آنچه میخوانید گزارشی از برنامه و تلاشی است که در آستانه آن مجمع انجام شد. هدف از نگارش این نوشته، مستندسازی و ارائه گزارش به همکارانم در انجمن با این هدف است که در سالهای آینده با بهره بردن از این تجربه و رفع اشکالات و نواقص برنامههای بهتری طراحی و اجرا گردد. گمان میکنم انتشار این تجربه جدا از مستندسازی تاریخی، برای انتخابات دورههای بعد انجمن نویسندگان کودک و نوجوان و حتی سایر انجمنها و تشکلهای فرهنگی و هنری مفید خواهد بود.
این نوشته شامل سه بخش است: چرا؟ چگونه؟ چه؟. در بخش «چرا» ضرورت و اهداف طراحی این برنامه، در بخش «چگونه» اقدامات صورت گرفته و در بخش «چه» نتایج و دستاوردهای این تلاش مرور شده است.
بدیهی است این گزارش صرفاً دربردارنده تلاشهای فردی این فقیر است و روشن است که تلاشهای متعدد و متنوع فراوانی که قطعاً ارزش و چه بسا اثرگذاری بسیار بیشتری داشته است توسط دبیرخانه انجمن و همچنین توسط سایر اعضای محترم هیأت مدیره و برخی از دیگر اعضاء نیز صورت گرفته است که از چند و چون آن اطلاع کافی ندارم و در این یادداشت بازتاب نیافته است.
چرا؟
انجمن نویسندگان کودک و نوجوان، نهادی مدنی است که سال ۱۳۷۷ تشکیل شده و تا به حال حدود هفتصد نفر شاعر، داستاننویس، مترجم، روزنامهنگار، منتقد و ... که در زمینه ادبیات کودک و نوجوان فعالیت میکنند، در آن عضو شدهاند.
به دنبال شرایط خاص اجتماعی، اقتصادی و ... در سالهای اخیر و به ویژه یک سال گذشته این انجمن هم با بحرانهایی روبهرو بوده است. در پی جنگ دوازده روزه، وقایع بسیار تلخ دی ماه و جنگ رمضان، این انجمن بخش زیادی از سال گذشته را به صورت غیرفعال گذرانده بود و یا امکان انتشار اخبار و گزارش فعالیتهای خود را نداشت. بازتاب نیافتن عملکرد این انجمن در قبال تجاوز آمریکا و اسرائیل به کشورمان و به طور خاص در برابر کشته شدن مظلومانه کودکان مدرسه میناب زمینهساز اعتراضاتی به این انجمن شده بود که البته در این فضاسازی رسانهای بر علیه انجمن، نارضایتی برخی گروههای تندروی سیاسی از عملکرد انجمن درگذشته همچون در اعتراضات اجتماعی به ویژه در پاییز 1401 و یا نقش انجمن و اهالی ادبیات کودک در مخالفت عمومی با واگذاری کتابخانههای کانون و شکست آن طرح هم نقش داشت. خبر استعفای اعتراضی دو عضو غیرفعال انجمن دستمایه حملات به انجمن را تکمیل کرد و سبب انتشار دهها مطلب بر علیه انجمن در صداوسیما، مطبوعات و خبرگزاریها و شبکههای اجتماعی شد که بعضاً با توهین، تهدید و تحریف هم همراه بود. البته نباید برخی عوامل درونی و مزمن را هم از یاد برد که به مرور سبب کاهش مشارکت و رنجش اعضای قدیمی و عدم رغبت نویسندگان جوان به انجمن شده که جزئیات آن از موضوع این یادداشت خارج است.
