لورنس عربستان؛ افسر اطلاعاتی که نقشه خاورمیانه را تغییر داد؟

یکم اکتبر ۱۹۱۸، سقوط دمشق نقطه عطفی در جنگ جهانی اول و بزرگ‌ترین پیروزی نظامی «لورنس عربستان» بود؛ رویدادی که به جای شکوه، سرآغاز سرخوردگی این افسر بریتانیایی از سیاست‌های کشورش شد. لورنس که با راهبریِ قبایل عرب توانسته بود ضربات مهلکی به امپراتوری عثمانی وارد کند، پس از مشاهده خلف‌وعده‌های سیاسی بریتانیا، در اعتراضی نمادین مدال‌های سلطنتی را نپذیرفت و از قهرمانِ افسانه‌ایِ جنگ به منتقدی سرسختِ استعمار بدل شد.

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، در ۳۰ سپتامبر ۱۹۱۸ [۷ مهر ۱۲۹۷]، یک نیروی مشترک عرب و استرالیایی وارد دمشق در سوریه شد تا در جریان جنگ جهانی اول، آزادسازی این شهر از سلطه عثمانی‌ها را آغاز کند. نیروهای بریتانیایی نیز صبح روز بعد وارد دمشق شدند و کنترل شهر را به دست گرفتند.

یکی از فرماندهان مؤثر در عملیات متفقین توماس ادوارد لورنس، مشهور به «لورنس عربستان»، بود؛ سرباز و افسر اطلاعاتی بریتانیایی که بعدها به یکی از چهره‌های افسانه‌ای جنگ جهانی اول تبدیل شد.

لورنس که در ترمادوگِ ولز به دنیا آمده بود و در دانشگاه آکسفورد تحصیل کرده بود، در سال ۱۹۱۴ به‌ عنوان افسر اطلاعاتی ارتش بریتانیا در مصر مشغول به کار شد. او بیش از یک سال در قاهره به بررسی و پردازش اطلاعات نظامی پرداخت.

در سال ۱۹۱۶، لورنس همراه یک دیپلمات بریتانیایی به عربستان رفت؛ جایی که حسین بن علی، امیر مکه، علیه حکومت عثمانی اعلام شورش کرده بود. لورنس مقام‌های مافوق خود را متقاعد کرد که از شورش حسین حمایت کنند و به‌ عنوان افسر رابط به ارتش عربیِ فیصل، پسر حسین، پیوست.

با هدایت لورنس، نیروهای عرب جنگ چریکی مؤثری را علیه خطوط نظامی عثمانی آغاز کردند. او به‌ عنوان یک استراتژیست نظامی توانمند شناخته شد و در میان قبایل بدوی عربستان نیز محبوبیت زیادی پیدا کرد.

در ژوئیه ۱۹۱۷، نیروهای عرب عقبه را در نزدیکی صحرای سینا تصرف کردند و سپس به پیشروی نیروهای بریتانیا به سوی اورشلیم پیوستند. لورنس نیز به درجه سرهنگ دوم ارتقا یافت.

در ماه نوامبر همان سال، هنگامی که لورنس با لباس عربی در حال شناسایی مواضع دشمن در پشت خطوط عثمانی بود، به دست نیروهای عثمانی افتاد. او مورد شکنجه و آزار جنسی قرار گرفت، اما سرانجام توانست از اسارت فرار کند.

لورنس دوباره به ارتش خود پیوست و نیروهای عرب به‌آرامی مسیرشان را به سمت شمال، به سوی دمشق، ادامه دادند. نیروهای استرالیایی به فرماندهی هنری شاوول نیز در مسیر پیشروی خود به سمت دمشق با نیروهای عثمانی جنگیدند و پیش از لورنس و افرادش به شهر رسیدند، اما اندکی پیش از ورود لورنس، دمشق را ترک کردند تا نیروهای در حال فرار عثمانی را تعقیب کنند. سرانجام، پایتخت سوریه در ۱ اکتبر ۱۹۱۸ [۸ مهر ۱۲۹۷] به دست نیروهای مشترک سقوط کرد.

عربستان آزاد شده بود، اما امید لورنس برای متحد شدن شبه‌جزیره عربستان در قالب یک کشور واحد، پس از سقوط دمشق و با آشکار شدن اختلافات و رقابت‌های میان گروه‌های عرب، از بین رفت. لورنس که خسته و سرخورده شده بود، راهی انگلستان شد. او معتقد بود بریتانیا به تشدید رقابت‌ها و اختلافات میان گروه‌های عرب دامن زده است. به همین دلیل، در دیدار با شاه جورج پنجم، با احترام مدال‌هایی را که به او پیشنهاد شده بود نپذیرفت.

لورنس پس از جنگ، تلاش گسترده‌ای برای حمایت از استقلال کشورهای عربی انجام داد و در کنفرانس صلح پاریس با لباس عربی حاضر شد. او بعدها خاطرات مفصل خود از جنگ را با عنوان هفت ستون حکمت (The Seven Pillars of Wisdom) نوشت.

لورنس برای فرار از شهرتی که گریبانش را گرفته بود و همچنین برای به‌ دست آوردن تجربه و مطالب لازم برای نگارش کتابی تازه، با نامی مستعار به نیروی هوایی سلطنتی بریتانیا (RAF) پیوست. او در سال ۱۹۳۵ از نیروی هوایی خارج شد، اما چند ماه بعد بر اثر یک سانحه موتورسیکلت به‌شدت مجروح شد و جان باخت.

منبع: www.history.com

۲۵۹

کد مطلب 2281750

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
6 + 2 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین