مدیر مسئول تهران تایمز بودم و از بخت خوش، درست روبروی ساختمان قدیمی ما، ساختمان آجری کوچک، اما دنج و دلنشینی بود که مرحوم احمد بورقانی به عنوان دفتر از آن استفاده میکرد.
علاوه بر سابقه همکاری کوتاه و آشنایی دیرین؛ بزرگواری و خوش مشربی او باعث میشد یکی دو هفتهای یکبار، مزاحمش بشوم. همواره میان کوهی از کتابها و گاه با آن عبای جا افتاده به تنش که به قول امروزیها استایل او شده بود؛ می نشست، مطالعه و کتاب را کنار میگذاشت، خوش میگفت، چای محبت به کام من میریخت و گاهی هم "قهوه زقّوم" تعارف میکرد!
آن ساختمان زیبا را از شهید سید کمال خرازی خریده بود. من هم شیفته ساختمان شده بودم. انقدر در این گعدهها در گوش او نجوا کردم که "تهران تایمز در حال توسعه است، جا کم داریم، عنایتی بفرمائید و ساختمان را به ما بفروشید و ..." که نهایتا بعد از اینکه یکی از آن جملات معروفش را در توصیف سماجت من، نثارم کرد؛ ساختمانِ گرانقدرش را به ثمن بخس به من فروخت. علاوه بر ساختمان، کلی کتاب ارزشمند هم داد تا به اصطلاح معامله فرهنگیتر و شیرین تر شود. آن کتابها الان باید در کتابخانه روزنامه تهران تایمز باشد. بلافاصله هم بخشهای اداری و سازمان آگهی روزنامه را به آن ساختمان منتقل کردیم.
۱۷ مرداد ۱۳۸۳ بی تکلّف زنگ زد و آمد میان بر و بچههای تحریریه تهران تایمز تا روز خبرنگار را تبریک بگوید. عکس مربوط به همان روز و در میان همکاران خوب من است. آن زمان دوران نمایندگی مجلس را پشت سر گذاشته و گمانم فقط نماینده رئیس جمهور (حجت الاسلام سید محمد خاتمی) در شورای نظارت بر صدا و سیما بود.

اویی که خود از بزرگان حوزه خبر، از خبرنگاران ارشد دوران دفاع مقدس و نهایتا معاون امور مطبوعاتی وزارت ارشاد (دولت اول آقای خاتمی) بود و حق بزرگی بر عرصه مطبوعات و رسانههای کشور و اهالی رسانه دارد.
روحش شاد 🤲🖤

پ.ن: عکس دوم مرحوم احمد بورقانی و خبرنگاران ایرنا در زمان جنگ (سال ۶۱) به اتفاق شهید بزرگوار دکتر سید کمال خرازی.
مرحوم بورقانی همزمان با تصدی سفیری ایران در سازمان ملل متحد توسط شهید خرازی، با ایشان به نیویورک رفت و دفتر خبرگزاری ایرنا را بنیان نهاد.
📷 گزارش تصویری خبرگزاری ایرنا از خبرنگاران دهه ۶۰ آن خبرگزاری، واقعا دیدنی است.







نظر شما