رازی که پشت روزنامه‌های چسبیده به پنجره اتاق همسر احمدشاه بود!

ابتدا تصور کردم شیشه شکسته و به وسیله روزنامه آن را پوشانده‌اند ولی بعدا متوجه شدم شیشه‌ها سالم است، با حالت تعجب از خانم بدرالملوک سوال کردم: چرا روزنامه روی شیشه چسانیده‌اند؟

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، سحرگاه سه‌شنبه، اول خرداد ۱۳۵۸، بدرالملوک والا در اتاق شماره ۲۳۱ بیمارستان الوند درگذشت؛ زنی که روزگاری همسر نخست و شرعی احمدشاه قاجار، واپسین پادشاه این سلسله، بود و عنوان «بانوی اول ایران» را بر دوش داشت. پیکر او روز بعد، در سکوت و سادگی، با حضور تنها دخترش و چند تن از خواهران و برادرانش، در بهشت‌زهرا به خاک سپرده شد.

بدرالملوک، دختر شاهزاده ظهیرالسلطان و نواده عباس‌میرزا، پس از مرگ احمدشاه دیگر ازدواج نکرد و سال‌های پایانی عمر را با خاطراتی تلخ و شیرین از دربار قاجار گذراند. او در دوران پهلوی حاضر نبود زندگی خصوصی خود با احمدشاه را روایت کند؛ زیرا خاطرات ناخوشایندی از رضاشاه داشت و نمی‌خواست سرگذشت پادشاهی را که او «دموکرات و مظلوم» می‌دانست، در فضای سانسور آن روزگار بازگو کند.

فخرالملوک والا، خواهر کوچک‌تر بدرالملوک، پس از درگذشت او خاطرات شنیده‌شده از خواهرش را در مجله «سپیدوسیاه» منتشر کرد. یکی از روایت‌های ماندگار، به اتاق کوچک و ساده بدرالملوک در خانه‌ای نزدیک میدان ۲۴ اسفند [میدان انقلاب کنونی] بازمی‌گشت. در آن اتاق، تصویر جوانی احمدشاه، قرآن و چراغ‌خوابی کوچک بر میزی قرار داشت؛ اما پنجره‌ها با روزنامه پوشانده شده بودند. بدرالملوک گفته بود هر صبح با دیدن مجسمه رضاشاه از پشت پنجره، به خود می‌لرزیده و روزنامه‌ها را برای ندیدن آن چسبانده است. «در این اتاق کوچک و نظیف عکس احمدشاه با شاپو پهلوی قرآن و چراغ‌خواب روی میز قرار داشت. یک تخته قالی کهنه ولی بسیار تمیز کف اتاق را پوشانده، پرده‌های سفید تمیزی از تور حاشیه‌دار پنجره اتاق را زینت داده بود ولی با تعجب دیدم روی شیشه پنجره‌ها با روزنامه پوشیده شده بود. ابتدا تصور کردم شیشه شکسته و به وسیله روزنامه آن را پوشانده‌اند ولی بعدا متوجه شدم شیشه‌ها سالم است، با حالت تعجب از خانم بدرالملوک سوال کردم: چرا روزنامه روی شیشه چسانیده‌اند؟ آیا برای جلوگیری از آفتاب است؟! خانم در جواب گفت: خیر هر صبح که چشم باز می‌کردم مجسمه رضاخان را می‌دیدم و بی‌اختیار بر خود می‌لرزیدم. این روزنامه‌ها را چسباندم که چشمم به مجسمه نیفتد. در دوران طولانی عمر خانم بدرالملوک هرگز نشنیدم که رضاشاه بگوید همیشه او را رضاخان خطاب می‌کرد.»

او رضاشاه را هرگز «شاه» نمی‌نامید و همچنان «رضاخان» خطابش می‌کرد. بدرالملوک باور داشت احمدشاه، با وجود ضعف‌های سیاسی، به کشور خیانت نکرد و دستش به خون کسی آلوده نشد.

متن کامل این گفت‌وگو را از این‌جا بخوانید.

۲۵۹

کد مطلب 2260089

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 13 =

آخرین اخبار