگ معارف عالیه اهل‌بیت را داشتند. همچنین در مسجد صدیقی‌ها یا مسجد ترک‌های مشهد که معروف به مسجد ترک‌های آذربایجان بود اقامه جماعت می‌کردند. از آنجا که مسجد صدیقی‌ها نزدیک بازار سرشور در طرح توسعه حرم قرار می‌گیرد و تخریب می‌شود، ایشان بعدها جهت اقامه نماز جماعت و ترویج مبانی فرهنگ اهل‌بیت به مسجد گوهرشاد انتقال پیدا می‌کنند. در اینجا تنش‌های سیاسی و توجه به نظام مقدس باعث می‌شود که مأمورین و نیروهای امنیتی همیشه ایشان را مورد سؤال‌وجواب قرار دهند.

نکته دیگر، مسأله ساده‌زیستیِ آیت‌الله سید جواد حسینی خامنه‌ای است؛ ساده‌زیستی وی زبانزد عام و خاص بود. الآن هم منزل پدری ایشان در خیابان خسروی نو در سرِ کوچه‌بازار سرشور موجود است که در قرب و جوارِ منزل آیت‌الله سید جواد سبزواری پسر فقیه بزرگِ عالم مشهد و فقاهتِ حوزه مشهد، آیت‌الله حاج میرزا حسین سبزواری قرار دارد. الآن هم مدتی است دفتر حضرت آیت‌الله‌العظمی فاضل لنکرانی در کنار بیتِ پدرِ مقام عظمای ولایت واقع شده است.

از دوستان نزدیک و بسیار مورد ارادتِ آیت‌الله حاج سید جواد حسینی خامنه‌ای، آیت‌الله شیخ غلامحسین تبریزی و میرزا حبیب‌الله ملکی تبریزی بودند و از همه بالاتر، دوستی، محبت، مودت و دیدارهای خصوصی و غیرخصوصی ایشان با آیت‌الله حاج سید علی‌اکبر خویی، پدر مرجع عظیم‌الشأن جهان اسلام، آیت‌الله‌العظمی سید ابوالقاسم خویی بود. خداوند این محبت و مودت را در کنار زندگی در مشهد به ایشان عطا کرده بود.

ایشان دارای شش پسر و یک دختر بودند که دو تا از فرزندان پسری ایشان در زمان حیاتشان از دنیا می‌روند. اولین فرزند ایشان آیت‌الله حاج سید محمد حسینی خامنه‌ای است که دارای تألیفات ارزنده‌ای مانند حاشیه بر «آثار فقها» و «رسائل و مکاسب» شیخ مرتضی انصاری و شخصیتی است که دارای چهره حکمی، کلامی و فلسفی و رئیس بنیاد حکمت اسلامی صدرا در تهران هستند.

فرزند دیگر آیت‌الله حاج سید جواد خامنه‌ای، وجود مقدس و نورانی قائد عظیم‌الشأنمان، امامِ شهید و ولی‌فقیه زمانمان است؛ کسی که اگر الفبای شخصیتی ایشان از باب علمی، اخلاقی، اجتماعی، سیاسی، فلسفی، ادبی، حکمی و تاریخی بخواهد منصفانه مورد تفسیر و توجه واقع شود، باید صدها لجنه علمی، آکادمیک و محققین، متکلمین، فیلسوفان عالی‌مقام، شعرای در رده حکمت شعری و شخصیت‌های فقهی و اصولی بیایند و در مورد ابعاد وجودیِ چنین مرجع عظیم‌الشأنی که ۳۷ سال سکان‌داری کشتی امامت و هدایت مردم را به عهده داشتند، به بحث بنشینند و شخصیت این مرجع والامقام را مورد توجه و عنایت قرار دهند.

سومین فرزندِ آیت‌الله حاج سید جواد، بدری سادات خانم است که معروف به رباب حسینی خامنه‌ای است. فرزند چهارم ایشان آیت‌الله سید هادی حسینی خامنه‌ای از چهره‌هایی است که نماینده مجلس بودند و فرزند پنجم ایشان آقای حاج سید محمدحسن حسینی خامنه‌ای است که از مسئولین عالی‌رتبه در وزارت نفت هستند.

جناب آیت‌الله حاج سید جواد حسینی خامنه‌ای تألیفاتی نیز دارند؛ بر «شرایع الاسلام» و «رسائل و مکاسب» شیخ مرتضی انصاری حاشیه نوشتند و تقریرات مرحوم آیت‌الله نائینی را مرقوم کردند. دارای اجازاتی از آیت‌الله سید ابوالحسن اصفهانی، مرحوم آقا ضیاءالدین عراقی و مرحوم نائینی بودند. وفات ایشان در ۹۳ سالگی، در سال ۱۳۶۵ شمسی رخ داد که امام راحل رضوان‌الله‌تعالی‌علیه، خمینی کبیر، بزرگ‌معمار انقلاب اسلامی پیام باعظمتی را به محضر امام شهید مخابره کردند که حاکی از روح والا، عظمت و قداست این خاندان حسینی بود.

نکته دیگری را که اشاره کنم، تا الآن در باب نیای باعظمت خاندان پدری بود؛ الآن اشاره به اجداد و امهاتِ خاندان مقام عظمای ولایت از دودمان سلسله سادات دیباجی و افطسی در خاندان حسینی خامنه‌ای دارم.

یعنی سلسله خاندانِ نیای مادری رهبر شهید؟

سلسله نیای مادری ایشان، سلسله نیای مادری آقا هم مجدداً حاکی از یک شجره بسیار بافضیلت است که از دو طرف نسب دارند: یکی از طرف ابی الحسین محمد دیباج از فرزندان امام صادق(ع)، و از سوی دیگر به حسین اصغر بن امام زین‌العابدین علیه‌السلام. حالا از نظر اجداد مادری ایشان، باید اشاره‌ای کنم آیت‌الله حاج سید هاشم حسینی نجف‌آبادی یکی از شخصیت‌هایی است که در حوزه علمیه مشهد و نجف زبانزد خاص و عام است.

ما در مورد نیای رهبری، چه از ناحیه پدر و چه از ناحیه مادر، می‌توانیم به کتاب «المآثر و الآثار» اعتمادالسلطنه، «اعیان الشیعه» سید محسن امین عاملی، «طبقات اعلام الشیعه» آقابزرگ تهرانی، «ریحانة الادب» محمدعلی مدرس خیابانی، «تاریخ سادات خامنه»، کتاب‌های رجال و دانشمندان آذربایجانِ آقای عقیقی بخشایشی، «مکارم الآثار» معلم حبیب‌آبادی، «الذریعه إلی تصانیف الشیعه» آقابزرگ تهرانی، «مشاهیر مدفون در حرم رضوی» کار آقای زنگنه، «نجوم السماء» کشمیری، «ریاض العلماء» افندی و «تاریخ علمای شهر مشهد» آقای ساعدی مراجعه کنیم و تبارنامه زندگی و شخصیت‌های تراز اول این شجره را مورد بحث‌وبررسی قرار دهیم.

پس این خانواده از ناحیه مادری فرزندان سیده خدیجه میردامادی، فرزند آیت‌الله سید هاشم میردامادی است. میردامادی‌ها یک درخشش خاصی در تاریخ جهان اسلام دارند؛ چون از فرزندان مرحوم میرداماد هستند. چرا از فرزندان میردامادند؟ در این مورد باید یک اشاره دیگر کنم؛ این خاندان از دامادهای دو شخصیت الهی و آسمانی‌اند. جدِ آیت‌الله سید هاشم حسینی نجف‌آبادی میردامادی و سیده خدیجه را به این سبک باید نام برد: جد این‌ها مرحوم سید محمد شمس‌الدین مرعشی از شاهزادگان و سلاطین مرعشی است.

آقای سید محمد شمس‌الدین از شاگردان مرحوم محقق کرکی علی بن عبدالعالی محقق کرکی جبل‌عاملی است. محقق کرکی به‌خاطر عشق و ارادتی که به فرهنگ ولایت‌مدارانه دودمان سادات داشتند، شبی در عالم خواب وجود مقدس امیرالمؤمنین علیه‌السلام را می‌بیند که فرمودند: «آقای محقق کرکی، دخترتان را به ازدواج سید محمد شمس‌الدین مرعشی دربیاورید که این‌ها از سلاطین مرعشیِ شیعه بودند و دارای امارت و حکومت و شخصیت‌های والاتبار در این عمود نسب هستند. خداوند فرزندی را از این میرشمس‌الدین و دختر شما به دنیا خواهد آورد که جهان را به نور علم و دانش خود منور خواهد کرد.»

محقق کرکی می‌گوید: «من دختر اولی‌ام را به ازدواج یکی از شاگردانم مرحوم آیت‌الله سید احمد بن زین‌العابدین علوی آملی درآوردم و دختر دومم را به ازدواج میر سید محمد شمس‌الدین مرعشی که پدر میرداماد است درآوردم.» چند صباحی گذشت و آن دختر وفات کرد. محقق کرکی می‌گوید: «در تعجبِ تعبیر این خواب بودم تا اینکه شب دیگری امیرالمؤمنین را خواب دیدم. فرمودند: دخترِ دیگرت را به ایشان عنایت کن، فرزندی که از ایشان متولد می‌شود از این همسر است، نه از آن دختر متوفی.» بلافاصله امر ازدواج انجام می‌شود و خداوند مرحوم میرداماد را به ایشان عنایت می‌کند.

چون ایشان داماد محقق کرکی است، به «میرداماد» معروف می‌شود. دومین وجه تسمیه میردامادی‌ها این است که خود میرداماد، دامادِ شاه‌عباس ماضی بود. این سلسله، مانند مرحوم سید قوام‌الدین مرعشی و سید کمال‌الدین مرعشی که در طبرستان دارای حکومت و امارت بودند، بسیار مورد توجه تاریخ‌اند. چه در قیام‌ها و چه در نهضت‌های عالی الهی این‌ها می‌درخشند.

یکی دیگر از شخصیت‌های سلسله عمودِ این نسب از اجداد دودمان بیت میرداماد، علامه بزرگوار سید احمد بن زین‌العابدین علوی آملی از علمای تراز اول است. فرزند دیگرش، مرحوم علامه میر سید عبدالحسیب ابن سید احمد زین‌العابدین، از علمای دوره صفویه است که ایشان اقامه جماعت در مسجدشاه اصفهان داشتند، دارای تألیفات فراوانی بودند و در سنه ۱۱۲۱ قمری درگذشتند و در تخت فولاد اصفهان در تکیه آقا رضی مدفون‌اند.

شخصیت دیگر، فرزندِ میر عبدالحسیب، علامه بزرگوار مرحوم میرمحمد اشرف ابن عبدالحسیب، از علمای اصفهان و از شاگردان مرحوم علامه مجلسی و ملا محمدصالح مازندرانی است که در علوم عقلی و نقلی مهارت کامل داشته است. ایشان از شخصیت‌هایی است که مورد توجه دستگاه شاه سلیمان و شاه سلطان حسین صفوی بوده و بعد از مدتی رفت‌وآمد، میل به کناره‌گیری می‌کند و توجه را به «سِدِه» اصفهان معطوف می‌کند.

ایشان مورد علاقه مردم سده اصفهان بودند. مهاجرتِ ایشان از اجداد مادریِ مقام عظمای ولایت به سده اصفهان، در زمانی واقع می‌شود که زمان حمله محمود افغان به اصفهان است. وقتی به آنجا حرکت می‌کنند و در سده ساکن می‌شوند، محمود افغان حمله کرده و اصفهان را محاصره کرده است. دو نفر از مأمورین را برای دستگیری میرمحمد اشرف ابن عبدالحسیب می‌فرستند. در آنجا سدهی‌ها یک پاسخ کوبنده به این مأمورین می‌دهند؛ گوش و بینی آنها را می‌بُرند و کف دستشان می‌گذارند و می‌گویند: «بروید این را تقدیم کنید به محمود افغان که مردم دلیر، بااخلاص و ارادتمند به ولایت، حافظ و حراست‌کننده دودمان پیغمبر هستند.»

بار دوم لشکر می‌فرستند، با شکست مواجه می‌شود. برای بار سوم محمود افغان پنج هزار لشکر می‌فرستد، مجدداً با شکست به اصفهان برمی‌گردند. برای بار چهارم که می‌خواهند لشکر بفرستند، مسأله حمله به شیراز و یزد آغاز می‌شود که محمود افغان لشکرش را به آن طرف گسیل می‌دهد.

در این خانواده اگر ما بخواهیم نام ببریم، صدها شخصیت علمی، روحانی و مرجعیتی وجود دارد؛ مانند سادات علوی آملی، سادات حسینی، نجف‌آبادی، سادات خاندان سیادت، خاندان هاشمی، لقمانی میردامادی، میرزا محمدعلی میردامادی، عمادالشریعه میردامادی، صدرالعلما میردامادی، مؤیدی میردامادی، مقدسی میردامادی، صدر میردامادی و صدها خاندان دیگر.

محور سوم بحث بنده در کنار مسأله اجداد مادری و پدری رهبری، اشاره به مسأله شهادت و واژه «شهید» است که از نام‌های نیکوی الهی و اسماءالحسنیِ خداست و در قرآن مجید ۳۵ مرتبه مورد تکرار قرار گرفته و استفاده شده است. ما در طول تاریخ تشیع از قرن چهارم تا چهاردهم، علمای بسیار بزرگواری داشتیم که به شهادت رسیدند. مرحوم آقابزرگ تهرانی در کتاب «شهیدان راه فضیلت» بالغ بر ۱۲۶ نفر را به‌عنوان شهید یاد کرده‌اند؛ یعنی در قرن چهارم هفت نفر، در قرن پنجم پنج نفر، در قرن ششم ۱۴ نفر، در قرن هفتم سه نفر، در قرن هشتم ۱۲ نفر، در قرن نهم دو نفر، در قرن دهم ۱۸ نفر، در قرن یازدهم هفت نفر، در قرن دوازدهم ۲۲ نفر، در قرن سیزدهم ۱۸ نفر و در قرن چهاردهم ۱۹ نفر.

چهار نفر و الآن باید گفت پنج نفر از این‌ها در جهان اسلام یک تلألؤ و روحانیت خاص داشتند و یک بیداریِ ویژه‌ای به حوزه‌های علمیه، جهان اسلام، کانون زندگی بشریت و شیعیان عالم دادند: مانند شهید اول، شهید دوم، شهید سوم ملا محمدتقی برغانی، شهید چهارم میرزا مهدی خراسانی جد خاندان علم‌الهدی و پنجمین شهید سرافراز و ارزنده‌ای که مورد توجه تاریخ اسلام واقع شد، وجود مقدس مقام معظم رهبری است.

بنده در پیامی که به محضر ولی‌فقیه عزیز زمانمان مخابره کردم، ضمن عرض تسلیت و تبریک به مناسبت آغاز امامت و ولایت ایشان با عنوان ولی‌فقیه زمان، اشاره بر این بود که «در شب لیلة‌القدرِ تقدیر امور الهی حضرتعالی برگزیده شدید، ولی در کنار این برگزیدگی جای خوشبختی است که سر به آستان معبود گذاشته‌اید.» و اینکه استان مرکزی زادگاه امامین انقلاب است، سومین رهبر برخاسته برای هدایت جامعه بشریت و فرمانده کل قوا، حضرت آیت‌الله حاج سید مجتبی حسینی خامنه‌ای هم برگزیده شد که از نظر تبار و اجداد از شخصیت‌های استان مرکزی است. این برای ملت شریف ایران و مردم استان مرکزی میمون و مبارک خواهد بود که سومین رهبر هم برخاسته از آستان امامین انقلاب، بهشت مفاخر، استان مرکزی است.

۳۱۲۱۶

کد مطلب 2256163

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 5 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین