خبرآنلاین: تقریباً هیچ نهادی در جمهوری اسلامی را نمیتوان یافت که طی سه دهه گذشته، نام احمد جنتی از آن جدا شده باشد. دولتها یکی پس از دیگری آمدهاند؛ از دولت سازندگی تا دولت جنگ، از اصلاحات تا اصولگرایی. رؤسای جمهور عوض شدهاند، رؤسای مجلس رفتهاند، فرماندهان نظامی بازنشسته شدهاند و نسل تازهای از مدیران جای نسل نخست انقلاب را گرفتهاند؛ اما در تمام این سالها، یک نام بیوقفه در رأس شورای نگهبان باقی مانده است؛ احمد جنتی.
حالا یک توییت از عزتالله ضرغامی، بار دیگر او را در صدر اخبار قرار داده است. او از احمد جنتی خواسته در آستانه ۱۰۰ سالگی، دبیری شورای نگهبان را واگذار کند؛ جملهای کوتاه که بار دیگر پرسشی قدیمی را زنده کرده است: آیا دوران یکی از ماندگارترین چهرههای جمهوری اسلامی به پایان رسیده یا احمد جنتی همچنان قرار است «آخرین مرد ایستاده» نسل نخست قدرت باقی بماند؟
سیاستمداری که با انتخابات نیامد و با انتخابات هم نمیرود
در سیاست ایران، کمتر شخصیتی را میتوان یافت که تا این اندازه با مفهوم «تداوم» پیوند خورده باشد. بسیاری از بازیگران اصلی دهه نخست انقلاب یا از دنیا رفتهاند، یا از قدرت فاصله گرفتهاند و یا مسیر سیاسی دیگری را برگزیدهاند. فهرست رؤسای جمهور، خود روایت این جابهجایی است؛ از ابوالحسن بنیصدر و محمدعلی رجایی تا اکبر هاشمی رفسنجانی، سیدمحمد خاتمی، محمود احمدینژاد، حسن روحانی، ابراهیم رئیسی و اکنون مسعود پزشکیان.
اما احمد جنتی، بیآنکه در معرض فراز و فرود انتخابات قرار گیرد، همچنان در جایگاهی مانده که از سال ۱۳۷۱ در اختیار دارد. شورای نگهبان، نهادی که وظیفه تطبیق مصوبات مجلس با شرع و قانون اساسی، تفسیر قانون اساسی و نظارت بر انتخابات را بر عهده دارد، در تمام این سالها با نام او شناخته شده است.
همین استمرار، جنتی را به یکی از نمادهای ثبات در ساختار سیاسی جمهوری اسلامی تبدیل کرده است؛ شخصیتی که بیش از آنکه با رقابتهای انتخاباتی تعریف شود، با دوام نهادهای حاکمیتی شناخته میشود.
نامی که با «نظارت استصوابی» گره خورد
اگر قرار باشد تنها یک مفهوم سیاسی کنار نام احمد جنتی قرار گیرد، بیتردید آن مفهوم «نظارت استصوابی» است؛ اصطلاحی که طی سه دهه گذشته، به یکی از مهمترین محورهای اختلاف میان جریانهای سیاسی ایران تبدیل شده است.
حامیان شورای نگهبان، این سازوکار را ضامن صیانت از قانون اساسی و نظام سیاسی میدانند و منتقدان، آن را عامل محدود شدن رقابتهای انتخاباتی توصیف میکنند. فارغ از این دو روایت، یک واقعیت انکارناپذیر است؛ کمتر بزنگاه انتخاباتی در جمهوری اسلامی وجود داشته که نام احمد جنتی در آن شنیده نشده باشد.
روایتی که فقط سیاسی نیست
زندگی احمد جنتی، تنها در سیاست خلاصه نمیشود. خانواده او نیز تصویری از تفاوتها و بعضا شکافهای سیاسی ایران را در خود منعکس کرده است.
علی جنتی، یکی از فرزندانش، در دولت حسن روحانی وزیر ارشاد بود؛ دولتی که بخش مهمی از جریانهای همسو با پدرش، منتقد سیاستهای آن بودند. در سوی دیگر، یکی دیگر از فرزندان جنتی در سالهای نخست پس از انقلاب به سازمان مجاهدین خلق پیوست و در درگیریها کشته شد.
این دو سرنوشت متفاوت، خانواده احمد جنتی را به یکی از نمونههای کمسابقه در میان مسئولان جمهوری اسلامی تبدیل کرده است؛ خانوادهای که تضادهای سیاسی ایران را در درون خود نیز تجربه کرده است.
مسئله فقط سن نیست
آنچه امروز دوباره نام احمد جنتی را به صدر اخبار آورده، بیش از هر چیز سن اوست. ورود به یکصدمین سال زندگی، این پرسش را پررنگ کرده که اداره یکی از مهمترین نهادهای جمهوری اسلامی در چنین سنی، چگونه ارزیابی میشود.
البته این نخستین بار نیست که چنین بحثی مطرح میشود. در سالهای گذشته نیز انتشار تصاویر او در جلسات شورای نگهبان و مجلس خبرگان، بارها گمانهزنیهایی درباره وضعیت جسمانی یا احتمال کنارهگیریاش ایجاد کرد، اما هیچیک تغییری در موقعیت او به وجود نیاورد.
شاید همین ماندگاری، مهمترین ویژگی کارنامه سیاسی احمد جنتی باشد؛ حضوری که نه با پیروزی در انتخابات آغاز شد و نه با شکست انتخاباتی پایان مییابد.
پایان یک دوره یا ادامه یک روایت؟
بحث بر سر احمد جنتی، در نهایت فقط درباره یک مدیر یا حتی یک سمت نیست. آنچه این روزها دوباره محل توجه قرار گرفته، نسبت جمهوری اسلامی با مسئله انتقال نسل است؛ اینکه ساختاری که اکنون به نیمقرنی نزدیک میشود، چگونه با جایگزینی مدیران نسل نخست، گردش نخبگان و انتقال تجربه مواجه خواهد شد.
توییت عزتالله ضرغامی، فارغ از آنکه به تغییری عملی منجر شود یا نه، دوباره این پرسش را به متن فضای سیاسی بازگرداند. اگر روزی احمد جنتی از دبیری شورای نگهبان کنار برود، آن رخداد صرفاً پایان مأموریت یکی از مدیران باسابقه نخواهد بود؛ بلکه میتواند نشانه پایان فصلی باشد که یکی از آخرین بازماندگان نسل نخست جمهوری اسلامی، یکی از مهمترین کرسیهای حاکمیتی را در اختیار داشت.
شاید به همین دلیل، خبر اصلی نه استعفاست و نه ابقا؛ بلکه مواجهه نظام سیاسی با لحظهای است که دیر یا زود از راه خواهد رسید؛ لحظهای که «تداوم»، جای خود را به «جانشینی» خواهد داد.
۲۹۲۹۵۷







نظر شما