به این دلایل و همچنین به دلایل متعدد دیگر همچون سرخوردگی عمومی نویسندگان از برخوردهای سال ۱۴۰۱ و یا اتفاقات دی ۱۴۰۴، ترس و بهت و اندوه ناشی از جنگ رمضان و تجاوز بیگانه، مشکلات اقتصادی عمومی و مشکلات اقتصادی و صنفی مضاعف نویسندگان پیشبینی میشد که میزان مشارکت در انتخابات انجمن چه از بُعد مشارکت اعضا بابت حضور در مجمع عمومی و رأیدهی و چه مشارکت ایشان در نامزدی برای انتخابات بسیار پایین باشد.
برای نمونه از جمع ده نفر اعضای اصلی و علیالبدل هیأت مدیره انجمن، هیچیک (حتی یک نفر) تصمیم و انگیزهای برای نامزدی مجدد نداشت و این که حتی یک نفر از اعضای هیات مدیره فعلی و بعدی مشترک نباشند هیچگاه سابقه نداشت و میتوانست مشکلات اجرایی فراوانی را در دوره بعدی انجمن به همراه بیاورد. و یا میزان حق عضویتهای پرداخت شده در یک سال گذشته نشان میداد تا به حال هیچگاه میزان تسویه حق عضویتها تا این میزان پایین نبوده است و اکثریت اعضا به دلیل شرایط اجتماعی، اقتصادی، روحی و ... تمایلی به همراهی در برنامههای انجمن ندارند. همچنین در یکی دیگر از نهادهای مدنی حوزه ادبیات کودک برپایی مجمع عمومی و رسیدن به حدنصاب لازم به چالشی بدل شد و بالاخره با تلاش گسترده در دومین فراخوان امکان انتخاب هیأت مدیره جدید فراهم آمد.
با توجه به این شرایط بود که تلاش برای افزایش مشارکت اعضا در سه سطح یعنی در پرداخت حق عضویت و یافتن امکان و اجازه حضور در مجمع عمومی؛ دو، مشارکت حضوری و یا مجازی در مجمع عمومی و رأیدهی و سه، مشارکت در نامزدی برای هیأت مدیره و بازرسان ضروری مینمود.
چگونه؟
برای افزایش مشارکت در سه سطح مذکور اعضای هیات مدیره انجمن هر یک به سهم و سیاق خود پا به میدان گذاشتند. من هم کوشیدم از تمام امکانات شخصی برای این کارزار بهره ببرم. در جنگ دوازده روزه و در زمان عدم دسترسی به اینترنت جهانی، گروهی با نام «نویسندگان ادبیات کودک و نوجوان» در پیامرسان بله درست کرده بودم که نزدیک به دویست عضو داشت. کوشیدم در آن گروه و همچنین در سایر گروههای مشابه و مجازی نویسندگان با نامهای گپوگفت، کافه خبر انجمن نویسندگان کودک، شاعران کودک و نوجوان و ... با یادداشتهای متعدد، طرح پرسش و ایجاد حس خوشبینی، تعلق خاطر و همیت صنفی نسبت به انجمن، نویسندگان را به مشارکت در مجمع عمومی ترغیب کنم. همچنین کوشیدم با دعوت از سایر نویسندگان، اعضای گروه مجازی نویسندگان ادبیات کودک و نوجوان را به حدود چهارصد عضو برسانم که البته همه این نویسندگان الزاماً عضو انجمن نبودند.
همچنین به صفحه شخصی حدود دویست نفر از اعضای قدیمی و فعلی انجمن در شبکههای اجتماعی پیام دادم و آنان را به پرداخت حق عضویت معوقه، شرکت در مجمع عمومی، نامزدی در انتخابات و اطلاعرسانی به سایر دوستان خود درباره این نکات دعوت کردم. دعوت به حضور در مجمع عمومی را از هر راه ممکن مثل پست و استوری در شبکههای اینستاگرام، بله، روبیکا، شاد، واتسپ و کانال شخصیام به نام «شهرزاد» در تلگرام بارها و بارها تکرار کردم و هر کس پستی با این مضمون گذاشته بود، بازنشر کردم. همچنین از دوستان مختلف خواهش شد که با تماس و یا ارسال پیام به دوستانشان، ایشان را به پرداخت حق عضویت و کسب شرایط شرکت در مجمع عمومی ترغیب نمایند.
موضوع بسیار مهم ترغیب تعدادی فرد شایسته به نامزدی بود. چون تقریباً هیچ نامزدی برای انتخابات وجود نداشت و این مسئله مطلقاً در انجمن بیسابقه بود. در هر دوره از انتخابات مجموعاً به ۱۵ فرد منتخب نیاز داریم و تعداد نامزدها بهتر است که حداقل دو برابر باشد. برای این منظور شخصاً با حدود پنجاه نفر از اعضاء با شرایط مختلف صحبت کردم؛ از اعضای فعلی و قدیمی هیأت مدیره و همکاران قدیمی انجمن تا اعضای معترض و رنجیده و فاصلهگرفته و تا اعضای جوان، اعضایی که در سایر انجمنها مسئولیت داشته یا دارند و ... .
در تلاش برای جلب موافقت افراد به نامزدی علاوه بر شرایط عمومی مثل خوشنامی و انگیزه و توانایی، دو ممیزه دیگر هم برایم مهم بود: جوان بودن و شهرستانی بودن که غیبت این دو گروه را در میان مدیران انجمن یک ضعف میدانستم.
طبق تجربه عمومی در ایران و جهان، گرم کردن تنور تبلیغات در جلب اعضاء به مشارکت بسیار مؤثر میبود. برای همین به هیأت مدیره انجمن پیشنهاد دادم که از اعضای علاقهمند به نامزدی یک هفته قبل از انتخابات ثبتنام شود و رزومه و برنامههای انتخاباتی آنها به اعضا اطلاعرسانی شود. برخی اعضاء هیأت مدیره با این پیشنهاد موافق بودند اما دبیرخانه انجمن اعلام کرد که در شرایط فعلی امکان اجرای این طرح را ندارد و برای همین این پیشنهاد تصویب نشد. پس به شکل شخصی و غیر رسمی از چند روز مانده به انتخابات روزانه فهرستی از افرادی که شنیده بودم نامزد خواهند شد منتشر کردم و از بقیه خواستم اگر از نامزدی کس دیگری مطلع هستند اطلاع دهند. در آن اطلاعیهها تأکید کردم این فهرستها رسمی و قطعی نیست و فهرست نهایی نامزدها را دبیرخانه انجمن منتشر خواهد کرد.
همچنین این نکته در اکثر انتخابات پیشین مطرح بود که اعضا بیشتر با نیت ادای تکلیف و همراهی با انجمن رأی میدهند و رأیها چندان با شناخت کافی از نامزدها، توجه به عملکرد ایشان در دورههای قبل و برنامههای ایشان برای آینده صورت نمیگیرد و نامزدها نیز در مجمع عمومی عمدتاً به ذکر نام خود بسنده میکنند و خوب است این رویه تا حد ممکن اصلاح شود. لذا از نامزدها خواستم برنامههای خود را به شکل متن یا فیلم منتشر کنند.
امکان دیگر برای ترغیب نویسندگان به افزایش مشارکت، برگزاری برنامههایی با موضوع ضرورت تشکلهای نویسندگان و فواید فعالیتهای جمعی بود. به دلیل شرایط خاص کشور و تعطیلیهای مربوط به آن در تیرماه، امکان برگزاری جلساتی به مناسبت روز ملی ادبیات کودک در هجدهم تیر وجود نداشت اما با همراهی نشریه ادبی آزما نشستی با موضوع اهمیت و ضرورت تشکلهای نویسندگان با حضور چهار داوطلب نامزدی در انتخابات انجمن به شکل مجازی برگزار شد که به طور نسبی مورد استقبال قرار گرفت و در چند خبرگزاری بازتاب یافت.
چه؟
این تلاشهای صورت گرفته با موفقیتها و دستاوردها و همچنین با شکستها و ضعفهایی همراه بود. برای نمونه اطلاعیههای متعدد و فراخوانهایی که در صفحات مختلف منتشر میکردم سبب زحمت دبیرخانه انجمن و تماسها و پرسشهای متعدد نامزدها از ایشان شد که در میان انبوه زحمات جاری مربوط برگزاری مجمع عمومی برایشان آزارنده بود. همچنین عدم اطلاعرسانی و آموزش کافی برای چگونگی ثبت درخواست نامزدی و زمان مناسب برای رأیدهی سبب شد، ناظران انتخابات در بخش مجازی مجمع عمومی از ابتدای آغاز جلسه و پیش از آغاز رسمی انتخابات با رأیدهی برخی اعضا مواجه شوند و برخی از این رأیها هم به کسانی داده میشد که نامزدی آنها مورد تأیید دبیرخانه انجمن قرار نگرفته بود و این مسئله زحمت مضاعف ناظران در توجیه این اعضا را به دنبال داشت.
یکی دیگر از ناکامیها در دریافت رزومه و برنامه از نامزدها رخ داد و هیچ متن، صوت و فیلمی با این هدف انتشار نیافت. برخی نامزدها به شکل غیررسمی و دوستانه اظهار میداشتند گرچه ارائه برنامه برای انتخاب آگاهانه اعضاء ضروری است اما خجالت میکشند پیش از سایر اعضا چنین متنهایی را منتشر کنند و این کار را سبب سبک شدن خویش میپندارند.
گزارشی از حق عضویتهای دریافتی در یک ماه منتهی به برگزاری مجمع اعلام نشده و درباره میزان موفقیت یا عدم توفیق تلاشها برای دعوت اعضا به این امر نمیتوانیم قضاوت کنیم. اما ثمربخش بودن تلاشهای جمعی برای حضور اعضا در مجمع با به حد نصاب رسیدن تعداد حاضران و رسمیت یافتن مجمع در همان دقایق اولیه برپایی آشکار است و گرچه تعداد اعضای حاضر در مجمع به شکلهای حضوری و مجازی رسماً اعلام نشد اما گفته شد که این تعداد از مرز صد نفر گذشته است.
تلاش و دعوت برای اعلام نامزدی غیررسمی اعضا در گروه نویسندگان کودک و نوجوان با موفقیت نسبی همراه بود و افراد مختلف نامزدی خود یا دیگران را اطلاع دادند و فهرست احتمالی و غیررسمی این داوطلبان به حدود بیست نفر رسید. با وجود آنکه این پیشنهاد در هیأت مدیره انجمن تصویب نشده بود اجرای غیررسمی آن مورد استقبال اعضاء هیأت مدیره هم قرار گرفت و رئیس و نایبرئیس انجمن و دو عضو دیگر اسامی نامزدهایی را به فهرست افزودند.
تلاش برای پرداخت حق عضویت و حضور در مجمع عمومی یک تلاش عمومی و فراگیر بود که علاوه بر دبیرخانه انجمن، بیشتر اعضاء هیأت مدیره و برخی دیگر از اعضاء هم در آن نقش جدی داشتند. اما تلاش برای دعوت اعضاء به نامزدی در انتخابات تا آنجا که دیدم به شکل عمومی و علنی جز از طرف این فقیر صورت نگرفت و اما به شکل غیررسمی، موردی و شفاهی توسط چند عضو دیگر هیأت مدیره نیز دنبال شد.
تلاشهایم برای جلب موافقت اعضاء برای نامزدی موفقیتآمیز بود و با پیگیریهای فراوان توانستم موافقت ۱۲ عضو انجمن را برای نامزدی جلب کنم که در میان آنها علاوه بر سه عضو فعلی هیات مدیره، پنج عضو شهرستانی و یک عضو دهه هفتادی هم وجود داشت که این در انتخابات انجمن بیسابقه و به گمانم یک دستاورد بود.
از میان افرادی که خواهش این فقیر هم در نامزدی ایشان بیتاثیر نبود، نایبرئیس جدید و دبیر دوره جدید هیأت مدیره بودند که از این بابت خدا را شاکرم. این تلاشها در آرای شخصی خودم هم مؤثر بود و سبب شد رتبه سوم آراء را کسب کنم. فقیر گرچه از اولین دوره مجمع عمومی انجمن در سال 1377، در دورههای زیادی به تناوب و با چند سال فاصله، جزو نامزدان و منتخبان بودم، به دلیل تفاوتهایی در دیدگاهها و سلایق با برخی موسسان انجمن، هیچگاه به چنین رتبهای دست نیافته بودم.
ارائه فهرست غیررسمی و احتمالی نامزدها از منظر دیگری هم کم و بیش موفق بود. به این ترتیب که از میان 17 نفر نامزد نهایی رسمی و مورد تایید که در انتخابات شرکت کردند، نام 10 نفر از ایشان در آن فهرست غیررسمی اعلام شده بود و از تصمیم نامزدی 7 نفر دیگر بیاطلاع مانده بودیم و یا آنکه آنان در همان جلسه مجمع عمومی چنین تصمیمی گرفته بودند. البته نام شش نفر از هفت نفر اعضای اصلی منتخبین هیات مدیره جدید در آن فهرست بود و از این منظر میتوان آن فهرست را موفق ارزیابی کرد و ممکن است انتشار مکرر آن فهرست در گروههای مختلف در میزان موفقیت منتخبان سهیم بوده باشد
با این حال موفقیت در جذب نامزدهای جدید چندان کامل نشد. سه نفر از افرادی که نامزدی خود را در فراخوان اعلام شده در گروه نویسندگان اعلام کرده بودند، با استناد به مصوبهای که اطلاعرسانی نشده بود اجازه ثبتنام نیافتند. دو نفر هم که به شکل مجازی در مجمع شرکت کرده بودند، به هر دلیل موفق به ثبتنام رسمی برای نامزدی نشدند که ممکن است کمتوجهی شخصی، عدم اطلاعرسانی کافی و شفاف در جلسه مجازی برای ثبتنام داوطلبان و یا اختلال اینترنت در آن دخیل بوده باشد. سه نفر از نامزدهای شهرستانی هم که به شکل مجازی در مجمع حضور داشتند و برای نامزدی ثبت نام کردند حتی در حد همان دو سه جمله سلام و احوالپرسی معمول سایر نامزدان هم، نه برای حاضران در ساختمان انجمن و نه برای حاضران در جلسه مجازی، امکان دیده شدن، معرفی خود و تعامل را نیافتند و رأی بالایی کسب نکردند.
به این ترتیب در انتخابات هیأت مدیره که قرار بود ده نفر انتخاب شوند تنها ده نفر نامزد شدند و برای بازرسان که به پنج منتخب اصلی و علیالبدل نیاز بود، هفت نامزد داشتیم و گرچه از بحران پیشآمده به هر حال سربلند بیرون آمدیم اما از منظر تعداد نامزدها چندان در شرایط مطلوب و دموکراتیک قرار نگرفتیم.
با همه اینها خدا را شکر میکنم که انجمن در شرایطی بسیار خاص و دشوار، یکی دیگر از آزمونهای خود را با سربلندی از سرگذراند و خدا را شکر میکنم که در این موفقیت با همه ضعفها و نابلدیهایم سهم کوچکی داشتهام و امیدوارم انجمن ما و سایر نهادهای مدنی با ارتقاء هرچه بیشتر در زمینههای دربرگیری، چندصدایی، مردمسالاری، شفافیت، مطالبهگری، پاسخگویی و مشارکت روزهای بسیار بهتری را پیشرو داشته باشند.







نظر شما