سلطانه‌های اروپایی که امپراتوری عثمانی را دگرگون کردند

این عروسان و کنیزان اروپایی‌تبار، با تسلط بر سیاست‌های دربار و درهم‌شکستن رسوم دیرینه، به بازیگران اصلی قدرت در امپراتوری عثمانی بدل شدند.

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، در سراسر تاریخ عثمانی، زنانی از سرتاسر اروپای شرقی و بالکان به گرداب سیاست‌های پرآشوب دربار امپراتوری عثمانی پرتاب می‌شدند. بسیاری از آن‌ها به اسارت درآمده و به حرم‌سرا فروخته می‌شدند؛ برخی دیگر نیز ابزارهای دیپلماتیکی بودند در دست پادشاهی‌هایی که برای پرهیز از یورش عثمانی، به هر دستاویزی چنگ می‌زدند. این زنان آموختند که چگونه در این فضای سیاسی حرکت کنند، جایگاه خود را تثبیت نمایند و حتی قدرت را به دست گیرند. در حالی که برخی از آنان به عنوان مشاورانی استوار در کنار سلطان‌های نامداری همچون محمد فاتح خدمت می‌کردند، برخی دیگر با درهم‌شکستن سنت‌های دیرینه، در مقام والده‌سلطان (مادر سلطان) و نایب‌السلطنه حکمرانی کردند و حرم‌سرا را به کانون قدرت امپراتوری بدل ساختند.

سلطانه‌های اروپایی که امپراتوری عثمانی را دگرگون کردند
نقاشی میلیکا دسپینا از والاکیا، از خویشاوندان دور مارا، در کورته د آرژش.
منبع: ویکی‌مدیا کامانز

چگونه مارا برانکویچ پل میان جهان مسیحیت و عثمانی شد؟ (حدود ۱۴۸۷-۱۴۱۷/۱۴۲۰) 

مارا، دختر دسپوت صربستان، در سال ۶-۱۴۳۵ میلادی به عقد سلطان مراد دوم درآمد تا از تهاجم و حملات عثمانی جلوگیری کند. با این‌که او از سلطان فرزندی نداشت، به چهره‌ای مادرانه، مشاور و حامیِ کلیدی برای فرزند مراد، یعنی محمد دوم، بدل شد. مارا با وجود اعتقادش به آیین ارتدکس، از پیروزی اسطوره‌ای محمد بر امپراتوری روم شرقی در مقام فاتح قسطنطنیه در سال ۱۴۵۳ حمایت کرد.

مارا به عنوان سفیری کلیدی و مشاور دیپلماتیک برای امپراتوری اسلامیِ در حال گسترشِ محمد خدمت می‌کرد. او اروپای مسیحی را آرام می‌ساخت تا مشروعیت حکومت سلطان را تثبیت کند و تهدیدات جنگ‌های صلیبی را فرونشاند. او همچنین واسطه‌ اصلیِ محمد با جمهوری ونیز و پادشاهی مجارستان شد و با میانجی‌گری در توافق‌های تجاری کلیدی، به ادغام و مشروعیت‌بخشی به جایگاه امپراتوری به عنوان یک قدرت مسلط در اروپا کمک کرد.

سلطانه‌های اروپایی که امپراتوری عثمانی را دگرگون کردند
پرتره‌ای از روکسلانا، خاصگی خرم‌سلطان، اثر یکی از پیروان تیسین، حدود قرن شانزدهم میلادی.
منبع: ساتبیز / ویکی‌مدیا کامانز

خرم سلطان و انقلابی حقوقی که او را به مقام امپراتریس رساند (حدود ۱۵۰۵/۱۵۰۷–۱۵۵۸)

خرم‌سلطان که از قلمروی پیشین پادشاهی لهستان، یعنی اوکراین امروزی، به اسارت گرفته شده بود، دل سلیمان اول را ربود. عشق سلیمان به او برای همیشه مسیر جانشینی، مناسبات جنسیتی و سیاست‌های تولیدمثل را در امپراتوری عثمانی دگرگون کرد. سلطان از گرفتن معشوقه‌ای دیگر خودداری کرد و برای ارتقای جایگاه خرم، منصبی تازه ابداع نمود و او را به مقام خاصگی‌سلطان، یعنی همسر ارشد سلطان، رساند. خرم در سال ۳۴-۱۵۳۳ با ازدواج با سلیمان، خشم بیشتر درباریان را برانگیخت و به نخستین کنیزی بدل شد که با یک سلطان عثمانی ازدواج کرد.

صعود بی‌سابقه او آمیزه‌ای از احترام، حسادت، نفرت و ترس را برانگیخت. با این همه، خرم در مقام هم‌فرمانروا و معتمدترین مشاور سلیمان، امپراتوری را به سوی عصر طلایی خود هدایت کرد. او با پادشاهی‌های همسایه اروپای شرقی برای برقراری صلح مذاکره کرد. خرم همچنین مبلغی بی‌سابقه را صرف امور خیریه و عام‌المنفعه محلی کرد. او در سراسر امپراتوری آشپزخانه‌های عمومی، سامانه‌های آبرسانی، مدارس عمومی و حمام‌هایی بنا نهاد. مشهورتر از همه، مجموعه خرم سلطان را تأسیس کرد که از زنان دارای معلولیت، فقیر، بیمار و باردار مراقبت می‌کرد.

سلطانه‌های اروپایی که امپراتوری عثمانی را دگرگون کردند
والده‌سلطان، بانوی بزرگ تُرک، اثر نیکلا دو نیکوله، حدود ۱۵۷۷–۱۵۵۱ میلادی.
منبع: ویکی‌مدیا کامانز

نوربانو سلطان و ظهور صاحبان قدرت در حرم‌سرا (حدود ۱۵۸۳–۱۵۲۵)

نوربانو، با اصالت ونیزی، یونانی یا یهودی، به عنوان محبوب‌ترین سوگلی و خاصگی سلطانِ سلیم دوم، به قدرت سیاسی رسید. او در درون حرم‌سرا، شبکه‌ای گسترده از حامیان، شامل چهره‌های مذهبی، وزرای اعظم، دیپلمات‌ها و سیاستمداران ایجاد کرد. هنگامی که سلیم در سال ۱۵۷۴ به‌ طور غیرمنتظره درگذشت، او جسد وی را تا زمان بازگشت پسرش و تصاحب تخت پادشاهی، در انجماد و نهان نگاه داشت. نوربانو پس از ارتقا به مقام والده‌سلطان (مادر پادشاه)، تا زمان مرگش اقتداری بی‌سابقه بر امپراتوری عثمانی اعمال کرد.

اراده‌ او بر تمامی تصمیمات مراد سوم در حوزه‌های سیاست، انتصابات سیاسی و ازدواج تأثیرگذار بود. او بر دیپلماسی عثمانی نظارت داشت و حتی پیوندی دوستانه با کاترین مدیچی برقرار کرد. تسلطِ آهنین او بر حرم‌سرای سلطنتی، اغلب عاملِ آغازِ دورانِ تسلط و نفوذِ بی‌چون‌وچرای «سلطنت زنان» دانسته می‌شود. برای یک سده‌ پس از آن، مادران، سوگلی‌ها و عروسانِ دربار، از درون حرم‌سرا بر امپراتوریِ تحتِ فرمانِ سلطان‌هایی که روزبه‌روز ضعیف‌تر، پارانوئیدتر و بیمارتر می‌شدند، فرمان راندند.

سلطانه‌های اروپایی که امپراتوری عثمانی را دگرگون کردند
پرتره‌ صفیه‌سلطان، حدود قرن هجدهم.
منبع: ویکی‌مدیا کامانز

شبکه‌ جهانی جاسوسان، تجارت خارجی و دسیسه‌های امپراتوری صفیه‌سلطان (حدود ۱۶۱۹-۱۵۵۰) 

صفیه که زادگاهش در آلبانیِ امروزی بود، در سیزده‌سالگی به حرم‌سرای سلطنتی فروخته شد. او که به بزرگ‌ترین رقیب نوربانو بدل شده بود، تا زمان درگذشتِ وی در تبعید به سر برد. پس از آن، صفیه به عنوان همسر اصلی مراد به دربار بازگشت. در حالی که مراد سرگرمِ پدر شدن برای ۱۰۰ فرزند بود، صفیه قدرت خود را تحکیم کرد و به یکی از ثروتمندترین و قدرتمندترین زنان تاریخ عثمانی بدل شد.

پس از مرگ مراد، صفیه به مقام والده‌سلطانِ جدید رسید. او شبکه‌های بین‌المللی از جاسوسان و متحدان ایجاد کرد و روابط مستحکمی با ونیز و الیزابت اولِ انگلستان برقرار ساخت. انتصابات، عزل‌ها و حتی احکام اعدام همگی با تایید او انجام می‌شد. او برای حفظ قدرتِ خویش، حتی دستور اعدام نوه‌ خود، شاهزاده محمود، را در سال ۱۶۰۳ صادر کرد. با این حال، دوران تصدی او با دوره‌هایی از بی‌ثباتی شدید و شورش همزمان شد. صفیه به قربانیِ اصلی برای تمام ناکامی‌های داخلیِ امپراتوری بدل گشت و در سال ۱۶۰۴ توسط نوه‌اش، احمد اول، از قدرت برکنار شد.

سلطانه‌های اروپایی که امپراتوری عثمانی را دگرگون کردند
پرتره‌ کوسم سلطان، حدود قرن هفدهم.
منبع: میوچوال‌آرت / ویکی‌مدیا کامانز

چهل‌وپنج سال سلطه‌ کوسم‌سلطان به عنوان نخستین نایب‌السلطنه‌ زن امپراتوری (جدود ۱۶۵۱-۱۵۸۹) 

کوسم‌سلطان بیش از هر والده‌سلطان یا خاصگی‌سلطان پیش از خود، حاکمیت و اقتدار کسب کرد. کوسم که اصالتاً یونانی، بوسنیایی یا چرکس بود، در ۱۵ سالگی به همسر اصلی احمد اول تبدیل شد. پس از مرگ احمد، او به نخستین نایب‌السلطنه‌ زنِ امپراتوری بدل گشت و فرماندهیِ ینی‌چری‌ها، رهبران نظامی، مقامات دربار، رهبران مذهبی و حرم‌سرا را در دست گرفت. حکمرانی سیاسی او بیش از ۴۵ سال به طول انجامید؛ دورانی که با فقر شدید، تورم، طاعون، شکست‌های نظامی و رقابت‌های تلخ در حرم‌سرا همراه بود.

سلطانه‌های اروپایی که امپراتوری عثمانی را دگرگون کردند
والده‌سلطان و مادام ژیراردن، همسر سفیر فرانسه، اثر هنرمند ناشناس، ۱۶۸۶ میلادی.
منبع: کتابخانه ملی.

بااین‌حال، فرمانروایی جنجال‌برانگیز او با افول آشکار امپراتوری عثمانی همراه بود؛ افولی که بر اثر وجود سلطان‌هایی بی‌ثبات از نظر روانی، دمدمی‌مزاج، گرفتار افراط‌های جنسی و مبتلا به سوءظن تشدید می‌شد. او حتی پسر خود، ابراهیمِ دیوانه، را از سلطنت برکنار کرد و برای حفظ نظم، با اعدام او از طریق خفه‌ کردن موافقت نمود.

کوسم همچنین در شبکه‌های گسترده‌ای از مؤسسات خیریه، مدارس و مساجد سرمایه‌گذاری کرد و با تأمین جهیزیه‌ کنیزان خود، اغلب زمینه‌ ازدواج‌های مصلحتی و سودمند آنان را فراهم می‌ساخت و به این ترتیب آنان را آزاد می‌کرد. فرمانروایی کوسم به دست عروسش پایان یافت. خاتون تورخان، والده‌سلطانِ جدید، در سال ۱۶۵۱ دستور داد کوسم را خفه کنند تا از سلطنت پسر خردسالش محافظت شود.

منبع: www.thecollector.com

۲۵۹

کد مطلب 2257097

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
7 + 1 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین