به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، مریم تقدیسی، دانشآموخته رشته مترجمی انگلیسی، ۲۵ سال است در حوزه ترجمه فعالیت میکند و تاکنون حدود ۸۰ کتاب در زمینه روانشناسی فردی و اجتماعی، توسعه فردی و فلسفه ترجمه کرده است.
با او درباره مسیر حرفهای خود، دلایل انتخاب متون روانشناسی، آثار آلن دوباتن و کتاب تازهاش «سرت را بالا بگیر» گفت وگو کردهایم.
او معتقد است جامعه امروز بیش از گذشته به کتابهایی نیاز دارد که به خودشناسی، ریشهیابی مشکلات و آگاهی کمک کنند. او توجه به نقش والدین در شکلگیری مشکلات دوران بزرگسالی را نیز ضروری میداند و تاکید میکند جز از طریق آگاهی نمیتوان به اهمیت این نقش دهی، پی برد. مشروح این گفت و گو را در زیر میخوانید:
خانم تقدیسی چرا به ترجمه و بهخصوص ترجمه متون روانشناسی علاقه دارید؟
بیشترین علت، علاقه من به ایجاد امکان تفکر، آگاهسازی و خودشناسی در میان مردم و همچنین آشنایی با روشهای مختلف برخورد با مشکلات است. ما به وضوح شاهد نیاز روزافزون مردم به آگاهی و خودشناسی هستیم و این امر در جوامع امروزی از اهمیتی بیش از پیش برخوردار است.
شاید بتوان گفت روانشناسی در صدر علوم امروزی قرار دارد، چون کسی که از نظر روانی وضعیت مطلوبی ندارد و مشکلات روانی خود را نمیشناسد، به سختی میتواند در سایر امور از کارآیی لازم برخوردار باشد.
اکثر ما عادت کردهایم وانمود کنیم همه چیز خوب است، چون ورود به دنیای روان، برهم زدن نظم همیشگی آن، تفکر و ریشهیابی مشکلات قدیمی بسیار دشوار است و به حمایت و انگیزه زیادی نیاز دارد. البته میزان این مشکلات در همه یکسان نیست، ولی وجود آنها محرز است.
با توجه به سابقه و مهارتتان در ترجمه، چرا حوزه رمان را برای ترجمه انتخاب نکردهاید؟
از دوران جوانی رمانهای بسیاری، از آثار فارسی تا آثار ادبی مشهور ترجمهشده، میخواندم و غرق در آنها زمان و مکان را از یاد میبردم. فکر میکنم یکی از هدفهای اصلی رمانخوانی نیز همین است: سرگرمی و فرار از زمان حال و در عین حال آشنایی با فرهنگهای بیگانه و آثار ادبی بزرگ دنیا.
برای ترجمه، متون روانشناسی را انتخاب کردم، چون همه ما نیازمند خودشناسی و شناخت زوایای تاریک روانمان هستیم. هر یک از این کتابها چراغی را در ذهن روشن میکنند تا سرانجام خود و ریشه مشکلات زندگی خود و اطرافیانمان را بشناسیم. شخصاً نیز از طریق کتابهایی که تاکنون ترجمه کردهام، اعم از سنگین یا سبک، به گوشه و کنارهایی از روان خود و اطرافیانم پی برده و کوشیدهام مشکلاتم را حل کنم.
براساس چه معیارهایی موضوع کتابهایتان را برای ترجمه انتخاب میکنید؛ اولویت با موضوع است یا نویسنده؟
معمولاً موضوعهایی را انتخاب میکنم که بتوانم با آنها ارتباط برقرار کرده و ترجمه بهتری از آنها ارائه کنم. البته در مواردی به دلایلی ناچار به پذیرش کتابهایی شدهام که تقریباً علاقهای به موضوعشان نداشتهام، ولی در همان کتابها هم به نکات جدید و بسیاری پی بردهام.
معیار دیگر من، ایجاد تأثیر مثبت در زندگی و نحوه تفکر خواننده بوده است که در این زمینه حتی تأثیرگذاری بر تعدادی اندک کافی است.
حوزه دیگری که به نظر من بعد از روانشناسی از اهمیت برخوردار است، فلسفه، بهخصوص فلسفه سبک است. مردم معمولاً میکوشند از طریق فلسفه به پاسخ سؤالات عمیق و بیجواب زندگی دست یابند یا روشهای بهتری برای تجربه زندگی بیابند. فلسفه ذهنمان را به پرسشهایی مشغول میسازد که شاید پیش از این به آنها فکر نمیکردیم؛ البته فلسفه سنگین تنها در مورد عدهای بسیار اندک کارساز است.

کتاب «سرت را بالا بگیر» به تازگی با ترجمه شما منتشر شده است. از این کتاب بیشتر بگویید.
کتاب «سرت را بالا بگیر» با عنوان فرعی «غلبه بر ذهنیت قربانی» یکی از کتابهای پیشنهادی من به نشر محترم بذرخرد بود که خوشبختانه پذیرفته شد. این کتاب موضوعی جذاب و تأثیرگذار دارد که حداقل تا جایی که من میدانم کمتر به آن توجه شده است.
اگر رفتارهای خود و اطرافیانمان و به طور کلی رفتارهای مشکلساز را به دقت بررسی کنیم، متوجه میشویم همه آنها در ناخودآگاهمان ریشه دارند؛ ناخودآگاهی که شاید در دوران طفولیت، خردسالی، کودکی یا نوجوانی شکل گرفته باشد یا به تروماهای دوران بزرگسالی بازگردد.
نویسنده در این کتاب از خوانندگان میخواهد خود را از یوغ ذهنیت قربانی رها سازند؛ یعنی اگر در دوران کودکی یا بزرگسالی درگیر ترومایی بزرگ یا کوچک شدهاند، بار سنگین آن را در جایی از زندگی زمین بگذارند تا بتوانند زندگی عادی خود را از سر گیرند.
ما معمولاً به دلیل تروماهایی که بهخصوص در دوران کودکی تجربه میکنیم، باقی عمر را در نقش قربانی باقی میمانیم و به تدریج این نقش در ذهنمان حک میشود. در نتیجه مسئولیت زندگیمان را نمیپذیریم و همه اتفاقات را ناشی از ترومایی میپنداریم که در گذشته تجربه کردهایم.
این کتاب از ما میخواهد در رفتارهایی که برحسب عادت انجام میدهیم و افکار همیشگیمان تجدیدنظر کرده و مسئولیت زندگی و کنترل آن را به دست بگیریم. چنین تجدیدنظری تنها با تفکر، خودشناسی و ریشهیابی مشکلات امکانپذیر است. ادامه مسیری که همیشه در آن بودهایم سادهتر از واکاوی ذهن و روانمان و رسیدن به نتایج شاید دردناک است، ولی پاداش این تجدیدنظر، زندگی معنادارتر و رضایتبخشتری خواهد بود.
علت علاقه شما به آلن دوباتن، نویسنده و فیلسوف سوئیسی ـ انگلیسی، چیست؟
علت علاقه من به آلن دوباتن این است که او روانشناسی، فلسفه و هنر را در آثارش در هم تنیده است؛ سه موضوعی که با ذهن و روان آدمی سروکار دارند و انسان را به تفکر وامیدارند.
دوباتن فلسفه را در زندگی امروز و با زبانی قابل فهم و به شکلی کاربردی ارائه کرده است. ادغام این سه در کنار هم و مطرح کردن مشکلات زندگی و جوامع امروزی، به اعتقاد من موجب خلق کتابهایی کاربردی، سودمند و قابل درک برای خواننده شده است.
کتابهایی که تاکنون از این نویسنده ترجمه کردهام «اضطراب جایگاه»، «اخبار» و «عبور از سختیهای زندگی» هستند.
دوباتن به دنبال نوید بخشیدن به خواننده و ایجاد تفکر مثبت بیهوده نیست. او واقعیت را مطرح میکند و راهکارهایی برای رهایی از رنجهای زندگی ارائه میدهد و با مقایسه زندگی جوامع امروزی و گذشته، از طریق نقاشیها، عکسها و زندگی افراد مشهور جهان، نشان میدهد این درد و رنجها تنها مختص ما نبوده و در هر زمانی به شکلی متناسب با آن زمان وجود داشته است.
پس تنها کاری که باید کرد یافتن راههایی برای تحمل و مقابله با آنهاست که آن هم با تفکر و خودشناسی ممکن است. نوشتههای دوباتن همچنین دارای ادبیاتی فاخر است و به نوعی میتوان آنها را در زمره آثار ادبی محسوب کرد.
درباره کتاب «عبور از سختیهای زندگی» دوباتن بیشتر بگویید. این کتاب چه تصویری از وضعیت انسان امروز ارائه میدهد؟
کتاب عبور از سختیهای زندگی که نام اصلی آن سفر درمانی یا therapeutic journey است به دغدغه ها و مشکلات مردم در جوامع امروزی پرداخته است. به اعتقاد دوباتن اکثر مردم علی رغم داشتن استرسها و مشکلات فراوان در کودکی یا بزرگسالی تظاهر به خوب بودن میکنند. آنها به ندرت به دنبال حل مشکلات باقیمانده در ذهن و قلبشان میروند. این اثر دوباتن به اعتقاد من یکی از تاثیرگذارترین کتابهای اوست که مطالعه ی آن میتواند اثر مثبت در زندگی خواننده داشته باشد. در ادامه به یکی از قطعات جالب کتاب اشاره شده است:
مردم هر روز مردی را در رستوران محل میدیدند که شاید مدتها بود حفظ ظاهر میکرد. در جواب احوالپرسی همه میگفت حالم خوب است. او سر میز همیشگی اش مینشست و به کارگران کارگاه ساختمانی در همان نزدیکی و مادران خسته به همراه فرزندانشان چشم میدوخت. ولی سرانجام روزی متوجه شد دیگر توان کلنجار رفتن با خستگیهای را ندارد. ناگهان سرش پایین افتاد و با ضربه ای محکم به میز اصابت کرد. ولی صدای ضربه در میان همهمه گم شد. شاید کسی در میان مردم جان بدهد و توجه کسی را جلب نکند. البته در این مورد به جز عکاسی فرانسوی که لحظه را با دوربینش ثبت کرد. رنج کشیدن در این دنیای ظاهرا نویدبخش و باطنا غم انگیز عادیست بسیار عادی. ولی هرگز فکر نکنید تنها شما هستید که حالتان خوب نیست.
همکاری شما با نشر بذرخرد چگونه بوده و چه وجه مشترکی میان دغدغههای شما و این نشر وجود دارد؟
همکاری با نشر بذرخرد همیشه برای من رضایتبخش و موجب افتخار بوده است، چون دقیقاً همان موضوعهایی که از نظر من جذابیت دارند مورد نظر آنها نیز هست.
به عقیده من پرداختن به موضوعهایی که بتوانند یاریرسان مردم در مسیر آگاهسازی باشند، هدفی ارزشمند است و خوشبختانه هدف نشر بذرخرد نیز آگاهسازی و توسعه فردی است.
وضعیت استقبال جامعه امروز از کتابهای روانشناسی فردی و اجتماعی را چگونه ارزیابی میکنید؟
جامعه امروز ما که با مشکلات عدیدهای مواجه است، از کتابهای روانشناسی فردی و اجتماعی بیش از پیش استقبال میکند و این نشانی از بیداری آگاهی در مردم است.
به طور کلی شواهد نشان میدهند سطح آگاهی در میان مردم افزایش یافته که جای امیدواری است. مردم به این نوع کتابها نیاز دارند و از طریق آنها میتوانند علاوه بر پی بردن به مشکلات روانی خود و ریشهیابی آنها، روی سرنوشت فرزندان و اطرافیانشان نیز مؤثر واقع شوند.
از نظر شما ترجمه کتابهای روانشناسی در جامعه امروز چه ضرورتی دارد و چگونه میتوان مخاطبان بیشتری را به این آثار علاقهمند کرد؟
ترجمه این کتابها در جامعه امروز ما از ضرورت مبرمی برخوردار است، چون این تنها ما هستیم که میتوانیم از طریق مطالعه و همچنین انتقال آموختههایمان به فرزندان و اطرافیانمان، وضعیت خود و جامعهای را که در آن زندگی میکنیم بهبود بخشیم. خوشبختانه ناشران محترم نیز از این ژانر استقبال میکنند. بهترین راه برای علاقهمند کردن مخاطبان به این ژانر، تبلیغ و آگاهسازی آنها از محتوای این کتابهاست.
یکی دیگر از موضوعاتی که در ترجمههایتان بر آن تأکید دارید، آگاهیبخشی درباره نقش والدین در زندگی فرزندان است. چرا این موضوع را مهم میدانید؟
موضوع دیگری که به عقیده من باید به آن پرداخته شود، نقش والدین بر فرزندان، بهخصوص در دوران کودکی است. من در این زمینه کتابی به نام «رهایی از والدین نابالغ» ترجمه کردهام و خوشبختانه کتابهای مشابه دیگری نیز در این زمینه ترجمه شدهاند.
نقش والدین همواره به عنوان نقشی مقدس در نظر گرفته شده که هیچکس نباید آن را زیر سؤال ببرد، بهخصوص در جوامع سنتی. ولی امروز علم روانشناسی نشان داده که بسیاری از مشکلات دوران بزرگسالی از تأثیرات والدین در کودکی سرچشمه میگیرند و اگر فرد به این موضوع پی نبرد، ممکن است تا پایان عمر با مشکلات روانی خود دست و پنجه نرم کند.
والدین میتوانند بهترین دوست یا بدترین دشمن فرزند باشند. بسیاری از آنها کمبودها و مشکلات خود را وارد زندگی جدیدشان کرده و ذهن کودک را با آنها آلوده میسازند. کودک نیز که آموخته نباید حرفی روی حرف والدین بزند، با همان کمبودها و مشکلات بزرگ میشود و در آینده ریشه مشکلاتش را نمیشناسد.
ترجمه و نشر کتابهای بیشتری در این زمینه میتواند آگاهی خوانندگان را افزایش دهد و در بهبود وضعیت مردم نقش سودمندی ایفا کند.
به سهم خودم امیدوارم نقشی هرچند کوچک در آگاهسازی خوانندگان عزیز ایفا کنم و بتوانم در ذهن مردم چراغهایی را برای خودشناسی و تفکر روشن کنم.
۵۹۵۹







نظر شما